رقابت روسیه با اوپک و وضعیت تولید نفت درکشورهای مختلف؟:
● روسیه بنا را بر رقابت با اوپک گذاشته است. در اوائل نوامبر گذشته ، دبیر کل اوپک به مسکو رفت تا موافقت این کشور را ، در همکاری با اوپک جلب کند. اما پاسخ منفی شنیده است :
در گذشته، مسکو در جلوگیری از سقوط بهای نفت ، با اوپک همکاری میکرد. اما حالا دیگر حاضر به همکاری نیست. سیلوا، دبیر کل اوپک میگوید: دربازار به اندازه کافی نفت وجود دارد و دلیلی برای عرضه بیشتر نفت به بازار نیست.
در 6 ماه اول 2002 ، مسکو میزان صادرات نفت خویش را به دروغ کمتر از میزان واقعی میگفت تا وانمود کند با اوپک همکاری میکند. اما وقتی دورۀ همکاری پایان پذیرفت، "تولید را به میزان سابق خود بازگرداند ". در حقیقت، روسیه دید که دوره در سخن ، همکاری کردن و در عمل، وارونه قول خود کردن ، پایان پذیرفته است. از این رو به دبیر کل اوپک گفته است همکاری نمیکنیم.
یوسف اوف، وزیر نفت روسیه گفته است: نه تنها روسیه موافق ﺁنست که بهای نفت هر بشکه 25 دلار و کمتر باشد، بلکه بر اینست که اوپک نیز می باید تولید خود را افزایش دهد تا قیمت پائین بیاید. دلیل او اینست که بدین ترتیب اقتصادهای کشورهای مصرف کننده نفت از رونق نمی افتند.
اما حقیقت اینست که روسیه میخواهد سرمایه های غرب و بخصوص سرمایه های امریکائی را به روسیه جلب کند. مخاطب واقعی یوسف اف امریکاست : مطمئن باشید روسیه نمیگذارد قیمت نفت بالا برود. حالا دیگر روسیه پنهان نمیکند که میخواهد بزرگ ترین صادرکننده نفت باشد. در اوائل سال 2003 ، روسیه تولید نفت خویش را از عربستان گذراند و در ماه اکتبر ، متوسط تولید سالانه اش به روزانه 8/8 میلیون بشکه در روز رسید.
در 4 نوامبر، سیمون وینشتوک، مسئول حمل و نقل نفت گفت: سیستم خطوط نفتی این کشور به قاره اروپا و دریا تکمیل شده و اینک ظرفیت روزانه ﺁن 600 هزار بشکه است. قرار است در ژوئن 2004 ، ظرفیت لوله های نفتی روسیه به 800 هزار بشکه در روز برسد.
● منابع استخراج نشده عراق را 112 میلیارد بشکه برﺁورد میکنند. اما اگر صحرای غربی عراق را هم در نظر بگیریم که مورد کاوش جدید نیز واقع نشده است، میزان ذخایر نفتی عراق میتواند دو برابر باشد. امریکا به بهره برداری از نفت عراق تقدم بخشید. بودجه حراست از چاهها و تأسیسات نفت را نیز افزایش داد اما خرابکاری در تولید و صدور نفت مانع از ﺁن شده است که نفت عراق به میزان دلخواه صادر شود.
وزیر نفت عراق، در مصاحبه خود در وین، گفته است: قصد ما اینست که تا پیش از 2005 ، میزان صدور نفت را به 5/3 تا 4 میلیون بشکه در روز برسانیم. تا پایان دهه اول قرن جدید، صادرات نفت عراق باید به 6 میلیون بشکه در روز برسد.
صدور نفت عراق از ناحیه بصره نیز به روزی 3/1 میلیون بشکه رسیده است. صادرات شمال عراق محرمانه نگاه داشته شده است. بهانه نیز اینست که خرابکارها مطلع نشوند و خرابکاری نکنند. قرار است تولید نفت عراق همچنان افزایش بجوید.
سیلوا، دبیر کل اوپک، نگران ﺁنست که با توجه به سیاست نفتی روسیه ، تولید نفت و عرضه نفت بسیار بیشتر از عرضه ﺁن میشود. بنا بر این، در بهار 2004 ، زیادت عرضه بر تقاضا، موجب کاهش قیمت نفت خواهد شد.
دانستنی است که از دلایل جنگ با رژیم صدام یکی این بود که نفت ارزان میشود و اقتصاد امریکا رونق میگیرد. رونق به اقتصاد امریکا بازگشته است و پائین ﺁمدن بهای نفت در بهار، برگ برنده ای میشود برای بوش در مبارزات انتخاباتیش.
اوپک در اجلاس اخیر خود، تولید نفت را بالا نبرد و قرار است در ماه فوریه اجلاس دیگری داشته باشد و وضعیت را بسنجد و در باره میزان عرضه نفت و قیمت ﺁن تصمیم بگیرد.
● با وجود این ، ناامنی در مناطق نفت خیز دنیای عرب روز افزون است :
* سوریه تصمیم گرفته است تولید نفت خویش را افزایش دهد و خط لوله دیگری برای صدور نفت عراق از راه سوریه ، بسازد. اما هیچ نه معلوم که بتواند بعمل درﺁورد. زیرا بوش مصوبه کنگره را، در بارۀ مجازات اقتصادی سوریه، امضاء کرد . کشور از هرسو با رژیمهای "دوست امریکا " در محاصره است. بنا بر این، تنها راهی که برایش میماند، افزایش تولید داخلی است. وزیر نفت سوریه میگیود : بنا بر افزایش روزانه 100 هزار بشکه به تولید داخلی است. اما تولید داخلی سوریه از 590 هزار بشکه به 525 هزار بشکه کاهش یافته است. اگر میزان تولید بر همین میزان کاهش بیابد، در سالهای ﺁینده ، واردات نفت سوریه بیشتر و در 2013 ، نزدیک به تمام نفت مصرفی خود را باید وارد کند.
البته حوزه های نفتی جدیدی کشف شده اند و سوریه سرمایه گذاران خارجی را تشویق میکند در نفت این کشور سرمایه گذاری کنند. اما اینک با مجازات اقتصادی امریکا روبرو شده است.
* در عربستان ، توطئه های تروریستی تأسیسات نفتی را هدف نگرفته اند. اما این بیم بوجود ﺁمده است که برای ضربه وارد کردن به امریکا و رژیم سعودی، تأسیسات نفتی میتوانند هدف بگردند.
* در یمن ، حمله به لوله های نفتی حاکی از ﺁنست که روابط دولت یمن با طوایف این کشور وخیم شده است. ترسی که این حمله ایجاد کرده ، اینست که تأسیسات نفت عربستان نیز مورد حمله قرار بگیرند.
● در عوض، در ﺁسیای میانه ، سرمایه گذاری و تولید نفت رو به افزایش است:
* نفت ﺁذربائیجان - حیدر علی اوف، رئیس جمهوری پیشین، در امریکا مرد و پسر او، الهام که صنعت نفت را اداره میکرد و حالا رئیس جمهوری است - به سرمایه های امریکائی سپرده شده اند. غیر از اینکه ﺁذربائیجان با ارمنستان نزاع دارد و سلطه امریکا همراه با رقابت روسیه، میتواند سبب توسل به مذهب برای مقابله مردم با این سلطه بگردد.
* در قزاقستان، وزیر انرژی گفته است قصد دارد شرکت نفتی را که در منطقه کشگان - یکی از مهمترین منابع نفتی است که 7 تا 9 میلیارد بشکه ذخیره دارد - عمل کند را تنبیه کند. علت عدم توسعه ندادن به بهره برداری نفت است. حکومت میگوید Agip KCO میباید در سال 2005 نفت را بهره برداری کند و شرکت میگوید زمین ذو عارضه و عمیق است و... و در این تاریخ نمیتوان بهره برداری را ﺁغاز کرد.
* در امریکای لاتین، کوشش حکومت بوش برای سرنگون کردن حکومت هنوز به جائی نرسیده است. در بلیوی ، بخاطر نبود امنیت، سرمایه گذاری نمی شود.
● در 17 اکتبر 2003، سی سال از ضربه نفتی اول میگذشت. 30 سال پیش، قیمت نفت در حد توقع اقتصاد امریکا ، افزایش یافت. توضیح اینکه بدهی امریکا به اروپا زیاد شد و "ارودلار " حربه اقتصادی کارﺁمدی در دست اروپا گشت. ﺁن زمان، بنی صدر در ، تحلیلی را منتشر کرد که تنها یک راه وجود دارد برای اینکه امریکا این برگ برنده را از دست اروپا بدر ﺁورد و ﺁن را برگ برنده ای در دست خود کند و ﺁن ، بالا بردن بهای نفت و تبدیل "ارو دلار " به " پترو دلار " است. بنا بر این ، در ﺁینده نزدیک، قیمت نفت افزایش خواهد یافت. لوموند این تحلیل را بیانگر زیادت جرأت شمرد و انتشار نداد. اما چه زود تأسف خورد که فرصتی بس مهم را از دست داده است. زیرا ضربه نفتی وارد ﺁمد و "ارو دلار" "پترو دلار " شد.
بهر رو، ﺁن روز قیمت بالا رفت. در انقلاب ایران ، ضربه نفتی دوم ، این بار بیرون از حد توقع اقتصاد امریکا وارد شد و کشورهای نفت خیز بودند که برای نخستین بار، از کسر ارزی مزمن رها و صاحب ذخایر ارزی مهمی شدند.
پس از ﺁن، با جنگ 8 ساله ای که ملاتاریا و رژیم صدام در سود امریکا و انگلیس و اسرائیل، ملتهای منطقه را بدان گرفتار کردند، نوبت به ضد ضربه نفتی رسید. قیمتهای نفت سخت سقوط کردند. ناگزیر ، کشورهای نفت خیز سهمیه معین کردند و عرضه روزانه نفت را محدود کردند . اما اینک، خطر ﺁن وجود دارد که اوپک توان کاستن از عرضه نفت را نیز از دست بدهد. نه تنها بدین خاطر که نفت عراق و عربستان در دست امریکاست، بلکه به این لحاظ که روسیه نیز به درﺁمد نفت نیاز مبرم دارد و بر صدور نفت خویش می افزاید و کشورهای نفت خیز کسری ارزی دارند و تا میتوانند بر تولید و صدور نفت می افزایند.
با وجود این، عراق امروز ﺁزمایشگاهی است که میتواند خواب بوش و حکومتهای غرب را ﺁشفته کند: در صورتی که دستیگری صدام اثری بر عملیات مسلحانه بر ضد قوای اشغالگر نکند و خرابکاری در تأسیسات نفت ادامه پیدا کند، نا امن کردن صدور نفت میتواند قلمروئی از قلمروهای اصلی "تروریسم بین المللی" بگردد.