١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥۷۷ از ٢۰ شهريور تا ٤ مهر
سايت ابوالحسن بنى صدر
انقلاب اسلامى: بدينسان، قدرت سلطه گر، از زير سلطه است. اين زير سلطه است كه نياز به تكيه گاه خارجى پيدا مى‏كند و غيرتى بيشتر از خود او، به او و قدر قدرتى او ابراز مى‏كند.

منزلت ويژه، پول و اسلحه:

 

     هيگ گزارش كرده‏است كه شاهزاده فهد (وليعهد آن روز) «هيجان بسيار» نسبت به سياست خارجى پرزيدنت ريگان بروز مى‏داد. هيگ نوشته‏است فهد پذيرفته بود «على الاصل، بهاى فروش اسلحه به پاكستان و ديگر دولتهاى منطقه را بپردازد». و نيز، رهبر عربستان وعده داده بود در كمك به اقتصاد امريكا كشور او كه ثروت نفتى عظيم دارد، نگذارد توليد نفت كاهش بپذيرد.

 انقلاب اسلامى: يكبار ديگر، اين دولت زير سلطه است كه نياز بيشتر به قدرت مسلط دارد و بيشتر از آنچه سلطه گر مى‏خواهد، در اختيارش مى‏گذارد. بدينسان، نه تنها اطلاعى كه بنى‏صدر، خواه در مقام رياست جمهورى و چه بعد از كودتا، به استمرار باز مى‏گفت، واقعيت داشته‏است: جنگ به تشويق امريكا + گرايش ملاتاريا به استبداد و خيانت و جنايت و فساد را روش كردن، رژيمهاى نفتى را از آمريت انقلاب ايران بدر برد و آنها، «براى كمك به اقتصاد امريكا» توليد نفت را بالا بردند و ضد ضربه نفتى يا سقوط قيمت نفت را ممكن ساختند.

     گزارش دو صفحه‏اى آلكساندر هيگ، نخستين وزير خارجه ريگان درسى مى‏آموزد كه بسيار كتابها چون اين گزارش نمى‏توانند آموخت. اگر ايران اين درس را بياموزند و نگذارند استبداد بر آنها حاكم شود و قدرت خارجى را محور سياست داخلى و خارجى كشور بگرداند.

       هيگ ادامه داده‏است: «اين مجراها كه در همآهنگ كردن سياستهاى عربستان و مصر بسا سخت مفيد مى‏شود. هر دو مرد (سادات و فهد) «منزلت ويژه‏اى» را كه شما (ريگان) براى آنها قدئل شده‏ايد، قدر مى‏شناسند و هردو محرمانه بودن را ارج مى‏نهند. من قصد دارم، باتفاق كاپ واينبرگر، (وزير دفاع)، و بيل كيسى (رئيس سيا) كار را پى بگيرم... پيام بزرگ‏تر اين مبادله آراء و توافقها اينست كه سياستهاى شما صحيح هستند و حمايت گرم رهبران خارجى مهم را بر انگيخته‏است».

      در سالهاى بعد از آن، حكومت ريگان از «منزلت ويژه»اى كه براى دولتهاى سه كشور (اسرائيل و مصر و عربستان) قائل شده بود، در گريختن از قيدهاى كه قانون اساسى براى قوه مجريه و مقامهائى مقرر كرده‏است كه مى‏توانستند جنگ براه اندازند، استفاده مى‏كرد. محرمانه، حكومت ريگان، با جنگ ايران و عراق، بازى مى‏كرد. گاه اين و گاه آن را حمايت مى‏كرد: كمك به ايرانيها با دادن موشكها و قطعات يدكى و حمايت از عراقيها با دادن اطلاعات و فروشهاى غير مستقيم اسلحه.

     وقتى در 18 ژوئيه 1981، شورويها هواپيماى آرژانتينى را ساقط كردند كه از اسرائيل به ايران تجهيزات نظامى مى‏برد، وزارت خارجه امريكا آن را ديد و رازدارى را ارج نهاد. در آن تاريخ، وزارتخارجه منكر اطلاع از فروش اسلحه توسط اسرائيل به ايران شد. اما ديرتر، در مصاحبه‏اى نيكلاوليوتس Nicholas Veliotes، معاون وزارتخارجه، گفت: «بعد از گفتگوها با صاحبان مقامهاى بالا، براى من روشن بود كه در حقيقت، ما موافقت كرده بوديم كه اسرائيل برخى از تجهيزات ساخت امريكا را به ايران بفروشد».

       بنا بر قول هوارد تيچر Teicher، عضو سوگند خورده شوراى امنيت ملى، حكومت ريگان فهرست محرمانه‏اى از قطعات يدكى اسلحه روسى و نيز اسلحه را به حكومت سادات داد تا كه آن حكومت اين قطعات را در اختيار امريكا بگذارد. حكومت ريگان برخى از اين اسلحه و قطعات يدكى را به عراق داد و نيز بمبهاى ويرانگرى را به عراق فروخت كه نيروى هوائى صدام بر سر قواى ايران فرو مى‏ريخت.

      در 1984 كه كنگره از دادن اجازه به سيا براى ادامه كمك رسانى به كنتراهاى شورشى نيكاراگوا، خوددارى كرد، پرزيدنت ريگان بارديگر «منزلت ويژه» را وسيله كار كرد. او از سعوديها خواست براى تأمين هزينه‏هاى جنگى، به كنتراهاى نيكاراگوا، پول بدهد. در پى معامله بر سر گروگانهاى (امريكائى در لبنان)، اجازه فروش محرمانه اسلحه به ايران را داد. منافع حاصل از اين فروش، از طريق عمليات اطلاعاتى بيرون از مهار كنگره، در اختيار كنتراها قرار مى‏گرفت. اين كار محاسبه شده را، مثل كارهاى ديگر، ديوارهائى از «انكار پذيرى» و دروغها مى‏پوشاند.

       در افتضاح ايران كنترا، برخى از اين دروغها بر ملاء شدند. اما حكومت ريگان ديوارهاى سنگى جديدى از دروغ ساخت كه هيچگاه شكافته نشدند. جمهوريخواهها با غرور از «سرى‏ها» نبايد فاش شوند، مانع از دسترسى به اسناد محرمانه شدند و دموكراتها رگ ايستادگى و مبارزه براى آنكه حقيقت از پرده بيرون افتد را نيافتند.

   

 ماكياول را بخوانيد!:

      چند سال پيش، وقتى من با هيگ مصاحبه كردم، از او پرسيدم: آيا او از اينكه دروغ و فريب روش كار بازيگران صحنه سياست بين المللى شده بود، آشفته خاطر نبود؟ او در حالى كه دستش را تكان مى‏داد، پاسخ داد: «اوه، اوه اوه، اوه، نه. بخاطر اينگونه چيزها؟ نه. بيا. مسيح! خدا! مى‏دانيد شما بهتر است برويد ماكياول و يا كس ديگرى چون او را بخوانيد. زيرا من فكر مى‏كنم شما در دنياى رويائى زندگى مى‏كنيد». اشخاص كارهائى را مى‏كنند كه منافع ملى آنها به آنها تكليف مى‏كند انجام دهند. و اگر اين تكليف ايجاب كرد به ملتى دروغ بگوئى كه دوست است، از خلال دندان دروغ مى‏گويند».

     اما بعضى اوقات، بازى پى آمدهاى غير منتظره مى‏يابد. در 1990، يك دهه بعد از هجوم عراق به ايران، صدام حسينى دلخور و خشمگين از شيخهائى كه او را به جنگ با ايران برانگيخته بودند، انتظار جبران داشت. صدام بخصوص نسبت به شيخ كويت خشمگين بود. مايه خشم هم ندادن اعتبار بيشتر و هم انجام عمليات حفارى نفت در زمينهاى نفتى عراق، بودند. يكبار ديگر، صدام چشم به علامتى دوخت كه امريكا مى‏بايد مى‏داد. حالا، بوش رئيس جمهورى بود.

      وقتى صدام روياروئى كه با كويت پيدا كرده‏است را براى سفير امريكا در عراق، آپريل گلاسپى April Glaspie، توضيح داد، پاسخى مبهم شنيد. واكنشى را شنيد كه «چراغ سبز» ديگرى از سوى امريكا تلقى كرد. 8 روز بعد، قواى خود را به تصرف كويت گمارد. تصرفى كه براى پايان دادن به آن، امريكا مى‏بايد قشونى 500 هزار نفرى را روانه جنگ مى‏كرد و هزاران تن مى‏بايد كشته مى‏شدند.

 انقلاب اسلامى: بدين قرار، 1 - جنگ نعمت بوده‏است براى حكومتهاى امريكا و انگليس و اسرائيل و مصر و عربستان و شيوخ نفتى. و 2 - هدفهائى كه اين حكومتها از رهگذر طولانى كردن جنگ تعقيب مى‏كرده‏اند، همانها هستند كه در هشدار 22 خرداد 1360 و در خيانت به اميد، شمارش شده‏اند و 3 - مجارى محرمانه و سازشهاى پنهانى كه افتضاحهاى اكتبر سورپرايز و ايران گيت را ببار آوردند، حافظ «منافع» حاكمان و موجد «زيانهاى» مردم كشورهائى است كه حكومتهاشان از اينگونه مجارى، سازشهاى پنهانى مى‏كنند. از اين رو، از مجارى علنى ممكن نيست سياستى را در پيش گرفت موافق روشى كه ماكياول مى‏آموزد. و 4 - سندى كه پارى آن را انتشار داده‏است، همان واقعيت را باز مى‏گويد كه سندهاى ديگر مى‏گفتند: جنگ پى آمد مستقيم گروگانگيرى بود. آنها كه وسيله گروگانگيرى شدند و امروز، بجاى اعتراف به خطا و پوزش، بهاى آن را قابل قبول تبليغ مى‏كنند، مى‏بايد بدانند كه فرصت پوزش را از دست مى‏دهند و بار مسئوليتى چنين سنگين را بردوش نگاه مى‏دارند. و 5 - در خور يادآورى است كه بنا بر اعتراف شخص آلكساندر هيگ، از همين نوع مجارى محرمانه، با خامنه‏اى و هاشمى رفسنجانى داشته است. واسطه با هاشمى رفسنجانى محسن رفيق دوست و واسطه با خامنه‏اى، برادر او، هادى خامنه‏اى بوده‏اند. و...

      و سندى كه پارى انتشار داده‏است، به روشنى تمام، امر مهم‏ترى را بر خواننده آشكار مى‏كند: در رابطه سلطه گر - زير سلطه، زير سلطه نقش بازيچه را پيدا مى‏كنند. اين نقش را روابط قدرت به آنها مى‏دهد و آنها، داوطلبانه و مشتاقانه، اين نقش را برعهده مى‏گيرند.


در اين شماره

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر