دو جبهه و مردم در برابر انتخاباتی فرمایشی : مردم و 4 درصدی که رأی میدهند :
انقلاب اسلامی : این فصل را در سه قسمت از نظر خوانندگان می گذرانیم : در قسمت اول، ارزیابی را می خوانید که ترکیب رأی دهندگان به " لیست رهبری " را بر خوانندگان معلوم می کند. در قسمت دوم ، نظر سنجیهای وزارت کشور و ترکیب از پیش مشخص مجلس ملاتاریا و در قسمت سوم ، رویاروئی مستقیم با " علی شاه " را می خوانید :
رویاروئی گروههائی که خامنه ای - رفسنجانی ، رهبران سازمان ترور، برای انتخابات فرمایشی بسیج کرده اند با اجماع مردم بر تحریم :
الف - گرو ه اول گروه حاميان استبداد كه جمعيت آنها بسيار كم است ولى به واسطه برخى امتيازات خود را مجبور به حمايت مىبينند. اين گروه خود به چند دسته تقسيم مىشوند.
1 - دستهاى اول - گروهى از مردم كه سالهاى سال است به واسطه گرفتن كمك هزينه از كميته امداد امام و بنياد مستضعفان در واقع جيره خوار حكومت شدهاند و هر از گاهى بنابر مناسبت هايى از آنها استفاده مىشود و در قبال كارى كه انجام مىدهند پاداشهاى نقدى و غير نقدى مىگيرند. عاملان اصلى سروسامان دادن به اين گروههاى هيات موتلفه اين هيات است كه هر زمان كه لازم باشد مردم را جمع ميكنند و براى تظاهرات به جاهاى خاص مثل درب مجلس - جلوى دانشگاه - مرقد امام مى برد. سن افراد شركت كننده در اين تجمعها از طرف اين دستهجات بالاى 50 سال است. البته اينها به لحاظ مالى مجبور به اطاعت هستند وگرنه از گرفتن مواجب محروم خواهند شد. علاوه بر اين گاهى آنها را براى تجمعات در شهرستانهاى ديگر هم مىبرند كه اين براى آنهاتفريح محسوب مىشود . علاوه بر گرفتن حقوق و پاداش هزينهاى سفر آنها نيز پرداخت مىشود. معمولاً خامنهاى هر كجا كه مىرود تعداد زيادى اتوبوس از اين افراد كه كاملاً سازماندهى شدهاند نيز به آن استان اعزام مىشوند. تعداد آنها براى راى دادن در تهران حدود 150 هزار نفر مىباشد. كه تعداد ى هم ازشهرهاى اطراف مىآورند.
2 - دسته دوم - خانوادههاى بنياد شهيد هستند كه اين خانوادهها نيز به خاطر امتيازات بسيارى از قِبل شهيد دادن افراد خانواده ميگيرند علاوه بر اين امتيازات، آنها خواهان باقى ماندن حكومت به همين وضع هستند زيرا در صورت از بين رفتن اين حكومت ممكن است كه بسيارى از امتيازات خود را از دست بدهند. آنها ساليان سال است كه از امتيازات ويژهاى چون دانشگاه فرزندان - سفرهاى زيارتى به مكه و كربلا و سوريه و مشهد - وامهاى خريد خانه - وامهاى خريد جهيزيه و هزينه تحصيلى فرزندان استفاده مىكنند كه اين درآمد براى هر كارمند و كارگر عادى در جمهورى اسلامى كارى بسيار شاق است حتى با دو برابر كار كردن. در حاليكه اينها اين همه حقوق و امتياز را دريافت مىدارند بدون اينكه كار آنچنانى انجام دهند و تنها بايد در مقاطع خاص و براى كارهاى خاص مورد نياز استبداد در يك محل جمع شوند و به دادن شعار و يا دادن راى بپردازند. تعداد آنها براى راى دادن در تهران حدود 100 هزار نفر مىباشد. البته بسيارى از آنها )خانوادههاى شهدا( نيز در اين جمع قرار نمىگيرند وگرنه در انتخابات شركت مىكردند.
3 - نيروهاى بسيجى - سپاهى - انصار حزب الله. اين نيروها متشكل هستند از نيروهاى وظيفه - محصلان دبيرستان - دانشجويان و افراد رسمى كه به جز دانشجويان و محصلان از محلهاى بسيارى حقوقها و امتيازات كلانى دريافت مىكنند كه هزينه حركتهاى سركوب گرانه و تظاهرات خشن توسط اين گروه مىشود و گروههاى دسته جات اول و دوم در ادامه پاكسازى آنها وارد ميدان مىشوند. هزينه اين گروهها جيره خوار از درآمدهاى بنياد مستضعفان - بنياد شهيد - صدا و سيما - بيت رهبرى - سازمان تعزيرات - سپاه پاسداران - بسيج و... كه هر كدام خود سرمايه دارنى بزرگ هستند تهيه مىشود و عمدتاً رهبرى فكرى آنها با احمد جنتى دبير ستاد امر به معروف و نهى از منكر و آقايان رحيميان - رئيسى - و... و سازماندهى حملات آنها امثال الله كرم و ذوالقدر و نجات و... است. اين نيروها در پادگانهاى خارج از تهران به ويژه ثار الله داراى نمايندگىهاى 24 ساعته هستند و به خوبى سازماندهى شدهاند كه هر زمان از شب يا روز كه به وجود آنها احتياج بود به سرعت هستههاى اوليه آن جمع شده و مابقى نيروها را به محلهاى مورد نظر راهنمايى مىكنند. بسيارى از سركوبهاى صورت گرفته در جريانات اخير توسط همين نيروها كه به نام لباس شخصىها معروف شدهاند صورت مىگيرد اين افراد علاوه بر حقوق ماهيانه - ساعات ماموريت سه برابر - اضافه كارى دو برابر دريافت مىدارند و از نكات جالب درآمدى آنها يكى اين است كه آنها تا زمانى كه بيدار هستند و در خيابانها در حال رفت و آمد و گشت و گردش هستند اضافه كارى دو برابر مىگيرند يعنى به جز خواب در حال دريافت حقوق مىباشند. اين نيروها علاوه بر آن كار حملات را به تجمعات در شهرستانها را سازماندهى مىكند و در جاهايى مثل اصفهان و قم - و خرم آباد در حملات به مردم اين نيروها به عنوان فرماندهان از تهران اعزام ميشوند. تعداد آنها براى راى دادن در تهران حدود 50 هزار نفر مىباشد. كه البته نيروهاى درگير و سركوبگر و چماقدارشان بيش از 10 هزار نفر نيست و مابقى از نيروهاى ستادى و ساده هستند كه وارد درگيرىها نمىشوند و يا دانشآموز هستند و يا در حال خدمت كه چندان راضى به اين كارها نيستند.
4 - گروههاى كارى - يك دسته از مردم در تهران هستند كه اينها به طور استاندارد كارشان جمع شدن در جاهايى است كه افراد و سازمانها نياز دارند. مثلاً وقتى روساى شركت نفت قرار است در مرقد امام جمع شوند از آنجايى كه به ندرت نيروهاى كارمند و كارگر آنها حاضر به شركت در اين مراسم مىشوند اينها (روسا) مجبورند دست به دامان افرادى بشوند كه آنها، افراد را روزانه اجاره مىدهند. اين روسا بيشتر در شهركهاى المپيك - قدس - اسلامشهر مستقر هستند كه به نام آدم اجارهاى معروفند. كارشان فقط و فقط ايجاد تجمعات بدون درگيرى است كه بابت اين كار از روساى سازمانها به ازاى هر نفر با سرويس رفت و آمد و غذا 6 هزار تومان در روز مىگيرند كه حدود 4تا 5/4هزار تومان آن را به شخص مىدهند و مابقى آن را خود كه هزينه دفتر و دستك دارند بر مىداند. اينها به ندرت در راىگيرىها شركت مىكنند چون هيچ اعتقادى به رژيم ندارند. تنها از پول آنها استفاده مىكنند.
5 - دسته جات شهرستانى كه اينها هم از افراد گروههاى اول و دوم هستند كه برخى اوقات مجبورند براى حمايتهاى جمعيتى از شهرهاى اطراف تهران به تهران بيايند مثلاً زمانى كه آقاى خامنهاى قرار است نماز برگزار كند يا راهپيمايى هايى مثل 22 بهمن و ... البته افراد دسته سوم (بسيجيان - سپاهيان و انصار حزب الله) اين شهرها نيز براى درگيرى در مواقع خاص به تهران مىآيند اين افراد تحت نام انصار حزب الله شهرستانها از سوى بسيج سازماندهى شدهاند كه در جريانات دانشگاه برخى از آنها به تهران آمده بودند
ب - گروه دوم افراد تهران افرادى هستند كه كارى به اوضاع و احوال جامعه ندارند و سرشان به كار خودشان گرم است و انگار نه انگار در اين مملكت زندگى مىكنند و برايشان علىالسويه است كه عمر باشد يا على .تعداد اين افراد كم است
ج - دسته سوم كه نيروهاى اصلى و بدنه فكرى مردم را تشكيل مىدهند افرادى هستند كه بارها و بارها جور و ستم استبداد رابر تن خود حس كرده است و از اوايل انقلاب تا به حال براى حذف استبداد در تلاش بودهاند كه البته در آن زمانها با توجه به احساس قوى خود در برپايى اجتماعات و تظاهرات براى مقابله با رژيم شركت مىكردند ولى وقتى از سوئی سبعيت استبداد را ديدند و ديدند كه اينها حتى به خود هم رحم نمىكنند و به قول عليزاده که گفته است هزينه تظاهرات را براى مردم بايد آنقدر بالا برد كه وارد تظاهرات نشوند ( همين كارى كه نيروهاى لباس شخصى در جريان خوابگاه دانشگاه مىكنند يعنى زدن به حد مرگ و ايجاد وحشت) و از سوي دیگر ، عدم حمايت نيروهاى اصلاح طلب را ديدند، از وارد شدن به مناقشات اصلاح طلبان و استبداديان خود دارى كردند و حالا نيز منتظر هستند ببينند آيا اين گروهها بازى در مىآورند يا واقعاً با هم درگير مىشوند. فعلاً حاضر به ريسك كردن نيستند و كاملاً با درايت و خرد مسائل را پيگيرى مىنمايند اين وضعيت در وجدان عمومى اين افراد قرار دارد و بدون اينكه حتى با هم تماس داشته باشند مانند يكديگر فكر مىكنند چه آن فردى كه در ميدان آزادى است و چه آن فردى كه در تهران پارس است و چه آن افرداى كه در شهرهاى شيراز - اصفهان - مشهد - خوى - كرند غرب - اصطهبانات و.. هستند. اين دسته از مردم كه تعداد آنها در تهران به حدود 6/5 ميليون نفر ميرسد همانهايى هستند كه وقتى خواستند به استبداد نه بگويند همه با هم به خاتمى راى دادند و وقتى خواستند به استبداد و خاتمى نه بگويند در انتخابات شوراها شركت نكردند و تهران را به آن فلاكت انداختند. همينها اصل راى تهران را دارند و در حال حاضر اميدى به شركت در انتخابات و همراهى با جناح اصلاح طلب ندارند و منتظر ماندهاند كه ببينند آيا واقعاً اصلاح طلبان اينبار تا آخر خط مىروند يا نه ؟
تا روزی که خامنه ای " حکم حکومتی " نداده بود ، با توجه به دسيسه هايى كه استبداد در چیدنش استاد است ، مثل تاييد عدهاى از اصلاح طلبان و رد عدهاى ديگر كه موجب شكاف بين آنها شود و يا تاييد كلى آنها و... ، مردم هنوز حالت انتظار داشتند . منتظر بودند صحنه ﺁخر را هم ببينند . تا تصمیم بگیرند ﺁیا باید وارد شوند و يا كلاً تحريم كنند. اين اصلاح طلبان بودند كه بايد وضعيت خود را روشن می کردند. هنوز کروبی و خاتمی حکم حکومتی را نپذیرفته، وجدان عمومی حکم تحریم انتخابات فرمایشی را صادر کرد : سنجش افکار وزارت کشور نشان داد که 96 درصد انتخابات فرمایشی را تحریم می کنند.