انقلاب اسلامى: در انتخابات رياست جمهورى سال
2000، شوق ايرانى گيتها به انتخاب شدن بوش بدانحد بود كه شايع شد هاشمى رفسنجانى بخشى
از هزينه انتخاباتى بوش را تأمين كردهاست. و حالا، سياست صبر و انتظار را شيوه مىكنند
كه در انتخابات سال 2004، بوش شكست بخورد. غافل از اينكه دنيا دار مكافات است:
مكافات عمل و انعكاس هرج و مرج ناشى از ناسازگارى
تمايلهاى شركت كننده در حكومت بوش در رفتار با ايران:
انقلاب اسلامى: خبرهائى كه در دو قسمت اول اين فصل
از نظر خوانندگان گذرانديم، مىگفتند كه غير از اختلاف ميان وزارت خارجه با وزارت دفاع،
در وزارت دفاع نيز ميان محافظه كاران جديد و وزير دفاع، بر سر سياستى كه بايد در عراق
و احتمالاً در ايران، در پيش گرفت، اختلاف وجود دارد. اما در مورد ايران، اختلاف نظرها
به اشكال زير بروز مىكنند:
رويدادهاى زير مىگويند كه هركس از مكافات عمل
غافل شد، گرفتار مكافاتى سختتر شد:
* رضا خان را انگليسها به شاهى رساندند. بدست سيد
ضياء و او تجربه مشروطيت ايران را نيمه تمام گذاشتند. در خدمت آنها كرد آنچه كرد و
سرانجام نيز بدست آنها از ايران به جزيره موريس تبعيد شد و در آنجا مرد. فرزند او عبرت
نگرفت، آلت فعل انتليجنت سرويس و سيا در كودتا بر ضد نهضت ملى ايران شد. امواج انقلاب
ايران برخاستند. صداى انقلاب را شنيد اما بجاى آنكه به مردم ايران، به مردمى رجوع كند
از خيانت و جفا به آنها هيچ فروگذار نكرده بود، براى چاره جوئى، به انگليس و امريكا
روى آورد. از رئيس جمهورى امريكا اجازه كتبى كشتار مردم ايران را خواست. اما آن قدرتها
در برابر انقلابى كه گل را بر گلوله پيروز مىكرد، چه مىتوانستند بكنند؟ به قول محمد
رضا پهلوى، ژنرال هايز از او مىپرسيد كى ايران را ترك مىكنيد و به قول خودش، امريكائيها
او را مثل موش بيرون انداختند. با اينهمه عبرت نگرفت، آلت فعل جمهوريخواههاى امريكائى
شد و براى درمان بيمارى كه پزشكش در كانادا بود، به نيويورك رفت و مسبب گروگانگيرى
شد. با اينهمه، از امريكا نيز بيرونش كردند.
اينك نوه رضا خان و فرزند محمد رضا پهلوى، از
سرنوشت آن دو عبرت نمىگيرد و آلت فعل لودين و ديگر صهيونيستها شدهاست.
* خمينى بر هزاران پير و جوان و نوجوان، از زن و
مرد، «مهر امريكائى» زد و اعدام كرد. آنها را به دروغ متهم مىكرد اما راز زد و بند
محرمانه او و همدستانش، آنهم نه با هر امريكائى، با امريكاى ريگان و بوش بر ملاء شد:
اكتبر سورپرايز و ايران گيت هنوز موضوع تحقيق هستند. از كثيفترين عناصر امريكائى،
يك صهيونيست دو آتشه كه در ايران گيت نقش داشت و به بورگه، وكيل فرانسوى، كه قطب زاده
به كاخ سفيد فرستاده بود، گفته بود: با كودتا بر ضد خمينى مخالفيم زيرا رژيم او بسود
امريكاست، اينك مىگويد بزرگترين افتخار زندگى او بردن حسين خمينى، نوه خمينى به امريكاست!
* دختر حسنى، «امام جمعه اروميه»، خود را در حضور
فرزندانش آتش زد. علت آن بود كه شوهر او، 12 سال بود كه اجازه خارج شدن از خانه را
به او نمىداد. مدعى بود كه در بيرون از خانه، بى عفتى در انتظار او است! حسنى گفت:
چون در اسلام خودكشى حرام است، او مجلس ختم نيز براى دخترش برپا نمىكند. آتش زدن اين
دختر به هر ايرانى امكان مىدهد تصور كند حسنى و داماد او از چه قماش زورپرستهائى هستند.
و در نزديك به يك ربع قرن، چه تعداد دختران و زنان قربانى جنايتكارى اين زورپرستان
شدهاند. وسعت و جنايت در آنها جنون وحشت از بى عفتى دختر و همسر پديد آورده و دختر
حسنى قربانى اين جنون شدهاست. مكافاتى سختتر از اين تصور كردنى است؟
* مافياى هاشمى رفسنجانى كه به تازگى افتضاحى جديدى
ببار آوردهاست، سرمايهها را كه از ايرانيان مىدزدد، به كانادا و امريكا و... منتقل
مىكند. به كارنامه همه جنايت و خيانت و فساد او و بستگانش كه بنگرى، هر روز كه خيانتى
و فسادى و جنايتى از او آشكار مىشود، مكافات عمل است كه تا هست، از آن خلاصى ندارد.
آرميتاژ، معاون وزارت خارجه مىگويد بايد با ايران
مذاكره كرد. پاول هم از علائم مثبتى كه از ايران دريافت كردهاست، سخن مىگويد و در
مقابل، لودين، صهيونيست دو آتشه بردن حسين خمينى را بزرگتر افتخار زندگى خود مىكند
و تلويزونى كه امريكا براى پخش برنامه براى ايران براه انداختهاست، با نوههاى خمينى
و رضا خان مصاحبه مىكند.
بدينسان،
در باره ايران، اينك سه دسته ساز مىزنند و سخت ناسازگار با يكديگر: وزارتخارجه امريكا،
لابى اسرائيل و «شاهينهاى» حكومت بوش!
چنين حكومت اعتبار باختهاى گوياترين علامت
ورود امريكا بمثابه قدرت به مرحله انحلال نيست؟
ورشكستگى نوه رضا خان و پهلوى طلبها را ببين كه
تبليغاتچيهايش خبر مىسازند كه حسين خمينى به ديدار رضا پهلوى رفته و به او گفته است
روحانيان ايران هوادار بازگشت شما به سلطنت هستند. و حسين خمينى ديدار را تكذيب مىكند.
با وجود اين، لودين دست بكار ساختن بديل دست نشاندهاست. او و دستياران «ايرانى» او،
مىكوشند اتحاد رضا پهلوى - حسين خمينى - مسعود رجوى بسازند.
بهزاد شيوا، مقاله مفصلى در باب سفر حسين خمينى
به امريكا نوشته و به او پند دادهاست كه مكافات عمل پدربزرگ را خود او مىبايد بپردازد
نه شما. تا هنوز وقت باقى است، خود را از منجلاب بيرون بكش. بجاى بازى نقش آلت فعل
تبهكارترين تمايلهاى امريكائى، اگر مىتوانى، با استفاده از حضور خود در خارج از كشور،
آنچه از خيانت و جنايت و فساد دستگاه پدر بزرگ و حاكمان امروز، مىدانى آشكار بگو.
با موقعيت خاصى كه دارى، مىتوانى دريچهاى بر روى واقعيت بگشائى تا مردم دنيا آن را
بازهم روشنتر ببينند.
انقلاب اسلامى: مقاله را در شماره آينده مىخوانيد.
اميدواريم پند نويسنده را حسين خمينى بشنود و بكار بندد.
انقلاب اسلامى: اين فصل را در سه قسمت مطالعه مىكنيم.
در قسمت اول، وضعيت بوش و حكومت او را در افكار عمومى امريكا و افزايش مغضوبيتش در
دنياى اسلامى و در قسمت دوم مذاكرههاى امريكا با رژيم - كه وزارت خارجه در جريان آن
نيست! - و در قسمت سوم فقدان انسجام در حكومت بوش:
اسلحه كشتار جمعى يافت نشد و بى اعتبارى بوش و حكومتش
روز افزون گشت - و مغضوبيت پرخطرش در دنياى اسلامى - سلاحى كه 3 تا 5 تريليون سرمايه
دنياى اسلاماست؟:
در 2 اكتبر 2003، حاصل 6 ماه تحقيق كارشناسان سيا
و نيروهاى مسلح امريكا اين شد كه در عراق، اسلحه كشتار جمعى، نه شيميائى و نه بيولوژيك،
يافت نشدند. و برنامه اتمى عراق در «ابتدائىترين مرحله» بودهاست.
در 2 اكتبر، داويد كى Kay ، رئيس گروه 1400 نفرى،
كه در جستجوى اسلحه كشتار جمعى عراق بودهاند، به كنگره گزارش كرد كه «روشن است آن
اسلحه كشتار جمعى كه در پيش بوديم، وجود ندارند». او گفت به 6 تا 9 ماه ديگر وقت نياز
دارد تا كار خويش را به نتيجه قطعى برساند. حكومت بوش تقاضاى تصويب يك بودجه 600 ميليون
دلارى ديگر براى تأمين هزينه ادامه تحقيق هيأت كردهاست.
بگزارش واشنگتن پست (3 اكتبر) داويد كى در جلسه
سرى كميتههاى اطلاعات سنا و مجلس نمايندگان گفتهاست برنامههاى توليد اسلحه كشتار جمعى يافت شدهاند و باور او
بر اينست كه قصد آن بودهاست كه در زمانى به توليد اين اسلحه ادامه داده شود. برنامه
توليد موشك دور برد يافت شدهاست. مجموعه آزمايشگاهى هم يافت شد كه در زندان پنهان
شده بود.
بعد از ارائه گزارش، جمهوريخواهها و دموكراتها
جامعه اطلاعاتى امريكا را بخاطر بد خواندن واقعيتهاى عراق، مورد انتقاد قرار دادند
و برخى نيز گفتند حكومت بوش افكار عمومى را در باره وجود خطر عراق فريب دادهاست.
سناتور جمهوريخواه، پات روبرتس، رئيس كميته
اطلاعات سنا كه حامى حكومت و سيا بود، پس از شنيدن گزارش رئيس هيأت تحقيق، گفت: «آنچه
امروز شنيدم هيچ خوش آيند نبود. به باور من، برخى از مقامات اطلاعاتى، اظهارات پيش
از جنگ با عراق مقامات حكومت را تغذيه اطلاعاتى بايسته نكردهاند و برخى از ادعاها
بى بر و پايه بودهاند.»
اما در 5 اكتبر، خاطرات رابين كوك، وزير خارجه
سابق انگلستان انتشار پيدا كرد. او تصريح مىكند كه پيش از حمله به عراق، تونى بلر،
نخست وزير انگلستان مىدانست كه عراق اسلحه كشتار جمعى ندارد و بطور خصوصى گفته بود
كه مىداند رژيم صدام اسلحه كشتار جمعى ندارد.
يافت نشدن اسلحه كشتار جمعى همراه شد با افتضاح
جديدى كه كاخ سفيد ببار آوردهاست:
در 6 ژوئيه، ژوزف ويلسون، در نيويورك تايمز
نوشت كه در فوريه 2002، سيا از او خواست در باره اين اطلاع كه صدام از نيجريه اورانيوم
خريده است، تحقيق كند. او كه سفير سابق امريكا در گابن و كاردار اسبق امريكا در عراق
بودهاست، تحقيق مىكند و به اين نتيجه مىرسد كه اطلاع دروغ است. تحقيق خود را به
سيا گزارش مىكند. اما در باره نتيجه تحقيق خود، سخنى نمىگويد.
در 14 ژوئيه، در يادداشت روزى كه روبرت نواك،
در 300 روزنامه امريكائى، از جمله واشنگتن پست، انتشار مىدهد، مىنويسد ويلسون را
همسرش متقاعد مىكند اين مأموريت را بپذيرد و به نقل از دو مقام حكومت، فاش مىكند
كه والرى پلام، همسر ژوزف ويلسون، عضو سيا بودهاست. اما فاش كردن هويت اعضاى سيا جرم
است و 10 سال زندان دارد.
اما تنها در 26 سپتامبر تلويزيون NBC از نتيجه
مأموريتى پرده بر مىدارد كه تنت به ويلسون داده بود. معلوم مىشود كه پرزيدنت بوش،
با علم به دروغ بودن خبر خريد اورانيوم از نيجريه، آن را چون دليلى قطعى بر قصد صدام
بر توليد اسلحه اتمى، در سخن خطاب به مردم امريكا و دنيا و در اقدام به جنگ، بكار بردهاست.
ويلسون كه بخاطر تحقيقى كه انجام دادهبود،
با افشاى عضويت همسرش در سيا تنبيه مىشد، نخست، كارل روو Rove، مشاور سياسى بوش، را
علنى كننده عضويت همسرش در سيا دانست اما بعد از اين ادعا بازگشت. گرچه، بعد از انتشار
يادداشت روز نوواك، روو به روزنامه نگاران گفتهاست: «همسر ويلسون شكار مجازى است»
پس از آنكه قال اين افتضاح بالا گرفت، دموكراتها
خواستار تعيين قاضى مستقل براى رسيدگى به اين جرم شدند. وزير دادگسترى گفت: دستور رسيدگى
دادهاست و دادگسترى ماجراى افشاى عضويت همسر
ويلسون در سيا را تعقيب مىكند. پس از آنكه وزير دادگسترى اعلان كرد كه موضوع تحت تعقيب
قرار گرفته است، سنجش افكارى انجام گرفت. واشنگتن پست (2 اكتبر) و تلويزيون ABCسنجش افكارى را انتشار دادند كه بنا بر آن،
از هر 10 امريكائى، 7 نفر خواهان آنست كه يك قاضى مستقل تعيين و به اين جرم رسيدگى
كند.
* در 8 اكتبر، خبرنگار لوموند از نيويورك گزارش
كرد كه بوش گفتهاست: نام كسى كه عضويت همسر ويلسون در سيا را فاش كردهاست، ممكن است
هرگز دانسته نشود!
بنا بر سنجش افكارى كه در پى آگاهى مردم امريكا
از گزارش رئيس هيأت تحقيق 1400 نفرى، بعمل آمد، نشان مىداد كه 53 در صد مردم امريكا
به اين نتيجه رسيدهاند كه جنگ با عراق كارى بود كه نمىبايد انجام مىگرفت.
لوموند (3 اكتبر) سرمقالهاى به كاهش اعتبار
بوش و حكومت او در افكار عمومى امريكا، زير عنوان «امريكا ترديد مىكند» انتشار داد:
بنا بر سنجش افكارى كه نيويورك تايمز و
NewsCBS بعمل آوردهاند، اكثريت مردم امريكا در درستى سياست خارجى جورج دبل
يو بوش، ترديد دارند. و براى اولين بار، بيشتر از نيمى از امريكائيان نگران ناتوانى
رئيس جمهورى از اداره اقتصاد كشور هستند. 13 ماه مانده به انتخابات رياست جمهورى امريكا،
سنجش افكار چرخشى را در تمايل مردم امريكا گزارش مىكند.
* در آنچه به اقتصاد مربوط مىشود، فعاليتها بازگشتهاند
اما كار ايجاد نمىكنند. دموكراتها در انتقاد سياست اقتصادى بوش، رونقى كه باز مىگردد
را «نمو بدون ايجاد كار» نام نهادهاند.
* اما وخامت بارتر از همه، وضعيت عراق است. خبرهاى
بعد از پى هم انتشار پيدا مىكنند. فهرست ارتشيان امريكائى كه كشته مىشوند، دراز مىشود.
دو رهبر عراق جديد و نماينده سازمان ملل در عراق كشته مىشوند، نا امنى و هرج و مرج
عراق را فرا مىگيرد و بازسازى عراق را فلج مىكند و مردم عراق را نسبت به استدلالهاى
طرفدار صدام حساس مىكند. و عدم تدارك پيشاپيش اداره عراق بعد از جنگ، اينك بر امريكائيان
عيان است. اينك ميان محافظه كاران جديد كه مىگويند امريكا تمامى توان خويش را بايد
صرف عراق، بمثابه سنگ پايه مبارزه با تروريسم كند و دونالد رامسفلد وزير دفاع كه مىگويد
كار اصلى امريكا سرنگون كردن صدام بود و امريكا نمىبايد دست بكار باز سازى يك ملت
بشود، اختلاف بروز مىكند.
و حالا، امريكائيان ترديد مىكنند كه بوش و
حكومت او به آنها در باره «تهديد فورى» كه رژيم صدام براى امريكا دارد، راست گفته باشد.
بعد از گزارش هيأت 1400 نفرى، امريكائيان، بيش از پيش، متقاعد مىشوند كه دليل اصلى
ورود در جنگ، ساختگى بوده است. بدينسان، به دنبال تونى بلر، نوبت بوش است كه اعتبار
ببازد.
اگر بوش در افكار عمومى امريكا اعتبار مىبازد،
امريكا در دنياى اسلامى، بيش از پيش، مغضوب مىشود. در 1 اكتبر، مطبوعات امريكا نسبت
به مغضوبيتى كه دارد غير قابل علاج مىشود، اعلان خطر كردند. از جمله، نيويورك تايمز
(1 اكتبر 2003) نوشتهاست: ديگ مغضوبيت امريكا در دنياى اسلامى و دنياى عرب چنان جوشان
شدهاست كه با تدابير عادى از جوش نمىافتد. اين مغضوبيت به سطوح شك آورى رسيده است.
بنا بر تحقيقى كه انجام گرفتهاست، ديگر از تدابير تاكتيكى كارى ساخته نمىشود. بلكه
نياز به تدابير استراتژيك و تغييرات ريشهاى و اصولى در سياست امريكاست.
گزارش هشدار مىدهد كه جنگ در عراق و شدت گرفتن
مخاصمات در خاورميانه خشم بر ضد امريكا را افزايش دادهاست. مردم دنيا يا از سياستهاى
امريكا آگاه نيستند و يا آن را بد مىفهمند.
خلع سلاح يكجانبه در دهه گذشته موجب افزايش
خصومت نسبت به امريكا گشته و بر خطرهاى مرگبار كه متوجه امريكائيان و منافع امريكاست،
افزودهاست.
كميتهاى كه ماهها وقت صرف آن كردهاست تا
5/1 ميليارد مسلمان جهان را نسبت به سياستهاى امريكا توجيه كند، 13 عضو دارد. دانشگاهيان
و ديپلماتها و نويسندگان اعضاى آنند. به خاورميانه و آسيا و اروپا رفتهاند.
كميته در يافته است كه در سال گذشته، وزارت
خارجه حدود 600 ميليون دلار خرج توجيه سياستهاى امريكا كردهاست و بيشتر از 450 ميليون
دلار خرج «صداى امريكا Voice of America»
و ديگر فرستندههاى تلويزيونى و راديوئى شدهاست.
انقلاب اسلامى: اگر فرستندههاى ديگر نيز از نمونه
«صداى امريكا» به فارسى و فرستندههاى پهلوى طلب باشند، صد البته، بر ميزان مغضوبيت
امريكا در دنياى اسلامى مىافزايد.
و اگر 100 ميليون دلارى كه صرف كمك اقتصادى
در خاورميانه مىشود، بر دو رقم بالا بيفزائيم، جمع آن 1150 ميليون دلار، 3/0 درصد
بودجه وزارت دفاع مىشود.
تازه اين رقمها بد خرج مىشوند: تنها 150 ميليون
دلار از بودجه « diplomacypublic» در اكثريت كشورهاى اسلامى خرج مىشود. و بيشتر آن
نيز صرف مبادله برنامهها و هزينههاى عمومى و مزدها مىشود. حكومت تنها 25 ميليون
دلار خرج «برنامههاى به سازى سيماى امريكا» در تمامى دنياى عرب و دنياى اسلامى مىكند.
كميته از جمله پيشنهاد مىكند كه در كاخ سفيد،
يك همآهنگ كننده ويژه كوششهائى كه در قلمرو روابط عمومى در دنياى خارج، بعمل مىآيند،
تعيين شود. و مقامات امريكا پنهان نمىكنند كه برنامههاى اجرا شده، پر ابهام و بى
قاعده بودهاند.
اينتليجنس آن لاين (19 سپتامبر تا 2 اكتبر)، خبر
مهم و شگفت آورى را انتشار دادهاست:
در موقعيت كنونى كه تنش ميان دنياى اسلامى و
غرب شديد است، آيا 3 تا 5 تريليون دلارى كه 57 كشور اسلامى دارند، يك سلاح سياسى و
اقتصادى مىشود؟ اين پرسش زمينه بحثها در كنفرانسى بود كه در المتى Almatyتشكيل شده بود. بانى آن سازمان كشورهاى اسلامى
و بانك اسلامى توسعه و موضوع كنفرانس «تعاون در سرمايه گذارى كشورهاى اسلامى در يكديگر»
بودند. كشورهاى اسلامى آگاهند كه صاحب پولى با رقم نجومى هستند كه بيكار گذاشتهاند.
آنمقدار هم كه بكار افتاده، در كشورهاى غرب سرمايه گذارى شدهاست. عبدالحافظ شيخ، وزير
دارائى پاكستان، بر اينست كه بجاى سرمايه گذارى در غرب، سرمايه گذاران دنياى اسلامى
مىتوانند در چهار بخش (خدمات مالى و انرژى و صنايع كشاورزى - غذائى و اطلاعات
Information) در كشورهاى اسلامى سرمايه گذارى كنند.
اما هنوز زود است كه دنياى اسلامى اين سرمايه
عظيم را در رشد اقتصادى خود بكار اندازد. طرح بازار اسلامى مشترك كه در 1974 تهيه شدهاست،
تا امروز، تنها به امضاى 19 كشور رسيدهاست.