گزارش از ايران:
* برغم آنكه خامنهاى و هاشمى رفسنجانى همچنان وانمود مىكردند كه در رسيدن به مرحله توليد سلاح اتمى شتاب دارند و برغم اينكه سازمان مجاهدين به افشاگرى مراكز اتمى ايران مشغول بود و پهلوى طلبها امريكا را تحريك مىكردند، رفتار مردم ايران به خامنهاى و هاشمى رفسنجانى فهماند كه ديگر فريب جنگ 8 ساله قابل تكرار نيست و ادامه بحران سازى موجب انزواى هرچه بيشتر خامنهاى و هاشمى رفسنجانى و دار و دستههايشان خواهد شد. شكست فاحش اينها در راه انداختن تظاهرات و ايجاد "غرور ملى كاذب"، از مؤثرترين عوامل بود. با توجه به سنگينى تبليغات صدا و سيما و مطبوعات متعلق به جناح راست و نماز جمعهها و... آنچه در جامعه بيشتر شد، شدت نفرت از بحران سازانى بود كه خطرهاى بزرگ متوجه كشور مىكردند تنها براى قبضه قدرت در عين ناگزير كردن مردم در حمايت از آنها در برابر تهديد خارجى.
* بديهى است نقش اقليت مسئوليت شناس در داخل و خارج كشور كه بطور مستمر بحران سازان را افشا مىكرد، در رفتارى كه مردم ايران در پيش گرفتند، مؤثر افتاد.
* از عوامل مؤثر در شكست جناح راست عجزشان از رهبرى بحران سازى بود. هركدام مىخواست بحران و "عبور از بحران" را خود برعهده بگيرد. خامنهاى از آن مىترسيد كه هاشمى رفسنجانى بحران را طورى رهبرى كند كه او نيز قربانى شود و مىخواست خود آن را تصدى كند. نتيجه اينكه شكاف بزرگ شد و اطلاعات بسيار درز كردند و انتشار اطلاعات، در خارج و داخل، موجب ضعف بيشتر رهبران بحران ساز شد.
* دو رشته تبليغات بطور وسيع در دسترس مردم هستند: رسانههاى گروهى رژيم و رسانههاى گروهى طرفدارن پهلوى و سازمان مجاهدين. تبليغات خط آزادى و استقلال، به علت نداشتن راديو و تلويزيون، در دسترس مردم نيست. با وجود اين، عنصر دانشگاهى و دانشجو در پى اين بود كه بداند اين خط با "برنامه اتمى" و تبليغات خامنهاى و هاشمى رفسنجانى و برخوردهاى امريكا و اسرائيل و اروپا چگونه برخورد مىكند؟ بحران را چگونه ارزيابى مىكند؟ اين عنصر ملاحظه كرد كه توافق ديد وجود دارد. اين بود كه نقش جدى در خنثى كردن اقدامات بحران سازان ايفا كرد.
نتيجه امضاى بيانيه تهران اينست كه "رهبر" بمراتب بى وزنتر از آن شد كه بود. هيچوقت فرصتى از اين نوع بوجود نيامده بود تا مردم ربط ميان سركوب در داخل و سر فرود آوردن در برابر قدرت خارجى را به اين روشنى ببينند. هيچگاه ضعف رژيم را اينطور احساس نكرده بودند.
انقلاب اسلامى: بحران سوم، بحران از راه "جاسوس تراشى" است. با توجه به اينكه، قربانيان به ترتيب تبعه كانادا و امريكا بودهاند، اين بحران مىتوانست با دو بحران "اتمى" و "تروريستى"، مجموعه بغرنج و بسيار خطرناكى را ببار آورند: