ملك عبدالله واسطه شدهاست!؟:- معناى سخن رفسنجانى
اينست: امريكا! حلال مشكلات شما در ايران و منطقه، منم؟!
روزنامه آمريكاى واشنگتن پست (18 سپتامبر
2003) با ملك عبدالله، پادشاه اردن، مصاحبهاى را انجام دادهاست. در آغاز، يادآور
مىشود كه ملك عبدالله اوائل همين ماه از ايران ديدن كرده و هم امروز، قرار است در
كامپ داويد با پرزيدنت بوش ملاقات كند. ديروز، او به ما گفت: «زمينههاى مشترك براى
گفتگو» ميان امريكا و ايران در مورد عراق وجود دارند و ايرانيان مشتاقند در باب اختلاف
شديد بر سر برنامه اتمى خود، گفتگو كنند.
عبدالله اصرار مىورزد كه حامل هيچ پيامى از
سوى مقامات ايران براى بوش نيست. او برداشتهاى خود را با پرزيدنت بوش و مشاوران ارشد
او در ميان مىگذارد.
ملك عبدالله در اين مصاحبه گسترده با سردبيران
و روزنامه نگاران واشنگتن پست گفتهاست: «برآنهاست كه ببينند آيا موضوعها براى گفتگو
و اميد به نتيجه بخش بودن آنها هست يا نه؟ من اميدوارم به اندازه كافى زمينههاى مشترك
وجود دارند. بسا تغيير در سياست مىبايد داد. اما تصميم را رئيس جمهورى خواهد گرفت.
واشنگتن پست خاطر نشان مىكند كه ايران از مجارى
مختلف اشتياق خود را به گفتگو با امريكا، در باره عراق، ابراز كردهاست. از قرار بعد
از جنگ افغانستان گفتگوها ترتيب داده شدند. ديپلماتهاى ايرانى، از جمله نماينده ايران
در سازمان ملل متحد، علناً از گفتگوهاى مهمتر ميان ايران و امريكا بر سر ايجاد بهترين
ثبات در عراق، ابراز كردند.
با توجه به متوقف شدن روند صلح خاورميانه،
عبدالله گفت: همگى ما سخت احساس حرمان مىكنيم. او گفت: اگر اسرائيل حمايت بيشترى از
محمود عباس، نخست وزير مستعفى فلسطين، مىكرد و كار را بر او آسان مىكرد، وضع ديگر
بود. اما ما اكنون به سر جاى اول بازگشتهايم.
در باره محكوميت احمد چلبى، سوگلى پنتاگون،
توسط دادگاهى در اردن، او گفت: گفتگوئى براى آنكه مسئله اين محكوميت حل و فصل شود،
بعمل نيامدهاست. در صورتى كه چلبى در مقام رديف اولى در عراق پيدا كند، اين محكوميت
مشكل زا است.
عبدالله گفت: با ايرانيها، مدتى نيز در باره
برنامه اتمى آنها صحبت كردم. احساس كردم ايرانىها مىخواهند موضوع برنامه هستهيى
خود را هر چه زودتر به شكلى مثبت و سازنده با جامعه بينالمللى حل و فصل كنند.
عبدالله يادآور شد كه با ايرانيها مشكلها داشته
است. عمده بر سر حمايت ايران از تروريستهائى كه به شهروندان امريكائى و انگليسى و اسرائيلى
حمله مىكردند. او در پى گفتگوها با مقامهاى مذهبى و سياسى ايران، گفت حالا ديگر «استفاده
از لبنان براى فعاليتهاى تروريستى، مشكل حل شدهاى است». او گفت: ديدارش از ايران،
بمثابه نسختين ديدار از ايران از انقلاب 1979 بدين سو، شگفتى بسيار شادى آورى در او
برانگيخته و او را اميدوار كردهاست.
عبدالله ايرانيان را هشيارترين مردم خاورميانه
در سردرآوردن از نقشههاى سياسى خواند و آنان را مردمى دورانديش توصيف كرده كه سياستگذاريشان
نه براى 5 و 10 سال آينده كه براى 50 سال آيندهاست. او خاطر نشان كرده است كه ايرانىها
از اين نگرانند كه بىثباتى روزافزون در عراق به بيرون از عراق سرايت كند و به بقيه
كشورها نيز آسيب برساند.
عبدالله به يكى از پرسشهاى ما پاسخ نگفت: آيا
ايرانىها در باره متهم شدن، توسط دولت بوش،
به پناه دادن به اعضاى القاعده، با او گفتگوئى كردهاند؟ انقلاب اسلامى: ملك عبدالله
به ايران مىرود. موضوع گفتگوها، حتى موضوع استفاده از اردن براى عمليات تروريستى،
همه مربوط مىشوند به روابط ايران و امريكا. پس از آن، او به واشنگتن مىرود نه بعنوان
واسطه، بلكه بعنوان كسى كه «برداشتهاى» خود را با رئيس جمهورى در ميان مىگذارد!!
هاشمى رفسنجانى در اجراى نقشه خود، با غصان بن
جدو، داماد محمد صادق (روزنامه نگار لبنانى در خدمت هاشمى رفسنجانى)، مصاحبهاى به
عمل آورده و تلويزيون الجزيره اين مصاحبه را انتشار دادهاست. پاسخهاى او اطلاعاتى
را كه در دو شماره گذشته انقلاب اسلامى از نظر خوانندگان گذرانديم ،تأييد مىكنند
.در قسمتى از اين مصاحبه كه مربوط مىشود به رابطه با امريكا، او مىگويد «بى اطلاع
رهبر» مذاكره نمىشود و به «زبان ديپلماسى» به امريكا مىگويد: مرد مشكل گشاى شما،
من هستم! و قسمتى نيز مربوط مىشود به نقشى كه او در آينده نزديك مىتواند بازى كند.
او مىگويد ترجيح مىدهد جوانترها عهده دار مسئوليت رياست جمهورى شوند امااگر وضعيتى
ايجاب كند، او آماده به خدمت است!:
* الجزيره سئوال: آقاى رفسنجانى نيروهاى آمريكا
سابقا" فقط در آبهاى خلج مستقر بودند، اما اكنون در عراق و افغانستان و حتى آسيا
ميانه مستقر شدهاند؛ آيا شما از اين نيروهاى آمريكايى نگران نيستيد؟
* رفسنجانى: اصلاً نمىترسيم. ما فكر مىكنيم آمريكاييها
الان در محاصره ايران هستند.
*الجزيره: چگونه؟
* رفسنجانى: بالاخره آنها آسيب پذيرترند از ما.
ما در خانه خود مقتدر نشستهايم اما آنها هزارها كيلومتر دور از وطن خودشان گرفتار
در معرض خطر و هرچه دارند در خطر است. در منطقه. چون من كه مىگويم در محاصره ما يعنى
در محاصره ملتها هستند كه ما هم با ملتها هستيم. آمريكايىها خودشان را در محيط پرخطرى
انداختند. آنها فكر نمىكردند وضع اين جور مىشود. شما افغانستان را بعد از گذشت يك
سال و نيم ببينيد چه امنيتى دارد نيروهاى آمريكايى در افغانستان. اصلاً كه قابل مقايسه
با عراق نيست، عراق اصلاً يك عالم ديگر است؛ يك چيز ديگر آنجا هست. بنابراين ما چرا
بايد بترسيم. آمريكا بايد بترسد، آمده است اينجا و احتياج به كمك دارد. اگر در خانهشان
بودند، كمك ما را نمىخواستند.
* الجزيره: نظام عراق در خانهاش بود كه آمريكا
وارد آن شد و به عمر آن پايان داد؛ يعنى اين كه ضرورتا اينگونه نيست كه هر نظامى كه
در خانهاش مستقر باشد؛ مىتواند با نيروهاى نظامى مقابله كند؛ آن هم در صورت وجود
قدرت بزرگى چون ايالات متحد آمريكا؟
* رفسنجانى: وقتى كه مردم با او خوب نباشند چه جورى
در خانه خودش است، بله، اگر واقعا مردم بپذيرند حضور آمريكا را در آنجا، آمريكا مىتواند
احساس امنيت بكند. (1) ولى من يك درصد هم احتمال نمىدهم كه مردم حضور و سلطه آمريكا
را بپذيرند. البته تا اين حد كه صدام را از ميدان به در كرده و شر
يك حكومت مستبدى را كوتاه كرده، از پيش هم، ما مىگفتيم،
قبل از شروع جنگ، ما مىگفتيم: ما با سقوط صدام موافقيم. مردم عراق هم اكثرا موافق
بودند (2) اما نه اين كه جاى صدام آمريكا بيايد و آن هم نظاميان آمريكا. قطعا مردم
اين را نمىخواهند، نه عراقىها. عراقىها مردم غيور و مسلمان و شجاعى هستند هيچ ملتى
ما سراغ نداريم كه راضى باشد كه يك كشور بيگانه با قدرت نظامى بيايد كشورشان را بگيرد
و در ميان آنها راحت زندگى بكند.
* الجزيره: آقاى رفسنجانى با در نظر نگرفتن اين
كه آيا ترس از نيروهاى آمريكايى وجود دارد يا خير، آيا شما به عنوان يكى از مسوولان
ايرانى تهديدات آمريكا و هشدارها اسراييل را با جديت نگاه مىكنيد؟
* رفسنجانى: شما كه مىدانيد ما الان 25 سال است
كه بعد از پيروزى انقلاب هميشه مواجه با اين تهديدها بودهايم عادت كردهايم به رويههاى
آمريكا. كى بوده است كه تهديدات آمريكا عليه ما نبوده است؟ حتى پيش از اين كه انقلاب
پيروز بشود، در ايران آمريكايىها حاكم بودند. ارتش، پليس و ساواك و اينها همهاش را
در اختيار داشتند و ما هيچ چيزى در اختيار نداشتيم ما كه مبارزه مىكرديم، خودمان بوديم
و مردم. آن موقع هم از آمريكا نمىترسيديم البته اين طور نيست كه فكر كنيد كه بالاخره
آمريكا نمىتواند شرى برساند. مىتواند و لذا هميشه مواظبت مىكنيم و ملاحظاتى داريم
كه كار به آنجاها نرسد. ولى اينگونه نيست كه هميشه بترسيم كه حالا آمريكا اينجاست
يا آنجا، ما ملاحظاتى داريم كه مسايل ناخواستهاى پيش نيايد.
* الجزيره:اما اگر اتفاق افتاد ايران چه كارى را
ممكن است انجام دهد آيا پاسخ خواهد داد يا خير؟
* رفسنجانى: من بعيد مىدانم كه چنين اتفاقى بيافتد.
آمريكا ما را مىشناسد يادتان هست اواخر جنگ كه دست ما هم خالى بود، آمريكا در خليج
فارس هر عملياتى عليه ما كرد، جوابش را همانجا ديد. حتى بدتر از آن را هم ديد. (3)
به علاوه آن تجربهاى كه براى آمريكا در عراق و افغانستان پيش آمده، ديگر نمىآيد.
در جايى مثل ايران خودش را وارد صحنه بسيار خطرناكتر و به مراتب سختتر بكند. قبل از
اين هم ما اين گونه فكر مىكرديم. على اى حال، ديوانگى قدرتمندان مستبد، هميشه قابل
توجه هست يك وقتى امام(ره) مىگفتند كه از گاو وحشى بايد ترسيد چون عقل ندارد، شاخ
هم دارد. يك وقت ممكن است مزاحم بشود.
...
*الجزيره: آقاى رفسنجانى شما الان چه درخواستى از
آمريكا داريد؟
* رفسنجانى: آمريكا كه از اول با حكومت مردمى و
اسلامى در ايران موافق نبوده، هيچ وقت موافق نبوده، در گذشته وقتىكه مصدق اينها آمدن
سركار، يك حكومت نسبتا گروهى تشكيل دادند، ديديم كه كودتا كردند و آن را حذف كردند.
قبل از او اينها رضاخان را آوردند بر ايران تحميل كردند و مشروطه را از ايران گرفتند
و در مورد انقلاب ما هم هر چه توانستند كودتا، جنگ و آشوب، ترور، تحريم كردند كه اين
انقلاب را نگذارند پا بگيرد، اين كه در ايران هم، دنياى اسلام هم خيلى مورد توجه باشد،
به عنوان حكومت ما و با سياست غربىها و با آمريكا به خصوص نمىسازد. بله اسلام افراد
برايش مسالهاى نيست اما اسلام حكومتى برايشان مهم است كه نباشد. آنها هميشه اين گونه
بودهاند، ما هم. خواسته اصلى آنها اين است. حالا ممكنه مثلاً در اظهاراتشان بحث تغيير
رفتار و اينها را بكنند كه از تغيير رفتار منظورشان همين است كه ما تسليم آمريكا باشيم.
ديگه تغيير رفتار ديگرى آنها را راضى نمىكند. شما مطمئن باشيد كه ما هم شكى نداريم. اما ما از آمريكا چيز خاصى نمىخواهيم.
ما مىخواهيم آمريكا شرارت نكنه عليه جمهورى اسلامى. بپذيره كه كشور مستقلى آزاد و
انقلابى در ايران اتفاق افتاده و مردم خود انتخاب كردند، به آنها هم مربوط نيست.
* الجزيره: واشنگتن گفته است كه گفتگو با ايران
نتيجهاى ندارد. آيا شما در تهران معتقديد كه ادامه گفتوگو با واشنگتن هم چنان نتيجه
بخش است يا خير؟
* رفسنجانى: معتقديم آمريكاييها خيلى دلشان مىخواهد
با ايران حرف بزنند. بنده خودم در همه اين دورهها ديدهام. پدر اين آقاى بوش و آقاى
ريگان و آقاى دال و ديگران براى ما انجيل امضا شده فرستادند و مشاور عالى كاخ سفيد
را فرستادند، كيك فرستادند، كلى فرستادن و مىگويند كه شما يادتان برود اين اتفاقات
افتاده. (5) آنها دلشان مىخواهد با ايران حرف بزنند. اگر هم حالا مىگويند كه مىخواهند
ايران را مشتاق كنند، ما هم، من البته نظر شخصى خودم اين بود، كه آمريكا بايد يك علامت
حسن نيتى به ما نشان بدهد تا ما با آن حرف بزنيم. هنوز همان عقيده را دارم. فكر مىكنم
اگر آمريكا نشان بدهد كه واقعا با حسن نيت بخواهد مذاكره كند، علامت بدهد، ما بايد
با آن حرف بزنيم، اما اين چنين حسن نيتى پيش نيامده است.
* الجزيره: پيش گفته شد كه آقاى هاشمى رفسنجانى
هياتى را براى گفتوگوى سرى با آمريكا راهى اين كشور كرده است. اما مثل اين كه واشنگتن
تمايل يا آمادگى براى انجام اين گفتوگوها ندارد، آيا شما اين چنين خبرى را تكذيب يا
تاييد مىكنيد؟
* رفسنجانى: كاملاً دروغ است، مخلوق ذهن است و يا
مخلوق جنگ روانى است. من الان مسووليت اين كارها را ندارم كه كسى را بفرستم و هيچ وقت
هم انفرادى اقدام نمىكنم. اگر بنا باشد رهبرى پيش از همه بايد در جريان باشند. ايشان
تصميم بگيرند. نظام بايد تصميم بگيرد. آن موقع هم من نبايد بفرستم، آقاى رييس جمهور
بايد بفرستند. (6) به نظر همين شايعاتى كه با اهداف خاص خلق مىشود قبلا" كه رييس
جمهور هم بودم هيچ وقت كسى را تعيين نكردم كه با آمريكا حرف بزند.
...
* الجزيره: آقاى رفسنجانى شما به ياد مىآوريد كه
در سالهاى قبل بسيارى از جناح اصلاح طلب در برابر شما در انتخابات شوراى اسلامى ايستادند
و اكنون وقتى با برخى از اصلاح طلبان سخن مىگوييم مىبينيم پنهانى يا گاه آشكار پشيمانى
خود را از اين اقدام ابراز مىكنند. حال اگر دو جناح اصلاح طلب و محافظه كار از شما
بخواهند در انتخابات آينده شركت كنيد و اصرار كنند، قبول خواهيد كرد؟
* زفسنجنى: اولا" اين كه روزى به من حمله كنند
و پشيمان شوند، خيلى براى من تفاوت نمىكند. ما در همه عمرمان مواجه بوديم با دوستان،
با دشمنان و مخالفانى. اين طبيعى است. در سطحى كه ما هستيم، من ترجيح مىدهم بعد از
دوره رياست جمهورى، جوانترها با افكار نو و با انرژى بيشتر، با اميد و انگيزه بيشتر
بيايند در ميدان و آنها كشور را اداره كنند. هميشه بدم مىآمد از اين كه كسانى كه انقلاب
كردند تا آخر عمر بخواهند در همان مسووليتهايى كه دارند بمانند. قبلاً در دوران جوانىمان
اين افكار شكل گرفته واقعا آن چيزى كه براى من مطلوب است اين است كه من در همين شغلهاى
حاشيهاى يا كم مسووليت اينها باشم. ديگران اداره كنند كشور را و من هم به آنها كمك
كنم. هنوز هم دنبال اين راهام. اين را درست مىدانم، حالا اين كه يكى خوب و يا بد
باشد، بايد براى كشور خوب باشد، براى من چه اهميتى دارد.
* الجزيره: يعنى اين كه شما به عنوان نامزد جديد
براى رياست جمهورى شركت نخواهيد كرد؟
* رفسنجانى: من حتما، انتخاب اوليه اين است كه ديگر
برنگردم به كارهاى اجرايى.
* الجزيره: مطلقا؟
* رفسنجانى: انتخاب اولم است، يعنى همان سياست را
سعى مىكنم كه ديگران جوانترها و افكار جديد بيايند و يك تحولى را بتوانند به وجود
بياورند.
*الجزيره : ولى اگر از شما خواستند كه به منصب رياست
جمهورى برگرديد چه؟
* رفسنجانى: حالا طلب كه هميشه مىشود. بايد خودم
تشخيص بدهم كه لازم هست يا نه، ولى فعلا نظرم اين است كه ديگران اداره كنند. (8)
انقلاب اسلامى: راست و دروغها كه در پاسخ به پرسشها،
هاشمى رفسنجانى بهم بافتهاست، هم مقاصد او را آشكار مىكنند و هم اعترافهائى هستند
كه مىتوانند كه بهاى سنگين آن را مردم ايران مىبايد بپردازند:
1 - بنا بر پاسخ هاشمى رفسنجانى، اصل مداخله نظامى
قدرتى خارجى، براى نجات يك ملت از يك رژيم استبدادى را، پذيرفته است. بنا بر اين، خود،
جواز قشون كشى به امريكا مىدهد!
غير از اينكه خود او مىگويد وضعيت مردم عراق
بدتر شدهاست، از آنجه كه برپائى رژيم استبدادى، بدون پايه خارجى ممكن نمىشود، قدرتهاى
خارجى اگر پايه استبدادها نشوند، آنها فرو مىريزند. بنا بر اين، جز عقل زورمدار، مداخله
نظامى قدرت خارجى را تجويز نمىكند.
2 - طرفه اينكه مىگويد اگر مردمى از رژيم خود ناراضى
بودند، قشونى كه مداخله مىكند - قشون امريكا مىتواند امنيت داشته باشد. اما اگر بزعم
او مردم عراق از رژيم صدام ناراضى و از رفتن او و رژيمش راضى هستند، چرا قشون امريكا
در عراق امنيت ندارد؟ اما بنا بر سنجش افكارى كه «مجمع تشخيص مصلحت» اتجام داده بود،
89 در صد مردم ايران تغيير از استبداد به مردم سالارى را مىخواهند. آيا اگر قشون امريكا
براى «نجات مردم ايران» از رژيم استبدادى ملاتاريا وارد ايران شود، امنيت خواهد داشت؟
3 - شگفت آور اينكه مىگويد هرچه امريكا در خليج
فارس بر ضد ايران كرد، بدتر از آن را ديد. آيا او متوجه است كه اعتراف مىكند ترورها
بر ضد امريكائيان را رژيم ملاتاريا سازمان دادهاست؟ آيا او نمىداند كه هم اكنون،
در امريكا، بابت عمليات انتحارى بر ضد قواى امريكا در بيروت، ايران را محكوم به پرداخت
غرامت مىكنند؟
4 - طرفهتر از طرفه اينكه مىگويد امريكائيها به
دنبال مذاكره با ايران بودهاند و كيك و... فرستادهاند. ايران گيت را مىگويد. آيا
او نمىداند رژيم خمينى كس به واشنگتن فرستاد و در هتل لانفان پلازا، به سه عضو ستاد
تبليغات انتخاباتى ريگان و بوش گفت: ايران حاضر است آزادى گروگانها رابه تأخير بياندازد
تا كارتر شكست بخورد و ريگان پيروز شود؟ آيا او نمىداند قربانى فر را امريكا به سراغ
ايران نفرستاد و او و امثال او وى را به سراغ امريكا فرستادند؟ آيا... چرا اينها همه
را مىداند .او گمان مىبرد قول گوبلز صحيح است و دروغ را هرچه بزرگتر بگوئى، بيشتر
باور مىكنند. غافل از اينكه تحقيقهاى مستمر راست را آشكار كرده و دروغ را بزرگ كردن
و گفتن، تنها گوياى اندازه نشناختن وقاحت و بى قدرى گوينده مىشود.
5 - در اينجا، دروغب بسيار مضحك ميگويد. چرا كه
محسن رضائى، «دبير مجمع تشخيص مصلحت» پذيرفت كه با طرف امريكائى خود گفتگو كردهاست.
در سوئيس گفتگو بود كه امريكا اعلام كرد آن را متوقف مىكند. در همين مصاحبه، خود هاشمى
رفسنجانى اعتراف مىكند كه در عراق، «ايران» يك رشته كمكها مىكند كه مهمترينشان، مهار
شيعه عراق و آرام نگاهداشتن آنست. آيا اين كمكها مسبوق به هيچ مذاكرهاى نبودهاند؟
اما در لابلاى پاسخهاى طولانى خود، در دو سه
جمله، به مخاطب امريكائى خود، علامت مىدهد: الف - وقتى از محاصره امريكا توسط ايران
سخن مىگويد، از شرائطى سخن بميان مىآورد كه اگر حاصل شوند، ايران مىتواند كمك كند!
ب - در پاسخ به پرسش در باره مذاكره، مىگويد رويه او نيست كه تنها عمل كند، گفتگو
با تصويب رهبر بايد انجام شود. بدين قرار، مذاكرهها، با تصويب رهبر انجام گرفتهاند.
ج - پس از تصويب رهبر، رئيس جمهورى مىبايد وارد عمل شود. اما آيا خاتمى در جريان گفتگوهاى
رضائى با طرف امريكائى و يا مذاكرات سوئيس و... و بصره بودهاست؟ و د - اما اگر امريكا
در افغانستان و عراق نياز به كمك ايران دارد، كمك كننده كيست؟ با خود ايران، ترور و
اتم و... مسئله است، حل كننده اين مسئله كيست؟ مردمى كه به او رجوع مىكنند كه بيا
و مىگويد انتخاب اوليه او اينست كه جوانتر بيايند!:
6 - با اينهمه، پاسخهاى او در مورد برنامه اتمى
رژيم و نيز پاسخهايش در باره احتمال بازگشتش به رياست جمهورى و پاسخهايش در باره رابطه
با امريكا، گوياى بحران سازى هستند. زيرا او مىداند، بدون بحران سخت، او كمتر اقبالى
براى باز يافت رياست جمهورى را ندارد. اصرار پرسشگر نيز گوياى آنست كه پرسشها و پاسخها
از پيش سنيجده شده و با هدف مشخص ابراز شدهاند. وگرنه، نياز به تكرار پرسش و اصرار
نبود. پرسشها و پاسخها مىگويند: در صورت بروز بحران، «انتخاب دوم» جانشين انتخاب اول
مىشود و او ناگزير مىشود فراخوان دو طرف را براى تصدى مقام رياست جمهورى، اجابت كند.