١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥٨٤ از ١ تا ١٥ آذر
سايت آقاى ابوالحسن بنى صدر
همکاری امریکا با صدام در جنایتها - لاشخورها در عراق ؟ - آشتی باایران؟ :

 

  انقلاب اسلامی : این فصل را در سه قسمت میخوانید. در قسمت اول ، یافته های جدید در باره همکاری حکومتهای ریگان و بوش در جنایتهای جنگی رژیم صدام و محاکمه صدام را و در قسمت دوم باز سازی در عراق و حضور لاشخورهای ایران گیتی و غیر ایران گیتی در عراق برای بردن و خوردن و در قسمت سوم دروغهای حکومتهای بوش و بلر را می خوانید :

یافته های جدید پیرامون همکاریهای حکومتهای ریگان و بوش با رژیم صدام در جنایتهای جنگی بر ضد ایران و محاکمه صدام :

● در 23 دسامبر ، اطلاعات جدیدی در بارۀ همکاری حکومتهای ریگان و بوش در جنایتهای جنگی رژیم صدام انتشار پیدا کرد :
وزیر دفاع امروز، دونالد رامسفلد، به عراق رفت. عکس او را در حال دست دادن با صدام، بمناسبت یافته های جدید ، از نو، انتشار پیدا کرد. اگر رامسفلد ناگزیر شود در یک دادگاه بین المللی بی طرف شهادت دهد که قرار باشد صدام را محاکمه کند، بدون شک، از او خواهند پرسید : از آن جنایتها چه میدانید و چه وقت از آنها آگاه شدید؟ از میان تمامی قوانین مربوط به حقوق انسانها، جنایت بر ضد بشریت و همدستی در چنین جنایتی، در قلمرو حقوق بین المللی قرار می گیرد.
قربانیان جنایتهای صدام ، ایرانیها و عراقیها حق دارند بدانند چه کسانی صدام را مسلح کرده اند؟ چه کسانی در سالهای 80، تسلیحات و تجهیزات جنگی عراق را برای او ساخته اند و یا به او داده اند؟ آنها حق دارند از رامسفلد و مأموران سیا و تاجران اسلحه امریکائی بپرسند چرا در این جنایتها همکار صدام و رژیم او بوده اند ؟ هیأتهای مدیره شرکتهائی که مواد شیمیائی مرگ زا را به عراق داده اند ، آلکولیاک انترنیشنال آو ماریلند که گاز خردل را برای صدام برده است و کارخانه های تنسی که مواد شیمیائی را ساخته اند که سارین ماده اصلی آنها است و داوکیمیکال که گاز خفه کننده به عراق فروخته است و سران شرکت بشتل که در کارخانه خود در عراق برای رژیم صدام ، مواد سمی تولید کرده است و نیز اعضای سیا که به فروش اسلحه شیمیائی به عراق پوشش داده اند ، آنهم با علم به اینکه این اسلحه را آن رژیم در جنگ بکار میبرد، همه و همه، میباید در دادگاه بین المللی حاضر شوند و پاسخگوی اعمال خویش بگردند.
دادگاه صدام تنها وقتی میتواند تشکیل شود که اسناد همکاریهای امریکا و اروپا با رژیم صدام منتشر شده باشند . در دسامبر 2002 ، حکومت بوش 800 صفحه از 2000 صفحه اسناد همکاریها با رژیم صدام را در اختیار سازمان ملل قرار داد. این اسناد شامل نام شرکتها ی امریکائی که به رژیم صدام اسلحه فروخته اند و صورت ریز اسلحه ای که فروخته اند و تکنولوژی دو مصرفه و موادی که بکار تولید اسلحه کشتار جمعی میآیند. این مدارک متعلق به قربانیان سلاحها هستند. اما همه اسناد نیستند. اسناد مربوط به نقش بوش (پدر) که اهمیت اساسی در محاکمه صدام دارند، سانسور شده اند. این اسناد نیز می باید انتشار پیدا کنند.
دستور العمل 114 شورای امنیت ملی ، مورخ 26 نوامبر 1983 ، گزارشگر همکاری امریکا با رژیم صدام نیز می باید از قید محرمانه رها و انتشار پیدا کند. دنیا حق دارد از حقیقت آگاه شود.
مقامات امریکائی بمدت 28 سال با رژیم صدام همکاری کرده اند. مثل شاه ایران ، صدام نیز از حمایت امریکا برخوردار شد و فرانکشتاین از کار درآمد. او فرآوردۀ سیاست خارجی امریکا بود.
در 1963، سیا به حزب بعث کمک کردند تا کودتایشان بر ضد دولت عبدالکریم قاسم موفق شود. یکی از عوامل سیا ، صدام حسین بود. بعد از کشتارها و تصفیه ها، بعثی ها بر عراق مسلط شدند و در 1979، صدام همه کاره عراق گشت. با حمایت و همکاری امریکا، بر ضد ایران جنگی را بمدت 8 سال ، به راه انداختند . با زیر پا گذاشتن کنوانسیون ژنو 1925، (که استعمال اسلحۀ شیمیائی را ممنوع میکند) حکومت ریگان - بوش اجازه فروش اسلحه شیمیائی و بیولوژیک، از جمله میکروب سیاه زخم، را، به عراق، دادند .
واشنکتن پست فاش می سازد که عراق روزمره این اسلحه را بکار میبرد. وقتی فرستاده مخصوص ریگان، دونالد رامسفلد ، در 1983، به بغداد رفت و با صدام "ملاقات تاریخی" خود را انجام داد، همکاری نظامی فعالی را پایه گذاشت. خشونت و بی رحمی رژیم صدام سری برای کسی نبود. با اینحال، مقامات امریکائی و عراق کوششهای نظامی خود را همآهنگ کردند. نه تنها امریکا هواپیماها و مهمات و بمبها در اختیار صدام گذاشت ، بلکه تصویرهائی را که قمرهای جاسوسش از موضع قوای ایران و نقاط استراتژیک می گرفتند، در اختیار رژیم صدام میگذاشت و این رژیم را به کشتار هزاران ایرانی توانا میگرداند. 24 شرکت امریکائی به عراق اسلحه و مهمات می فرستادندو فرانسه نیز 200 دستگاه تانک AMX به عراق داد. بمب افکنهای میراژ و هلیکوپترهای جنگی در اختیار رژیم صدام گذاشت.
چه فرقی هست میان صنایع آلمان که برای اردوگاههای مرگ ، تجهیزات و مواد تولید میکردند و در اختیار میگذاشتند با صنایع امریکا و اروپا که بمبهای خوشه ای، شیمیائی و حتی بیولوژیک و هواپیماها و هلی کوپترها برای بکار بردن آنها در اختیار رژیم صدام می گذاشتند تا مردم بی گناه ایران را کشتار کند . به این رژیم تجهیزات تولید سلاح اتمی میفروختند؟ و ...
از دید حکومت بوش ، سبعیت صدام ، شکنجه گاه ها ، گاز کش کردن کردها و استفاده از اسلحۀ شیمائی بر ضد ایران نبودند . اشغال کویت بود. تهدید منابع نفت غرب، در 1990 ، بود که صدام را مظهر سبعیتها و متحد دیروز را "قصاب عراق" گرداند. قبل از تصرف کویت، بودند امریکائیهائی که از سبعیتهای صدام و رژیم او میگفتند و مینوشتند. اما نیوریپالیک (آوریل 1987) سرمقاله ای پیرامون میانه روی این رژیم انتشار داد. سرمقاله رژیم صدام را " قدرت نظامی مستقلی توصیف کرد که ... بالقوه ، حافظ تعادل قوا در منطقه است.

* نوشته ای که خواندید از نشریه Common Dreams News Center (23 دسامبر 2003 ) بود. ● نوآم چامسکی نیز (تورنتو استار 21 دسامبر ) مقاله ای انتشار داده است که نکاتی از آن را نقل می کنیم :
هر انسانی که خواستار رعایت شدن حقوق بشر و اجرای عدالت باشد، از دستگیری صدام حسین خوشحال میشود و به انتظار محاکمه او در یک دادگاه بین المللی است.
بهنگام کشتار شیعه های عراق، امریکا و متحدانش اتفاق نظر داشتند که رژیم عراق و رهبر آن، به غرب و منطقه بهترین امیدها را نسبت به ثبات عراق می دهد. آنها که از خشونتهای صدام رنج میبرند این امید را نمی دهند. (نوشته آلن کاول در نیویورک تایمز) در دسامبر سال گذشته، جک استراو ، وزیر خارجه انگلستان ، پرونده جنایات رژیم صدام را در دورانی که از حمایت امریکا و انگلستان برخوردار بود، تهیه کرد.
این رفتار حکومتهای امریکا و انگلیس ، استفاده از حافظه گزینشی تاریخ و بر اساس آن توجیه سیاست کنونی و عملی غیر شرافتمندانه است . این دو حکومت مدعی هستند که ما میدانیم و میگوئیم که در گذشته ، به خطا، از رژیمهای استبدادی حمایت شده است و حالا ما میخواهیم خطا را جبران کنیم و بنا داریم در منطقه، رژیمهای استبدادی را با رژیمهای مردم سالار جانشین کنیم.
اما این روش غیر شرافتمندانه است زیرا مانع از آن می شود که ما آنچه را زیر چشم ما روی میدهند را درک کنیم. برای مثال، دلیل اولی حکومت بوش برای جنگ با عراق این بود : نجات دنیا از خطر اسلحه کشتار جمعی که در اختیار مستبد عراق است و با تروریسم بین المللی پیوند دارد. امروز ، هیچکس حتی آنها که نطقهای بوش را تهیه میکنند به این دروغ باور ندارند .
اینست که دلیل جدید عبارت شده است از این که ما با عراق جنگ کردیم تا در این کشور مردم سالاری برقرار کنیم. بلکه میخواهیم در همه خاورمیانه مردم سالاری برقرار کنیم. گاه تکرار این دموکراسی سازی حکومتیان را در نشئه فرو می برد. ماه پیش، داوید اینیاتیوس ، در واشنگتن پست تجاوز به عراق را " آرمانی ترین جنگ در عصر جدید " توصیف کرد. زیرا تنها استقرار مردم سالاری دلیل وقوع آن بود.
اینیاتیوس سخت تحت تأثیر پل ولفوویتز (معاون وزارت دفاع امریکا) است. ولفوویتز "رهبر ایده آلیستهای حکومت بوش" است. او را روشنفکر راستکرداری توصیف میکند که از خفقانی که دنیای عرب گرفتار آنست رنج می برد و میخواهد آزادش کند.
اما ولفوویتز کیست؟ سفیر امریکا در آندونزی ، در دورۀ سیاه دیکتاتوری سوهارتو ، یکی از بدترین استبدادها که بزرگ ترین کشتار کنندگان قرن. در حکومت ریگان، او سفیر امریکا در آندونزی بود و باز ، او حامی دیکتاتورهای کره جنوبی و فیلی پین (مارکوس) بود. حال به این عنوان که بنا بر تغییر جهت سیاست امریکا است، همه این واقعیتها باید به دست فراموشی سپرده شوند؟ اما اگر اینهمه را بدست فراموشی بسپریم، به ولفوویتز و امثال او اجازه میدهیم، بنام دموکراسی ، به کارهای سابقشان ادامه دهند: یکی از تجلیات اخیر عشق ولفوویتز به دموکراسی ، امتناع مجلس ترکیه از تصویب اجازه استفاده امریکا از ترکیه در جنگ با عراق بود. این امتناع ، واشنگن را از خشم دیوانه کرد. ولفویتز نظامیان ترکیه را مورد عتاب و خطاب قرار داد که چرا مجلس ترکیه را مجبور نکرده اند رأی موافق به پیشنهاد بدهد! نمونه دیگر عشق او به دموکراسی ، محروم کردن کشورهائی از شرکت در باز سازی عراق بود که با جنگ با عراق مخالفت کرده اند.
و نمونه سوم عشق او به دموکراسی، واسطه شرکتهای هالیبورتن و بشتل نزد دیکتاتورهای فاسد شدن (ازبکستان و...) و سپردن باز سازی عراق به این گونه شرکتها است.
آیا ما باید انتظار داشته باشیم امریکا اجازه بدهد یک دولت مستقل در عراق برسر کار آید؟ بخصوص حالا که امریکا حق نگاه داشتن دائمی پایگاه نظامی در این کشور را به خود داده است؟ به کشور اجازه داشتن دولت مستقل و مردم سالار بدهد که در قلب بزرگ ترین منطقه نفتی جهان قرار دارد؟ رژیم اقتصادی که به این کشور تحمیل کرده است و عراق را در اختیار شرکتهای امریکائی نهاده است، به ما می گوید که این انتظار بیهوده است.
نظر شرافتمندانه اینست که قول جفر سون را تعمیم بدهیم : " ما دیگر باور نداریم که ناپلئون بناپارت برای آزادی جنگ میکند و یا انگلستان برای آزادیهای بنی نوع بشر به چهار گوشه جهان قشون می فرستد." امروز نیز، امریکا و انگلیس نه برای دموکراسی که برای ثروتهای طبیعی کشورها است که به این کشورها قشون میکشند.



صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر