انقلاب اسلامى: بهررو، با وجود اين واقعيت كه ملاتاريا،
در كودتاى خرداد 60 و جنگ 8 ساله و پس از آن، نقش بازيچه را بازى كردهاست، امروز،
عقل زورمدار هاشمى رفسنجانى، نسبت به اين واقعيت كه ايران در محاصره نظامى امريكاست،
اين واكنش را يافته است كه امريكا در محاصره ايران است:
چرا معامله بر سر گروه رجوى نشد؟ ملك عبدالله واسطه
با امريكا؟ امكان ايجاد بحران بزرگ؟:
انقلاب اسلامى: اين فصل را در سه قسمت از نظر خوانندگان
مىگذرانيم: در قسمت اول، معامله بر سر رجوى و گروه او با افراد القاعده و فساد رژيم
عربستان و ربط آن با تروريسم و سرنوشتى كه در انتظار اين رژيم است و در قسمت دوم، مذاكره
و معامله با امريكا و نقش هاشمى رفسنجانى و خامنهاى در آن:
معامله بر سر رجوى و گروه او و القاعده چرا سر نگرفت؟
- عربستان كانون تروريسم و رژيم فاسدى كه بايد برود؟!:
اينتليجنس آن لاين (5 تا 18 سپتامبر 2003) خبر
مىدهد كه معامله بر سر معاوضه رجوى و سران گروه رجوى با آن عده از كادرهاى القاعده
كه به ايران پناه بردهاند، سرانجام نگرفت. قرار بر اين بود كه رژيم ايران رهبران القاعده
پناهنده به ايران را تحويل بدهد و در عوض، واشنگتن سران مجاهدين خلق، مقيم عراق را
تسليم ايران كند. اما سه ماه گفتگو، از ژوئن تا اوت، كه در عالىترين سطح انجام مىگرفت،
نتوانست به معاملهاى بيانجامد كه مىتوانست معامله سال عنوان بجويد.
* بنا بر اطلاعات ما، نخستين گردهمآئى محرمانه،
در 12 ژوئن، در بصره، انجام گرفت. واسطه مستقيم كار، احمد چلبى بود. از سوى ايران،
شماره دو سپاه پاسداران، محمد باقر ذوالقدر و فرمانده سپاه قدس، احمد وحيدى و يك عضو
واواك شركت داشتند. از سوى امريكا، افسران سيا و نيز نمايندگان پل برمر حاكم امريكائى
عراق و ژنرال ريكاردو سانچز، فرمانده قواى امريكا در عراق شركت داشتند. امريكائيها
تنها نسبت به سه كس علاقه نشان مىدادند: سعد بن لادن، پسر ارشد بن لادن و سيف العدل،
فرمانده نظامى القاعده و ايمان الظواهرى، شخص دوم القاعده. در عوض، ايرانيها مىخواستند
پايگاههاى مجاهدين در عراق بطور كامل از ميان برداشته شوند و 150 تن از كادرهاى مجاهدين،
از جمله مسعود و مريم رجوى، تحويل ايران داده شوند.
انقلاب اسلامى: تلويزيون الجزيره امين الظواهرى
را در كنار بن لادن نشان داد و مريم رجوى هم در فرانسه است. اما،
* در هر دو طرف، مورد معامله مهم بود. بنا بر اين،
براى اينكه معامله بعمل آيد، نياز به گذشت داشت. توافق اوليهاى بعمل آمد، تا آنجا
كه بنا بر قول دواير اطلاعاتى غرب، امريكائيها پاريس را نيز متقاعد كردند در «معامله»
شركت كنند. فرانسه نيز، در 17 ژوئن، عمليات پليسى گستردهاى را بر ضد افراد سازمان
مجاهدين خلق، مقيم حومه پاريس و بخصوص توقيف مريم رجوى، بعمل آوردند.
* در اواسط ژوئيه، گفتگوها دچار نكث شدند. در هر
دو طرف، مخالفانى با معامله پيدا شدند و فشار آوردند: در طرف ايران، سپاه قدس و فرمانده
آنها احمد وحيدى كه با اسامه بن لادن نزديك است اين توافق را خيانت ارزيابى كرد و با
آن بشدت مخالفت كرد. در طرف امريكائى، شاهينهاى حكومت بوش حاضر نبودند برگ رجوى را
كه روزى در سرنگونى رژيم ملاها مىتوانست بكارشان آيد، از دست بدهند. در تمامى ماه
ژوئيه، وسائل ارتباط جمعى، به اصرار، از حضور رؤساى القاعده در ايران گفتند نوشتند
اما بى نتيجه.
* آخرين اقدام در آغاز نيمه دوم ماه ژوئيه بعمل
آمد: چلبى محمد باقر حكيم را وارد گفتگوها كرد. فرستادههاى پل ولفوويتز، معاون وزارت
دفاع امريكا و ژنرال سانچز و پل برمر بطور محرمانه به دفتر او، آمد و شد مىكردند.
روند روند خطرناكى بود، در مهار بايسته نيز نبود و با ترور خونين 29 اوت كه حكيم قربانى
آن شد، پايان يافت.
از ديد اينتليجنس آن لاين، هدفهاى سياسى ترورها
در عراق: غير از حملهها به نظاميان كه روزانه بعمل مىآيند، سه ترور بزرگ امضاى صدام
حسين و طرفداران او را دارند: اين ترورها هدفهاى سياسى و قابليت بزرگ اطلاعاتى و برنامه
گذارى را آشكار مىكنند. هم ترور بر ضد سفارت اردن در 7 اوت و هم بر ضد مقر سازمان
ملل در 19 اوت و هم انفجار نجف در 29 اوت، بدان قصد بعمل آمدند تا كه امريكا را از
هر حامى سياسى و حمايت اطلاعاتى محروم كند:
* محروم كردن امريكا از اطلاعات اردن: خطرناكترين
متحد امريكا بر ضد صدام، بدون ترديد، اردن است. در حقيقت، دواير اطلاعاتى اردن نقشى
مهم در فرو ريختن رژيم صدام بازى كردهاند. زيرا آنها بودند كه به امريكا امكان دادند
هاشم سلطان احمد، وزير دفاع - كه در 18 سپتامبر خود را تحويل داد -، طاهر جليل حبوش،
رئيس دواير اطلاعاتى عراق را از صدام جدا و به خود جلب كنند. بدينسان بود كه بغداد
با چنان سرعتى سقوط كرد. در هفتههاى اخير، امريكائيها كمك بيشترى از افسران اطلاعاتى
اردن، در شكار طرفداران صدام در بخش سنى نشين عراق، دريافت مىكردند. و بالاخره، در
حال حاضر، يكى از متحدان صدام حسين، فاضل نزال الخليل الله، اسلام گراى اردنى مخالف
رژيم اردن است. اين شخص به اسم مستعارش، ابومصيب الزرقاوى، معروف است. احتمالاً او
همآهنگ كننده عمليات طرفداران صدام و سازمان القاعدهاست كه به عراق هجوم بردهاند.
الزرقاوى مظنون به قتل ديپلمات امريكائى، لورنس فولى، در 22 اكتبر سال گذشته در عمان
است.
* فرارى دادن خارجىها هدف ديگر اين توطئهها است:
از آنجا كه با وجود سپرهاى حفاظتى، حمله به اين قوا مشكل و مشكلتر مىشود، طرفداران
صدام با استفاده از اطلاعات دقيق و همدستى مردم محلى، مقر سازمان ملل را منفجر كردند.
هدف از اين كار، فرارى دادن خارجيانى است كه در كار رساندن كمكهاى غذائى و اقتصادى
و سياسى به مردم عراق هستند. به اين هدف رسيدند. زيرا اغلب سفارتهاى غربى از اعضاى
خود كاستند و اعضاى سازمان ملل عراق را ترك گفتند و سازمان ملل و مؤسسات كمك رسانى
فعاليتهاى خود را بسيار محدود كردند.
* حذف برگ شيعه ميانه رو: قتل آية الله محمد باقر
الحكيم، در قلب شهر نجف، در زمانى تاريخى انجام گرفت كه مسير اين يا آن مىشود. حكيم
كه ديگر محافظان ايرانى خود را نداشت، زيرا مىخواست استقلال خويش را بدست آورد و طرفهاى
صحبت امريكائيش نه توانائى و نه اراده حفاظت از او را داشتند، طعمه در دسترسى شده بود.
از اواسط اوت بدين سو، باقر الحكيم، بعنوان واسطه، نقش مهمى در روابط ايران و امريكا
بازى مىكرد. موضوع نقش او معامله بر سر مبادله سران القاعده با رجوى و سران سازمان
مجاهدين خلق بود. در ازاى آن، امتيازى سياسى بدست مىآورد. امريكا آماده بود او را
رهبر جامعه شيعه عراق بشناسد. البته بدون چشم انداز واقعى رسيدن به قدرت در عراق.
* اصل راهنماى جزمى امريكائى: فعل پذيرى بهت آورى
كه امريكائيها در واكنش به اين ترورها ابراز كردند، در حقيقت، بيانگر يك دگم است: همانطور
كه جورج بوش، در مورد افغانستان گفت، در مورد عراق نيز او بر اين نظر است كه «بازسازى
يك ملت» كار ارتشيان امريكائى نيست. نتيجه، در بونكر قرار دادن قواى امريكا و سنگينتر
كردن وزنه پل برمر و مديران غير نظامى امريكائى و امتناع مرتب امريكا از دخالت در تدارك
ساختهاى دموكراتيك، حتى عمل كردن از مجراى مردان و سازمانهائى تحت حمايت مالى سيا.
در اين شرائط، براى امريكائيها، مقدم بر همه، از ميان بردن صدام حسين شدهاست. بدون
موفقيت در اين كار، ترورها و حملهها ادامه خواهند يافت و كشورهاى ديگر تن به مداخله
در عراق نخواهند داد.
لوران موراويچ Lauran Murawiec كتابى نوشته است
كه قرار است در اكتبر منتشر شود. عنوانى كه او براى كتاب خود انتخاب كرده «
d'apresLa guerre» است. موضوع كتاب تروريسم بين المللى است. بنا بر كتاب، عربستان سعودى
كانون اصلى تروريسم بين المللى است و رژيم سلطنتى فاسدى كه چهار نسل است بر اين كشور
حاكم است، مىبايد از ميان برود.
جالبترين قسمت كتاب، قسمتى است كه لوبى طرفدار
سعوديها را در واشنگتن مىشناساند: نظاميان، سياستمداران، ديپلماتها، مقامات شركتهاى
نفتى، بانكداران و افسران سيا و مشاورانى كه سعوديها همواره نسبت به آنها، دست و دل
باز بودهاند، لوبى سعوديها هستند. اسامى كه او نام مىبرد، از جمله اينها هستند: روبرت
ليلاك كه از عضويت شوراى ملى امنيت در آمد و مستقيم بخدمت بندر بن سلطان، سفير عربستان
در امريكا، درآمد. ژنرال نيروى دريائى، آنتونى زينى كه روابط بسيار نزديك با خانواده
سعودى دارد تا آنجه كه در شكار با باز سران سعودى نيز شركت مىكند. رئيس ايستگاه سيا
در رياض، ريمون اچ. كلوز كه بعد از 7 سال ماندن در اين مقام، بازنشسته شد و يك شركت
مشاوره بنام مناره ليميتيد Manara Ltd، براى معامله با رياض، تشكيل داد. رئيس ديگر
ايستگاه، فرانك آندرسون نيز عضو لابى است. او تا 1995 بخش خاورميانهاى سيا را اداره
كردو بعد معاون شركت Foreign Reports Inc شد. شركتى كه متخصص تحليل سياسى بازارهاى
نفتى است. والتر كاتلر، سفيرى كه دو ماه در عربستان سفارت كرد و امروز رئيس
Meridian International Center است. اين ارگان كه ضميمه وزات خارجه امريكاست و با عطاياى
مالى سعوديها بودجه هنگفتى پيدا كردهاست، كارش مبادلات بين المللى است. ژنرال برنت
اسكوكرافت كه اينك شركت اسكوگرافت گروپ و
سازمان PolicyForum on International را دارد
و دومى را «عمدهترين حافظ دين سياسى - نفتى» مىشمارند كه بسود سعوديها فعاليت مىكند.
توم لوئفر Loeffer، وكيل دادگسترى و نماينده سابق مجلس نمايندگان از حزب جمهوريخواه
و يكى از مهمترين گردآورى كنندگان پول براى تبليغات انتخاباتى بوش.
انقلاب اسلامى: در پائيزى كه سر رسيدهاست، كتابهاى
زيادى درباره عربستان، در امريكا و اروپا انتشار پيدا مىكنند. انتشار اين كتابها،
در همان حال كه گوياى تغيير وضعيت سياسى در سطح منطقه و غرب است، آماده كردن زمينه
براى تغييرهاى ديگر نيز هست.
حسابهاى بانكى خالد بن محفوظ، از پولداران بزرگ
عربستان، بسته شدند. بر او ظن برده مىشود كه به سازمانهاى پوششى كه براى القاعده كار
مىكنند، كمك مالى كردهاست: در 24 اوت، شرق الاوسط (كه متعلق به سلمان بن عبدالعزيز،
حاكم منطقه رياض است) فاش كرد بانك
American BankSaudi، دومين بانك بزرگ عربستان، بدون اطلاع قبلى، حساب بانكى
خالد بن محفوظ را بسته و براى او، چكى به مبلغ موجودى او در بانك فرستادهاست. دو روز
بعد از آن، هيأت بلند پايهاى از اف بى آى و اينترنال ريونو سرويس به رياض رفت تا در
خود عربستان، دفتر تحقيقى مشتركى را ايجاد كند كه كارش تحقيق در باره پولهائى است كه
به سازمانهاى تروريست داده مىشوند. اين توافق تاريخى در ماه ژوئيه ميان بوش و وليعهد
عربستان، عبدالله، بعمل آمدهاست. بدين قرار، يك گروه 15 نفرى اف بى آى، بطور دائم
در عربستان مستقر مىشوند.
مجازات خالد بن محفوظ، كه فوربس ثروتش را
7/1 ميليارد دلار برآورد مىكند، گوياى همكارى جديد امريكا و عربستان است. جز اينكه
بانك با پس دادن پول او، خواستهاست مانع از مصادره آن بر اثر تحقيقات اف بى آى بگردد.
بن محفوظ هم با خانواده سعوديها روابط مالى
تنگاتنگ دارد و هم با محافل سياسى - نفتى امريكا، از طريق سه شركت دلتا اويل و نيمير
پتروليوم و كورال پتروليوم روابط نزديك دارد و حمايت مىشود. اما خطرى كه او را تهديد
مىكند، از شكايتى ناشى مىشود كه وكيل خانوادههاى قربانى ترورهاى 11 سپتامبر، از
او بعمل آوردهاند.
انقلاب اسلامى: بدين قرار، دستگاه سلطنتى فاسدى
براى ادامه رژيمش، بطور روز افزون باج گذار و دست نشانده مىشود. آيا امريكا نمىداند
تروريسم زاده اين نوع رابطه، رابطه سلطه گر - زير سلطه است و در محدوده اين رابطه،
عربستان را ايالتى از ايالتهاى امريكا تلقى كردن و شعبه اف بى آى و سيا را در آن ايجاد
كردن، براى تروريسم، زمينه را هرچه آماده كردن است؟