حكومت بوش در سراشيب بى اعتبارى و ناهمآهنگى و مذاكره
با «ايران»؟:
انقلاب اسلامى: اين فصل را در سه قسمت مطالعه مىكنيم.
در قسمت اول، وضعيت بوش و حكومت او را در افكار عمومى امريكا و افزايش مغضوبيتش در
دنياى اسلامى و در قسمت دوم مذاكرههاى امريكا با رژيم - كه وزارت خارجه در جريان آن
نيست! - و در قسمت سوم فقدان انسجام در حكومت بوش:
اسلحه كشتار جمعى يافت نشد و بى اعتبارى بوش و حكومتش
روز افزون گشت - و مغضوبيت پرخطرش در دنياى اسلامى - سلاحى كه 3 تا 5 تريليون سرمايه
دنياى اسلاماست؟:
در 2 اكتبر 2003، حاصل 6 ماه تحقيق كارشناسان سيا
و نيروهاى مسلح امريكا اين شد كه در عراق، اسلحه كشتار جمعى، نه شيميائى و نه بيولوژيك،
يافت نشدند. و برنامه اتمى عراق در «ابتدائىترين مرحله» بودهاست.
در 2 اكتبر، داويد كى Kay ، رئيس گروه 1400 نفرى،
كه در جستجوى اسلحه كشتار جمعى عراق بودهاند، به كنگره گزارش كرد كه «روشن است آن
اسلحه كشتار جمعى كه در پيش بوديم، وجود ندارند». او گفت به 6 تا 9 ماه ديگر وقت نياز
دارد تا كار خويش را به نتيجه قطعى برساند. حكومت بوش تقاضاى تصويب يك بودجه 600 ميليون
دلارى ديگر براى تأمين هزينه ادامه تحقيق هيأت كردهاست.
بگزارش واشنگتن پست (3 اكتبر) داويد كى در جلسه
سرى كميتههاى اطلاعات سنا و مجلس نمايندگان گفتهاست برنامههاى توليد اسلحه كشتار جمعى يافت شدهاند و باور او
بر اينست كه قصد آن بودهاست كه در زمانى به توليد اين اسلحه ادامه داده شود. برنامه
توليد موشك دور برد يافت شدهاست. مجموعه آزمايشگاهى هم يافت شد كه در زندان پنهان
شده بود.
بعد از ارائه گزارش، جمهوريخواهها و دموكراتها
جامعه اطلاعاتى امريكا را بخاطر بد خواندن واقعيتهاى عراق، مورد انتقاد قرار دادند
و برخى نيز گفتند حكومت بوش افكار عمومى را در باره وجود خطر عراق فريب دادهاست.
سناتور جمهوريخواه، پات روبرتس، رئيس كميته
اطلاعات سنا كه حامى حكومت و سيا بود، پس از شنيدن گزارش رئيس هيأت تحقيق، گفت: «آنچه
امروز شنيدم هيچ خوش آيند نبود. به باور من، برخى از مقامات اطلاعاتى، اظهارات پيش
از جنگ با عراق مقامات حكومت را تغذيه اطلاعاتى بايسته نكردهاند و برخى از ادعاها
بى بر و پايه بودهاند.»
اما در 5 اكتبر، خاطرات رابين كوك، وزير خارجه
سابق انگلستان انتشار پيدا كرد. او تصريح مىكند كه پيش از حمله به عراق، تونى بلر،
نخست وزير انگلستان مىدانست كه عراق اسلحه كشتار جمعى ندارد و بطور خصوصى گفته بود
كه مىداند رژيم صدام اسلحه كشتار جمعى ندارد.
يافت نشدن اسلحه كشتار جمعى همراه شد با افتضاح
جديدى كه كاخ سفيد ببار آوردهاست:
در 6 ژوئيه، ژوزف ويلسون، در نيويورك تايمز
نوشت كه در فوريه 2002، سيا از او خواست در باره اين اطلاع كه صدام از نيجريه اورانيوم
خريده است، تحقيق كند. او كه سفير سابق امريكا در گابن و كاردار اسبق امريكا در عراق
بودهاست، تحقيق مىكند و به اين نتيجه مىرسد كه اطلاع دروغ است. تحقيق خود را به
سيا گزارش مىكند. اما در باره نتيجه تحقيق خود، سخنى نمىگويد.
در 14 ژوئيه، در يادداشت روزى كه روبرت نواك،
در 300 روزنامه امريكائى، از جمله واشنگتن پست، انتشار مىدهد، مىنويسد ويلسون را
همسرش متقاعد مىكند اين مأموريت را بپذيرد و به نقل از دو مقام حكومت، فاش مىكند
كه والرى پلام، همسر ژوزف ويلسون، عضو سيا بودهاست. اما فاش كردن هويت اعضاى سيا جرم
است و 10 سال زندان دارد.
اما تنها در 26 سپتامبر تلويزيون NBC از نتيجه
مأموريتى پرده بر مىدارد كه تنت به ويلسون داده بود. معلوم مىشود كه پرزيدنت بوش،
با علم به دروغ بودن خبر خريد اورانيوم از نيجريه، آن را چون دليلى قطعى بر قصد صدام
بر توليد اسلحه اتمى، در سخن خطاب به مردم امريكا و دنيا و در اقدام به جنگ، بكار بردهاست.
ويلسون كه بخاطر تحقيقى كه انجام دادهبود،
با افشاى عضويت همسرش در سيا تنبيه مىشد، نخست، كارل روو Rove، مشاور سياسى بوش، را
علنى كننده عضويت همسرش در سيا دانست اما بعد از اين ادعا بازگشت. گرچه، بعد از انتشار
يادداشت روز نوواك، روو به روزنامه نگاران گفتهاست: «همسر ويلسون شكار مجازى است»
پس از آنكه قال اين افتضاح بالا گرفت، دموكراتها
خواستار تعيين قاضى مستقل براى رسيدگى به اين جرم شدند. وزير دادگسترى گفت: دستور رسيدگى
دادهاست و دادگسترى ماجراى افشاى عضويت همسر
ويلسون در سيا را تعقيب مىكند. پس از آنكه وزير دادگسترى اعلان كرد كه موضوع تحت تعقيب
قرار گرفته است، سنجش افكارى انجام گرفت. واشنگتن پست (2 اكتبر) و تلويزيون ABCسنجش افكارى را انتشار دادند كه بنا بر آن،
از هر 10 امريكائى، 7 نفر خواهان آنست كه يك قاضى مستقل تعيين و به اين جرم رسيدگى
كند.
* در 8 اكتبر، خبرنگار لوموند از نيويورك گزارش
كرد كه بوش گفتهاست: نام كسى كه عضويت همسر ويلسون در سيا را فاش كردهاست، ممكن است
هرگز دانسته نشود!
بنا بر سنجش افكارى كه در پى آگاهى مردم امريكا
از گزارش رئيس هيأت تحقيق 1400 نفرى، بعمل آمد، نشان مىداد كه 53 در صد مردم امريكا
به اين نتيجه رسيدهاند كه جنگ با عراق كارى بود كه نمىبايد انجام مىگرفت.
لوموند (3 اكتبر) سرمقالهاى به كاهش اعتبار
بوش و حكومت او در افكار عمومى امريكا، زير عنوان «امريكا ترديد مىكند» انتشار داد:
بنا بر سنجش افكارى كه نيويورك تايمز و
NewsCBS بعمل آوردهاند، اكثريت مردم امريكا در درستى سياست خارجى جورج دبل
يو بوش، ترديد دارند. و براى اولين بار، بيشتر از نيمى از امريكائيان نگران ناتوانى
رئيس جمهورى از اداره اقتصاد كشور هستند. 13 ماه مانده به انتخابات رياست جمهورى امريكا،
سنجش افكار چرخشى را در تمايل مردم امريكا گزارش مىكند.
* در آنچه به اقتصاد مربوط مىشود، فعاليتها بازگشتهاند
اما كار ايجاد نمىكنند. دموكراتها در انتقاد سياست اقتصادى بوش، رونقى كه باز مىگردد
را «نمو بدون ايجاد كار» نام نهادهاند.
* اما وخامت بارتر از همه، وضعيت عراق است. خبرهاى
بعد از پى هم انتشار پيدا مىكنند. فهرست ارتشيان امريكائى كه كشته مىشوند، دراز مىشود.
دو رهبر عراق جديد و نماينده سازمان ملل در عراق كشته مىشوند، نا امنى و هرج و مرج
عراق را فرا مىگيرد و بازسازى عراق را فلج مىكند و مردم عراق را نسبت به استدلالهاى
طرفدار صدام حساس مىكند. و عدم تدارك پيشاپيش اداره عراق بعد از جنگ، اينك بر امريكائيان
عيان است. اينك ميان محافظه كاران جديد كه مىگويند امريكا تمامى توان خويش را بايد
صرف عراق، بمثابه سنگ پايه مبارزه با تروريسم كند و دونالد رامسفلد وزير دفاع كه مىگويد
كار اصلى امريكا سرنگون كردن صدام بود و امريكا نمىبايد دست بكار باز سازى يك ملت
بشود، اختلاف بروز مىكند.
و حالا، امريكائيان ترديد مىكنند كه بوش و
حكومت او به آنها در باره «تهديد فورى» كه رژيم صدام براى امريكا دارد، راست گفته باشد.
بعد از گزارش هيأت 1400 نفرى، امريكائيان، بيش از پيش، متقاعد مىشوند كه دليل اصلى
ورود در جنگ، ساختگى بوده است. بدينسان، به دنبال تونى بلر، نوبت بوش است كه اعتبار
ببازد.
اگر بوش در افكار عمومى امريكا اعتبار مىبازد،
امريكا در دنياى اسلامى، بيش از پيش، مغضوب مىشود. در 1 اكتبر، مطبوعات امريكا نسبت
به مغضوبيتى كه دارد غير قابل علاج مىشود، اعلان خطر كردند. از جمله، نيويورك تايمز
(1 اكتبر 2003) نوشتهاست: ديگ مغضوبيت امريكا در دنياى اسلامى و دنياى عرب چنان جوشان
شدهاست كه با تدابير عادى از جوش نمىافتد. اين مغضوبيت به سطوح شك آورى رسيده است.
بنا بر تحقيقى كه انجام گرفتهاست، ديگر از تدابير تاكتيكى كارى ساخته نمىشود. بلكه
نياز به تدابير استراتژيك و تغييرات ريشهاى و اصولى در سياست امريكاست.
گزارش هشدار مىدهد كه جنگ در عراق و شدت گرفتن
مخاصمات در خاورميانه خشم بر ضد امريكا را افزايش دادهاست. مردم دنيا يا از سياستهاى
امريكا آگاه نيستند و يا آن را بد مىفهمند.
خلع سلاح يكجانبه در دهه گذشته موجب افزايش
خصومت نسبت به امريكا گشته و بر خطرهاى مرگبار كه متوجه امريكائيان و منافع امريكاست،
افزودهاست.
كميتهاى كه ماهها وقت صرف آن كردهاست تا
5/1 ميليارد مسلمان جهان را نسبت به سياستهاى امريكا توجيه كند، 13 عضو دارد. دانشگاهيان
و ديپلماتها و نويسندگان اعضاى آنند. به خاورميانه و آسيا و اروپا رفتهاند.
كميته در يافته است كه در سال گذشته، وزارت
خارجه حدود 600 ميليون دلار خرج توجيه سياستهاى امريكا كردهاست و بيشتر از 450 ميليون
دلار خرج «صداى امريكا Voice of America»
و ديگر فرستندههاى تلويزيونى و راديوئى شدهاست.
انقلاب اسلامى: اگر فرستندههاى ديگر نيز از نمونه
«صداى امريكا» به فارسى و فرستندههاى پهلوى طلب باشند، صد البته، بر ميزان مغضوبيت
امريكا در دنياى اسلامى مىافزايد.
و اگر 100 ميليون دلارى كه صرف كمك اقتصادى
در خاورميانه مىشود، بر دو رقم بالا بيفزائيم، جمع آن 1150 ميليون دلار، 3/0 درصد
بودجه وزارت دفاع مىشود.
تازه اين رقمها بد خرج مىشوند: تنها 150 ميليون
دلار از بودجه « diplomacypublic» در اكثريت كشورهاى اسلامى خرج مىشود. و بيشتر آن
نيز صرف مبادله برنامهها و هزينههاى عمومى و مزدها مىشود. حكومت تنها 25 ميليون
دلار خرج «برنامههاى به سازى سيماى امريكا» در تمامى دنياى عرب و دنياى اسلامى مىكند.
كميته از جمله پيشنهاد مىكند كه در كاخ سفيد،
يك همآهنگ كننده ويژه كوششهائى كه در قلمرو روابط عمومى در دنياى خارج، بعمل مىآيند،
تعيين شود. و مقامات امريكا پنهان نمىكنند كه برنامههاى اجرا شده، پر ابهام و بى
قاعده بودهاند.
اينتليجنس آن لاين (19 سپتامبر تا 2 اكتبر)، خبر
مهم و شگفت آورى را انتشار دادهاست:
در موقعيت كنونى كه تنش ميان دنياى اسلامى و
غرب شديد است، آيا 3 تا 5 تريليون دلارى كه 57 كشور اسلامى دارند، يك سلاح سياسى و
اقتصادى مىشود؟ اين پرسش زمينه بحثها در كنفرانسى بود كه در المتى Almatyتشكيل شده بود. بانى آن سازمان كشورهاى اسلامى
و بانك اسلامى توسعه و موضوع كنفرانس «تعاون در سرمايه گذارى كشورهاى اسلامى در يكديگر»
بودند. كشورهاى اسلامى آگاهند كه صاحب پولى با رقم نجومى هستند كه بيكار گذاشتهاند.
آنمقدار هم كه بكار افتاده، در كشورهاى غرب سرمايه گذارى شدهاست. عبدالحافظ شيخ، وزير
دارائى پاكستان، بر اينست كه بجاى سرمايه گذارى در غرب، سرمايه گذاران دنياى اسلامى
مىتوانند در چهار بخش (خدمات مالى و انرژى و صنايع كشاورزى - غذائى و اطلاعات
Information) در كشورهاى اسلامى سرمايه گذارى كنند.
اما هنوز زود است كه دنياى اسلامى اين سرمايه
عظيم را در رشد اقتصادى خود بكار اندازد. طرح بازار اسلامى مشترك كه در 1974 تهيه شدهاست،
تا امروز، تنها به امضاى 19 كشور رسيدهاست.