١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥۷٩ از ٢۰ شهريور تا ٣ آبان
سايت ابوالحسن بنى صدر
* گروه رجوى (سايت همبستگى 13 اكتبر 2003):

 

    «تنها مبارزه قهرآميز و انقلابى  براى سرنگونى  رژيم مى‏تواند جهان را به صلح واقعى  و مردم ايران را به خواستهاى  خود نزديك كند، تأمين  و رعايت حقوق بشر، حقوق زنان و كودكان و غيره فقط با ادامه راه مبارزات كسانى كه جان خود را بر سر اين خواست ها گذاشته و مى گذارند، ميسر خواهد بود.»

 * يك گروه اعتراض نامه‏اى با «166 امضاء»  به كميته اعطاى صلح نوبل نوشته‏اند. در آن، از جمله آورده‏اند:

      «شما در بيانيه خود، دم از عدم تضاد ميان اسلام و حقوق بشر مى‏زنيد. اميدوار هستيد كه اين سخنان شما موجب شادى و الهام بخش مردم مردم ايران باشد. شما از الگوى «زن مسلمان» و انجام وظايف دينى‏اش سخن مى‏گوئيد.

      ما به اين سياست حاكم بر تصميم‏گيرى شما و منفعتى كه تحت عنوان اين پيام دنبال مى‏كنيد، معترضيم. ما همين جا مى‏خواهيم اعلام كنيم كه از نظر ما، هيچگونه نزديكى ميان اسلام و قوانين خشونت بار حاكم در كشورهاى اسلام زده با حقوق مدنى و انسانى مردم وجود ندارد. ما مى‏خواهيم اعلام كنيم كه قوانين اسلامى، تماماً، با حقوق زن، حقوق كودك، با بديهى‏ترين حقوق اوليه مردم، كاملاً، در تناقض است. اسلام سياسى ابزار تحكيم تروريسم و خشونت‏طلبى، بر عليه زنان، كارگران و مردم است.

      ما عامل خشونت و تحقير بر عليه زنان را، عامل بى حقوقى و فقر و فلاكت كودكان را، عامل تشديد استثمار و بردگى كارگران را نفس حاكميت رژيم اسلامى در ايران مى‏دانيم. ما قانون حجاب اجبارى را نقض حقوق اوليه و پايه‏اى بشر در تعيين و آزادى پوشش خود مى‏دانيم. ما آپارتايد جنسى را منبعث از قوانين اسلام و ضد بشر مى‏دانيم. ما تحميل ازدواج اسلامى به كودكان را تجاوز به كودك قلمداد كرده و آن را جرم مى‏دانيم. ما قصاص و سنگسار و كليه احكام خشونت بار اسلامى را مغاير با كليه حقوق مدنى و انسانى بشر معاصر مى‏دانيم. ما مجازات اعدام را جنايت دولتى مى‏ناميم و خواهان لغو آن هستيم. ما نفس حاكميت مذهب را ضديت با آزاديخواهى، سكولاريسم و حقوق مدنى مى‏دانيم...

     از نظر ما، تقسيم اسلام به بد و بدتر، گوشه‏اى از تلاشى است كه منجر به حفظ كل اين نيروى ارتجاعى، تروريست و سياه خواهد شد. اسلام سياسى، خوب و بد، ميانه رو و تند رو ندارد. در مقابل تروريسم اسلامى حاكم، تنها و فقط يك جنبش آزاديخواهانه و سكولار قادر به ايستادگى و پايان دادن به خشونت است...»

 انقلاب اسلامى: عقل زورمدار اولاً با تخريب شروع مى‏كند. گمان مى‏برد كه با تخريب ديگرى شروع مى‏كند اما نمى‏داند كه با تخريب خود شروع مى‏كند. ثانياً، به آن بسنده نمى‏كند كه واقعيت را چنان ببيند كه قدرت حاكم بر عقل او مى‏خواهد. بلكه آن را به ضدش بدل مى‏كند: الف - در بيانيه، كميته اعطاى جايزه صلح اسلام را به اسلام بد و اسلام بدتر تقسيم نكرده تا خود را ناگزير از گزينش «اسلام بد» كند. كميته از اسلامى كه با حقوق بشر مغايرت ندارد، سخن گفته و به دارنده اين اسلام جايزه داده‏است. ب - سكولاريسمى كه در اعتراضيه خود را نشان مى‏دهد، «ديكتاتورى پرولتاريا» جاى خود را به «ديكتاتورى سكولاريسم» داده و هدف اسلام زدائى گشته‏است: يك اسلام بيشتر وجود ندارد و آن هم شر مطلق است و بايد حذف شود. ولو شيرين عبادى بگويد جانبدار جدائى دين از دولت است (مصاحبه با لوموند 13 اكتبر 2003)، كافى نيست. بايد جانبدار از ميان برخاستن اسلام باشد! از اين نوع «سكولاريسم» در انگليس (ملكه رئيس كليسا است) و امريكا (رئيس جمهورى كنونى بنياد گرا است) پيدا نمى‏شود. يك نوع از آن، در روسيه دوران استالين وجود داشت كه از مسيحيت ارتدكسى شكست خورد. و ج - اسلام را در اسلام «تروريست» و...، در دنياى واقعيت، تنها بكار توجيه حكومتهائى چون بوش و شارون مى‏آيد. و - خشونتى كه در همين متن كوتاه، اسلام قربانى است، مطلق است (اسلام مطلقا بد است). از كسانى كه چنين خشونتى را بكار مى‏برند، چگونه مى‏توان باور كرد مى‏توانند جانبدار حقوق انسان و مردم سالارى و صلح و عدم خشونت باشند؟

  فرح و رضا پهلوى دادن جايزه نوبل را شادباش گفته‏اند. «سازمان مشروطه خواهان ايران «خط مقدم»، اين جايزه را «شايد مهم‏ترين گام براى پيش برد و رسيدن به دموكراسى در ايران عزيز» ارزيابى كرده‏است.

    با وجود اين، برخى از جانبداران پهلوى اعطاى جايزه به شيرين عبادى را بديل تراشى ارزيابى مى‏كنند: خاتمى اعتبار باخته است و چهره جديدى بايد ساخته مى‏شد و شد. «تا زمانى كه سيستم اسلامى براه است، منطقه روى خوش به خود نخواهد ديد» و «خانم عبادى را رئيس جمهورى خواهند كرد» و... (به نقل از ميهن پرستان ايران، 11 اكتبر 2003)


در اين شماره

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر