١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥۷۷ از ٢۰ شهريور تا ٤ مهر
سايت ابوالحسن بنى صدر
عقل زورمدار هاشمى رفسنجانى غافل است از واقعيت مهمى كه دروغ او آشكار مى‏كند:

 

    

 

 هاشمى رفسنجانى: بخاطر دريوزگى و التماس غرب بود كه ايران قطعنامه 598 را پذيرفت و عراق مجبور به پرداخت 100 ميليارد دلار خسارت شد!؟:

 

     بگزارش ايسنا (28 شهريور 1382)، هاشمى رفسنجانى، در «كنگره بزرگداشت 1600 شهيد سبزوار» گفته است: «امروز نيز مانند اوايل انقلاب شمشيرهاى دشمنان تيز شده و در داخل نيز عده‏اى گستاخ‏تر شده‏اند و در خارج نيز به اختلافات داخلى دامن مى‏زنند. ولى بايد بدانند اشتباه مى‏كنند. چرا كه ايران هزار بار از آن زمان نيرومندتر شده است.

    دشمنان ايران در برابر كشورى هستند كه ديروز در تهيه باروت و مواد منفجره مشكل داشت ولى امروز از موشك‏هاى دوربرد آن مى‏ترسند و خيلى احمقانه است كه يك چنين كشورى را تهديد كنند.

   آمريكا آمد تا ما را محاصره كند ولى خودش را محاصره كرد و حتى امروز در ميان پادگان‏هاى نظامى و زره پوش‏ها و تانك‏ها نيز در عراق امنيت ندارد و حتى در گرماى سرسام‏آور آن‏جا هميشه بايد لباس‏هاى ضدگلوله به تن داشته باشند."

    خيال خام آمريكايى‏ها مانند خيال خام صدام در جنگ است كه امروز زنده به گور شده است.

    خيال خام آشوب داخلى هم هوا شد. آمريكا مى‏خواست به كمك تبليغات و ده‏ها تلويزيون و به بهانه خصوصى كردن دانشگاه‏ها آشوب درست كند و فقط چند نفر اراذل و اوباش فريب خورده خاص در گوشه و كنار فريب خوردند و فقط بخشى از نيروى انتظامى جهت مقابله با آنها وارد ميدان شدند.

     مگر تا به حال چقدر توانستند به كشور آسيب برسانند؟ البته از دست دادن 200 هزار نفر جوان پاك آسيب است ولى روح آنان امروز در ميان ماست.

    دفاع مقدس يك قطعه بى‏نظير همه تاريخ دنيا با همه وسعت آن است. چرا كه همه شياطين دنيا به جنگ يك كشور آمده بودند. در شرايطى كه ارتش و سپاه هنوز شكل نگرفته بود و حتى سلاح را نمى‏شناختند (1) و اموال نظام نيز در بانك‏هاى خارجى مسدود بود. (2)

     وجود اختلافات گروهى و بنى‏صدر كه بر مسند رياست جمهورى نشسته بود و منافقين و توده‏اى‏ها و ليبرال‏هايى كه مى‏خواستند انقلاب را محاصره كنند، به همراه رسانه‏ها و روزنامه‏هائى كه، به‏جز چند روزنامه، خاكستر بر سر مردم مى‏ريختند و نيز محافل نظامى در دانشگاه‏ها از جمله مسايل داخلى كشور در آستانه جنگ تحميلى بود.

    شرق، غرب و ارتجاع پشت سر عراق قرار داشتند و اطلاعات زيادى كه منافقين به دشمنانمان مى‏رساندند به آنها كمك مى‏كرد و كشور انقلابى ما در مواجهه با شياطين روزگار آنچنان دفاع جاودانى كرد كه به خاطر التماس و دريوزگى غرب، قطعنامه را پذيرفت. عظمت دفاع مقدس در آن جايى است كه با التماس غرب، قطعنامه پذيرفته شد. چرا كه آن زمان آمريكا، روسيه و ارتجاع غرب محتاج به آن بودند. (3)

    ما كه در سازمان ملل نفوذ نداشتيم ولى قدرت معنوى مردم و اين‏كه وحشت داشتند ما دوباره تفنگ‏هايمان را در دست بگيريم، باعث شد كه در جريان جنگ تحميلى عراق را مقصر شناختند و او را مجبور به پرداخت غرامت 100 ميليارد دلارى كردند. (4)

     آنها از ترس اين‏كه بسيجى‏ها تفنگ را بر دوش بگيرند پذيرفتند و گفتند كه ايران مورد ظلم و هجوم قرار گرفته و عراق بايد خسارات را به ايران بپردازد.

 انقلاب اسلامى: چنين دروغگوئى تنها از هاشمى رفسنجانى ساخته است. با وجود اين، دروغهاى اعترافهاى مهمى را در بردارند:

 1 - اعتراف مى‏كند كه در آغاز جنگ، افراد سپاه اسلحه را نمى‏شناختند. با اين اعتراف دروغى را تكذيب مى‏كند كه ملاتاريا از آن روز تا امروز تكرار مى‏كند: بنى‏صدر به سپاه اسلحه سنگين نمى‏داد. بر فرض وجود آن اسلحه، سپاهى كه اسلحه را نمى‏شناخت، چگونه مى‏توانست از اسلحه سنگين استفاده كند؟

 2 - اموال مال نظام نبودند و مال كشور بودند و «نظام» با گروگانگيرى موجب توقيفشان شد و با معامله پنهانى بر سرگروگانها، با گروه ريگان و بوش، ملاتارياى ايران گيتى بر بادشان داد.

 3 - مدعى است بر اثر التماس و دريوزگى امريكا و اروپا و روسيه، رژيم ملاتاريا قطعنامه 598 را پذيرفته است. در اين صورت، الف - ديگر چرا خمينى جام زهر سر كشيد؟ و چرا مك فارلين مقاله نوشت كه خمينى در برابر امريكا زانوى تسليم بر زمين زد؟ پس آن سخن چه بود كه كشور را قحطى تهديد مى‏كرد و پولى در خزانه نبود، يك هفته تأخير در پذيرش قطعنامه، موجب سقوط كشور مى‏شد؟

     و عقل زورمدار رفسنجانى نمى‏داند كه سخن او اعتراف به تسليم شدن به خوارى است. زيرا مى‏پذيرد كه تصميم به خاتمه جنگ را امريكا و روسيه و اروپا (چين را فراموش كرده‏است. در حقيقت، قطعنامه را 5 عضو دائمى داراى حق وتو، تهيه كرده بودند) گرفته‏اند و ايران پذيرفته و اجرا كرده‏است.

 4 - مى‏گويد صدام را مجبور به پرداخت 100 ميليارد دلار غرامت كردند. الف - اگر راست مى‏گوئيد كه به شما التماس كردند، ديگر چرا به يك دهم غرامت  قانع شديد؟ مگر شما نمى‏گفتيد 1000 ميليارد دلار خسارت جنگ است؟ و ب - پس اين پول كه صدام به پرداخت آن مجبور شده‏است، كجاست؟ آيا به حساب شخصى هاشمى رفسنجانى ريخته شده‏است؟

      و انقلاب اسلامى، مواد قطعنامه 598 را انتشار داده‏است و در آن قطعنامه، سخن از باز سازى بميان است و آنهم در ايران و عراق و نه از غرامت. اما چرا هاشمى رفسنجانى اين دروغ را مى‏گويد؟ زيرا پيش از كودتاى خرداد 60، عراق به پيشنهاد كنفرانس غير متعهدها تن داد و كشورهاى خليج فارس كه او را به جنگ برانگيخته بودند، حاضر به دادن غرامت به ايران بودند. چون عامل ادامه جنگ بمدت 8 سال براى استقرار استبداد ملاتاريا در ايران و در خدمت به منافع امريكا و انگلستان و اسرائيل و عربستان و مصر و شيخها بوده‏است، گمان مى‏برد اينگونه دروغهاى فاحش، درد بى درمان خيانت او و همدستانش را در آن جنگ، جبران مى‏كند. غافل از اينكه وجدان جمعى ايرانيان را نسبت به خيانتى كه استبداديان به آنها و كشورشان كرده‏است، حساس‏تر مى‏كند. بخصوص كه

  هاشمى رفسنجانى منتظر تكذيب ديگران نشد. خود خويشتن را تكذيب كرد: در 1 مهر، همشهرى مصاحبه‏اى با او انتشار داد. او فراموش كرده‏است دو روزى پيش از آن گفته بر اثر التماس و دريوزگى غرب قطعنامه را پذيرفتم. مى‏گويد:

 * «من به قرارگاه رفتم و آقاى محسن رضائى كه فرمانده سپاه بود، ليستى تهيه كرده بود و گفت: اگر بخواهيم جنگ را ادامه بدهيم، با توجه به ضعيف شدن تداركات، بايد اقلام اين ليست را به ما بدهيد. آن ليست اكنون موجود است. خيلى مفصل بود. ارقام و اعداد آن دقيقاً يادم نيست. اما در آن گفته شده بود فلان مقدار تانك، هلى كوپتر و هواپيما و فلان مقدار پول و مهمات لازم است.

 * اولاً دولت نامه‏اى به امام نوشت و وزراى اقتصاد و رئيس بانك مركزى گفتند ديگر از تأمين هزينه‏هاى جنگ ناتوانيم و حد اكثر مى‏توانيم غذاى مردم را تهيه كنيم. اقتصاد كشور نمى‏تواند جنگ را تأمين كند».

 انقلاب اسلامى: بدين ترتيب اين دولت ملاتاريا بوده كه به دريوزگى افتاده بوده‏است. عقل زورمدار كارش به اختلال مى‏انجامد. اين ضد و نقيض گوئى به فاصله دو روز، حاكى از اختلال شديد است. بر مردم ايران است كه بياد بياورند اين شخص و همدستانش در بهار 1360، بحران آفريد و بابت عبور از بحران، انقلاب و دين را به باد داد و يك جنگ 8 ساله و نظام استبدادى جنايت و فساد و خيانت گستر را روى دست ملتى گذاشت. آيا بحرانى كه اين عقل مختل و نظاير او دارند ايجاد مى‏كنند، هستى كشور را بباد نخواهد داد؟

       بارى، اگر در جنگ، ملاتاريا بازيچه بود، اينك نيز در سياست خارجى بازيچه تمايلهاى افراطى اسرائيل و امريكا و انگليس است. آيةالله منتظرى گروگانگيرى را اشتباه ارزيابى مى‏كند و عادى نكردن رابطه با امريكارا ، عمل به خواست صهيونيستها ارزيابى مى‏كند:

 

 منتظرى: اشغال سفارت امريكا غلط بود و صهيونيستها مانع عادى شدن رابطه با امريكا:

 

    روزنامه ژاپنى يوميورى مصاحبه‏اى با آية الله منتظرى بعمل آورده‏است. از آن، يك پرسش و پاسخ  مربوط است به رابطه با امريكا. متن فارسى آن در 30 شهريور، از سوى دفتر او انتشار پيدا كرده‏است:

 * يوميورى: آيا شما با رابطه با آمريكا موافق هستيد و به نظر شما چه راهكارهايى براى ايجاد رابطه با آمريكا مى‏تواند وجود داشته باشد تا شكاف موجود برطرف شود؟

 * منتظرى: غير از اسرائيل كه ما آن را كشور قانونى نمى‏دانيم، قاعدتا با هر كشورى و از جمله آمريكا كه يك كشور قانونى است و در دنيا به عنوان يك كشور مطرح است، مى‏توانيم رابطه داشته باشيم. لكن رابطه دو كشور مستقل و داشتن روابط سياسى، فرهنگى و اقتصادى به نفع هر دو طرف خواهد بود. جدايى از آمريكا يك چيز موقتى بود كه نبايد ادامه داشته باشد و اشغال سفارت آمريكا به عقيده من كار غلطى بود و مثل اين است كه ما يك قسمت از كشور ديگر را اشغال كرده باشيم. ولى آمريكا متأسفانه با اين كه استفاده و منافع را از كشورهاى اسلامى مى‏برد، اسرائيل غاصب را بر كشورهاى اسلامى ترجيح داده و مى‏دهد و اين امر ظلمى است بزرگ و برخلاف مصالح جهانى.

    اگر آمريكا دست از زورگويى بردارد و نسبت به اسرائيل اين گونه برخورد نكند، مى‏توان اين ديوارى را كه ايجاد شده و موقتى است و دائمى نيست خراب كرد.

     ما 300 ميليون جمعيت آمريكا را رها كرده‏ايم به واسطه اين كه از دست چند حاكم آنجا عصبانى هستيم و از رابطه ابا داريم. صهيونيست‏ها هستند كه مخالف رابطه ايران و آمريكا هستند. لابى‏هاى يهود هستند كه نمى‏گذارند رابطه از سر گرفته شود و ما عملا داريم خواسته صهيونيست‏ها را اجرا مى‏كنيم. اميدواريم موانع برطرف و رابطه برقرار گردد و اين بحران و تشنج از ميان برداشته شود.


در اين شماره

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر