انقلاب اسلامى: بدينسان، قدرت سلطه گر، از زير سلطه
است. اين زير سلطه است كه نياز به تكيه گاه خارجى پيدا مىكند و غيرتى بيشتر از خود
او، به او و قدر قدرتى او ابراز مىكند.
منزلت ويژه، پول و اسلحه:
هيگ گزارش كردهاست كه شاهزاده فهد (وليعهد
آن روز) «هيجان بسيار» نسبت به سياست خارجى پرزيدنت ريگان بروز مىداد. هيگ نوشتهاست
فهد پذيرفته بود «على الاصل، بهاى فروش اسلحه به پاكستان و ديگر دولتهاى منطقه را بپردازد».
و نيز، رهبر عربستان وعده داده بود در كمك به اقتصاد امريكا كشور او كه ثروت نفتى عظيم
دارد، نگذارد توليد نفت كاهش بپذيرد.
انقلاب اسلامى: يكبار ديگر، اين دولت زير سلطه است
كه نياز بيشتر به قدرت مسلط دارد و بيشتر از آنچه سلطه گر مىخواهد، در اختيارش مىگذارد.
بدينسان، نه تنها اطلاعى كه بنىصدر، خواه در مقام رياست جمهورى و چه بعد از كودتا،
به استمرار باز مىگفت، واقعيت داشتهاست: جنگ به تشويق امريكا + گرايش ملاتاريا به
استبداد و خيانت و جنايت و فساد را روش كردن، رژيمهاى نفتى را از آمريت انقلاب ايران
بدر برد و آنها، «براى كمك به اقتصاد امريكا» توليد نفت را بالا بردند و ضد ضربه نفتى
يا سقوط قيمت نفت را ممكن ساختند.
گزارش دو صفحهاى آلكساندر هيگ، نخستين وزير
خارجه ريگان درسى مىآموزد كه بسيار كتابها چون اين گزارش نمىتوانند آموخت. اگر ايران
اين درس را بياموزند و نگذارند استبداد بر آنها حاكم شود و قدرت خارجى را محور سياست
داخلى و خارجى كشور بگرداند.
هيگ ادامه دادهاست: «اين مجراها كه در همآهنگ
كردن سياستهاى عربستان و مصر بسا سخت مفيد مىشود. هر دو مرد (سادات و فهد) «منزلت
ويژهاى» را كه شما (ريگان) براى آنها قدئل شدهايد، قدر مىشناسند و هردو محرمانه
بودن را ارج مىنهند. من قصد دارم، باتفاق كاپ واينبرگر، (وزير دفاع)، و بيل كيسى
(رئيس سيا) كار را پى بگيرم... پيام بزرگتر اين مبادله آراء و توافقها اينست كه سياستهاى
شما صحيح هستند و حمايت گرم رهبران خارجى مهم را بر انگيختهاست».
در سالهاى بعد از آن، حكومت ريگان از «منزلت
ويژه»اى كه براى دولتهاى سه كشور (اسرائيل و مصر و عربستان) قائل شده بود، در گريختن
از قيدهاى كه قانون اساسى براى قوه مجريه و مقامهائى مقرر كردهاست كه مىتوانستند
جنگ براه اندازند، استفاده مىكرد. محرمانه، حكومت ريگان، با جنگ ايران و عراق، بازى
مىكرد. گاه اين و گاه آن را حمايت مىكرد: كمك به ايرانيها با دادن موشكها و قطعات
يدكى و حمايت از عراقيها با دادن اطلاعات و فروشهاى غير مستقيم اسلحه.
وقتى در 18 ژوئيه 1981، شورويها هواپيماى آرژانتينى
را ساقط كردند كه از اسرائيل به ايران تجهيزات نظامى مىبرد، وزارت خارجه امريكا آن
را ديد و رازدارى را ارج نهاد. در آن تاريخ، وزارتخارجه منكر اطلاع از فروش اسلحه توسط
اسرائيل به ايران شد. اما ديرتر، در مصاحبهاى نيكلاوليوتس Nicholas Veliotes، معاون
وزارتخارجه، گفت: «بعد از گفتگوها با صاحبان مقامهاى بالا، براى من روشن بود كه در
حقيقت، ما موافقت كرده بوديم كه اسرائيل برخى از تجهيزات ساخت امريكا را به ايران بفروشد».
بنا بر قول هوارد تيچر Teicher، عضو سوگند
خورده شوراى امنيت ملى، حكومت ريگان فهرست محرمانهاى از قطعات يدكى اسلحه روسى و نيز
اسلحه را به حكومت سادات داد تا كه آن حكومت اين قطعات را در اختيار امريكا بگذارد.
حكومت ريگان برخى از اين اسلحه و قطعات يدكى را به عراق داد و نيز بمبهاى ويرانگرى
را به عراق فروخت كه نيروى هوائى صدام بر سر قواى ايران فرو مىريخت.
در 1984 كه كنگره از دادن اجازه به سيا براى
ادامه كمك رسانى به كنتراهاى شورشى نيكاراگوا، خوددارى كرد، پرزيدنت ريگان بارديگر
«منزلت ويژه» را وسيله كار كرد. او از سعوديها خواست براى تأمين هزينههاى جنگى، به
كنتراهاى نيكاراگوا، پول بدهد. در پى معامله بر سر گروگانهاى (امريكائى در لبنان)،
اجازه فروش محرمانه اسلحه به ايران را داد. منافع حاصل از اين فروش، از طريق عمليات
اطلاعاتى بيرون از مهار كنگره، در اختيار كنتراها قرار مىگرفت. اين كار محاسبه شده
را، مثل كارهاى ديگر، ديوارهائى از «انكار پذيرى» و دروغها مىپوشاند.
در افتضاح ايران كنترا، برخى از اين دروغها
بر ملاء شدند. اما حكومت ريگان ديوارهاى سنگى جديدى از دروغ ساخت كه هيچگاه شكافته
نشدند. جمهوريخواهها با غرور از «سرىها» نبايد فاش شوند، مانع از دسترسى به اسناد
محرمانه شدند و دموكراتها رگ ايستادگى و مبارزه براى آنكه حقيقت از پرده بيرون افتد
را نيافتند.
ماكياول را بخوانيد!:
چند سال پيش، وقتى من با هيگ مصاحبه كردم،
از او پرسيدم: آيا او از اينكه دروغ و فريب روش كار بازيگران صحنه سياست بين المللى
شده بود، آشفته خاطر نبود؟ او در حالى كه دستش را تكان مىداد، پاسخ داد: «اوه، اوه
اوه، اوه، نه. بخاطر اينگونه چيزها؟ نه. بيا. مسيح! خدا! مىدانيد شما بهتر است برويد
ماكياول و يا كس ديگرى چون او را بخوانيد. زيرا من فكر مىكنم شما در دنياى رويائى
زندگى مىكنيد». اشخاص كارهائى را مىكنند كه منافع ملى آنها به آنها تكليف مىكند
انجام دهند. و اگر اين تكليف ايجاب كرد به ملتى دروغ بگوئى كه دوست است، از خلال دندان
دروغ مىگويند».
اما بعضى اوقات، بازى پى آمدهاى غير منتظره
مىيابد. در 1990، يك دهه بعد از هجوم عراق به ايران، صدام حسينى دلخور و خشمگين از
شيخهائى كه او را به جنگ با ايران برانگيخته بودند، انتظار جبران داشت. صدام بخصوص
نسبت به شيخ كويت خشمگين بود. مايه خشم هم ندادن اعتبار بيشتر و هم انجام عمليات حفارى
نفت در زمينهاى نفتى عراق، بودند. يكبار ديگر، صدام چشم به علامتى دوخت كه امريكا مىبايد
مىداد. حالا، بوش رئيس جمهورى بود.
وقتى صدام روياروئى كه با كويت پيدا كردهاست
را براى سفير امريكا در عراق، آپريل گلاسپى April Glaspie، توضيح داد، پاسخى مبهم شنيد.
واكنشى را شنيد كه «چراغ سبز» ديگرى از سوى امريكا تلقى كرد. 8 روز بعد، قواى خود را
به تصرف كويت گمارد. تصرفى كه براى پايان دادن به آن، امريكا مىبايد قشونى 500 هزار
نفرى را روانه جنگ مىكرد و هزاران تن مىبايد كشته مىشدند.
انقلاب اسلامى: بدين قرار، 1 - جنگ نعمت بودهاست
براى حكومتهاى امريكا و انگليس و اسرائيل و مصر و عربستان و شيوخ نفتى. و 2 - هدفهائى
كه اين حكومتها از رهگذر طولانى كردن جنگ تعقيب مىكردهاند، همانها هستند كه در هشدار
22 خرداد 1360 و در خيانت به اميد، شمارش شدهاند و 3 - مجارى محرمانه و سازشهاى پنهانى
كه افتضاحهاى اكتبر سورپرايز و ايران گيت را ببار آوردند، حافظ «منافع» حاكمان و موجد
«زيانهاى» مردم كشورهائى است كه حكومتهاشان از اينگونه مجارى، سازشهاى پنهانى مىكنند.
از اين رو، از مجارى علنى ممكن نيست سياستى را در پيش گرفت موافق روشى كه ماكياول مىآموزد.
و 4 - سندى كه پارى آن را انتشار دادهاست، همان واقعيت را باز مىگويد كه سندهاى ديگر
مىگفتند: جنگ پى آمد مستقيم گروگانگيرى بود. آنها كه وسيله گروگانگيرى شدند و امروز،
بجاى اعتراف به خطا و پوزش، بهاى آن را قابل قبول تبليغ مىكنند، مىبايد بدانند كه
فرصت پوزش را از دست مىدهند و بار مسئوليتى چنين سنگين را بردوش نگاه مىدارند. و
5 - در خور يادآورى است كه بنا بر اعتراف شخص آلكساندر هيگ، از همين نوع مجارى محرمانه،
با خامنهاى و هاشمى رفسنجانى داشته است. واسطه با هاشمى رفسنجانى محسن رفيق دوست و
واسطه با خامنهاى، برادر او، هادى خامنهاى بودهاند. و...
و سندى كه پارى انتشار دادهاست، به روشنى
تمام، امر مهمترى را بر خواننده آشكار مىكند: در رابطه سلطه گر - زير سلطه، زير سلطه
نقش بازيچه را پيدا مىكنند. اين نقش را روابط قدرت به آنها مىدهد و آنها، داوطلبانه
و مشتاقانه، اين نقش را برعهده مىگيرند.