مذاكره محرمانه «ايران» و امريكا ادامه دارد و امريكا
خواهان سازشى پنهانىاست!؟:
در 26 سپتامبر، استراتفور اين اطلاع را موضوع تحليل
خود كرد: وزير خارجه ايران، براى شركت در اجلاس عمومى سازمان ملل متحد، در نيويورك
بود. دانسته نيست كه آيا او با مقامات امريكائى، پنهانى و يا رسمى، ديدار كردهاست
يا نه. اما معلوم است كه با احمد چلبى ديدار كردهاست. روشن است كه چلبى با اجازه و
با گرفتن رهنمود از امريكا با خرازى ديدار كردهاست. پيش از شام، چلبى گفت: «ايرانيها
نفوذ مثبتى دارند». با اين سخن، او موضع امريكا را باز مىگفت.
در 25 سپتامبر، مفتشان آژانس بين المللى اتمى
آثار اورانيوم غنى شده را يافتند. ايرانيها مىگويند برنامه اتمى داريم. زيرا مىبينند
اگر بگويند نداريم، امريكا آنها را جدى نمىگيرد. بخصوص كه داشتن چنين برنامهاى تضمينى
براى آنهاست. توضيح اينكه خرازى در مصاحبه با واشنگتن پست مىگويد: «ما بشرطى حاضريم
پروتكل الحاقى را امضاء كنيم، كه امضاى آن كافى باشد و ديگر مسئله در ميان نماند».
بدينسان، ايران آماده شدهاست در باب اسلحه
اتمى، قرادادى را امضاء كند. اما امريكا بايد چيزى بدهد. خرازى به واشنگتن پست مىگويد:
ايران و امريكا در عراق منافع مشترك دارند. تثبيت وضعيت عراق و تضمين عدم بازگشت صدام
و طرفدارانش به قدرت از جمله اين منافع مشترك است. او در باره دور گذشته گفتگوها در
ژنو مىگويد: «در آن گفتگوها، ما پند داديم كه بهتر است كار عراق به عراقيها بازگشته
شود. آنها نخست نمىپذيرفتند اما بعد فهميدند. آنها بسيار كمتر از ما در باره عراق
آگاهى دارند. ما مىكوشيم روانشناسى مردم عراق و طرز رفتار با عراقيها را به آنها بياموزيم.»
مطمئناً، امريكا حالا گوش شنوا پيدا كردهاست.
مشكل واشنگتن اينست كه تفاهم با تهران را علنى كند. همانطور كه ما وارد سال انتخابات
رياست جمهورى مىشويم، آنچه پيش از اين مشكل بود، محال مىشود. بوش ايران را محور شر
خواندهاست و اينك براى او سخت مشكل است كه به افكار عمومى امريكا بگويد با «شر» سازش
كردهاست.
از اين رو، امريكا خواستار تفاهمى پنهانى با
ايران است. شرائط براى آنكه اكثريت مجلس مؤسسان عراق را شيعيان تشكيل دهند، فراهم گشتهاند.
آن مجلس تشكيل جمهورى اسلامى عراق را اعلام خواهد كرد. امريكا مسئوليت امنيت در جنوب
عراق را به نهادهائى سپردهاست كه شيعهها برآنها تسلط دارند. امريكا مىخواهد تظاهر
به دشمنى با ايران بكند درحالى كه با آنها توافق مىكنند. يك علت آن اينست كه مسئله
اتمى براى آنها بسيار مهم است. واشنگتن در علن حمله مىكند و حتى ايران را تهديد مىكند
و در پنهان، با ايران، معامله مىكند. خرازى مىكوشد با پيشنهاد مواردى كه بر سرشان
سازشى عقلانى ميسر است، امريكا را رام كند.
هدف امريكا دست يافتن به سازش قابل تكذيبى با
تهران است. عامل نه واقعيتى استراتژيك كه نياز سياسى است. از ديدگاه استراتژيك، معالمه
امريكا با ايران، چه علنى و خواه پنهانى، به سلطه ايران بر عراق مىانجامد. از اين
رو ، امريكا نمىتواند معاملهاى انجام دهد كه نتيجهاش سلطه ايران بر عراق باشد.
اگر مىخواهد معامله پنهانى انجام دهد، به
علت انتخابات و نيز تركيب حكومت بوش است. برخى از مقامات حكومت بوش بر آنند كه وضعيت
عراق راه حلى سريع و ريشهاى مىطلبد و اگر حل مشكل ايجاب مىكند با ايران راه آئيم،
مىبايد چنين كنيم. برخى از مشاوران رئيس جمهورى و وزارت خارجه بر اين نظر هستند. در
مقابل، اداره كنندگان وزارت دفاع معامله با ايران را زهرى ارزيابى مىكنند كه بجاى
درمان، بيمار را در جا مىكشد.
در هر دو سو، مىخواهند معامله انجام بگيرد
اما غير علنى!
انقلاب اسلامى: دورتر، در گزارش از ايران، مىخوانيد
كه «اصلاح طلبان» مخالف حمله امريكا به ايران اما خواستار فشار امريكا و غرب به رژيم
هستند. بديهى است چون در رژيم هستند، گمان مىبرند فشار از بيرون، موجب تقويت موقعيت
آنها در رژيم مىشود. اما در اين نظر بر خطا هستند. آنچه بر عراق دوران محاصره اقتصادى
گذشت و آنچه امروز بر عراق مىگذارد، مىبايد براى هيچكس ترديد باقى نگذاشته باشد كه
فشار از بيرون، بمعناى طولانى شدن عمر استبداد در درون است. كوشش ايران دوستان بايد
بر اين باشد كه فشار در مرزهاى كشور صفر شود تا خيزش همگانى در درون كشور ميسر بگردد.
ابزور (5 اكتبر 2003) خبر مىدهد كه ديپلماسى سرى
«پشت درهاى بسته»، با پا در ميانى چهرههاى متنفذ خاورميانه، موجب بروز علائم نزديكى
ميان امريكا و ايران، برغم ابراز خشمهاى علنى دو طرف، گشته است. ميزان تنش ميان واشنگتن
و تهران بالا است، بخصوص بلحاظ برنامه اتمى ايران و تقلاهاى ايران براى بى ثبات كردن
مديريت امريكائى عراق. با وجود اين، باب گفتگوئى گشوده شدهاست.
يك واسطه، ملك عبدالله، پادشاه اردن است كه
پيش از رفتن به امريكا و ديدار با بوش، از ايران ديدن كرد. او را خاتمى، رئيس جمهورى
و خرازى، وزير امور خارجه توجيه كردند و او بوش را از نظر ايران و وضعيت منطقه آگاه
كرد.
هفته گذشته، مقامات امريكا تأييد كردند كه
از ايران علائم مثبتى دريافت كردهاند. يك مقام وزارتخارجه گفت: بنا بر علائم، ايرانيها
مىخواهند با امريكا، براى يافتن راه حلها براى مسائل فى مابين، گفتگو كنند و ما پاسخ
مثبت دادهايم.
با وجود اين، تحليل گران بر آنند كه در ايران،
گروههاى مختلف، نسبت به وضعيت امنيتى جديد كشور، نظرگاههاى ضد و نقيضى دارند. نظرهائى
ضد و نقيضى كه ابراز مىشوند حاكى از وجود اختلاف عميق ميان سياستمداران و در جامعه
ايران است. روحانيان سخت خط كه مقامهاى كليدى بسيارى را در اختيار دارند، موضع سختى
در مورد برنامه اتمى ايران اتخاذ كردهاند و براى قواى امريكا در عراق مشكلات بوجود
مىآورند. حال آنكه اصلاح طلبان، چون خاتمى و خرازى، موضع آشتى جويانهترى را اتخاذ
مىكنند.
ريچارد آرميتاژ، معاون وزارت امورخارجه امريكا،
مىگويد: مشكل اصلى ما با ايران مربوط مىشود به برنامه اتمى ايران. در باره عراق مشكلى
نداريم. ايران علاقمند ثبات در عراق است.
موضوع ديگرى كه موجب تنش ميان دو كشور است،
حضور اعضاى بالا رتبه سازمان القاعده در ايران است. اختلافها كه در دستگاه بوش در اين
باره وجود دارند، اختلاف با ايران را منعكس مىكنند. شاهينهاى در حكومت بوش، بخصوص
آنها كه به وزير دفاع نزديك هستند، ادعا مىكنند كه سخت خطان ايران به تروريستها پناه
مىدهند و به آنها، در انجام فعاليتهاشان، كمك مىرسانند. مخالفان آنها در واشنگتن
مىگويند: مبازران سنى كشورهاى سنى نشين كه رژيم ايران از آنها حمايت مىكرد، زندانى
هستند و قادر به كارى نيستند.
بنا بر اين، مشكل اصلى همان برنامه اتمى ايران
است.
در 4 اكتبر، استراو: لندن و واشنگتن طرحى براى
حمله نظامى به ايران ندارند. آنچه ما از ايران مىخواهيم اين است كه تاسيسات هستهاىاش
را به روى نمايندگان آژانس بينالمللى انرژى هستهاى باز گذاشته و با ارايه گزارش شفاف
و درست، به جوامع بينالمللى اطمينان دهد كه فنآورى هستهاى اين كشور در جهت توليد انرژى و مقاصد مسالمتآميز است.
وزير امور خارجه انگليس نوشت: سناريوى حمله به
عراق، ديگر در دو كشور ايران و كره شمالى تكرار نخواهد شد و ما تنها به دو كشور فشار
مىآوريم تا اجازه دهند، بازرسى از تاسيسات هستهاى اين دو كشور، آزادانه انجام گيرد.
استراو افزود، اشغال عراق به هدف نابودى نظام
صدام حسين بود. زيرا صدام عملاً براى ساخت سلاحهاى ميكروبى و شيميايى تلاش مىكرد
و اين اواخر به ساخت موشكهايى با كلاهكهاى هستهاى روى آورده بود.
وى گفت: توجيه حمله نظامى آمريكا و انگليس به عراق،
اين بود كه صدام خطرى جدى براى خاورميانه بود.
14 مهر روزنانه شرق :محمد رضا آصفى، «سخنگوى وزارت
خارجه» در جواب به خبرنگاران گفتهاست:
* روزنامه خراسان: اخبارى مبنى بر آغاز مذاكرات
ايران و امريكا در ژنو در خصوص شركت ايران در بازسازى عراق منتشر شده است. آيا صحت
دارد؟
* آصفى: مذاكراتى بين آمريكا و ايران در ژنو براى
بازسازى عراق آغاز نشده است. البته از جمهورى اسلامى ايران دعوت شدهاست در اجلاس عراق
در اسپانيا شركت كند كه ما در حال بررسى آن هستيم .
* روزنامه شرق: با توجه به بيانيه آخر وزراى خارجه
اتحاديه اروپا، مذاكره جامع تهران و اتحاديه اروپا ادامه دارد يا به حالت تعليق در
آمده است؟
* آصفى: مذاكرات جريان دارد. ما صحبتهايى با اروپايىها
داشتهايم. اتحاديه اروپا با ما در حال گفت و گوهاى نزديك است. تاكميته هاى مختلف برگزار شود. مذاكرات متعددى هم با مسئولين
اتحاديه اروپا در بروكسل داشتيم و اين مذاكرات
همچنان ادامه دارد.
طرفين هم اعتقاد دارند كه بايد گفت و گوها و
همكارى ادامه يابد.
روزنامه شرق در تاريخ 9 مهر82 نوشتهاست: در راهروهاى
پارلمان شنيده شده گروه هايى كه مخالف پيوستن به پروتكل الحاقى به كنوانسيون بين المللى
منع گسترش سلاح هاى هسته اى هستند، پيشنهاد كردهاند كه ايران به هر طريق ممكن بايد
تا انتخابات سال آينده ميلادى رياست جمهورى آمريكا صبر پيشه كند. به اعتقاد اين گروه
ها تيم جورج بوش از محبوبيت كمترى نسبت به دموكرات هاى آمريكا برخوردار هست و به همين
دليل شانس موفقيت در انتخابات آينده را نخواهند داشت. اين گروه ها معتقدند از آنجا
كه دموكرات ها به مسائل خارجى و ماجرا جويى بين المللى كمتر تمايل دارند بنابراين رسيدن
آنان به كاخ سفيد باعث كاهش فشار آمريكا و در نهايت كاهش فشار نظام بين المللى به ايران
خواهد شد.
انقلاب اسلامى: در انتخابات رياست جمهورى سال
2000، شوق ايرانى گيتها به انتخاب شدن بوش بدانحد بود كه شايع شد هاشمى رفسنجانى بخشى
از هزينه انتخاباتى بوش را تأمين كردهاست. و حالا، سياست صبر و انتظار را شيوه مىكنند
كه در انتخابات سال 2004، بوش شكست بخورد. غافل از اينكه دنيا دار مكافات است: