نامه پرستو فروهر - تجاوزها به حقوق انسان:
انقلاب اسلامى: در قسمت اول، نامه پرستو فروهر و در قسمت دوم تجاوزها به حقوق انسان را مىخوانيد:
نامه پرستو فروهر خطاب به شخصيتهاى سياسى و مدافعان حقوق بشر در پنجمين سالگرد "قتلهاى زنجيرهاى":
اين نامه را، پيش از سفرم در ماه نوامبر امسال به ايران مى نويسم، تا شما را نسبت به روند پى گيرى جنايات سياسى پائيز سال 1998 آگاه سازم. پدر و مادر من، داريوش و پروانه فروهر، هر دو از مخالفان سياسى برجسته، نخستين قربانيان اين سلسله جنايات بودند. آنها در خانه خودشان در تهران مورد حمله قرار گرفتند و به طرز فجيعى به قتل رسيدند. در هفته هاى پس از آن، پيكرهاى بى جان سه روشنفكر مخالف ديگر، مجيد شريف، محمد مختارى و محمد جعفر پوينده پيدا شد.
كشته شدگان پائيز 1998 نخستين قربانيان چنين خشونت هائى نبودند. روشنفكرانى كه فعالانه براى آزادى عقيده تلاش مىكردند، از سال ها پيش، هم در ايران و هم در خارج از كشور به قتل رسيدند. نمونه اى تكرار شونده از خشونت آميخته به توحش كه بر زندگى اپوزيسيون ايرانى سايه اى از هراس افكند.
اندكى پس از جنايات پائيز 1998، در نتيجه فشار شديد افكار عمومى در داخل و خارج، به دخالت وزارت اطلاعات جمهورى اسلامى ايران رسما اعتراف شد. در نتيجه آن، اميد به افشاى سوءاستفاده سيستماتيك از قدرت كشورى عليه دگرانديشان در ايران افزايش يافت. اما اين اميد را، سياست پرده پوشى دستگاه قضائى ايران نابود كرد. كسانى كه براى روشن ساختن موضوع تلاش مىكردند، تحت فشار قرار گرفتند و بازداشت شدند. قول هاى اصلاح طلبان در زمينه روشن ساختن موضوع نيز، همواره بيشتر به حرف تو خالى تبديل شد.
سفر من به مناسبت پنجمين سالگرد قتل پدر و مادرم صورت مىگيرد. در مراسم يادبودى كه هر ساله براى قربانيان جنايات سياسى برگزار مىشود، تاكنون همواره هزاران نفر شركت كردهاند. آن ها، به رغم حضور گسترده و خشونت آميز نيروهاى امنيتى و حملات گروه هاى ضربت تجهيز شده، همچنان به اعتراضات خود عليه برخورد خشونت آميز با دگرانديشان و مانورهاى پرده پوشانه قوه قضائيه در زمينه پرونده قتل هاى زنجيرهاى ادامه دادهاند. آخرين مراسم يادبود پدر و مادر من در تهران (22 نوامبر سال 2002)، به يك شورش تبديل شد و فرياد دموكراسى و عدالت خواهى طى آن طنينى بلندتر يافت.
حمله گروه هاى ضربت به اين تجمع، هدفمند و شديدتر از هميشه بود. نيروهاى انتظامى، به جاى حفاظت از تجمع كنندگان در برابر خشونت، به پشتيبانى از مهاجمان پرداختند. بسيارى از شركت كنندگان در تظاهرات دستگير شدند. همچنين در ساير شهرهاى ايران در اين روزها تظاهرات اعتراضى برپا شد. (هفته نامه اشپيگل، شماره اول سال 2003 صفحات 106 تا 110).
تداوم اعتراضاتى كه تنها به مراسم يادبود و مجالس ترحيم خلاصه نمىشوند، نشان مىدهد كه افشاى جنايات سياسى به يكى از هدف هاى اصلى روند دموكراتيزه كردن ايران تبديل شدهاست.
من، در سخنانى كه در اجتماع روز 22 نوامبر 2002، در تهران، ايراد كردم، به نمايندگى از سوى همه بازماندگان قربانيان جنايات سياسى پائيز 1998 اعلام داشتم كه ما از كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد خواستار پىگيرى پرونده اين جنايات هستيم. اعلام كردم كه ما پس از چهار سال تلاش جدى به اين نتيجه رسيدهايم كه دستگاه قضائى جمهورى اسلامى ايران حاضر نيست به مسئوليت خود در زمينه پى گيرى پرونده عمل كند. من، همچنين از همه كسانى كه با ما هم عقيده هستند خواهش كردم نظرشان را از طريق امضاى يكى از بيانيه هاى ما اعلام كنند. گروه كثيرى از ايرانيان، اين بيانيه را امضاء كردند. سه وزير پيشين، تعداد زيادى از اعضاى نخستين هيئت دولت پس از انقلاب، روزنامه نگاران، استادان دانشگاهها، اعضاى گروه هاى اپوزيسيون سياسى داخلى، كانون نويسندگان ايران و شمارى از قضات، در شمار پشتيبانان داخلى ما هستند.
خانم شيرين عبادى، برنده جايزه صلح نوبل، نه تنها اين بيانيه را امضاء كرده بلكه به صورت فعال از آن پشتيبانى مىكند. او، به عنوان وكيل خانواده من، پس از سال ها تلاش بى حاصل، به بى عملى دستگاه قضائى جمهورى اسلامى در توضيح اين پرونده معتقد شدهاست. فراخوان ما از كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد، در خارج هم از سوى ايرانيان تبعيدى آشكارا مورد پشتيبانى قرار گرفت.
ما، نوامبر سال 2002، در نامه اى به مسئولان پى گيرى نقض حقوق بشر در سازمان ملل متحد، از آن ها خواستيم كه با جنايات برخورد كنند. ما اسناد بسيارى ارائه داديم كه برخورد غير قانونى دستگاه قضائى را ثابت مى كرد. در نامه هاى بعدى، سعى كرديم مسئله را به صورت پى گيرانه تر مطرح كنيم. كميسارياى عالى حقوق بشر در پاسخ 30 ژوئن خود به ما آگاهى داد كه مسئله به يك گروه كار ارجاع شدهاست. اين گروه كار، اكنون مكاتباتى را آغاز كرده و منتظر پاسخ مسئولان ايرانى است. اميدواريم تلاش هاى اين كميسيون با همان استراتژى پنهانى متوقف نشود كه ما در پى گيرى هاى خودمان تجربه كرده ايم.
ضمنا، وضعيت وكيل ما آقاى دكتر ناصر زرافشان هم كه در نتيجه پافشارى هايش براى روشن شدن پرونده قتل هاى زنجيرهاى به پنج سال حبس و پنجاه ضربه شلاق محكوم و در جولاى 2002 زندانى شدهاست، به رغم اعتراض جهانى نسبت به بازداشت وى، تغييرى نكردهاست. وكيل ديگر خانواده ما آقاى سيف الله گلكار، در سپتامبر سال 2002 شكايتى را عليه آقاى درى نجف آبادى، كه در زمان وقوع قتل ها وزير اطلاعات بودهاست، تسليم دادستانى ايران كرد. با اين كه كارمندان متهم به قتل وزارت اطلاعات اعتراف كردهاند كه دستور قتل ها را از وزير دريافت مىكردهاند، اين موضوع به درستى پى گيرى نشده است. آقاى گلكار، از آنجا كه واكنشى نسبت به شكايت خود نديده، تاكنون طى نامه هاى متعدد به اين بى توجهى اعتراض كردهاست، اما اين عتراض ها تاكنون هيچ نتيجه اى نداشتهاند.
پس از تظاهرات بزرگ چهارمين سالگرد قتل پدر و مادر من، فشار بر همه كسانى كه به صورت فعال در برپائى اين مراسم شركت داشتند، افزايش يافت. همواره گزارش هاى تازهاى درباره روش هاى ايجاد وحشت، احضار و بازجوئى از افراد، حمله در خيابان و تهديد به من مىرسد. همواره تعداد بيشترى از فعالان جوان بازداشت مىشوند.
خانه پدرى من كه به محل ديدار دگرانديشان تبديل شدهاست، همواره به شدت تحت مراقبت قرار دارد. ماه ها، بازديدكنندگان از اين خانه مورد آزار و اذيت قرار مىگرفتند. در اين ميان، تعداد كسانى كه حاضر به پذيرش اين خطر مىشوند، به شدت كاهش يافته است. مسئولان امنيتى، خاله مرا كه در ايران زندگى مىكند احضار كرده و او را تهديد كردهاند كه خانه پدرى ام را مصادره خواهند كرد!
در چنين شرايطى، سازماندهى مراسم يادبود قربانيان، امسال دشوار خواهد بود. اما چنين مراسم يادبودى، نقشى سمبوليك دارند و همواره اميد و روياى كسانى را به هم مىپيوندند كه براى تغييرات مىكوشند. اشتياق ملت براى مردمسالارى و حكومت قانون در ايران به مرحله اى رسيدهاست كه ديگر نمىتوان آن را ناديده گرفت. نيروهائى كه بر سر راه اين روند قرار گرفتهاند، همواره به روش هاى خشونت آميزترى متوسل مىشوند تا آمادگى قيام رو به رشد يابنده مردم را تحت كنترل قرار دهند. فشار جهانى براى رعايت حقوق بشر به سختى مورد نياز است. اما اين فشارها تنها در صورتى بر شانس كشور براى مردم سالارى خواهند افزود كه روى نقاط كليدى نظير روشنگرى كشتار مخالفان متمركز شوند.
به اميد پشتيبانى شما و با سلام هاى دوستانه
پرستو فروهر