جا به جائی گروهها در جبهه خامنه ای : "ﺁبادگران " ویرانی از درون را می پوشانند :
انقلاب اسلامی : گزارش دقیقی که می خوانید به توضیح تقلبهایی که بنا بر حکم حکومتی انجام گرفته اند ، بسنده نمی کند بلکه به گروههای که استبداد خامنه ای بر ﺁنها تکیه دارد و جا به جا شدن این گروهها در نزدیکی و دوری از کانون قدرت و نیز ضعف مفرطی را هم توضیح می دهد که این جا بجائی ببار ﺁورده است:
● دفتر بنى صدر، طى اطلاعيهاى، پیشاپیش، افرادى را که سر از صندوقهاى رأی درﺁوردند را افشا کرد . اما این افراد چگونه سر از صندوقها درﺁوردند؟:
*گروه "ﺁبادگران" گروهى هستند دست ساز خامنه ای و از گروههاى سركوب گر و افراطى راست هستند. قبل از هر چيز بهتر است جايگاه و پايگاههاى حمايتى اين گروه معرفى شود تا ببينيم اين گروه از كجا سازماندهى شده اند و بعد به اين بپردازيم كه چرا و چگونه اين افراد از صندوقهاى رأى در آمدند :
1 - نهادهاى و سازمانها و مراكز حمايتى سياسى و مالى گروه " ﺁبادگران ":
الف- گروههاى سياسى جبهه خامنه ای - هاشمی رفسنجانی ، از راست افراطى تا مافیای رفسنجانی بطور عمده عبارتند از: روحانيت مبارز تهران - هيات موتلفه اسلامى - جامعه الزهرا - جامعه اسلامى مهندسين-انجمن اسلامى دانشجويان - چكاد آزاد انديشان - انجمن اسلامى پزشكان - جمعيت ايثار گران انقلاب اسلامى - ائتلاف خدمتگزاران - جامعه زينب - اصناف و بازار تهران - جامعه وعاظ تهران - دفتر تحكيم وحدت(شيراز)- حجتیه - کارگزاران سازندگی (بخش وفادار مانده به هاشمی رفسنجانی) و...
ب - سازمانهاى و گروهها و دسته جات نظامى و انتظامى، اطلاعاتى و شبه نظامى
سپاه پاسداران - نيروى انتظامى - بسيج - انصار حزب الله - حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران - حفاظت اطلاعات نيروى انتظامى - حفاظت اطلاعات قوه قضاييه - حفاظت اطلاعات بيت رهبرى - اطلاعات بسيج - گروههاى تحت پوشش انصار حزب الله - گروههاى تحت پوشش سازمان امر به معروف و نهى از منكر - گروههاى نظامى و انتظامى لباس شخصى (نوپد)- گروهها و دسته جاب بسيج ادارات و سازمانها (جابر فضلى - جانشين فرماندهى بسيج ادارات و وزارتخانههاى كشور - ادارات با داشتن 30 مركز مقاومت و 500 پايگاه مقاومت در سطح ادارات و وزارتخانهها و سازمانها توانسته در زمينه ماموريتهاى محوله اهداف بسيج و همكارى با دولت در تمام عرصهها منشاء اثر باشد. (ابرار 4 شهريور 82) و...
ج - سازمانها و نهادهاى حكومتى
مقام رهبرى - بيت رهبرى (حجازى - گلپايگانى - اخترى و گروه آنها) - شوراى تشخيص مصلحت (هاشمى - رضايى - ولايتى و گروه آنها) - شوراى نگهبان (جنتى و گروه او) - سازمان بازرسى كل كشور (رييسى) - ديوان عدالت ادارى (درى نجف آبادى) - قوه قضاييه (شاهرودى)- دادستانى كل كشور و تهران (نمازى و عليزاده) - شهردارى تهران (احمدى نژاد) - سازمان ائمه جماعت تهران و شهرستانها - سازمان ائمه جمعه تهران و شهرستانها - مجلس خبرگان رهبرى - دفاتر نمايندگى رهبرى در شهرستانها -
د - سازمانها و نهادهاى مالى
بيت رهبرى با سرمايهاى نجومى و هزينهاى 3 ميليارد تومانى در ماه - بنياد مستضعفان با 550 شركت تحت نظر و بيش از 200 ميليارد دلار سرمايه - بنياد شهيد با 350 شركت و با ميلياردها دلار سرمايه - شهردارى تهران با سرمايهاى بيكران - بنياد جانبازان - اصناف و بازاريان تهران و شهرستانها - دفاتر نمايندگان ولى فقيه در تهران و شهرستانها - سازمان نظارت بر اموال رهبرى با سرمايه ای بیکران - بنياد رضوى با ميليارد ها دلار سرمايه - بنياد حضرت معصومه با سرمايهاى كلان و موقوفات بسيار - و...
● همین جا بگوئیم که در " بیت رهبری " مجتبی خامنه ای و حجازی انتخابات فرمایشی را زیر نظر علی خامنه ای ، اداره کردند. مأموریت مجتبی خامنه ای ، فرزند سید علی اینست که "اطلاعات صحیح " را به او برساند و همراه با حجازی بر اجرای دستورهای خامنه ای نظارت کند. از میان سه دسته گروههاکه در این فهرست ﺁمده اند، گروههای دسته دوم و سوم رو ﺁمده و گروههای دسته اول زیر رفته اند.
اين سازمانها - نهادها - دفاتر و... همگى بنا بر حكم رهبرى زمينه را براى انتخاب شدن ليست " ﺁبادگران" آماده كرده بودند. به چه صورت؟ به این صورت :
* الف - كمكهاى نقدى:
1 - پرداخت 120 هزار تومان به 30 هزار مسئول مذهبى تهران همراه با ليست "ﺁبادگران" از سوى شهردارى تهران در مصلاى تهران معادل 3 ميليارد و ششصد ميليون تومان.
2 - پرداخت 25 هزار تومان بن از سوى شهردارى تهران (شهروند) به معلمين. معادل 1 ميليارد تومان
3 - پرداخت 50 هزار تومان بن شهردارى تهران (شهروند) به كاركنان صدا و سيما. معادل 1 ميليارد تومان.
4 - پرداخت 80 هزار تومان به مسئولين مدارسى كه تا هزار راى جمع آورى مىكنند از سوى شوراى نگهبان
5 - پرداخت 100 هزار تومان و سكه طلا به مسئولين مدارسى كه بيش از هزار راى جمع آورى مىكنند از سوى شوراى نگهبان.
6 - پرداخت (21 هزار تومان) سه روز ماموريت به نيروهاى بسيج براى شركت در انتخابات از سوى بسيج نيروى سپاه پاسداران.
7 - پرداخت (50 هزار تومان) سه روز ماموريت به نيروهاى سپاه براى شركت در انتخابات از سوى صندوق قرض الحسنه انصار المجاهدين سپاه پاسداران كه قبل از آن شهردارى تهران مبلغ 20 ميليارد تومان وام بلاعوض به آن صندوق داده بود.
8 - پرداخت 15 هزار تومان به خانوادههاى شهدا براى شركت در انتخابات از سوى بنياد شهيد
9 - پرداخت 10 هزار تومان به ازاى هر راى در شهرهاى اطراف تهران براى راى دادن در همان شهر به نفع ويرانگران تهران (اسلامشهر - شهر رى - شميرانات ) از سوى بنياد مستضعفان.
10 - پرداخت 15 هزار تومان به افرادى كه براى راى دادن به ويرانگران به تهران آمده و راى داده بودند .از سوى بنياد مستضعفان
11 - پرداخت 10 هزار تومان براى افراد شهركهاى اطراف تهران براى راى دادن به ويرانگران از سوى بنياد مستضعفان
12 - پرداخت سكههاى طلا به ورزشكاران و افراد سرشناس جهت تاييد نمايندگان ويرانگران در تهران و اعلام حمايت از آنان
* ب - كمكهاى غير نقدى
1 - پرداخت هزينه چاپ كليه لوازم تبليغاتى اعم از پوستر - كارت - تقويم - عكس - بيل بورد - سيلك از سوى كليه گروههاى حامى مالى و پرداخت وجه نقد به نمايندگان جهت پرداخت هزينههاى مخفى به راى دهندگان و پادوهاى راى ستانى .
2 - در اختيار گذاشتن كليه امكانات چاپى و تبليغاتى صدا و سيما - بنيادها و نهادها كه به لحاظ امكانات بسيار قوى هستند و كليه نشريات وابسته مثل )كيهان - رسالت - آفرينش - همشهرى - جام جم - جام - شما و... جهت چاپ مجانى آگهىهاى تبليغاتى در آن نشريات به گونهاى كه تا به حال مانند آن در هيچ انتخاباتى ديده نشده. بمباران تبليغاتى سازمانها و نهادهاى مكتوب و صوتى و تصويرى در نهايت قدرت براى به ميدان كشاندن مردم .
* و اما آرايى را كه رهبرى مىخواست بدست ﺁیند بدست نیامدند. شماره آراى به حساب گذاشته شده تقلبى است بنا بر شواهد زير:
1 - يكى از مهمترين مسائل در دورههاى انتخاباتى ميزان رايى است كه به گروهها داده مىشود به اين صورت كه وقتى در ازاى دريافت پول يا اعتقاد به رهبرى و وظيفه شرعى و قرآنى يك نفر پاى صندوق راى مىرود - كه به قول رهبرى هر راى آن مشت محكمى بر دهان امپرياليست داخلى و خارجى است و به همين دليل هر شركت كننده تعداد كل افراد ليستى كه به او دادهاند را مىنويسد - به تمامی افراد لیست رأی میدهد. اما چرا در ليست "ﺁبادگران" افرادى مثل حداد عادل 886471 راى و توكلى 777802 هزار و خادم 693202 راى آوردهاند ولى غلامرضا مصباحى 491310 و خانم كدخدا 472536 و عباسپور تهرانى 332638 هزار راى آوردهاند؟ هموطنان عزيز و ايرانيان مقيم ايران مىدانند كسانى كه رفتنه و راى به ليست داده اند، افرادى بودهاند كه به هر 30 نفر " ﺁبادگران " راى دادهاند . به آنهاگفته شده بود كه در ورقه رأی خود، تمامی اسامی قید شده در آن ليست را بنویسند . پس چرا در تعداد آراى نفر اول و آخر آنها حدود 553833 راى اختلاف وجود دارد؟ براى روشن کردن امر، بايد یادﺁور شد كه در انتخاباتى به اين صورت، يعنى ليستى، هميشه بايد آراى كف ليست ملاك قرار گيرد. يعنى راى آقاى على عباسپور تهرانى 332638 رأی . اين رأی كف ليست "ﺁبادگران" است . یعنی رأی تمامی کسانی هستند که به پای صندوق رفته یا برده شده اند و با این لیست رأی داده اند . چون وقتى وظيفه باشد كه به 30 نفر ليست راى داد، پس همه آنهايى كه به ليست راى دادهاند به آقاى عباسپور راى دادهاند. در تعرفه نيز جاى اضافه كردن اسامى افراد به صورت تكرارى وجود نداشته است و تکرار اسم نیز به حساب ﺁرای او گذاشته نمی شود. ولى چرا افراد بالا بيش از دو برابر آخرين نفر راى آورده اند؟
2 - به اين دليل كه اين افراد به آخر تعرفههاى ديگر گروهها و افراد مستقل اضافه شدهاند. مثلاً افرادى كه رفتهاند و تعرفه گروه خود را پر كردهاند كه مثلاً 20 نفر بوده است جاى خالى 10 نفر در تعرفه باقى مىماند و باقيمانده اين تعرفه از سوى افراد ناظر و تند نويس كنار صندوقها اضافه مىشود و در نتيجه ليست "ﺁبادگران" اين اندازه اختلاف دارد. پس نتيجه مىگيريم كه ليست "ﺁبادگران" در كل چيزى حدود 400 هزار راى آورده است (كف تعداد آراى آنها) و مابقى ﺁرای نفرات اول ، طى عمليات مخفى و تقلب ﺁمیز، به آنها اضافه شده است پس "ﺁبادگران" به طور واقعى حدود 3/6 درصد از آراى مردم تهران را داشته اند (راى واجدان شرايط تهران 6350000 نفر است. مراجعه رايى كه چمران در انتخابات شوراى شهر تهران بدست ﺁورد ، جای تردید نمی گذارد که دست کم نیمی از ﺁرای حداد عادل ساختگی است.
انقلاب اسلامی : دکتر ابراهیم یزدی نیز ، در مصاحبه با بی بی سی ، شمار رأی دهندگان را در تهران ، 500 تا 600 هزار تن گفت.
* براى گروه مخالف لیست "ﺁبادگران"، رأئی که اولين نفر يعنى كروبى بدست ﺁورده است ، حدود 300 هزار راى است. اگر بنا را بر این بگذاریم که به نام کروبی رأی تقلبی ننوشته و به صندوق نیانداخته اند و به جای رأی ﺁخرین نفر لیست ، رأی او را منظور کنیم ، دو گروه بر روى هم، حدود 700 هزار راى داشتهاند و البته به غير از افراد آزاد و مستقل كه راى آنها نيز به 200 هزار نفر نمىرسد و با احتساب راى هاى باطله (190 هزارنفر) كل راى تهران بايد حدود100000/1 نفر باشد يعنى راى در كل تهران برابر است با 92/16درصد يعنى همان درصدی است كه ارزیابی کرده و، در جلسهاى خصوصى، به خامنه ای گفته بودند. البته اگر راىهاى باطله را كم كنيم مىشود 14درصد. و مابقى ﺁرای قلابی هستند که اضافه شدهاند. (حتى اگر خيالبافان ادعا كنند كه تعداد آراى حداد عادل درست است (886471) او 6/13 درصد راى مردم تهران را آورده است ) در ضمن جهت اطلاع خامنه ای و "ﺁبادگران" او بايد گفت كه بر اساس گفته ناظران بر صندوقهاى راى آقاى بامشاد (هنرپيشه سريال تلويزيونى نقطه چين آقاى لاريجانى كه يك قسمت هم عليه اصلاح طلبان متحصن ساخته و پخش كرده بود) تعداد رايش يك ششم راى آقاى حداد عادل بوده است.
3 - بيشتر آراى دستكارى شده در تهران در صندوقهاى دور افتاده از مركز شهر بوده است كه در آنجا با فراغ بال تند نويسان عدالت خواه شوراى نگهبان و وزارت كشور كولاك كردهاند و به قول صدا و سیمای لاریجانی "حماسه آفريدند ". ( البته در تقلب . تند نویسی ﺁرا تا این حد از دید "رهبر" حماسه است ! ) رأی نویسان ، در شهرهاى اسلامشهر - شهررى و شميرانات و حوزههاى حاشيه تهران، "حماسه آفرينى "كردهاند.
4 - در بعضى از صندوقها ديده شده است كه افراد بوسيله اتوبوس و گروهى مي آمدند كه در دست هر يك ليستى بود و به طور جمعى تعرفه را پر مىكردند و به هم مىگفتند كه درست بنويسند.
5 - ثبت راى افراد هم نام براى "ﺁبادگران".
بر اساس اسامى "ﺁبادگران"، عدهاى از آنها داراى نام خانوادگی اى بودهاند كه افراد ديگرى نيز با همين نام خانوادگی در ميان كانديداها بودهاند . مثلاً توكلى دو نفر بوده است و راى آن توكلى ديگر به نام احمد توكلى ريخته شده است ( على توكلى طى نامهاى به شوراى نگهبان اعتراض كرده است كه چرا 24 ساعت قبل از راىگيرى نام او رد شده است در حالى كه هر كس به نام او نوشته بوده چون نمىدانسته بر ﺁرای احمد توكلى اضافه شده است . او همچنين به فرماندار تهران هم گفته است و فرماندار گفته كه آراى بدون مشخصه نام كوچك را تقسيم به دو مىكنند كه اين كار را نكردهاند و به نام احمد نوشتهاند. ابرار 7 اسفند 82). بر همين اساس، افرادى با اسامى تكرارى مثل امين زاده دو نفر ( حسن و الهام) - افتخارى دو نفر (رضا و لاله) - طباطبايى 4 نفر-ابوطالب 2 نفر (ناهيد و سعيد) - مظفر 3 نفر. در نتيجه، خيلى از راى اين افراد هم نام به نام همنامان آنان در فهرست "ﺁبادگران" اضافه شده است. در حالى كه اسامى افرادى مانند كدخدا - كوچك زاده - مصباحى - نادران يك نفر بودهاند. از این رو است که برخى راى بالايى داشتهاند.
5 - راه ديگر افزايش راى از طريق حكم حكومتى (يعنى مسخرهترين قانون نانوشته در قوانين اساسى و حتى ايران) : بر اساس اين حكم، عدهاى از افراد ناظر صندوقهاى راى مىبايست كارى بكنند كه بنا به گفته " رهبر"، 40 ميليون راى از صندوقها در بيايد. بر اساس گفتههاى ناظران صندوقهاى راى ، بنا به حکم ، تعرفههاى سفيد را به نام افرادى خاص پر مىكردند.
6 - افزايش و جابجايى صندوقهاى راى در حوزه هايى كه تيم نظارتى يك دست بوده است به خصوص در حاشيههاى شهر
7 - شركت چندين باره خانواده هايى مشخص با شناسنامههاى مختلف. روز شنبه ، 2 اسفند، روزنامه ابتكار چاپ تهران خبرى را منتشر كرد مبنى بر كشف 30 هزار شناسنامه ممهور به مهر انتخابات. بعداً نيز اعلام شد كه چاپخانه اين شناسنامههاى تقلبى نيز كشف شده است. حال چقدر شناسنامه چاپ شده بود خدا عالم است و آقاى زوارهاى. تنها در اسلامشهر 30 هزار شناسنامه توقيف شده است.
سوال اول در اين مورد اين است كه مهر دست چه كسانى بوده است؟ چه كسانى اينها را مهركرده اند؟ و چه كسانى در صدد تقلب و افزايش راى بودهاند و نياز به راى داشتهاند؟
8 - راى دادن به شيوه جديد در پادگانها. گرفتن شناسنامه سربازان وظيفه در نيروها و پادگانها و استراد مجدد آنها به سربازان چند ساعت بعد به صورتى كه تنها در شناسنامه مهر خورده بود و تعرفهاى تحويل نشده بود.
9 - راىگيرى در بيمارستانها، آسايشگاهها و زندانهاى سراسر كشور به گونهاى كه راى دهنده شناسنامه را بر اساس ضرورت با خود ندارد.
10 - راىگيرى لشكرى با تقلبات گسترده : در برخى از شهرها چنان تقلب در راىگيرى گسترده بوده است كه بر اساس آمار بيش از 100 درصد واجدان شرايط در راىگيرى شركت كردهاند. شهرهاى استانهاى چهارمحال و بختيارى - كهكيلويه و بوير احمد و لرستان و فارس از آن جمله هستند. البته اين استانها قبلاً نيز سابقه اين كار را داشتهاند به دو آمار يكى از سال 1376 يعنى انتخابات رياست جمهورى (2 خرداد) و ديگرى آخرين انتخابات نگاه كنيد متوجه مىشويد چگونه حماسه آفريده مىشود: نمونه زير از انتخابات سال 1376 مندرج در مجله عصر نو مىباشد
شهر واجدان ماخوذ درصد
اردل 0 3278 41261 129
اليگودرز 71032 77006 108
بافت 94991 65573 145
پلدختر 37214 69249 186
خرم آباد258470 318859 123
دلفان 95047 64159 148
سلسله 64883 37033 175
كوهدشت97777 104238 107
در آن سال، در استانى كه ناطق نورى اهل ﺁن بود، يعنى مازندران، آراى او در كل برابر بود با 62 /51 در صد كل آرا بود كه قابل قبول مینمود. ولى در همان انتخابات، آراى ماخود ناطق نورى در لرستان برابر بود با 54/52 درصد كل آرا كه البته تقلبی بود. لرها از مازندرانيها بيشتر طرفدار ناطق نورى شده بودند و "عاشقانه " رأی تقلبی به نام او در صندوق انداخته بودند !
باری ، وقتى فهرست بالا را مىبينيد مىتوانيد متوجه شويد چرا. در همين انتخابات بر اساس آمار اوليه روز دوم تعدادى از حوزههاى حماسه آفرين بدين گونه اعلام شده است.
سميرم 50080 755062 110درصد
لردگان102652 110851 108 درصد
ورزقان37281 39536 106درصد
ممسنى126126 128610 102 درصد
البته اينها چند حوزهاى هستند كه آراى آنها افشا شده اند. در حالى كه شهرستانهايى هستند كه درصد آراى اخد شده برابر 150 درصد واجدان شرائط رأی دادن مىباشند
● نكاتى از انتخابات تهران :
* براى بالا بردن آرا افراد مورد اعتماد رهبرى بسيار تلاش كردند و از تمام امكانات حكومت مايه گذاشتند. بيشترين زحمت اين تقلبات را متقلب ترين افراد جامعه، بنا بر حكم رهبرى، برادران لاريجانى - جهرمى - ذوالقدر - زوارهاى - جنتى بر دوش داشتند. ﺁنقدر تقلبها ﺁشکار بودند كه حتى پدر زن صادق لاريجانى(آية الله وحيد خراسان) بر خود روا ندید در انتخابات فرمایشی شركت کند. آنها با تمام قوا به ميدان آمدند تا در تهران حدود 16 درصد آرا و در ايران حدود 39 درصد آرا را بدست ﺁورند (در مورد كل ايران نظیر همین محاسبه همین نتیجه را بدست می دهد )
مطلب ديگر اينكه على لاريجانى به خاطر كند ذهن بودن خود و مشاورانش يك شوى خنده دار روز جمعه از صدا و سيماى خود پخش نمود كه موجب مسخره شدن او و رهبرش شد : او و مشاوران نادانش مىخواستند كارى كنند كه مردم فكر كنند حماسهاى در حال رخ دادن است . به همين خاطر با انتخاب چند مسجد مشخص مثل مسجد لرزاده و حسينيه ارشاد و... از ساعت 7 صبح فيلم برداران صدا و سيما را ، بر وفق دستور العمل باند، به این حوزه ها گسيل داشتند كه تا ساعت 22 در محل بودند تا شوى برادران لاريجانى را كه خيلى هم خنده دار بود برای اقصی نقاط ايران و جهان پخش کنند. مأموران بابت آن روز ، هریک 250 هزار تومان پاداش گرفتند. علاوه بر فيلم برداران شومنهاى لاريجانى هم آمده بودند و طورى اعلام مىكردند كه انگار در حوزه های رأی جاى سوزن انداختن نيست و مرتب مردم را به عجله در ﺁمدن و رأى دادن تشويق مىكردند و صفهاى طولانى را نشان مىدادند كه برخى از آنها لو رفت و مشخص شد آن صفها، صفهاى دوره انتخابات اول خاتمى بوده اند. تيمهاى ديگر مسئول بودند مردم وخبرنگاران خارجى را به سوى آن حوزهها راهنمايى كنند و به همين خاطر شعبات نزديك را كه خالى بودند ، تعطيل كرده بودند . در ساعت مقرر ، اين تيمها افراد را به سمت حوزههاى برگزار كننده آن شوها مىفرستادند. 99 درصد حوزهها از ساعت 5 به بعد خالى بودند ولى اين حوزههاى مشخص با افرادى آشنا تا ساعت 22 شلوغ بودند و شو برگزار مىكردند. در حوزههاى نشان داده شده حداقل 30 تا 40 نفر افراد موجود ناظران صندوقهاى راى بودند و مابقى افراد عادى بودند البته برخى بودند كه شلوارهاى سربازى به پا داشتند كه روى آن كت يا كاپشن پوشيده بودند.
* همزمان با خلوتى حوزههاى راى كه حداقل 100 راى و حداكثر 800 راى داشتند. بودند حوزه هايى كه سه هزار راى داشتند البته راى مشكوك . با وجودى كه در تهران 5 ميليون تعرفه چاپ شده بود تنها 2 ميليون آن پخش شده بود كه زياد هم آمد ولى صدا وسيما لاريجانى مرتب اعلام مىكرد كه حوزهها با كمبود تعرفه روبرو شدهاند. حالا که با همه تقلبها ، آرا به دو ميليون هم نرسيده اند،
صدا و سيما مقام دروغ ساز سال را از ﺁن خود کرده است.
* از نكات جالب اتنخابات عدم شركت آيات عظام در قم بود به طورى كه تا مدتها صدا و سيما تنها پدر زن مصباح يزدى ( نوری همدانى) را نشان مىداد كه مرتب بر صفحه تلويزون اعلام ميكرد به پاى صندوقهاى راى برويد. آيات عظامى كه در راىگيرى شركت نكردند عبارتند از وحيد خراسانى (پدر زن صادق لاريجانى) - صانعى - موسوى اردبيلى - منتظرى - شبيرى زنجانى - صادق شيرازى - محمد شاهرودى - جواد تبريزى.
* اما مهمترین واقعیتی که صدا و سیمای لاریجانی از رهگذر شوهای خود ﺁشکار کردند، بی تفاوتی گروههای عضو جبهه خامنه ای - هاشمی رفسنجانی که " روﺁمده ها " ﺁنها را " سنتی " می نامند بود. اگر توان بسیج مجموعه این گروهها و بخشی از مردم که از ترس رأی میدهند را در نظر بگیریم، می بینیم که از ﺁرای داده شده با لیست "ﺁبادگران" بسیار بیشتر است. بنا بر این، گروههائی از جبهه خامنه ای - هاشمی رفسنجانی نیز در تحریم انتخابات شرکت کرده اند. صدا و سیما چهره های شاخص این گروهها را نشان نداد. هاشمی رفسنجانی را نشان داد و حرفهایش را سانسور کرد (عدم مشارکت در رأی دادن را تلخ خوانده بود ) و در ظاهر دیگران را به این عنوان نشان نداد که وجهه خوبی ندارند و تبلیغشان ممکن است موجب شود ﺁنها هم که میخواهند رأی بدهند، منصرف شوند! گرچه انزجار مردم از این قیافه ها یک واقعیت است اما نشان ندادن ﺁنها بخاطر انزجار مردم نبود بلکه بلحاظ پوشاندن واقعیت از دید مردم بود. حال ﺁنکه توجیه صدا و سیما موجب عصبانیت بیشتر "سنتی " ها شد ﺁنها و ﺁشکار شدن بازهم بیشتر تنشهای شدید در جبهه خامنه ای - هاشمی رفسنجانی شد .
فردای انتخابات فرمایشی، خامنه ای خود را بسیار ضعیف تر از روز قبل از این انتخابات رسوا یافت و شروع کرد به استمالت . اما استمالتهای او وجود تنشها و شدت ﺁن تنشها را بر ﺁنها هم که هنوز ندانسته بودند، معلوم کرد. برای کسی مثل کروبی بی ﺁبروئی نیز ببار ﺁورد. زیرا تقدیر نامه خامنه ای از او این واقعیت را بازگو می کرد قرار و مدار با او حقیقت داشته است و حالا به جای عمل به وعده نماینده و رئیس مجلس هفتم شدن، بخاطر خیانت او به " اصلاح طلبان"، خامنه ای از او تقدیر می کند. یعنی سند خیانت او را به دستش می دهد!
|
|
|