١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥۷٩ از ٢۰ شهريور تا ٣ آبان
سايت ابوالحسن بنى صدر
جايزه صهيونيستى «براى فرد مورد حمايت پاول، بلر، بوش و سران استكبار!

 

 خبرگزارى ايسنا جمعه شب، 18 مهر 1382، مجموعه‏اى از واكنشهاى فعالان جناح راست را در قبال اعطاى جايزه نوبل صلح به شيرين عبادى، منتشر كرد. گوياترين واكنشها اينها هستند:

 * على سعيدى، «عضو شوراى مركزى جامعه روحانيت مبارز»، گفته‏است: «دريافت جايزه نوبل از سوى شيرين عبادى، تاثير خاصى بر مردم نخواهد داشت. زيرا مردم به خوبى از استفاده ابزارى از اين‏گونه جوايز آگاهند».

   وى، با اشاره به عملكرد مجامع بين‏المللى، به‏ويژه محافلى كه صهيونيست‏ها بر آن نفوذ دارند، افزوده‏است: «آنان از اهرم‏هايى چون جايزه صلح نوبل جهت حمايت از عناصرى در كشور استفاده ابزارى و سياسى مى‏كنند.

  اعطاى جايزه صلح نوبل به شيرين عبادى نشانگر اوج انحراف دستگاههاى بين‏المللى است كه براى اثبات مخالفتشان با يك نظام دموكراتيك با ماهيت دينى و اسلامى، از هنجارشكنانى كه با اصول و مبانى مخالف هستند، حمايت مى‏كند و آنان را مورد تشويق قرار مى‏دهد.

   اعطاكنندگان اين‏گونه جوايز زمينه تجرى و جرات بخشيدن به هنجارشكنان را فراهم مى‏آورند. به گونه‏اى كه افراد ديگرى نيز وارد اين عرصه شوند.

 * اسدالله بادامچيان، «رييس مركز سياسى جمعيت موتلفه اسلامى» گفته‏است: اگر جايزه‏اى علمى براى خدمت به بشريت به كسى تعلق گيرد، باعث افتخار آن شخص است، اگر اين جايزه براى پاداش كارهايى باشد كه او به نفع استعمار و استكبار غرب انجام داده ننگ آن شخص است.

   اختيار انتخاب فرد مستحق اين جايزه در اختيار جايزه دهندگان است. او، «اعطاى جايزه صلح نوبل به سادات، پس از سازش كمپ ديويد و خيانت به فلسطين»، را يادآور شده و افزوده‏است: «بسيار كم اتفاق مى‏افتد كه اين جايزه به خادمين به وطن خود داده شود. طبيعى است كه جايزه صلح نوبل به يكى از كسانى كه نام خود را اصلاح طلب گذاشته و مورد حمايت پاول و بلر و بوش و سران استكبار جهانى است، داده شود.

     اگر اين جايزه به خاطر خدمت‏هايى است كه اصلاح طلبان به سياست‏هاى غرب كرده‏اند براى اين شخص ننگ است.

    آيا اعطاى اين جايزه با انگيزه‏هاى واقعى است يا جهت خدمت به عناصرى است كه به استكبار جهانى كمك كرده‏اند؟ قضاوت به عهده مردم است».

 * موسى قربانى فر، «عضو فراكسيون اقليت مجلس»، گفته است: «از اين‏كه ايرانيان در صحنه‏هاى علمى و بشردوستانه گامهايى بردارند و مورد توجه سازمانهاى بين‏المللى قرار گيرند خوشحاليم. اين خوشحالى زمانى بيشتر خواهد شد كه ضمن اين‏كه كارهاى قابل توجهى انجام مى‏شود كه توجه جهانيان را جلب كند، به گونه‏اى حركت كنند كه منافع ملى خود و منافع دينى مردم مسلمان ايران مد نظر قرار گيرد و جايزه به معناى طعنه زدن به منافع ملى و دينى ما نباشد.

      نمى‏خواهم قضاوت روشن و دقيقى در اين خصوص داشته باشم. در سالهاى اخير، نوعى روند اعطاى جوايز را شاهد بوده‏ايم كه بيشتر جهش و حركتى سياسى بوده است تا كارى بر اساس واقعيت. حتى شاهد بوده‏ايم كه به برخى مقامات اسرائيلى و آمريكايى كه دنبال منافع خاص خود هستند و اكنون موضع‏گيرى آنها براى همگان روشن است جوايزى اعطا شده‏است. و هم‏چنين به كسانى كه به نوعى با جمهورى اسلامى ايران در حال مبارزه و ستيز بودند نيز جوايزى داده شده‏است و در ابتدا به نظر مى‏رسد كه ممكن است اعطاى اين جايزه نيز در اين راستا باشد.

     تا جايى كه من مى‏دانم حركت صلح طلبانه بااهميت يك اقدام سياسى و يا كارى كه به صلح و حقوق انسانها منجر شده‏باشد از خانم عبادى نديده‏ام و نمى‏دانم بر اساس چه انگيزه‏هاى اين جايزه اعطا شده است؟

   تنها به نظر مى‏رسد بر اساس ديدگاههاى حقوقى كه ايشان ارايه كرده و با موازين اسلامى سازگار نيست اين جايزه اعطا شده باشد.

   به نظر مى‏رسد اعطاى اين‏گونه جوايز در خدمت كشورهايى است كه منافع خاصى را دنبال مى‏كنند. بنابراين، اين قبيل گامها را برمى‏دارند و اين قبيل اشخاص را شايسته اين جوايز مى‏دانند».

 * جمهورى اسلامى (به نقل از رويداد 22 مهر) زير عنوان «طوفان برروى كاغذ»

 بسم الله الرحمن الرحيم

 اعطاى جايزه صلح نوبل به شيرين عبادى، كسى كه سعى دارد احكام روح بخش اسلامى بويژه در قلمرو نظام حقوق زن در اسلام را به زير سئوال ببرد و در پرونده «نوارسازان» داراى سابقه همكارى با عاملان جعل و نوارسازى است، اين روزها به يك نكته قابل تأمل تبديل شده‏است.

 با در نظر گرفتن سرمايه علمى اندك وى و كارنامه‏اى كه با هيچ معيارى، درخشان بنظر نمى‏رسد و هيچكس با چنين دستمايه محدود، شاخص تلقى نمى‏شود، روشن است كه اين يك اقدام صرفا سياسى تبليغاتى با اهداف و انگيزه هاى آشكار است . حتى گردانندگان باشگاه سياسى نوبل و مرتبطينى كه اهداف و انگيزه هاى اين مجموعه را «تئوريزه» مى‏كنند، با صريح ترين جملات ممكن خاطرنشان مى‏كنند كه با اعطاى چنين جايزه‏اى، اهداف معينى را دنبال مى‏كنند و پيام روشنى را با اين تصميم خود، ابلاغ مى‏نمايند. بدين ترتيب ، حتى اگر انتخاب وى ، پيامى را بهمراه نداشت، براى درك بوى تند سياسى بودن اين تصميم، به شامه تيزى هم احتياج نبود.

 هدف ها در ميان اظهارات مستقيم و غيرمستقيم و همچنين واكنش هائى كه تعمداً بزرگنمائى مى‏شوند، كاملا روشن است. راديو دولتى انگليس، بنقل از يك فرد مجهول الهويه، اين اقدام را تلنگرى براى كنار رفتن حجابها از چهره زنان تلقى مى‏كند كه «پيام محروميت را براى رسيدن به آغوش فرداى آزاد و پرفضيلت» بهمراه دارد.

    آن نويسنده مورد انتخاب صهيونيست ها كه براى پوشش گزارش سفر ننگين سادات به فلسطين اشغالى، بدستور دربار شاه معدوم و با اشاره صهيونيست ها به ماموريت رفته بود و اكنون مدتهاست كه براى بيگانگان خوش خدمتى مى‏كند، در تشريح مسائل، 2 روز خاطره انگيز را در تاريخ معاصر مطرح مى‏كند: 2 خرداد 76 و روز اعطاى جايزه نوبل به شيرين عبادى، كه اولى حامل پيام ايران به جهان و دومى دربرگيرنده پيام جهان به ايران است. آن ديگرى اين جايزه را همچون «دم مسيحائى عيسى» و عامل زنده كردن اصلاحات در ايران مى‏داند و تصريح مى‏كند اين جايزه روح اميد را به كالبد فرتوت اصلاحات در ايران دميد و به همه نشان داد كه حمايت از اصلاحات، جهانى است.

     اما آيا اين كلمات و اظهارات نشانگر همه ابعاد اين حادثه است واكنش خشم آلود مسلمانان در گوشه و كنار جهان و كسانيكه حتى ارتباط آنچنان مستحكمى با ايران ندارند، نشانگر آنست كه هدف طراحان و گردانندگان صحنه، بسيار فراتر از جمهورى اسلامى ايران و حمايت از «اصلاحات محتضر» و بلكه بازگو كننده عناد و معارضه آشكارى عليه اسلام است. اظهار خشنودى رسانه هاى صهيونيستى و استكبارى بويژه بزرگنمائى نقش عبادى، در جهت تشكيك در احكام اسلام و تلاش وى براى به زير سئوال بردن نظام حقوق زن در اسلام، صحت اين نكته را ثابت مى‏كند كه خشم و اعتراض مسلمانان عليه اين انتخاب بنياد نوبل، موضوعيت دارد و نظر مسلمانان بر نكته صحيحى متمركز شده‏است . مراجع مذهبى و مسلمانان مصر بر اين نكته تاكيد مى‏كنند كه اين نخستين موضع گيرى بنياد نوبل در تشويق روحيه اسلام ستيزى نبوده و نيست. بلكه اين بنياد قبلاً جايزه مشابهى به  «نجيب محفوظ»، نويسنده اى كه با مطالب ضداسلامى خود شهرت يافته، مراتب عناد خود با اسلام را بنمايش گذاشته‏است.

     از اين زاويه نگرش، مى‏توان به عمق و شدت نفرت و كينه عوامل سياسى پشت پرده اين بازى عليه اسلام پى‏برد و اين حقيقت را دريافت كه در عمق وجود آنها آتش كينه عليه اسلام زبانه مى‏كشد. بدين ترتيب جاى هيچگونه خوشبينى نسبت به اهداف سياسى تبليغاتى عوامل پشت پرده اين بازى رسوا، وجود ندارد و روشن است كه هدف، تجليل از يك فعال حقوق كودكان و زنان نيست بلكه بخاطر تشويق هرگونه گستاخى عليه احكام اسلامى، اين جايزه تخصيص يافته است .

      با اينهمه، شواهد و قرائن موجود نشانگر آنست كه باز هم پادوهاى داخلى، عوامل خارجى را فريب داده‏اند و به آنها چنين وانمود كرده‏اند كه اعطاى چنين جايزه‏اى، طوفانى را در ايران برپا خواهد كرد. حال آنكه چنان طوفانى فقط در لابلاى كاغذ پاره ها موضوعيت پيدا مى‏كند و همچنان برروى كاغذ باقى خواهد ماند. آنها كه افكار عمومى ايران را خوب مى‏شناسند، بهتر مى‏توانند گواهى دهند كه اين اقدام نيز دقيقاً به زيان طراحان، مجريان و حاميان اين بازى رسوا تمام خواهد شد و هيچكس از سرمايه گذارى براى دامن زدن به شرارت و گستاخى عليه اسلام، سودى عايدش نخواهد گرديد.

    به راستى اگر بحث بر سر احياى حقوق زنان و كودكان است، چرا هيچيك از طرفداران و مدافعين حقوق زنان و كودكان در عراق، فلسطين و افغانستان كه در زير چكمه خونين دژخيمان اشغالگر دست و پا مى‏زنند و گروه گروه در خون خود مى‏غلتند، حمايتى صورت نمى‏گيرد و آيا اين جوسازيهاى شيطنت آميز بنياد نوبل براى سرپوش گذاشتن بر جنايات مشترك مثلث آمريكا اسرائيل انگليس در كشورهاى اسلامى تحت اشغال نيست

 اين ماجراى شيطنت آميزى است كه دست اندركاران آن مترصد فرصتى براى نشان دادن تقابل مسيحيت با اسلام و به چالش كشيدن احكام اسلامى هستند. اما آنان راه پرمخاطره‏اى را براى به زير سئوال بردن احكام نورانى اسلام برگزيده‏اند.

 انقلاب اسلامى: اين سرمقاله كه دستيار خامنه‏اى در شاخه تبليغاتى سازمان ترور نوشته‏است، جايزه اول قلب حقيقت را مى‏گيرد: الف - جايزه به زن مسلمانى داده شده‏است كه ميان اسلام و حقوق بشر مغايرتى نمى‏بيند و عقل زورمدار سرمقاله نويس، «مغايرت مى‏بيند» مى‏خواند. ب - كيهان - كه «ارزيابيش» را در زير مى‏خوانيد، مدعى شده‏است، علماى الازهر اعطاى جايزه به خانم شيرين عبادى را محكوم كرده‏اند. از يكى از آن «علما»، بيشتر نقل نياورده است و هرچه ما گشتيم آن مصاحبه را پيدا نكرديم ! اما اگر قول «علماى الازهر» ملاك است، آنها نويسندگان جمهورى اسلامى و كيهان را هم «رافضى» مى‏دانند.

      ج - شگفتا! جمهورى اسلامى و كيهان اعطاى جايزه را بيرون بردن «اصلاح طلبان» از احتضار، «ارزيابى» مى‏كنند. بخشى از دو رأس مثلث زور پرست نيز چنين «ارزيابى» مى‏كنند. اما خاتمى مى‏گويد شيرين عبادى از ما نيست و شيرين عبادى خود از «اصلاحات بنيادى» سخن مى‏گويد. باز، شگفتا! جمهورى اسلامى مدعى است به شيرين عبادى بعنوان ضد اسلام جايزه داده‏اند و استالينيستها و پاره از پهلوى طلبها جايزه را اقدامى براى «نجات اسلام سياسى» ارزيابى مى‏كنند!

    د - اما گوياترين قلب معنى‏ها كه ارگانهاى تبليغاتى ملاتاريا به آن دست زده‏اند، «تقابل مسيحيت با اسلام»است . در قسمت سوم، اظهار نظرهاى پاپ، شخصيتهاى سياسى و سازمانهاى مدافع حقوق بشر را مى‏آوريم. بر خواننده‏است از خود بپرسد: چرا رهبران دينى و سياسى و مدافعان حقوق بشر، اعطاى اين جايزه را تفاهم ميان مسيحيت و اسلام، ميان فرهنگها فهميده‏اند و ملاتاريا «تقابل مسيحيت با اسلام»؟

 *كيهان (به نقل از رويداد 22 مهر) نوشته‏است: راديو دولتى آمريكا طى چند خبر ماهيت اعطاى جايزه صلح نوبل به شيرين عبادى را مشخص كرد.

     اين راديو اعلام كرد: جرج بوش رئيس جمهور خونريز آمريكا، اعطاى جايزه صلح نوبل را به شيرين عبادى تبريك گفت.

      راديو آمريكا با اعلام اين خبر، به نقل از بيانيه بوش گفت: اختصاص اين جايزه را به شيرين عبادى، نخستين زن مسلمان برنده جايزه، تبريك مى‏گويم. اين جايزه به پاس يك عمر مبارزه در راه حقوق بشر و دموكراسى به وى اعطا شده‏است. من قاطعانه از خواست مردم ايران براى آزادى و دموكراسى پشتيبانى مى‏كنم.

    راديو آمريكا، از سوى ديگر، در گفت و گوى اختصاصى با عبادى، از وى پرسيد اين جايزه نوعى وظايف را براى آينده شما تعيين مى‏كند؟ عبادى در پاسخ گفته است: احساس مى‏كنم بار من را سنگين تر كرده و بايد فعاليت بيشترى بكنم. راديو آمريكا همچنين به وى گفت: آيا نامزد انتخابات رياست جمهورى مى‏شويد؟ او در پاسخ اظهار داشت: فكر نمى‏كنم. من اساساً وارد شدن در كارهاى دولتى را صحيح نمى‏دانم.

   اين راديو همچنين از قول اميرطاهرى، روزنامه نگار سلطنت طلب ، گفت: اعطاى جايزه نوبل به خانم عبادى، پيام دلگرم كننده‏اى است. اولين بار دنياى دموكرات غرب نشان مى‏دهد كه با نگاه تازه‏اى به جهان اسلام نگاه مى‏كند، نگاه يك متفق و متحد نه يك رقيب يا دشمن تاريخى.

 طاهرى گفت: اعطاى اين جايزه در موقع مناسبى صورت گرفت. چرا كه جنبش دموكراتيك در ايران در ماه هاى گذشته ضربات شديدى خورده ولى با اين جايزه توان تازه‏اى خواهد گرفت.

 راديو آمريكا به نقل از اين عنصر سلطنت طلب ادامه داد: اين پيامى است به مردم ايران كه اگر شما حركت كنيد ما حاضريم از شما حمايت كنيم و راه حل آينده ايران، تحول از درون خواهد بود نه جنگ و درگيرى قدرت هاى غربى...

 انقلاب اسلامى: هم پيام تبريك بوش و هم اظهارات امير طاهرى گوياى اين واقعيت است كه حكومت بوش اعطاى جايزه را به شيرين عبادى، محكوم كردن «جنگ پيشگيرانه» تلقى كرده‏اند. بنا بر اين، پيروزى از آن خط آزادى و استقلال شده‏است در مبارزه بزرگش با جنگ‏طلبى بنيادگراهاى امريكائى. بديهى است كه قبول انصراف از حل «مسئله ايران» از راه جنگ، ضربه سختى بر ملاتاريا و ارگانهاى تبليغاتى او است. چرا كه مجال بحران سازى و «عبور از بحران» را از آنها مى‏ستاند. ...

     تعدادى از علماى دانشگاه الازهر مصر كه يكى از مهمترين مراجع تسنن در جهان عرب به حساب مى‏آيد، در عصر روز جمعه انتخاب شيرين عبادى به عنوان دريافت كننده جايزه نوبل صلح سال 2003 ميلادى را محكوم كردند. شيخ عبدالصبور شاهين، يكى از اعضاى هيئت علماى اين دانشگاه، به خبرنگار بنگاه خبرى ايتاليا (انسا) گفت: شيرين عبادى از ديرباز با اسلام دشمنى مى‏ورزيد و رفتارش هميشه مغاير با موازين اسلام بوده است.

     شيخ صبور افزود: نوبل صلح هرگز به كسانى كه واقعاً خواستار صلح هستند داده نمى‏شود و دريافت كنندگان آن همگى داراى سابقه اسلام ستيزى هستند.

     مأمون حديبى يكى از رهبران اخوان المسلمين مصر نيز در مخالفت با انتخاب شيرين عبادى گفت: جايزه صلح نوبل اصولا به كسانى داده مى‏شود كه اسلام ستيزند و همين جايزه قبلاً در رشته ادبيات به نجيب محفوظ نويسنده مصرى ضد دين داده شد.

  سايت «خانه ملت» (مجلس ملاتاريا) سخنان خاتمى را در باره اعطاى جايزه صلح به شيرين عبادى، اينطور خوانده و انتشار داده‏است:

      «رييس جمهورى از اعطاى جايزه صلح نوبل به خانم شيرين عبادى ابراز خرسندى كرد و گفت: هيچ انسانى نيست كه از موفقيت هموطنش خوشحال نشود و من نيز از اينكه يك هموطن ما موفقيتى كسب كرد، خرسندم.

     اميدواريم اين موفقيت در مسير كلى منافع ملت و نيز صلح جهانى و مصلحت بشر به كار گرفته شود.

   خاتمى، خانم عبادى را از خانواده‏اى مذهبى دانست و اظهار داشت: اميدوارم وى كاملاً به منافع جهان اسلام و ايران توجه داشته باشد و به هيچ وجه اجازه ندهد كه از اين موقعيت به دست آمده، سوءاستفاده‏اى شود.

 وى خاطرنشان كرد: بايد در ايران بكوشيم مسير صلح، آشتى و پيشرفت تحقق يابد.

 رئيس جمهورى با اشاره به اطلاعيه نوبل از خانم عبادى به عنوان اولين زن ايرانى و مسلمان نام برده شده كه مفتخر به دريافت جايزه صلح نوبل شده‏است، اظهار داشت: طبعاً دنياى اسلام توقعاتى دارد. امروز بايد بدانيم كه صلح را چه كسانى در دنيا به خطر مى‏اندازند و چه كسانى حقوقشان در معرض تجاوز است بايد ديد در فلسطين چه مى‏گذرد و تهديدهايى كه عليه ايران مى‏شود، چيست؟

 رئيس جمهورى گفت: بزرگ‏ترين عامل بر هم زننده صلح و حقوق بشر در دنيا كشورهايى نظير امريكا و اسراييل هستند.»

     در اين متن، «ارزيابى» خاتمى سانسور شده‏است. (به نقل از ايلنا 22 مهر) قسمتهاى سانسور شده اينها هستند:

 * در پاسخ به خبرنگار ايلنا كه چرا به عنوان رئيس جمهورى پيام تبريك رسمى به شيرين عبادى نداده، گفته‏است: «مگر هر اتفاقى در كشور افتاده، بايد پيام رسمى بدهم؟ از ديدگاه من جايزه صلح نوبل خيلى مهم نيست. البته جايزه ادبى آن مهم است. اما صلح آن مهم نيست.

 * فضاى كشور ما، در چنين شرائطى، معمولاً يك فضاى احساسى مى‏شود. و در ايران، همه چيز فراموش مى‏شود. برخوردها بنحوى مى‏شود كه يا همه چيز را سياه سياه نشان مى‏دهيم و يا سفيد سفيد.

 * در زمينه‏هاى علمى، در اعطاى جايزه صلح نوبل، ملاكهاى علمى كاملاً در نظر گرفته مى‏شود. در سالهاى گذشته اين كار انجام شد. و واقعاً برندگان جايزه علمى نوبل، برجسته‏ترين نخبگان علمى جهان هستند. سياسى‏ترين بخش جايزه نوبل، جايزه صلح است. در اعطاى جايزه صلح نوبل انگيزه و ملاكهاى سياسى وجود دارد. شما

 بررسى كنيد. در طول 50 سال گذشت، يعنى اواخر دوران جنگ و دوران بعد از جنگ، برندگان جايزه صلح نوبل چه كسانى بوده‏اند.

 انقلاب اسلامى: سخنان خاتمى در سرمقاله نقد شده‏اند.


در اين شماره

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر