حاصل جلسه خامنه ای با سرشاخه های سازمان ترور در مشهد : انتخابات فرمایشی باید انجام شود!
انقلاب اسلامی : به یاد خوانندگان می ﺁورد که در پی انتخابات مجلس ششم ، خامنه ای و سرشاخه های سازمان ترور در مشهد اجلاس کردند. گزارش ﺁن اجلاس و تصمیمهایی که گرفت، در انقلاب اسلامی انتشار پیدا کرد. تمامی تصمیمها ، بی کم و زیاد ، به اجرا گذاشته شدند. بر مجلسیان بود که ﺁن گزارش را جدی می گرفتند و از همان ابتدا، مانع از اجرایشان می شدند.
● وقتی خاتمی و کروبی به خامنه ای نامه نوشتند ، حجازی، رابط خامنه ای با شاخه های ترور ، گفت 3 روز باید صبر کنند تا " مقام معظم رهبری " از سفر بازگردند. اما در این سه روز ، جلسه های گردانندگان سازمان ترور ، در حضور خامنه ای ، نقشه کار را تنظیم می کردند :
* بهیچرو نباید از تصمیم به تصرف مجلس هفتم توسط نامزدهائی صرف نظر کرد که توسط ستادی تعیین شده اند که زیر نظر خامنه ای تشکیل بوده است. (ناطق نوری و ولایتی و لاریجانی و ذوالقدر و... ) اعضای این ستاد بوده اند.
* تحصن " نمایندگان " کار را خراب کرده است. به این ترتیب که رد صلاحیتها به ترتیبی که در دو سوم حوزه ها ، نامزدهای لیست رهبری رقیب نداشته باشند، بر خودی و بیگانه ﺁشکار کرده است لیست از پیش تهیه شده و "شورای نگهبان " دستور " رهبر " را اجرا کرده است. بنا بر این، یا "رهبر" باید تبرای خود را از لیست رهبری و عمل شورای نگهبان اعلان کند و یا باید بیاید و بگوید : انتخابات فرمایشی است و باید در تاریخ معین شده انجام بگیرد. هرچند این راه کار به حساب پیروزی تحصن در مجبور کردن "مقام رهبری " به اعتراف به فرمایشی بودن انتخابات ، گذاشته می شود ولی خطرش از تسلیم شدن به خواست متحصنین بسیار کمتر است.
* در صورتی که خاتمی و وزارت کشور حاضر به انجام انتخابات نشدند ، چه وضعیتی پیش خواهد ﺁمد؟ به این پرسش ، خامنه ای پاسخ داده است : خاتمی مقاومت نخواهد کرد . از کروبی نیز خیالم راحت است. بنا بر این، برای ﺁنکه دیگران حساب کار خود را بکنند، این تصمیم ها گرفته شدند
* وارد کردن نیرو های پاسدار به تهران و تشدید جو رعب که پیش از مراجعت خامنه ای به تهران انجام شد.
* اظهار نظر قاطع " مقام رهبری " بر لزوم انجام انتخابات در اول اسفند و تهدید استعفاء دهندگان به مجازات .
* برای حفظ صورت ، "رهبر " دو حکم حکومتی بدهد یکی به "شورای نگهبان " و تأیید شماری از نامزدها که تأثیر گذار در نتیجه انتخابات نیستند و در صورت لزوم حکم حکومتی به حکومت خاتمی بر وجوب انجام انتخابات بر طبق فهرست نامزدها که "شورای نگهبان" تصویب کرده است. این حکم های حکومتی دو نتیجه را ببار می ﺁورد : یکی اینکه اختلاف در میان " اصلاح طلبان " می افتد و صف شرکت کنندگان در انتخابات از صف کسانی که شرکت نمی کنند جدا می شود. اینها کسانی هستند که باید از نظام طرد شوند. و دیگری اینکه این بار خاتمی و کروبی و وزیران و استانداران مستعفی پای دیوار قرار می گیرند. تسلیم خاتمی و کروبی به حکم حکومتی به غرب نیز حالی می کند قدرت واقعی رهبر است و در ایران ، جز او ، طرف دیگری ندارند.
* تا تاریخ انتخابات ، با معترضین ، به تهدید باید اکتفا کرد. بعد از انتخابات، احتمال ﺁن که اعتراض کنندگان مقاومتی را نشان بدهند که بنی صدر و طرفداران او در خرداد 60 نشان دادند ، نیست. احتمال قوی می رود که رویه سکوت در پیش بگیرند. برای اینکه از فکر مقاومت منصرف شوند ، قوه قضائیه می باید برای ﺁنها پرونده تشکیل بدهد و بر ضدشان وارد عمل شود.
* مشکل بزرگ تحریم انتخابات توسط مردم است. بعد از سال 60، "امام " اجازه داده بود که شرکت کنندگان در دادن رأی چند برابر کنیم. تا وقتی مقابله به این شدت نبود، بالا نشان دادن درصد شرکت کنندگان مشکل ایجاد نمی کرد. اما اگر قرار باشد ، وزارت کشور انتخابات مجلس را هم مثل انتخابات شوراهای شهر اعلان کند، به اعتبار " مقام رهبری " ضربه سختی وارد می شود.
انقلاب اسلامی : دانستنی است که ظرف 10 روز، وزارت کشور، دو سنجش افکار منتشر کرد. در اولی، حدود 10 در صد و در دومی که در 16 بهمن ، یک روز بعد از تحکم خامنه ای انتشار داد، درصد کسانی که گفته اند در انتخابات شرکت می کنند، به 4 درصد کاهش یافت. با توجه به این امر که در همه جای جهان ، سنجش های رسمی که توسط وزارت کشور انجام می گیرد ، سندیت دارد و نتایج انتخابات ﺁنها را تأیید می کنند، وزارت کشور دیگر در موقعیتی نیست که بتواند درصد شرکت کنندگان را چند برابر کند.
* سپاه و بسیج مأموریت یافته اند که دست به صندوق سازی بزنند. با وجود این ، تحریم همگانی مردم ، ﺁغاز تقابل سرانجام بخش میان ملت ایران و رژیم ملاتاریا و یا ورود رژیم به مرحله ایست که رژیم شاه در واپسین سالهای خود در ﺁن بود .
بهر رو، در بازگشت خامنه ای به تهران ، این اقدامها بعمل ﺁمدند :
ايشان با ابراز تاسف از تكرار حرفهاي دشمنان ملت از زبان برخي افراد غافل افزودند: دشمنان با تبليغات و روشهاي مختلف سياسي، برخي مسوولان اجرايي را به كنار رفتن و عمل نكردن به مسووليتهاي قانونيشان تشويق ميكنند، اما همه بايد متوجه باشند كه برگزارشدن انتخابات حق مردم است و هيچكس اجازه ندارد با اين حق مهم مردم بازي كند.
● در پنجشنبه 16 بهمن ماه، اعلان شد که نامه اي به امضاي "سيدمحمد خاتمي" و "مهدي كروبي" رؤساي جمهور و مجلس به خامنه ای ، تقاضاي عدم برگزاري انتخابات را كردند. اين دو، در نامه خود، با اشاره به روند رد صلاحيت ها اعلام كردند كه امكان برگزاري انتخابات در موعد خود ممكن نمي باشد.
گفتني است كه پس از ارسال اين نامه از سوي دفتر رئيس جمهوري و باپيگيري هاي انجام شده سرانجام مشخص شد كه "رهبري" بنا ندارد كه وصول اين نامه را اعلام نمايد و بدين طريق از زير بار جواب دادن به نامه شانه خالي نموده است
● در 15 بهمن، خامنه ای "حکم حکومتی" صادرکرد: برگزاري انتخابات اول اسفند وظيفه دستگاههاي دولتي است. او تاكيد كرد: كسي نميتواند به علت مخالفت با يك روش يا يك پديده، وظايف قانوني خود را انجام ندهد و شانه خالي كردن از مسووليت به شكل استعفا يا به هر شكل ديگر، خلاف قانون و هم حرام شرعي است.
او با اشاره به مناقشاتي كه بين دستگاههاي اجرايي و نظارتي انتخابات مجلس هفتم بوجود آمده، خاطرنشان كرد: اينگونه مسائل، هميشه بهنوعي وجود داشته و چيز تازهاي نيست، اما دشمنان با بزرگنمايي اين مسائل، از بروز آنها بسيار خوشحال شدند و متاسفانه عناصري هم در داخل، فريب آنها را خوردند. او بهاا تأخیر انداختن انتخابات را القای دشمن خواند و...
انقلاب اسلامی: با وجود این که " وزیر " کشور و استانداران و به دنبال ﺁنها رؤسای دو قوه ، انتخابات را تقلبی (بعلت نبود حتی رقابت در محدودۀ رژیم ) خواندند، تقلب را واجب و ترک تقلب را حرام شرعی خواند. اما خاتمی هم خود را روحانی می داند و هم بنا بر قانون اساسی ، مجری این قانون است. در این قانون، حکم حکومتی وجود ندارد و بنا بر اسلام، او نمی تواند حکم به عمل به تقلب را اجرا کند. با وجود این :
● دو سند : نامه خاتمی و کروبی به خامنه ای و پاسخ او به این دو :
* بسم الله الرحمن الرحيم
رهبر معظم انقلاب اسلامي، حضرت آيتالله آقاي خامنهاي مدظلهالعالي
با سلام و تحيت
گره ايجاد شده در امر انتخابات كه مهم ترين حادثه در عرصه مردم سالاري ديني است با راهنماييهاي گرهگشاي حضرتعالي به اعضاي محترم شوراي نگهبان قابل گشوده شدن بود.
همانگونه كه مستحضريد همواره تاكيد ما بر اين بود كه با رايزني و تفاهم بدون اينكه از حيثيت و مكانت رهبري مايه گذاشته شود به راهحل مناسب برسيم ولي براي گشودن اين گره در پي درخواست نهايي ما، بزرگوارانه دستور فرموديد كه شوراي نگهبان بر اساس داوري وزارت اطلاعات با تكيه بر اسناد متقن نظر ما را تامين كند.در اينجا لازم ميدانيم از تلاش پيگير دفتر جنابعالي براي حل مشكل تشكر كنيم.
اينك بدون رعايت رهنمود جنابعالي، ليستي ارايه شده است كه نه تنها بخش عمدهي تقاضاي حداقلي ما را تامين نكرده است بلكه متاسفانه همين عمل را نيز مستند به حكم حكومتي حضرتعالي كردهاند كه به نظر ما جفا به مقام معظم رهبري است.
با سپاس فراوان از اهتمام دلسوزانه حضرتعالي از عنايتي كه فرموديد به استحضار ميرسد كه نظر موكد حضرتعالي مبني بر برگزاري انتخابات در روز اول اسفند ماه سال جاري توسط وزارت كشور و همه همكاران دولت در سراسر كشور برگزار خواهد شد.
مهدي كروبي - سيد محمد خاتمي
17 11 /82
* بسم الله الرحمن الرحيم
حضرات حجج اسلام آقايان خاتمي و كروبي رييسان محترم قوه مجريه و قوه مقننه
با سلام و تحيت و آرزوي توفيق الهي براي شما عزيزان
نامه شما كه حاكي از تلاشهاي مجدانهتان براي انتخابات شكوهمند مجلس هفتم و عزم جدي بر انجام دادن اين فريضهي ملي و انقلابي در وقت مقرر خود ميباشد، موجب خرسندي و تشكر اينجانب گرديد. امروز كشور بيش از هر زمان، نيازمند وحدت و همدلي مسؤولان محترم است و ملت بزرگوار نيز همين انتظار را از مديران كشور دارند. انتخابات براي مصالح كشور و ملت ما داراي اهميت حياتي است و بايد سالم، بانشاط و پرشور برگزار گردد. اين يكي از وظايف مسؤولان و اداي دين در برابر ملت فداكار و مجاهدات و خونهاي مطهر شهيدان است و به خاطر آن شايسته است كه برخي گلايههاي دستگاهها از يكديگر ناديده گرفته شود، همه دست در دست، اين گونه وظايف بزرگ را به بهترين وسالم ترين وجه به انجام رسانند.
بار ديگر از شما آقايان محترم و نيز از شوراي محترم نگهبان و ديگر دست اندركاران و مجريان انتخابات تشكر ميكنم و اميدوارم دعاي حضرت بقيةالله ارواحنا فداه شامل حال ملت ايران و مسؤولان كشور گردد.
انقلاب اسلامی : شگفتا! به شورای نگهبان خرده می گیرند که عمل خویش را مستند به حکم حکومتی کرده است و خود به همین حکم، انتخاباتی را انجام می دهند که بنا بر همین نامه نیز ، رقابتی و ﺁزاد نیست !
● اما در 17 بهمن ، "شورای نگهبان" نیز گفت : بنا بر حکم حکومتی "رهبر" ، با صلاحیت 206 تن دیگر موافقت کرده است :
"با توجه به آنكه براي دولت و مجلس اصلاحات، سرنوشت 5500 تاييد صلاحيتشده، اهميتي نداشت و با اهانت به اين جمع انسانهاي شريف، همچنان بر شعار غيررقابتي بودن انتخابات، اصرار داشتند، گويي فقط جمعي خاص در مملكت صاحب حق رقابتند و بقيهي مردم همه هيچ هستند، نهايتا، با حكم حكومتي مقام معظم رهبري، تعدادي از افراد مورد نظر دولت ( كه فقط همين افراد ، صاحب صلاحيت براي رقابت در انتخابات بودند ولي از سوي شوراي نگهبان رد شده بودند) تاييد صلاحيت شدند، اما چند نفر اصلي، كه تمام بحرانسازيهاي وزارت كشور و مجلس به خاطر آنها بود ( و با بي اعتنايي مطلق مردم، اين افراد در ايجاد آشوب و بحران شكست سهمگيني خوردند)، همچنان رد صلاحيتشده باقي ماندند تا شوراي نگهبان به وظيفهي خود، براي جلوگيري از افراد فاقد صلاحيت، عمل كرده باشد و نشان دهد كه در كشور، ارگاني هست كه در برابر صاحبان قدرت و كساني كه زر و زور دارند و خواص از آنان حمايت مي كنند، بايستد و آنها را فاقد صلاحيت اعلام كند و در اين راه نه از تهديدهاي داخلي بترسد و نه به حمايتهاي بيگانگان از افراد فاقد صلاحيت، وقعي بدهد .
دستاورد مقاومت قهرمانانهي شوراي نگهبان، در برابر زيادهخواهيهاي گروهي صاحبان زر و زور، اين اتهام را از دامان كشور زدود كه در كشور ما قانون تنها براي انسانهاي ضعيف اجرا مي شود، اين بار اما قانون، در مورد پارتيداران صاحبان قدرت اعمال شد و ملت آگاه ايران بهخوبي ميدانند كه اگر هفتهزار نفر از داوطلبان رد صلاحيت ميشدند اما اين چند نفر تاييد ميگرديدند به قداست مردمسالاري لطمهاي وارد نميشد و كسي اعتراض نميكرد؛ آنچنان كه در جريان انتخابات رياست جمهوري سال 1380 با رد صلاحيت 99 درصد كانديداها، هيچ يك از صاحبان فرياد اين روزها، سخني در خصوص ضايع شدن حق مردم، نگفت و آنچنانكه در اين انتخابات، با تاييد صلاحيت 5500 نفر از مردم، بازهم دم از شعار غيررقابتي بودن زدند تا نشان دهند كه حضور و يا عدم حضور خواص، انتخابات را رقابتي و غيررقابتي ميكند و بر هفت سال شعار حق انتخاب شدن براي همه مردم مهر باطل بزنند" .
در پایان ، " شورای نگهبان" ليست 206 نفري كانديداهاي تاييد صلاحيتشده را با درج نام و نام خانوادگي كانديداها و نيز نام حوزههاي انتخابيهي آنها اعلام کرد
انقلاب اسلامی : گوبلز ، وزیر تبلیغات هیتلر، دو اصل راهنما داشت : 1 - دروغ را ﺁنقدر بزرگ گو که کسی در راست بودنش تردید نکند و 2 - جنایت برای رسیدن به هدف واجب است. بنا بر این، جنایت بکن اما ﺁن را به دشمن نسبت بده ! خامنه ای و رفسنجانی و " شورای نگهبان " او از هر دو اصل راهنما پیروی می کنند. جز این نیز ممکن نبود چرا که زورپرستها یک ماهیت دارند. اما زورپرستی نمی گذارد توجه کنند که خود را لو می دهند : به "حکم حکومتی" انجام می گیرد و بنا بر این ، فرمایشی است. " شورای نگهبان " به خود می بالد که صلاحیت اصحاب زر و زور را رد کرده است. اما زورپرستهائی که اعضای این "شورا" هستند مردم ایران را از عقل عاری می دانند. وگرنه چگونه ممکن بود اطلاعیه ای با این لحن گستاخانه خطاب به ملت ایران صادر کنند؟ در قیم مآبی تا زورگوئی به ملتی تا اینجا پیش رفتن که بابت رد صلاحیت نامزدهای مخالف " لیست رهبر" و فرمایشی کردن " انتخابات " ، بر مردم منت گذاشتن، کاری است که به عقل گوبلز نیز نمی رسید. بدین قرار ،
اگر دلیلی لازم بود بر پرفساد بودن " نظارت استصوابی " ، خاتمی و رفتار او در مقام رئیس جمهوری است. او که خود انتخابات را رقابتی و ﺁزاد نمی داند او که از فقه این اندازه اطلاع دارد که با " حکم حکومتی " نمی توان تقلب را وجود و ترک تقلب را حرام کرد، او که بنا بر قانون اساسی ، مجری قانون اساسی است و بارها از نهادینه شدن قانون دم زده و تکرار کرده است قانون اساسی نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر ، حالا ، " حکم حکومتی " را بر چشم می نهد و انتخابات فرمایشی را انجام می دهد. چه سقوطی ! هویدا می گفت : تقصیر سیستم است خاتمی چه می گوید؟