مجلس 5 درصدی و "رهبر" تنها ، در ایران و جهان، و سقوط رژیم در خون؟!:
● نخست این چند اطلاع موثق را بخوانید که ما دریافت کرده ایم :
1 - خاتمى در يك جلسه بسيار محرمانه و 20 نفره اعلام كرده است من مىدانم كه اين رژيم با اين وضعيت با خونريزى بسيارى به پايان مىرسد ولى من نمىخواهم عامل برپايى اين خونريزى باشم. به همين دليل هر كس مىخواهد فكر كند كه من بى عرضه هستم اشكالى ندارد. من عرضه برپايى جريان خونريزى را ندارم.
این سخن او بحثى را میان او و برخى از حاضران برانگیخته است. به او گفته اند : شما که این را می دانستید ، چرا به مردم گفتید این رژیم اصلاح پذیر است و نامزد ریاست جمهوری شدید؟ و چه ربط است میان این نظر شما و انجام انتخاباتی که شما خود ﺁن را قلابی می دانید ؟.
6 - هيات نظارت تعداد ناظران را دو برابر کرده است . بابت شركت در حوزهها به هریک 300 ساعت اضافه كار مىدهند و اگر كارشان را خوب انجام دهند بيشتر مىگيرند. كار اینها بيشتر بعد از ساعت پايان كار راىگيرى است كه بايد به سرعت بسيارى از اسامى را وارد كنند چون افرادى كه آخر وقت مىآيند و وقت نمىكنند اسامى را بنويسند ناظرهای "شورای نگهبان" باید بر اساس "ليست رهبرى" ، ورقه های رأی را پر كنند. احتمالا علت افزايش نيروهاى پاى صندوقهاى راى به دو برابر ، جهت براى حضور در زمان مناسب براى پر كردن راىهاى غير قانونى است و وزارت كشور بيخودى تلاش ميكند. تهران با وضعيت موجود بايد حدود 450 - 400 هزار راى به صورت استاندارد گروهى بياورد ولى احتمال مىرود حدود 1 ميليون باشد اگر زورشان بچربد، حدود 5/1 ميليون نفر رأی و شاید هم بیشتر اعلام کنند. زيرا افراد را برای شركت در مانورى قرار است از شهرستانها به تهران بياورند . چون اصل براى رژيم انتخابات تهران است كه بايد بيشتر باشد در بقيه شهرها و استانها افزايش راى زياد سخت نيست ولى در تهران مشكل است زيرا هنگام انتخابات خيلىها فقط مىروند كه ببينند چه خبر است و تقلب مشكلتر است. علاوه بر آن گويا به صورت مخفى عدهاى قرار است به نزديكان خود بگويند كه در قبال دادن راى پول مىدهند ولى به صورت علنى نيست.
* با توجه به قرار و مدارها که گذاشته شده است ، قرار است اًحدود 20 الى 25 ميليون رأى اعلام شود . خوب می دانند تعداد آرا بسيار پايينتر است ولى اين رايى است كه بايد از سوى شوراى امنيت و با تاييد و مجوز شرعى رهبرى اعلام شود.
انقلاب اسلامی : با وجود انتشار این اطلاعها ، 48 ساعت پیش از روز اول اسفند و "رأی گیری"، "شورای امنیت ملی " ﺁرای مأخوذه در کل کشور را 22 میلیون (شورای امنیت ملی فشار وارد می کرد 25 میلیون اعلان شود ) و ﺁرای مأخوذه در تهران را، 7/1 میلیون اعلان کرد ! * از سه روز پيش شايعاتى در مدارس پخش كردهاند كه اين مهرى كه امسال به شناسنامهها مىخورد با مهرهاى ديگر فرق مىكند اين مهر اگر در شناسنامهاى نباشد و فرد در دانشگاه قبول شده باشد از ورود او جلوگيرى ميكنند. اين را يك مدير مدرسه مىگفت و مىگفت كه وحشت در ميان دانش آموزان به خصوص دبيرستانىها زياد شده است.
* "دوم خردادى" هم كه واقعاً به اوت زدند.آنها ديگر هيچ اميدى ندارند و گويا بر اساس دستورى كه از سوى خامنه ای صادر شده قرار بوده است كه تعدادى از آنها دستگير شده و به شدت با آنها برخورد نمايند و همين باعث شده است كه آنها از موضع خود كوتاه بيايند و اخيراً نيز به آنها گفته شده است كه اگر مردم را به عدم شركت در انتخابات فرا بخوانيد همان حكم در مورد شما اجرا خواهد شد و به همين دليل است كه از موضع قبلى خود كوتاه آمدند و فعلاً كه فقط گفتهاند ليست نمىدهيم ولى يواشكى يك ليستى را اعلام كردهاند كه هر كس كه مىخواهد راى بدهد به اين ليست راى بدهد. دستگاه خامنه ای با " دوم خردادیها " هم معامله می کند و هم تهدیدشان می کند. ﺁنها که رد صلاحیت شده اند ، با معامله موافق نیستند . اما بقیه عرصه را بر ﺁنها تنگ کرده اند. کروبی مجلس را طوری اداره می کند که به تقلبها و تقلب بزرگ که بالا بردن تعداد رأی دهندگان است ، اعتراض نکند. او مجلس را تا 3 اسفند تعطیل کرد . بعد از ﺁنهم نخواهد گذاشت حقایق گفته شوند.
● در 1 اسفند (ایرنا)، هاشمی رفسنجانی زیر تأثیر ضربه سخت تحریم وسیع انتخابات فرمایشی و در مقام وارد کردن ضربه ای کاری به خامنه ای ، گفته است : " اين دوره از انتخابات ، دوره پرماجرايي است . او " لوايح دولت درخصوص انتخابات و رد صلاحيت ها و تاييد مجدد برخي از داوطلبان که درپي ورود مقام رهبرى صورت گرفت " را از عوامل کاهش شرکت در انتخابات دانسته و گفته است : همه اين مسائل از جمله قهرکردن برخي از نيروهاى انقلاب، قابل تحمل است اما اينکه ما ببينيم بخشي از مردم به خاطر اينکه اين مسائل اتفاق افتاده ، از دخالت در تعيين سرنوشت خود دريغ کنند ، تلخ است .
اين تلخي ها اگر نبود، بهتر بود . اما بدتر از همه تهاجم خارجي ها و بخصوص آمريکايي ها است که مي کوشند مردم را دلسرد کنند و پاى صندوقهاى راى را خلوت کنند.
انقلاب اسلامی : رادیو لاریجانی جمله ای را سانسور کرد که ، در ﺁن، هاشمی رفسنجانی خودداری مردم را از رأی دادن را تلخ خوانده است .
اما در ﺁنچه به نقش امریکا در دلسرد کردن رأی دهندگان مربوط می شود، هاشمی رفسنجانی نعل وارونه می زند. زیرا دست بدامن انگلیس و امریکا شدن ها - توسط حسن روحانی و لاریجانی - و ﺁمدن چارلز به ایران ، اثر وارونه کرد و تحریم وسیع انتخابات فرمایشی به انگلیس و امریکا و اروپا گفت: در ایران ، " حرف ﺁخر" را مردم ایران می زنند. دور تر به واکنش تحریم وسیع "انتخابات" می پرادزیم. در اینجا یاد ﺁور می شویم که مردم ایران به غرب گفتند : "رهبر" تنها و مجلس 5 درصدی هیچ نمایندگی از سوی ﺁنها ندارند. اجماع ملی بر عدم مشروعیت رژیم ملاتاریا حکم کرده است.
رقمها، شفافیت و قوت وجدان ملی را بر مخالفت با رژیم ملاتاریا گزارش می کنند :
● اما سخن خامنه ای در اول اسفند گویای طرز فکر یک مستبد است : مردم باید به اندازه رأی دادن در سرنوشت خود شرکت کنند ! انقلاب اسلامی : ای بسا ناخود ﺁگاه این جمله از زبان او بیرون ﺁمد . بنا بر این ، گویای طرز فکر یک زور پرست اوست که نه تنها اندازه دخالت مردم در سرنوشت خود به اندازه انداختن رأی در صندوق است ، بلکه در ورقه رأی خود، باید اسامی را بنویسند که " رهبر" تعیین کرده است !
از قرار ، رادیوهای فارسی زبان رسمی (متعلق به دولتهای اروپائی) بیشتر از رسانه های این کشورها هوای سیاست این دولتها را دارند. با بکار بردن منطق صوری، تا توانستند در کمرنگ کردن تحریم انتخابات کوشیدند. در این تقلا، منطق صوری بکار بردند : 1 - درصد هائی که ملاتاریا از مشارکت مردم می دهد را میزان شرکت و عدم شرکت شمردند. 2 - با ﺁنکه ملاتاریا بیشترین سعی خود را در تهران بکار برد تا درصد رأی دهندگان را با توسل به انواع تقلبها بالا ببرد، بر تقلبها و ترساندن ها (تلفن توسط اداره تلفن به خانه ها و پرسیدن از خانواده ها که ﺁیا رأی داده اید ، تهدید به راه ندادن به دانشگاه و... ) ، چشم بستند. و مهمتر از همه ، 3 - از محتوی و ترکیب ﺁرائی که از صندوقها بدر ﺁمدند ، یکسره غفلت کردند. این کارها را هر روزنامه نگاری که وجدان کاری دارد می کند مگر اینکه مأمور باشد و و خود را معذور بداند !
در حقیقت، ترکیب ﺁرا هم نقش ترس ها و تقلبها را باز می گوید و هم میزان تقلبها را بدست می دهد :
* شمار کسانی را که در تهران حق رأی دارند را نخست 5/6 میلیون گفتند. وقتی نوبت به در صد معین کردن رسید، به 6 میلیون تقلیل پیدا کرد. بعد وزارت کشور دارندگان حق رأی را 350/6 میلیون نفر اعلام کرد. رویداد تعداد رأی دهندگان را 1 تا 5/1 میلیون نفر نوشت . این رقم موجب شد که رقم شورای نگهبان از 4/2 میلیون نفر به"بیشتر از 2 میلیون نفر" تقلیل پیدا کند و وزارت کشور رأی دهندگان را به 7/1 میلیون نفر کاهش دهد. اما وقتی قرائت ﺁراء تمام شد، رأی ها زائیدند و شمارشان به 196566 رأی رسید و برابر " حکم حکومتی" برای حداد عادل بیشتر رأی خوانده شد. با وجود این ، گفتند 15 در صد ﺁراء سفید و باطله اند و میزان مشارکت در تهران 25 درصد است. اما
* وقتی به ترکیب ﺁراء مراجعه می کنیم، حقیقت خود را نشان می دهد : در میان رأی دهندگان، حزب ترس و تقلب مقام اول را دارد. توضیح اینکه
- در تهران ، دو لیست ، یکی " لیست رهبری " و دیگری " لیست دوم خردادیها" ئی که در انتخابات فرمایشی شرکت کردند و لیست مشترک دادند ، وجود دارند. اگر نه ﺁخرین نفر هر لیست و نه متوسط رأی داده شده به هر لیست ، بلکه ﺁرای نفرات اول این دو لیست را با یکدیگر جمع کنیم، می بینیم ، حداد عادل که در یک میلیون رأئی که قرائت شد ، 40 درصد ﺁرا را داشت ، در پایان قرائت ﺁرا، صاحب 6/45 در صد ﺁرا شد. کروبی هم که انصراف داد، 5/11 درصد ﺁرا را پیدا کرد. رویهم ، 1/56 درصد ﺁرای مأخوذه را صاحب میشوند. به سخن دیگر 44 درصد رأی دهندگان به این دولیست رأی نداده اند. این 44 درصد به هر ملاحظه و یا ترسی که به پای صندوق رأی رفته یا برده شده باشند، مخالفت خویش را با کل رژیم ابراز کرده اند. بنا بر این، در میان رأی دهندگان نیز ، اکثریت بزرگ را مخالفان رژیم تشکیل می دهد.
- نفر اول لیست خامنه ای ، با وجود همه تقلبها و رأی سازیها ، بنا بر ارقام رسمی ، 7/13 در صد دارندگان حق رأی را دارد. بنا بر این رقم که دو برابر واقعیت است، 87 درصد مردم کشور با "رهبر" و ولایت فقیه از مطلقه و غیر مطلقه مخالف هستند. در حدود همین درصد در شهرهای مختلف کشور ابراز شده اند.
بدین قرار ، وجدان ملی ایران با شفافیت و قوت فوق تصوری مخالفت خویش را با استبداد ملاتاریا و رئیس سازمان ترور ابراز کرده اند.
●گزارشها از شهرهای مختلف ایران :
* در اصفهان ، کوچه ها و خیابانها نیز خلوت بودند . مردم از دید و بازدیدهای خانوادگی نیز کاسته بودند. در تمام روز، حوزه ها خلوت بودند.
* در کرج نیز تحریم همگانی بود. مردم برای نماز هم به مساجدی که حوزه رأی گیری بود، نیامده بودند تا مبادا مجبورشان کنند رأی بدهند.
* در مشهد ، نفرت از نامزدهای لیست خامنه ای تحریم را وسعت بیشتری بخشیده بود. با وجود خرج کردن بی حساب از پولهای ﺁستانه ، مردم شهر همت کردند و حوزه ها را خلوت گذاشتند. جوانها بنا داشتند بعد از پایان مدت اخذ رأی ، جشن تحریم انتخابات فرمایشی را بگیرند. در طول روز عده ای را دستگیر کردند.
* در قزوین، با ﺁنکه، در روزهای پیش از انتخابات کذائی خامنه ای به این شهر سفر کرد، در روز اول اسفند، شهر خلوت و در سکوت بود. حوزه ها خلوت بودند. علاوه بر دلایلی که مردم همه شهرهای ایران بر تحریم انتخابات داشتند ، مردم از باندهای مافیائی که از زمان خمینی بوجود ﺁمده و در زمان خامنه ای تقویت شده اند ، بشدت عصبانی هستند. خامنه ای هم که به قزوین ﺁمد ، بجای ﺁنکه قزوین را از دست این باندها درﺁورد، ﺁنها را تقویت نیز کرد.
* همدانیها می گویند در تحریم انتخابات مقام اول را دارند. روز اول اسفند، شهر در سکوت فرو رفته بود. حوزه ها خلوت بود. جوانان دانشجو و غیر دانشجو نقش فعالی در تحریم انتخابات ایفا کردند.
* در اهواز، با ﺁنکه کوشیدند از عنصر قومیت استفاده کنند ، نتوانستند مردم را به پای صندوقهای رأی ببرند.
* در تبریز، با ﺁنکه اعلمی نامزد بود ، مردم شهر یکپارچه در جنبش تحریم شرکت کردند.
* در سنندج و دیگر شهرهای استان کردستان ، تحریم عمومی بود. از تصویب صلاحیت شده ها، کسانی هم که صلاحیتشان تصویب شده اما نمی خواستند بی ﺁبرو شوند، در تحریم شرکت کرده بودند.
* در شیراز ، تحریم انتخابات، برای دانشگاهیان و جوانان و زنان فرصتی فراهم کرده بود که بطور وسیع مردم را به تحریم انتخابات دعوت کنند.
* در دو استان گیلان و مازندران، بخصوص در شهرهای رشت و ساری ، مردم یکپارچه در تحریم انتخابات شرکت کردند.
* در کرمانشاه مردم انتخابات فرمایشی را تحریم کردند. در این شهر و دیگر شهرهای تابع این استان ، انواع ترفند ها و فشارها برای کشاندن مردم به پای صندوقها بکار رفت اما مردم مقاومت کردند و حاضر نشدند رفتار غیر رفتار مردم شهرهای دیگر کشور داشته باشند.
* در ارومیه ، تحریم به مردم شهر مجالی داد که انزجار خود را از رژیم و حسنی ، نماینده اش در این شهر به نمایش بگذارند.
* در تمامی شهرهای ایران ، تحریم انتخابات فرمایشی به دانشجویان موقعیتی داد که بتوانند نقش خویش را در ابراز مخالفت مردم کشور با رژیم ولایت مطلقه فقیه بازی کنند. سرکوبهائی که طی سالها ، دانشجویان قربانیشان بودند ، به ﺁنها ﺁموخته بودند چگونه فرصت را برای ابراز اراده ملی بر نفی رژیم مغتنم شمارند.
●اما وجود قرار و مدار، میزان ﺁرای کروبی (نفر 31 ) نشان داد که ملاتاریا به قول و قرار عمل نمی کند. رفتن حسن روحانی به وزارت کشور و فشار به این وزارتخانه که بخاطر امنیت ملی و به حکم حکومتی ، می باید ﺁراء مأخوذه را 25 میلیون اعلام کنند سبب شد که سرانجام، وزارت کشور، در 3 اسفند، تعداد رأی دهندگان " در ٢٠٦ حوزه انتخابيه در ٢٨ استان كشور را ٢٣ ميليون و ٤٣٨ هزار و ٣٠ رأی (57/50 درصد)" اعلام کند. اما شگفتی اینجا است که این رقم نه بر اساس ﺁرای مأخوذه که بر مبنای "تعرفه های مصرف شده" اعلام شده است. چه کسی نمی داند که تعرفه ها را می توان دسته دسته برداشت و برد و در دنیا کسی به استناد تعرفه ، رقم شرکت کنندگان در دادن رأی را نمی پذیرد. اینسان اعلام نتیجه ، نوعی افشای تقلب وسیعی است که سایت وزارت کشور ، با کار دیگری ﺁن را لو داد : وزارت کشور با اعلام ﺁرای واقعی تر شگفتی ﺁفرید :
* " تا کنون بیش از 15 میلیون رأی مأخوذه ، در تعداد106 حوزه انتخابیه کشور، شمارش شده است.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی وزارت کشور، تا لحظه تنظیم خبر که نتیجه شمارش ﺁراء در 169 حوزه انتخابیه از مجموع 206 حوزه انتخابیه کشور مشخص شده ، تعداد 15 میلیون و 852591 رأی در این حوزه ها شمارش شده است. این تعداد ﺁرای مأخوذه شمارش شده حدود 34 درصد واجدان شرائط در 206 حوزه انتخابیه کشور می باشد."
اما با افزودن ﺁرای تهران و "شماری از شهرهای بزرگ " تعداد رأی دهندگان کل کشور زیر 20 میلیون نفر و در صد رأی دهندگان حدود 42 در صد میشود. و وقتی از ﺁن ، 17 درصد باطله را بکاهیم، درصد رأی دهندگان، 8/35 درصد میشود.
* به دنبال اعلام رقم نزدیک تر به واقعیت، رأی دهندگان، سایت بازتاب (3 اسفند) متعلق به محسن رضائی ، بحث استعفای وزیر کشور و استاندار تهران را پیش کشید.
سایت رسمي وزارت كشور در اقدامي شگفتانگيز، مدعي شد كه شركت 8/15 ميليون نفر در 206 حوزه انتخابيه، معادل 34 درصد مشاركت واجدين شرايط بوده است. در حالي كه بر مبناي گزارش مركز آمار ايران، كل واجدين شرايط در انتخابات 3/46 ميليون نفر بوده است، اما بر مبناي استنتاج سايت وزارت كشور، تنها در اين 206 حوزه ـ بدون احتساب آراي تهران و شماري از شهرهاي بزرگ ـ بيش از 48 ميليون نفر واجد شرايط بودهاند(!) اما بنا بر گزارشی دقیقی که ما از تهران دریافت کردیم و حاصل کار از صبح تا شام در حوزه های رأی گیری در تهران است، میزان مشارکت قطعاً زیر 10 درصد دارندگان حق رأی بوده است. بقیه ﺁرا قلابی و رأی سازی است :
انقلاب اسلامی : رقم سازی و تقلبها که به حکم حکومتی خامنه ای انجام گرفته اند را در فصلی جداگانه می ﺁوریم :
|
|
|