«ايران» آماده امضاى پروتكل الحاقى است و يا بنابر
رويه، تا سركشيدن جام زهر تسليم، مىرود؟:
انقلاب اسلامى: اين فصل را در دو قسمت مىخوانيد.
در قسمت اول، نكات اصلى مقالهاى را مىخوانيد كه در لوموند ديپلماتيك (اكتبر
2003) انتشار پيدا كردهاست. مقاله را پل مارى دولا گرس، فرستاده ويژه ماهنامه به ايران
نوشته است. و در قسمت دوم، پاسخ اين سئوال را كه آيا رژيم پروتكل را اجرا مىكند و
يا، بنا بر رويه، تا سركشيدن جام زهر تسليم مىرود؟:
پل مارى دولاگرس: تهديد ايران و تهديدى كه ايران
مىشود:
انقلاب اسلامى: در لوموند ديپلماتيك سه مقاله در
باره «مسئله» اتم انتشار پيدا كردهاست. در مقاله اول، با عنوان «امريكا برنامه اتمى
بسط اسلحه اتمى را به اجرا مىگذارد»، خبر مىدهد كه در ماه اوت 2003، فرماندهى استراتژيك
امريكا كه مسئوليت قواى اتمى امريكا را بر عهده دارد، در پايگاه نبراسكا، اجتماع محرمانهاى
را با شركت كارشناسان، تشكيل داد. هدف توليد اسلحه اتمى نسل جديد بود. بيتشر از
150 متخصص در اين اجتماع شركت داشتند. هدف متنوع كردن اسلحه اتمى و بخصوص مجهز شدن
به سلاحى است كه مرز دقتش به حد اكثر باشد اما شدت تششعاتش به حد اقل و بتواند در زمين
فرو رود و پناگاههاى بتونى زير زمينى را نابود كند. در مقاله دوم اين عنوان را دارد:
تروريسم اتمى اسطورهها و واقعيتها.
گزارشگر لوموند ديپماتيك، نخست، جريانى را به اختصار
يادآور مىشود كه به صدور قطعنامه شوراى حكام آژانس بين المللى انرژى اتمى انجاميد.
و برآنست كه كسى ترديد ندارد كه يا پيش و يا پس از انتخابات رياست جمهورى امريكا، در
صورتى كه مقاصدى تغيير نكنند كه امريكا اعلامشان مىكند، برخورد امريكا با ايران، اجتنابناپذير
است.
و آنگاه، سابقه تاريخى را يادآور مىشود: در
دوره شدت جنگ سرد، رژيم شاه شريك عمده امريكا در مرزهاى جنوبى شوروى و در صدد مجهز
شدن به سلاح اتمى بود. اين امر كه امريكا مخالفتى با برنامه اتمى ايران نمىكرد و بسا
مساعدت مىكرد كه انجام بگيرد، هيچ جاى تعجب ندارد. انقلاب ايران بر آن نقطه پايان
گذاشت.
انقلاب اسلامى: خوانندگان ما مىدانند كه برنامه
اتمى شاه، همان سرمايه گذارى در برنامه اتمى اسرائيل بود. قرار بود اسرائيل سلاح اتمى
را كه توليد مىكند، در اختيار ايران نيز بگذارد.
سياست رها كردن برنامه اتمى، در 1982، مورد تجديد
نظر قرار گرفت: عراق به ايران حمله كرده بود و فروش اسلحه به ايران ممنوع بود. حال
آنكه دشمن ايران از همه جا، بخصوص از شوروى و فرانسه اسلحه جديد مىخريد. اما بازگشت
به برنامه اتمى حاصل يك تحليل استراتژيك وسيعترى بود. كشور با همسايگانى روبرو بود
كه يا سلاح اتمى را داشتند و يا دارا مىشدند: شوروى داشت. و پاكستان در كار ساخت آن
بود. قواى دريائى و هوائى امريكا در خليج فارس مستقر مىشدند و عراق و اسرائيل از اسلحه
اتمى برخوردار مىگشتند. رهبران ايران مىديدند كه غير ممكن است نسبت به چنين وضعيتى
واكنش نشان ندهند. امروز نيز اين داده استراتژيك عمده تعيين كننده انتخاب آنهاست.
رهبران ايران، گرچه تأكيد مىكنند اسلحه اتمى
نساختهاند، بدون ترديد فكر كردهاند كه ايران مىبايد اين اسلحه را داشته باشد. اتهامى
كه امريكا به ايران وارد مىكند، بر مجموعهاى از اطلاعات و فرضها مبتنى است كه آژانس
بين المللى انرژى اتمى، در گزارش 6 ژوئن خود، گرد آوردهاست. با آنكه البرادعى ايران
را بخاطر پنهان كردن تأسيسات خود از آژانس مورد انتقاد قرار داد، اما حاضر نشد زير
فشار امريكا، بگويد ايران قرارداد منع گسترش اسلحه اتمى را نقض كردهاست. اما در يك
مبادله اطلاعات، در بالاترين سطح، پيرامون برنامه اتمى ايران، بخصوص از سوى فرانسه
اطلاعاتى در اختيار گذاشته شدند كه حاكى از كارهائى است كه در حال انجام بودند كه برخى
از آنها اجراى برنامه نظامى بودند: استفاده از فن گريز از مركز بقصد غنى كردن اورانيوم
به ميزانى كه براى سلاح اتمى لازم است. اطلاعات ديگر مربوط مىشدند به توليد پلاتونيوم
و آب سنگين بيشتر از آنچه مورد نياز يك برنامه غير نظامى و يا صنايع شيمائى بود.
بهر رو، حكومت امريكا بر اين ارزيابى است كه بسا
تا يك سال ديگر، ايران توانا به توليد سوختهاى اتمى مىشود كه بكار توليد اسلحه اتمى
مىآيند.
اما معنى پديدار شدن ايران، بمثابه يك قدرت
اتمى، در روابط بين المللى چيست؟ نه تنها كشور در محاصره قدرتهاى اتمى است، بلكه رهبران
كشور بحق بر اين باور هستند كه نتيجه جنگ بهار گذشته بر ضد عراق - در قسمتى هدف جنگ
نيز همين بود -، به محاصره امريكا درآمدن ايران است. امريكا هم اكنون قواى نظامى در
آسياى ميانه و در افغانستان و پاكستان و خليج فارس و عراق و حتى در قفقاز دارد.
از ديد رهبران ايران خطر نزاع امريكا با ايران،
بكلى منتفى نيست. تصرف عراق و بحرانهائى كه ببار مىآورد، مىتوانند بر ايران اثرهاى مستقيم داشته باشند. خودمختارى
كاملى كه كردهاى عراق بدست آوردهاند مىتواند در كردستان ايران، پى آمد داشته باشد.
جنگ داخلى جديد در افغانستان مناطق شرقى ايران را نيز بى ثبات كردهاست. اسرائيل آشكارا
ايران را خطرناكترين خصم خود مىخواند و از هم اكنون، تهديدهاى امريكا دقيق مىشوند
و فشار وارد مىكنند:
از برخوردهاى نظامى قابل فرض، مقابله نظامى با
اسرائيل بيش از همه توجه ايرانيها را به خود معطوف كردهاست. از ديد اينان، در صورتى
كه اوضاع و احوال امكان فراهم آورند، قطعاً، آريل شارون ترديدى در ويران كردن تأسيسات
اتمى ايران به خود راه نمىدهد. همانسان كه بگين، در 1981، رآكتور اتمى عراق را در
تموز بمباران كرد. و از آنجا كه نقطه ضعف اسرائيل كوچكى سرزمين است، مسلح شدن ايران
به اسلحه اتمى، ايران را از خطر حمله اسرائيل حفظ مىكند.
بدون وجود سلاح اتمى، تنها واكنشى كه ايران
مىتواند بعمل آورد، ضربه وارد كردن از مرز لبنان با اسرائيل و يا از سرزمينهاى فلسطينى
و يا مسلح كردن گروههاى آماده مبارزه با اسرائيل، در كشورهاى همسايه اسرائيل است. اما
در اين صورت، ايران از آن مىترسد كه امريكا بسود اسرائيل وارد عمل شود. بنا بر اين،
سود در اينست كه ايران به اسلحه اتمى مجهز شود! در اين صورت، ايران مىتواند اسرائيل
را با موشكهاى شهاب 3، با برد 1300 كيلومتر، مورد تهديد قرار دهد.
در انتظار دست يابى به سلاح اتمى، نزاع ميان امريكا
با ايران، از چه نوع خواهد شد؟ مشكل مىنمايد كه امريكا با ايران جنگى از نوع جنگى
كند كه با عراق كرد. زيرا سر زمين ايران وسيع است و جمعيت آن زياد و منابع آن عظيم
هستند. ايران كشورى با بعدى ديگر است و تصرف آن نياز به قوائى بسيار بيشتر خواهد داشت.
البته قواى ايران تجهيزات ضعيفى دارند. افزون
بر اين، تقسيم به دو هستند: ارتش كه ضربههاى انقلاب اما در جريان جنگ با عراق، وفادارى
خويش را نشان دادهاست و سپاه پاسداران كه نفراتش كمتر از 100 هزار تن است و از خود،
نيروى دريائى و نيروى هوائى دارد.
اما مردم ايران، كه ملى گرائى سنت ديرين آنهاست،
با تمام توان خود در برابر اشغال كشور خود مقاومت خواهند كرد. شايد منطقه كرد نشين
در شمال غربى و بلوچ نشين در شرق ايران چنين نكنند .
در جمع فرضى كه بيشتر از همه محتمل است، تخريب
مراكز تحقيقات و آزمايشهاى اتمى توسط نيروى هوائى امريكا است. اين بمباران آغاز مخاصمت
خواهد شد. ايران در چندين زمينه مىتواند واكنش نشان دهد: تغيير سياست خود در عراق
و با تمامى وزن خود، جامعه شيعه را به مقاومت مسلحانه برانگيختن كه بعد بزرگترى را
پيدا خواهد كرد.
و نيز، رهبران ايران مىتوانند رفتار خود را
در قبال گروههاى تروريست اصول گرا تغيير دهد. تا اين زمان، ملاحظه آنها را نكردهاند.
در صورت حمايت ايران از آنها، آماج اول حملهها، منطقه خليج فارس خواهد شد. چرا كه
شيعهها در اين منطقه متمركز هستند و بطور مستقيم مواضع امريكا را مىتوانند مورد حمله
قرار بدهند. و باز ايران مىتواند نفوذ خود در منطقه هزاره جات افغانستان بكار برد
و تعادل قواى كنونى را به زيان قدرت سياسى كه امريكا در كابل مستقر كردهاست، برهم
بزند. بدون ترديد برخورد قابل پيش بينى امريكا با ايران، پى آمدهاى بسيار دراز پيدا
خواهد كرد.