١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥۷۷ از ٢۰ شهريور تا ٤ مهر
سايت ابوالحسن بنى صدر
ملك عبدالله واسطه شده‏است!؟:- معناى سخن رفسنجانى اينست: امريكا! حلال مشكلات شما در ايران و منطقه، منم؟!

 

  روزنامه آمريكاى واشنگتن پست (18 سپتامبر 2003) با ملك عبدالله، پادشاه اردن، مصاحبه‏اى را انجام داده‏است. در آغاز، يادآور مى‏شود كه ملك عبدالله اوائل همين ماه از ايران ديدن كرده و هم امروز، قرار است در كامپ داويد با پرزيدنت بوش ملاقات كند. ديروز، او به ما گفت: «زمينه‏هاى مشترك براى گفتگو» ميان امريكا و ايران در مورد عراق وجود دارند و ايرانيان مشتاقند در باب اختلاف شديد بر سر برنامه اتمى خود، گفتگو كنند.

     عبدالله اصرار مى‏ورزد كه حامل هيچ پيامى از سوى مقامات ايران براى بوش نيست. او برداشتهاى خود را با پرزيدنت بوش و مشاوران ارشد او در ميان مى‏گذارد.

     ملك عبدالله در اين مصاحبه گسترده با سردبيران و روزنامه نگاران واشنگتن پست گفته‏است: «برآنهاست كه ببينند آيا موضوعها براى گفتگو و اميد به نتيجه بخش بودن آنها هست يا نه؟ من اميدوارم به اندازه كافى زمينه‏هاى مشترك وجود دارند. بسا تغيير در سياست مى‏بايد داد. اما تصميم را رئيس جمهورى خواهد گرفت.

     واشنگتن پست خاطر نشان مى‏كند كه ايران از مجارى مختلف اشتياق خود را به گفتگو با امريكا، در باره عراق، ابراز كرده‏است. از قرار بعد از جنگ افغانستان گفتگوها ترتيب داده شدند. ديپلماتهاى ايرانى، از جمله نماينده ايران در سازمان ملل متحد، علناً از گفتگوهاى مهمتر ميان ايران و امريكا بر سر ايجاد بهترين ثبات در عراق، ابراز كردند.

      با توجه به متوقف شدن روند صلح خاورميانه، عبدالله گفت: همگى ما سخت احساس حرمان مى‏كنيم. او گفت: اگر اسرائيل حمايت بيشترى از محمود عباس، نخست وزير مستعفى فلسطين، مى‏كرد و كار را بر او آسان مى‏كرد، وضع ديگر بود. اما ما اكنون به سر جاى اول بازگشته‏ايم.

      در باره محكوميت احمد چلبى، سوگلى پنتاگون، توسط دادگاهى در اردن، او گفت: گفتگوئى براى آنكه مسئله اين محكوميت حل و فصل شود، بعمل نيامده‏است. در صورتى كه چلبى در مقام رديف اولى در عراق پيدا كند، اين محكوميت مشكل زا است.

     عبدالله گفت: با ايرانيها، مدتى نيز در باره برنامه اتمى آنها صحبت كردم. احساس كردم ايرانى‏ها مى‏خواهند موضوع برنامه هسته‏يى خود را هر چه زودتر به شكلى مثبت و سازنده با جامعه بين‏المللى حل و فصل كنند.

      عبدالله يادآور شد كه با ايرانيها مشكلها داشته است. عمده بر سر حمايت ايران از تروريستهائى كه به شهروندان امريكائى و انگليسى و اسرائيلى حمله مى‏كردند. او در پى گفتگوها با مقامهاى مذهبى و سياسى ايران، گفت حالا ديگر «استفاده از لبنان براى فعاليتهاى تروريستى، مشكل حل شده‏اى است». او گفت: ديدارش از ايران، بمثابه نسختين ديدار از ايران از انقلاب 1979 بدين سو، شگفتى بسيار شادى آورى در او برانگيخته و او را اميدوار كرده‏است.

      عبدالله ايرانيان را هشيارترين مردم خاورميانه در سردرآوردن از نقشه‏هاى سياسى خواند و آنان را مردمى دورانديش توصيف كرده كه سياستگذاريشان نه براى 5 و 10 سال آينده كه براى 50 سال آينده‏است. او خاطر نشان كرده است كه ايرانى‏ها از اين نگرانند كه بى‏ثباتى روزافزون در عراق به بيرون از عراق سرايت كند و به بقيه كشورها نيز آسيب برساند.

     عبدالله به يكى از پرسشهاى ما پاسخ نگفت: آيا ايرانى‏ها در باره  متهم شدن، توسط دولت بوش، به پناه دادن به اعضاى القاعده، با او گفتگوئى كرده‏اند؟ انقلاب اسلامى: ملك عبدالله به ايران مى‏رود. موضوع گفتگوها، حتى موضوع استفاده از اردن براى عمليات تروريستى، همه مربوط مى‏شوند به روابط ايران و امريكا. پس از آن، او به واشنگتن مى‏رود نه بعنوان واسطه، بلكه بعنوان كسى كه «برداشتهاى» خود را با رئيس جمهورى در ميان مى‏گذارد!!

    هاشمى رفسنجانى در اجراى نقشه خود، با غصان بن جدو، داماد محمد صادق (روزنامه نگار لبنانى در خدمت هاشمى رفسنجانى)، مصاحبه‏اى به عمل آورده و تلويزيون الجزيره اين مصاحبه را انتشار داده‏است. پاسخهاى او اطلاعاتى را كه در دو شماره گذشته انقلاب اسلامى از نظر خوانندگان گذرانديم ،تأييد مى‏كنند .در قسمتى از اين مصاحبه كه مربوط مى‏شود به رابطه با امريكا، او مى‏گويد «بى اطلاع رهبر» مذاكره نمى‏شود و به «زبان ديپلماسى» به امريكا مى‏گويد: مرد مشكل گشاى شما، من هستم! و قسمتى نيز مربوط مى‏شود به نقشى كه او در آينده نزديك مى‏تواند بازى كند. او مى‏گويد ترجيح مى‏دهد جوانترها عهده دار مسئوليت رياست جمهورى شوند امااگر وضعيتى ايجاب كند، او آماده به خدمت است!:

 * الجزيره سئوال: آقاى رفسنجانى نيروهاى آمريكا سابقا" فقط در آبهاى خلج مستقر بودند، اما اكنون در عراق و افغانستان و حتى آسيا ميانه مستقر شده‏اند؛ آيا شما از اين نيروهاى آمريكايى نگران نيستيد؟

 * رفسنجانى: اصلاً نمى‏ترسيم. ما فكر مى‏كنيم آمريكاييها الان در محاصره ايران هستند.

 *الجزيره: چگونه؟

 * رفسنجانى: بالاخره آنها آسيب پذيرترند از ما. ما در خانه خود مقتدر نشسته‏ايم اما آنها هزارها كيلومتر دور از وطن خودشان گرفتار در معرض خطر و هرچه دارند در خطر است. در منطقه. چون من كه مى‏گويم در محاصره ما يعنى در محاصره ملتها هستند كه ما هم با ملت‏ها هستيم. آمريكايى‏ها خودشان را در محيط پرخطرى انداختند. آنها فكر نمى‏كردند وضع اين جور مى‏شود. شما افغانستان را بعد از گذشت يك سال و نيم ببينيد چه امنيتى دارد نيروهاى آمريكايى در افغانستان. اصلاً كه قابل مقايسه با عراق نيست، عراق اصلاً يك عالم ديگر است؛ يك چيز ديگر آنجا هست. بنابراين ما چرا بايد بترسيم. آمريكا بايد بترسد، آمده است اينجا و احتياج به كمك دارد. اگر در خانه‏شان بودند، كمك ما را نمى‏خواستند.

 * الجزيره: نظام عراق در خانه‏اش بود كه آمريكا وارد آن شد و به عمر آن پايان داد؛ يعنى اين كه ضرورتا اين‏گونه نيست كه هر نظامى كه در خانه‏اش مستقر باشد؛ مى‏تواند با نيروهاى نظامى مقابله كند؛ آن هم در صورت وجود قدرت بزرگى چون ايالات متحد آمريكا؟

 * رفسنجانى: وقتى كه مردم با او خوب نباشند چه جورى در خانه خودش است، بله، اگر واقعا مردم بپذيرند حضور آمريكا را در آنجا، آمريكا مى‏تواند احساس امنيت بكند. (1) ولى من يك درصد هم احتمال نمى‏دهم كه مردم حضور و سلطه آمريكا را بپذيرند. البته تا اين حد كه صدام را از ميدان به در كرده و شر

 يك حكومت مستبدى را كوتاه كرده، از پيش هم، ما مى‏گفتيم، قبل از شروع جنگ، ما مى‏گفتيم: ما با سقوط صدام موافقيم. مردم عراق هم اكثرا موافق بودند (2) اما نه اين كه جاى صدام آمريكا بيايد و آن هم نظاميان آمريكا. قطعا مردم اين را نمى‏خواهند، نه عراقى‏ها. عراقى‏ها مردم غيور و مسلمان و شجاعى هستند هيچ ملتى ما سراغ نداريم كه راضى باشد كه يك كشور بيگانه با قدرت نظامى بيايد كشورشان را بگيرد و در ميان آنها راحت زندگى بكند.

 * الجزيره: آقاى رفسنجانى با در نظر نگرفتن اين كه آيا ترس از نيروهاى آمريكايى وجود دارد يا خير، آيا شما به عنوان يكى از مسوولان ايرانى تهديدات آمريكا و هشدارها اسراييل را با جديت نگاه مى‏كنيد؟

 * رفسنجانى: شما كه مى‏دانيد ما الان 25 سال است كه بعد از پيروزى انقلاب هميشه مواجه با اين تهديدها بوده‏ايم عادت كرده‏ايم به رويه‏هاى آمريكا. كى بوده است كه تهديدات آمريكا عليه ما نبوده است؟ حتى پيش از اين كه انقلاب پيروز بشود، در ايران آمريكايى‏ها حاكم بودند. ارتش، پليس و ساواك و اينها همه‏اش را در اختيار داشتند و ما هيچ چيزى در اختيار نداشتيم ما كه مبارزه مى‏كرديم، خودمان بوديم و مردم. آن موقع هم از آمريكا نمى‏ترسيديم البته اين طور نيست كه فكر كنيد كه بالاخره آمريكا نمى‏تواند شرى برساند. مى‏تواند و لذا هميشه مواظبت مى‏كنيم و ملاحظاتى داريم كه كار به آنجاها نرسد. ولى اين‏گونه نيست كه هميشه بترسيم كه حالا آمريكا اين‏جاست يا آنجا، ما ملاحظاتى داريم كه مسايل ناخواسته‏اى پيش نيايد.

 * الجزيره:اما اگر اتفاق افتاد ايران چه كارى را ممكن است انجام دهد آيا پاسخ خواهد داد يا خير؟

 * رفسنجانى: من بعيد مى‏دانم كه چنين اتفاقى بيافتد. آمريكا ما را مى‏شناسد يادتان هست اواخر جنگ كه دست ما هم خالى بود، آمريكا در خليج فارس هر عملياتى عليه ما كرد، جوابش را همانجا ديد. حتى بدتر از آن را هم ديد. (3) به علاوه آن تجربه‏اى كه براى آمريكا در عراق و افغانستان پيش آمده، ديگر نمى‏آيد. در جايى مثل ايران خودش را وارد صحنه بسيار خطرناكتر و به مراتب سخت‏تر بكند. قبل از اين هم ما اين گونه فكر مى‏كرديم. على اى حال، ديوانگى قدرتمندان مستبد، هميشه قابل توجه هست يك وقتى امام(ره) مى‏گفتند كه از گاو وحشى بايد ترسيد چون عقل ندارد، شاخ هم دارد. يك وقت ممكن است مزاحم بشود.

   ...

 *الجزيره: آقاى رفسنجانى شما الان چه درخواستى از آمريكا داريد؟

 * رفسنجانى: آمريكا كه از اول با حكومت مردمى و اسلامى در ايران موافق نبوده، هيچ وقت موافق نبوده، در گذشته وقتى‏كه مصدق اينها آمدن سركار، يك حكومت نسبتا گروهى تشكيل دادند، ديديم كه كودتا كردند و آن را حذف كردند. قبل از او اينها رضاخان را آوردند بر ايران تحميل كردند و مشروطه را از ايران گرفتند و در مورد انقلاب ما هم هر چه توانستند كودتا، جنگ و آشوب، ترور، تحريم كردند كه اين انقلاب را نگذارند پا بگيرد، اين كه در ايران هم، دنياى اسلام هم خيلى مورد توجه باشد، به عنوان حكومت ما و با سياست غربى‏ها و با آمريكا به خصوص نمى‏سازد. بله اسلام افراد برايش مساله‏اى نيست اما اسلام حكومتى برايشان مهم است كه نباشد. آنها هميشه اين گونه بوده‏اند، ما هم. خواسته اصلى آنها اين است. حالا ممكنه مثلاً در اظهاراتشان بحث تغيير رفتار و اينها را بكنند كه از تغيير رفتار منظورشان همين است كه ما تسليم آمريكا باشيم. ديگه تغيير رفتار ديگرى آنها را راضى نمى‏كند. شما مطمئن باشيد كه ما هم شكى  نداريم. اما ما از آمريكا چيز خاصى نمى‏خواهيم. ما مى‏خواهيم آمريكا شرارت نكنه عليه جمهورى اسلامى. بپذيره كه كشور مستقلى آزاد و انقلابى در ايران اتفاق افتاده و مردم خود انتخاب كردند، به آنها هم مربوط نيست.

 * الجزيره: واشنگتن گفته است كه گفتگو با ايران نتيجه‏اى ندارد. آيا شما در تهران معتقديد كه ادامه گفت‏وگو با واشنگتن هم چنان نتيجه بخش است يا خير؟

 * رفسنجانى: معتقديم آمريكاييها خيلى دلشان مى‏خواهد با ايران حرف بزنند. بنده خودم در همه اين دوره‏ها ديده‏ام. پدر اين آقاى بوش و آقاى ريگان و آقاى دال و ديگران براى ما انجيل امضا شده فرستادند و مشاور عالى كاخ سفيد را فرستادند، كيك فرستادند، كلى فرستادن و مى‏گويند كه شما يادتان برود اين اتفاقات افتاده. (5) آنها دلشان مى‏خواهد با ايران حرف بزنند. اگر هم حالا مى‏گويند كه مى‏خواهند ايران را مشتاق كنند، ما هم، من البته نظر شخصى خودم اين بود، كه آمريكا بايد يك علامت حسن نيتى به ما نشان بدهد تا ما با آن حرف بزنيم. هنوز همان عقيده را دارم. فكر مى‏كنم اگر آمريكا نشان بدهد كه واقعا با حسن نيت بخواهد مذاكره كند، علامت بدهد، ما بايد با آن حرف بزنيم، اما اين چنين حسن نيتى پيش نيامده است.

 * الجزيره: پيش گفته شد كه آقاى هاشمى رفسنجانى هياتى را براى گفت‏وگوى سرى با آمريكا راهى اين كشور كرده است. اما مثل اين كه واشنگتن تمايل يا آمادگى براى انجام اين گفت‏وگوها ندارد، آيا شما اين چنين خبرى را تكذيب يا تاييد مى‏كنيد؟

 * رفسنجانى: كاملاً دروغ است، مخلوق ذهن است و يا مخلوق جنگ روانى است. من الان مسووليت اين كارها را ندارم كه كسى را بفرستم و هيچ وقت هم انفرادى اقدام نمى‏كنم. اگر بنا باشد رهبرى پيش از همه بايد در جريان باشند. ايشان تصميم بگيرند. نظام بايد تصميم بگيرد. آن موقع هم من نبايد بفرستم، آقاى رييس جمهور بايد بفرستند. (6) به نظر همين شايعاتى كه با اهداف خاص خلق مى‏شود قبلا" كه رييس جمهور هم بودم هيچ وقت كسى را تعيين نكردم كه با آمريكا حرف بزند.

  ...

 * الجزيره: آقاى رفسنجانى شما به ياد مى‏آوريد كه در سالهاى قبل بسيارى از جناح اصلاح طلب در برابر شما در انتخابات شوراى اسلامى ايستادند و اكنون وقتى با برخى از اصلاح طلبان سخن مى‏گوييم مى‏بينيم پنهانى يا گاه آشكار پشيمانى خود را از اين اقدام ابراز مى‏كنند. حال اگر دو جناح اصلاح طلب و محافظه كار از شما بخواهند در انتخابات آينده شركت كنيد و اصرار كنند، قبول خواهيد كرد؟

 * زفسنجنى: اولا" اين كه روزى به من حمله كنند و پشيمان شوند، خيلى براى من تفاوت نمى‏كند. ما در همه عمرمان مواجه بوديم با دوستان، با دشمنان و مخالفانى. اين طبيعى است. در سطحى كه ما هستيم، من ترجيح مى‏دهم بعد از دوره رياست جمهورى، جوانترها با افكار نو و با انرژى بيشتر، با اميد و انگيزه بيشتر بيايند در ميدان و آنها كشور را اداره كنند. هميشه بدم مى‏آمد از اين كه كسانى كه انقلاب كردند تا آخر عمر بخواهند در همان مسووليت‏هايى كه دارند بمانند. قبلاً در دوران جوانى‏مان اين افكار شكل گرفته واقعا آن چيزى كه براى من مطلوب است اين است كه من در همين شغلهاى حاشيه‏اى يا كم مسووليت اينها باشم. ديگران اداره كنند كشور را و من هم به آنها كمك كنم. هنوز هم دنبال اين راه‏ام. اين را درست مى‏دانم، حالا اين كه يكى خوب و يا بد باشد، بايد براى كشور خوب باشد، براى من چه اهميتى دارد.

 * الجزيره: يعنى اين كه شما به عنوان نامزد جديد براى رياست جمهورى شركت نخواهيد كرد؟

 * رفسنجانى: من حتما، انتخاب اوليه اين است كه ديگر برنگردم به كارهاى اجرايى.

 * الجزيره: مطلقا؟

 * رفسنجانى: انتخاب اولم است، يعنى همان سياست را سعى مى‏كنم كه ديگران جوانترها و افكار جديد بيايند و يك تحولى را بتوانند به وجود بياورند.

 *الجزيره : ولى اگر از شما خواستند كه به منصب رياست جمهورى برگرديد چه؟

 * رفسنجانى: حالا طلب كه هميشه مى‏شود. بايد خودم تشخيص بدهم كه لازم هست يا نه، ولى فعلا نظرم اين است كه ديگران اداره كنند. (8)

 انقلاب اسلامى: راست و دروغها كه در پاسخ به پرسشها، هاشمى رفسنجانى بهم بافته‏است، هم مقاصد او را آشكار مى‏كنند و هم اعترافهائى هستند كه مى‏توانند كه بهاى سنگين آن را مردم ايران مى‏بايد بپردازند:

 1 - بنا بر پاسخ هاشمى رفسنجانى، اصل مداخله نظامى قدرتى خارجى، براى نجات يك ملت از يك رژيم استبدادى را، پذيرفته است. بنا بر اين، خود، جواز قشون كشى به امريكا مى‏دهد!

       غير از اينكه خود او مى‏گويد وضعيت مردم عراق بدتر شده‏است، از آنجه كه برپائى رژيم استبدادى، بدون پايه خارجى ممكن نمى‏شود، قدرتهاى خارجى اگر پايه استبدادها نشوند، آنها فرو مى‏ريزند. بنا بر اين، جز عقل زورمدار، مداخله نظامى قدرت خارجى را تجويز نمى‏كند.

 2 - طرفه اينكه مى‏گويد اگر مردمى از رژيم خود ناراضى بودند، قشونى كه مداخله مى‏كند - قشون امريكا مى‏تواند امنيت داشته باشد. اما اگر بزعم او مردم عراق از رژيم صدام ناراضى و از رفتن او و رژيمش راضى هستند، چرا قشون امريكا در عراق امنيت ندارد؟ اما بنا بر سنجش افكارى كه «مجمع تشخيص مصلحت» اتجام داده بود، 89 در صد مردم ايران تغيير از استبداد به مردم سالارى را مى‏خواهند. آيا اگر قشون امريكا براى «نجات مردم ايران» از رژيم استبدادى ملاتاريا وارد ايران شود، امنيت خواهد داشت؟

 3 - شگفت آور اينكه مى‏گويد هرچه امريكا در خليج فارس بر ضد ايران كرد، بدتر از آن را ديد. آيا او متوجه است كه اعتراف مى‏كند ترورها بر ضد امريكائيان را رژيم ملاتاريا سازمان داده‏است؟ آيا او نمى‏داند كه هم اكنون، در امريكا، بابت عمليات انتحارى بر ضد قواى امريكا در بيروت، ايران را محكوم به پرداخت غرامت مى‏كنند؟

 4 - طرفه‏تر از طرفه اينكه مى‏گويد امريكائيها به دنبال مذاكره با ايران بوده‏اند و كيك و... فرستاده‏اند. ايران گيت را مى‏گويد. آيا او نمى‏داند رژيم خمينى كس به واشنگتن فرستاد و در هتل لانفان پلازا، به سه عضو ستاد تبليغات انتخاباتى ريگان و بوش گفت: ايران حاضر است آزادى گروگانها رابه تأخير بياندازد تا كارتر شكست بخورد و ريگان پيروز شود؟ آيا او نمى‏داند قربانى فر را امريكا به سراغ ايران نفرستاد و او و امثال او وى را به سراغ امريكا فرستادند؟ آيا... چرا اينها همه را مى‏داند .او گمان مى‏برد قول گوبلز صحيح است و دروغ را هرچه بزرگ‏تر بگوئى، بيشتر باور مى‏كنند. غافل از اينكه تحقيقهاى مستمر راست را آشكار كرده و دروغ را بزرگ كردن و گفتن، تنها گوياى اندازه نشناختن وقاحت و بى قدرى گوينده مى‏شود.

 5 - در اينجا، دروغب بسيار مضحك ميگويد. چرا كه محسن رضائى، «دبير مجمع تشخيص مصلحت» پذيرفت كه با طرف امريكائى خود گفتگو كرده‏است. در سوئيس گفتگو بود كه امريكا اعلام كرد آن را متوقف مى‏كند. در همين مصاحبه، خود هاشمى رفسنجانى اعتراف مى‏كند كه در عراق، «ايران» يك رشته كمكها مى‏كند كه مهمترينشان، مهار شيعه عراق و آرام نگاهداشتن آنست. آيا اين كمكها مسبوق به هيچ مذاكره‏اى نبوده‏اند؟

      اما در لابلاى پاسخهاى طولانى خود، در دو سه جمله، به مخاطب امريكائى خود، علامت مى‏دهد: الف - وقتى از محاصره امريكا توسط ايران سخن مى‏گويد، از شرائطى سخن بميان مى‏آورد كه اگر حاصل شوند، ايران مى‏تواند كمك كند! ب - در پاسخ به پرسش در باره مذاكره، مى‏گويد رويه او نيست كه تنها عمل كند، گفتگو با تصويب رهبر بايد انجام شود. بدين قرار، مذاكره‏ها، با تصويب رهبر انجام گرفته‏اند. ج - پس از تصويب رهبر، رئيس جمهورى مى‏بايد وارد عمل شود. اما آيا خاتمى در جريان گفتگوهاى رضائى با طرف امريكائى و يا مذاكرات سوئيس و... و بصره بوده‏است؟ و د - اما اگر امريكا در افغانستان و عراق نياز به كمك ايران دارد، كمك كننده كيست؟ با خود ايران، ترور و اتم و... مسئله است، حل كننده اين مسئله كيست؟ مردمى كه به او رجوع مى‏كنند كه بيا و مى‏گويد انتخاب اوليه او اينست كه جوان‏تر بيايند!:

 6 - با اينهمه، پاسخهاى او در مورد برنامه اتمى رژيم و نيز پاسخهايش در باره احتمال بازگشتش به رياست جمهورى و پاسخهايش در باره رابطه با امريكا، گوياى بحران سازى هستند. زيرا او مى‏داند، بدون بحران سخت، او كمتر اقبالى براى باز يافت رياست جمهورى را ندارد. اصرار پرسشگر نيز گوياى آنست كه پرسشها و پاسخها از پيش سنيجده شده و با هدف مشخص ابراز شده‏اند. وگرنه، نياز به تكرار پرسش و اصرار نبود. پرسشها و پاسخها مى‏گويند: در صورت بروز بحران، «انتخاب دوم» جانشين انتخاب اول مى‏شود و او ناگزير مى‏شود فراخوان دو طرف را براى تصدى مقام رياست جمهورى، اجابت كند.

 


در اين شماره

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر