مهندس سحابى نظرگاهها را در باره شركت در "انتخابات" را نقد مىكند:
انقلاب اسلامى: از آنجا كه مهندس سحابى هم نظر خود را گفتهاست و هم نظرهاى موافق شركت در انتخابات را نقد كردهاست، مصاحبه هفتم آبان 1382 او را مىآوريم:
مهندس سحابى در گفت و گوى اختصاصى با پايگاه خبرى پارتيانا گفتهاست: جريان هاى اصلاح طلب و تحول خواه نبايد در انتخابات آينده شركت كنند.
سحابى افزود: البته اين ديدگاه شخصى من است ولى امكان دارد گروه ها و شخصيت ها و احزاب ديگر در اين انتخابات شركت كنند اما من شركت نمىكنم زيرا شوراى نگهبان با قدرت نظارت استصوابى، نامزدها را قلع و قمع مىكند و اگر ببيند فردى داراى اندكى سابقه اصلاح طلبى و يا تعديل در نظام سياسى بوده است، صلاحيت او را رد خواهد كرد. البته ممكن است افرادى هم از فيلتر ها بگذرند و صلاحيت چهره هاى ناشناس و اصلاح طلبى هم تاييد شود.
مهندس سحابى اضافه كرد: اساس هر انتخابات بر شركت مردم در آن است اما بنده ترديد ندارم كه مردم در انتخابات آتى شركت نخواهند كرد. اگر در اين انتخابات تعدادى از نامزدهاى اصلاح طلب، براى خالى نبودن عريضه و مانور تبليغاتى مبنى بر آزاد بودن انتخابات تاييد صلاحيت شوند، باز هم مردم به آنها راى نخواهند داد. و براى نخستين بار جناح راست به طور قانونى برنده انتخابات خواهد شد. زيرا در انتخابات آينده چون اكثريت مردم شركت نمىكنند، با شركت 10 تا 15 درصد مردم، محافظه كاران برنده انتخابات خواهند بود و خواهند گفت: "شما چه مىگوئيد. ما در يك انتخابات قانونى برنده شده ايم و منتخب مردم هستيم."
مهندس سحابى با اشاره به انتخابات شوراى شهر، در اسفند ماه گذشته گفت: نماينده اول شوراى شهر تهران يعنى آقاى چمران آراء 4/5 درصد كل واجدين شرايط در انتخابات شوراها را در تهران به دست آورد. يعنى نماينده اول تهران در شوراى شهر، حداكثر نماينده 5 درصد مردم تهران است. و اگر به طور متوسط در نظر بگيريم، نمايندگان شوراى شهر تهران، نماينده 5/1 تا 2 درصد مردم تهران هستند اما در عين حال قانونى اند. به هر حال جناح راست در سال آينده حاكم شده و سلاح قانونى بودن را نيز در دست خواهد داشت.
سحابى در پاسخ به اين تحليل كه براى در دست داشتن تريبون و تاثيرگذارى در درون حاكميت بايد در انتخابات شركت كرد گفت: در مجلس ششم كه دو سوم نمايندگان اصلاح طلب بودند، كدام قانون را توانستند به تصويب برسانند؟ اصلاح قانون مطبوعات، اصلاح قانون انتخابات، پيوستن به كنوانسيون منع شكنجه. آنها حتى دو لايحه رئيس جمهورى را نيز نتوانستند تصويب كنند. البته نمايندگان تصويب كردند اما در فيلتر شوراى نگهبان گير كرد و مجمع تشخيص هم كه از خودشان است.
وى افزود: حال فرض كنيم اگر 50 يا 60 نفر نماينده اصلاح طلب هم در مجلس هفتم حضور داشته باشند، چه كارى مىتوانند بكنند؟ درواقع اين اقليت بودن و آن تريبون داشتن هيچكدام ارزشى ندارد.
سحابى، با اشاره به سخنان آقاى خاتمى كه از گروه هاى دوم خرداد خواست تا در انتخابات شركت كنند، با خنده خاصى گفت: من نمىدانم آقاى خاتمى چه استدلالى دارد. ايشان مىداند كه اگر جبهه دوم خرداد در انتخابات شركت كند، از يك طرف، فيلتر شوراى نگهبان عمل مىكند و از سوى ديگر مردم هم در انتخابات شركت نمىكنند. لذا شركت گروه هاى دوم خردادى در اين انتخابات تنها به جريان محافظه كار و انتخابات مشروعيت خواهد داد.
وى در مورد حضور مصرانه مجمع روحانيون مبارز در انتخابات مجلس هفتم گفت: مجمع روحانيون بر اين باور است كه در ميان دو گزينه قرار دارد. يكى اين كه آمريكايى ها حاكم شوند و دوم اين كه براى مبارزه با آمريكا پشت سر رهبرى جمع شويم. حالا چون يكى از گزينه ها داخلى است لذا بايد پشت سر رهبرى جمع شويم. زيرا اگر چنين كارى كنيم، مىتوانيم در حاكميت جايگاه ويژه اى به دست آورده و خدماتى داشته باشيم.
سحابى، با تخيلى دانستن تحليل مجمع روحانيون گفت: مىخواهم بگويم شما در اين دوره كه اكثريت داشتيد چه كار توانستيد بكنيد؟ آنها به مصوبات، قوانين و نطق هاى قبل از دستور و حتى پيگيرى هاى قانونى مجلس اهميتى ندادند، كميسيون اصل 90 دوبار دادستان را در مورد پرونده زهرا كاظمى به كميسيون احضار كرد اما او نيامد و به ريش مجلس خنديد!
وى خطاب به مجمع روحانيون مبارز اضافه كرد: زمانى كه مجلس و دولت را در دست داشتيد به شما اعتنايى نكردند، حالا انتظار داريد در يك شرايط اقليتى به شما اعتنا كنند؟ من بعيد مىدانم. به هر حال من موضع خودم را گفتم، ديگران هر كارى مىخواهند بكنند.
وى گفت: دوم خرداد شكست خورده است و ما هر قدر درون اين شكست دست و پا بزنيم و هر چه هم به دست بياوريم، خيالى خواهد بود و دستاوردى پايدار، محكم و ريشه دار نخواهد بود. لذا بايد فكر ديگرى براى آينده كرد.
مهندس سحابى در پايان اضافه كرد: سنت تاريخ بخصوص در دو قرن اخير، به ما نشان مىدهد كه نهضت ها و جنبش ها خواه اصلاح طلبانه و خواه انقلابى، تا زمانى كه به يك بازنگرى و نقد درونى خود اقدام نكرده اند، موفق به جهشى در جهت پيشبرد اهدافشان نشدهاند. تاريخ نشان مىدهد كه اگر جنبش ها در ده ها و يا صدها سال به نقد و اعتراض نسبت به مخالفين و دشمنان خود بپردازند و از تعديات آنها ناله سر دهند، نه به توفيقى در جهت تغيير طرف مقابل خود دست مىيابند و نه به تغيير و تحول و جهشى در خود دست خواهند يافت. بنابراين به نظر بنده در شش ماه آينده اگر حوادث خارج از كشور فرصت دهد، اكنون زمان دقيق ارزيابى انتقادى جنبش اصلاحات فرارسيده است.