انقلاب اسلامى: با توجه به اطلاعات اين فصل، مراجعه به تاريخ معامله پنهانى ملاتاريا با ريگان و بوش (پدر)، در هشيارى ايران مىتواند بسى مفيد باشد:
"نخست وزير روسيه و اكتبر سورپرايز" از روبرت پارى:
انقلاب اسلامى: تاريخ نوشته پارى كه موضوع آن، گزارش استپاشين است، 15 مه 1999 است.
در مه 1999، زندگينامه سرگى و. استپاشين، Sergei V. Stepashin، جزء به جزء، در مطبوعات دنيا، انتشار پيدا كرد. با وجود اين، گزارشگران مهمترين فصل آن را از قلم انداختند.
در روزهاى آخر رياست جمهورى جورج بوش، در 1993، استپاشين، محرمانه، به كنگره امريكا گزارش كرد رئيس جمهورى كه دوران رياستش در حال پايان است، باتفاق ايران، توطئهاى خيانتآميز را به انجام رساندهاست.
استفاشين به كميته مخصوص مأمور رسيدگى به ماجراى اكتبر سورپرايز، اطلاع داد كه اطلاع دواير اطلاعاتى روسيه حاكى از آنست كه، بوش و رئيس جمهورى سابق، ريگان، و رؤساى سابق سيا، ويليام كيسى و روبرت گيت، در يك رشته تماسهاى پنهانى با ايران، در طول مبارزات انتخاباتى سال 1980 بودهاند.
اتهامهائى كه جمهوريخواهان، از دير باز، به آنها متهمند، "اكتبر سورپرايز" خوانده مىشوند و به اين عنوان مشهورند. بنا بر قولهاى مقامات رسمى مختلف ايران و مقامات اطلاعاتى كشورهاى ديگر، فرستادههاى جمهوريخواهها معاملهاى پنهانى را، در باب به تأخير انداختن آزادى گروگانها، تا بعد از انتخابات رياست جمهورى نوامبر 1980، بعمل آوردهاند. هواپيماى حامل گروگانها، در 20 ژانويه، دقايقى بعد از اداى سوگند ريگان، به پرواز درآمد.
ضد اطلاعات؟
در 1992، استپاشين، به تقاضاى لى هاميلتون، Lee Hamilton، رئيس كمتيه رسيدگى به ماجراى اكتبر سورپرايز، پرونده ك.گ.ب در باره اين سازش پنهانى را در اختيار كميته گذاشت. هاميلون تقاضا نامه خود را در 21 اكتبر 1992 فرستاد. با اما و اگر ،زيرا جمهوريخواهها و دموكراتهاى عضو كميته مظنون بودند كه نكند اتهام اكتبرسورپرايز "ضد اطلاعاتى" باشد كه منشاء آن شوروى سابق است.
در اواخر 1992، زير فشار پرزيدنت بوش و ديگر جمهوريخواهها، كميته ناگزير شد بگويد: "سند معتبرى حاكى از خرابكارى جمهوريخواهها در گفتگوهاى كارتر، در آزاد كردن گروگانها بدست نيامد".
اما در دسامبر 1992، سند جديدى در تأييد صحت اتهامها، رو شد. داويد آندلمن، David Andelman، كه زندگى نامه نويس رئيس سازمان جاسوسى و ضد جاسوسى فرانسه، آلكساندر دومارانژ، deMarenchesAlexandre،است شهادت داد كه دومارانژ بر او آشكار كرد كه ويليام كيسى، كه با رياست جمهورى ريگان، به رياست سيا رسيد، در اكتبر 1980، در پاريس، با مقامات ايران، گفتگوهائى را در باره گروگانهاى امريكا بعمل آوردهاست.
در 17 دسامبر 1992، رئيس جمهورى سابق ايران، ابوالحسن بنىصدر، گزارشى تفصيلى پيرامون سازش پنهانى اكتبر سورپرايز براى كميته فرستاد و در آن برخوردها در درون دولت ايران، بر سر سازش پنهانى با جمهوريخواهها را توضيح داد. بنىصدر توضيح داد كه نخست رضا پسنديده، برادر زاده آيةالله خمينى، در ژوئيه 1980، او را از معامله بر سر گروگانها آگاه كردهاست:
"پسنديده به من گفت: اگر شما اين پيشنهاد را نپذيريد، آنها (جمهوريخواهها) با رقباى شما (راديكالها) معامله خواهند كرد. او بعدها گفت: جمهوريخواهها نفوذى عظيم در سيا دارند. نتيجه امتناع شما از معامله به حذف شما خواهد انجاميد."
در آن نامه مفصل، بنىصدر مىنويسد در برابر تهديدها مقاومت كردم و براى آزادى بلافاصله گروگانهاى امريكائى، فشار آوردم. اما راديكالها، در مجلس، از توافق با كارتر، پيش از انتخابات رياست جمهورى امريكا، جلوگيرى كردند و رهائى گروگانها را تا 20 ژانويه 1981، به تأخير انداختند.
سومين سند از اسناد جديد كه در 21 دسامبر 1992، در اختيار كميته قرار گرفت، شهاد محرمانه افسر سيا، شارل ژ. كوگان، Charles G.Cogan بود. او متخصص خاورميانه بود و در باره بحران ايران در 1980 كار كرده بود و گفتگوئى را بخاطر مىآورد كه در اوائل 1981، در باره خرابكارى در كوششهاى كارتر براى آزاد كردن گروگانها، بعمل آمده بود.
كوگان شهادت داد او در ملاقات و گفتگو با ويليام كيسى، رئيس جديد سيا بودهاست وقتى ژوزف و. ريد، ReedJoseph V.، دستيار امور بانكى داويد راكفلر، وارد شد. كوگان گفت: او آنچه ريد در باره به شكست كشاندن كوششهاى پيش از انتخابات كارتر گفت را "بطور روشن بخاطر دارد". جز اينكه فعلى را كه بكار برد، بياد نمىآورد. ژوزف ريد گفت:
"ما اكتبر سورپرايز كارتر را، (بياد نمىآورم چه فعلى را بكار برد اما معناى جمله را بياد دارم) اكتبر سورپرايزى براى او كرديم".
تحقيق كننده كميته تحقيق كنگره كه با كوگان، در باره خاطرهاش از سخنان ريد، گفتگوئى غير رسمى كردهاست، به اين نتيجه رسيدهاست كه فعلى كه ريد بكار برده؟" ما اكتبر سورپرايز كارتر را گائ... "معنى مىدادهاست.
كوگان همچنين گفتهاست: من به تازگى در باره خاطره آن روز با ريد صحبت كردم و او تكذيب نكرد كه چنين گفته است. وقتى كميته از ريد در باره سخن آن روزش پرسيد، او كوششهاى سختى در محفوظ كردن شهادت بكار برد. حتى مأمور اف بى آى را تهديد كرد. سرانجام گفت او اجازه يافت، به ظرافت از كنار خاطره كوگان بگذرد: او نمىداند اكتبر سورپرايز به چه چيز مربوط است"!
بيگناهى ريگان و بوش و كيسى و گيت و...!:
در ژانويه 1993، برغم سندهاى جديد، كميته تحقيقى كه هاميلتون برآن رياست مىكرد، بر رسيدن به اين نتيجه كه جمهوريخواهها بى گناه هستند، شتاب مىكرد.
در روزهاى اول ماه ژانويه 1993، گزارش حاكى از قلابى بودن اتهام، براى چاپ، به چاپخانه دولتى سپرده شد تا در 13 ژانويه، از چاپ خارج شود. خبرنگاران توجيه شدند كه اتهام رد شد.
در 11 ژانويه 1993، استپاشين، نتايج تحقيق در درون روسيه را گزارش كرد. گزارش او در سفارت امريكا در روسيه ترجمه و براى كنگره ارسال شد. گزارش 6 صفحهاى استفاشين حاكى بود از اينكه مسكو اطلاع تفصيلى از كار محرمانه اداره كنندگان مبارزات انتخاباتى ريگان و بوش دارد و بنا بر آن، بر سر گروگانها معاملهاى انجام گرفتهاست:
در 1980، ويليام كيسى، سه نوبت با فرستادههاى رهبر ايران ملاقات كردهاست. گزارش استپاشين تصريح مىكند كه "ملاقاتها هم در مادريد و هم در پاريس انجام گرفتهاند".
در ملاقات پاريس، در اكتبر 1980، روبرت گيت كه آن هنگام، عضو شوراى امنيت ملى در حكومت كارتر بوده و رئيس سابق سيا، ژرژ بوش، شركت داشتهاند... در مادريد و پاريس، نمايندگان رونالد ريگان و رهبرى ايران، در باره امكان به تأخير انداختن آزادى 52 گروگان، اعضاى سفارت امريكا در تهران، گفتگو شدهاست.
گزارش استپاشين، آنگاه، پيشنهادهاى محرمانه كارتر به ايران را مىآورد: ديدارى كليدى در ژوئيه 1980، در آتن، انجام مىگيرد. در آن، نمايندگان وزارت دفاع امريكا، "على الاصل" مىپذيرند مقادير قابلى از قطعات يدكى اف - 4 و اف - 5 و نيز ام - 60، از طريق تركيه، به ايران تحويل بدهد.
در برابر، ايرانيها "امكان عادى كردن گام به گام روابط ايران و امريكا و حمايت از پرزيدنت كارتر، در مبارزات انتخاباتيش، از راه آزاد كردن گروگانها را مورد بحث قرار مىدادهاند".
استپاشين خاطر نشان مىكند كه هم آنها مبارزات انتخاباتى ريگان را اداره مىكردند و هم حكومت كارتر، "بر اين اساس عمل مىكردند كه (رهبر ايران) امام (روح الله) خمينى، كه سياست "نه غربى و نه شرقى" را اعلام كرده بود و امپرياليسم امريكا و صهيونيسم را شر خوانده بود، مجبور بود، بهر وسيله و از هر راه، اسلحه امريكائى، قطعات يدكى و تجهيزات نظامى و مهمات، را بدست آورد."
جمهوريخواهها، در روى دست يكديگر رفتن، از كارتر بردند. اما پرزيدنت كارتر آمريت قانونى گفتگو با قدرتهاى خارجى را داشت و حال آنكه اداره كنندگان مبارزات انتخاباتى ريگان و بوش، نداشتند.
انقلاب اسلامى: گارى سيك كه در دوره كارتر، در شوراى امنيت ملى امريكا كار مىكرد، در كتاب اكتبر سورپرايز، تصريح مىكند حكومت كارتر آماده بود قطعات يدكى و تجهيزات خريدارى شده را تحويل ايران بدهد. با توجه به پيشنهاد تحويل قطعات يدكى و تجهيزات نظامى، وقتى، در اكتبر 1980، در روزهاى پيش از سازش خيانت بار اكتبر سورپرايز، هاشمى رفسنجانى و رجائى مىگفتند ايران اسلحه امريكا نمىخواهد، به كارتر بود كه جواب رد مىدادند. به او بود كه مىگفتند گروگانها را پيش از انتخابات رياست جمهورى آزاد نمىكنيم.
اداى دين:
استپاشين همچنين تشريح مىكند چسان حكومت ريگان دين به ايران را ادا كرد: "بعد از پيروزى رونالد ريگان در انتخابات، در اوائل 1981، موافقتى سرى در لندن بعمل آمد. بنا بر آن، در ازاى آزاد كردن گروگانها، امريكا اسلحه و قطعات يدكى و تجهيزات نظامى به ارتش ايران تحويل مىداد".
اسلحه از طريق اسرائيل به ايران تحويل مىشد. در 1983، ايران موشك زمين به زمين و توپخانه به ارزش 135 ميليون دلار خريد. بنا بر گزارش استپاشين، "در ژوئيه 1983، گروهى از متخصصان شركت لوكهيد، با گذرنامه انگليسى، به ايران رفت. تا سيستمهاى هدايت كننده و ديگر دستگاههاى الكترونيك هواپيماهاى ساخت امريكا را تعمير كنند".
فروش اسلحه به ايران، با فروشهاى بيشتر اسلحه به ايران، در 1985، توسعه پيدا كردند و ماجراى ايران - كنترا ببار آوردند.
اطلاع مكمل:
گزارش استپاشين اطلاع ديگرى در بر داشت كه كميته تحقيق نيز در اختيار داشت. در حقيقت، اسرائيليها قطعات يدكى اسلحه امريكائى را به در اوائل 1980، با موافقت دستگاه ريگان، به ايران فروخته بودند.
اما كميته تحقيق كه تحت رياست هاميلتون بود، با اين استدلال كه فروش محرمانه اسلحه، در اوائل 1980، بيانگر سوء نيت نيست، تصويب ريگانيان را توجيه كرد.
و نيز، كميته تحقيق تحت رياست هاميلتون اطلاعات متعددى دريافت كردهاست كه ديدارهائى را كه به سازش اكتبر سورپرايز انجاميدند، تأييد مىكردند. اين اطلاعات از دستگاههاى اطلاعاتى فرانسه و اسرائيل و ديگر كشورهاى خاورميانه بودند.
از آن جمله است قول رهبر فلسطينى، ياسر عرفات: در رياست جمهورى كارتر، جمهوريخواهها به ديدار من آمدند و از من خواستند در اجراى نقشه آنها با هدف به تأخير انداختن آزادى گروگانها شركت كنم. (نگاه كنيد به Fall 6991Diplomatic History ,)
با اينهمه، كميته تحقيق اتهامهاى اكتبر سورپرايز را رد كرد و انكارهاى بلند پايههاى جمهوريخواهان، از جمله پرزيدنت بوش، را پذيرفت. بوش در انتخابات 1980، نامزد معاونت رياست جمهورى و بهنگام دادن گزارش، و بهنگام تحقيق كميته، در تدارك نامزدى خويش براى دور دوم رياست جمهورى بود.
بدينسان، رسيدن گزارش استپاشين در 11 ژانويه، پيچيدگى جديدى ببار آورد. دو روز پيش از انتشار گزارش، وقت كمى بود براى آزمون گزارش اطلاعاتى روسيه. دفتر سفارت امريكا نشان مىدهد كه از افسر سياسى خواسته شدهاست از روسها جزئيات بيشترى را مطالبه كند.
روسها بر صحت گزارش خود تأكيد كردند اما حاضر نشدند منابع و روشهائى را در اختيار بگذارند كه در تحصيل اطلاعات بكارشان آمدهاند. تنها گفتند منبع اطلاع كميته دفاع و امنيت است كه استپاشين بر آن رياست داشت.
مفر:
افسر سياسى سفارت، در مقام عرضه راه خروجى براى كميته تحقيق، مدعى شد كه گزارش مسكو بسا "بطور وسيع متكى است بر آنچه در مطبوعات غرب منتشر شده بودند". قول افسر، بدون اينكه بر مدرك و سندى متكى باشد، با مهر "سرى است" براى هاميلتون مخابره شد. كميته تحقيق راحت نظر افسر سياسى سفارت امريكا در روسيه را پذيرفت.
حال آنكه روسيه مدعى بود در باره اكتبر سورپرايز كه دو رئيس جمهورى امريكا (ريگان و بوش) و دو رئيس سيا (كيسى و گيت) به دست داشتن در آن، در جرمى جدى، بسا خيانت، متهم بودند، مدركى حساس در اختيار دارد.
اگر ادعا راست باشد، بمدت 12 سال، روسيه در موقعيت حق السكوت ستاندن از عالىترين مقامات امريكا بودهاست. كامل ماجراى اكتبر سورپرايز امروز، سال 2000 نيز، از نظر منزلت و موقعيت پسر بوش، همچنان حساس است. فرماندار تكزاس، جرج دبل يو بوش، نامزد رياست جمهورى است.
با اينهمه، گزارش استپاشين نقشههاى هاميلتون را تغيير نداد. در 13 ژانويه 1993، هاميلتون و ديگر اعضاى كميته تحقيق اعلام كردند "ماجراى اكتبر سورپرايز قلابى بود". در كنفرانس مطبوعاتى، هيچيك به گزارش استپاشين و ديگر مدارك كه ناقض نظر كميته بودند، اشاره نيز نكردند.
كميته تحقيق گزارش استپاشين و ديگر مدارك ناقض گزارش خود را، همراه ديگر مدارك مربوط به اكتبر سورپرايز، در جعبه كرد.
دستشوئى زنانه:
در اواخر 1994، نزديك به دو سال بعد از انتشار گزارش كميته، من اجازه يافتم مدارك طبقه بندى نشده كميته تحقيق را باز بينى كنم. من اجازه يافتم، در دستشوئى زنانه پيشين، مداركى را بررسى كنم كه در حدود 10 صندوق، جمع آورى شده بودند.
در جعبهها، من نه تنها مدارك طبقه بندى نشده كه يكچند از مدارك محرمانه را نيز يافتم كه از قرار، از روى بى توجهى، در اين جعبهها قرار داده شده بودند. از جمله آنها، شهادت كوگان و نيز تلگراف "سرى" سفارت امريكا در روسيه شامل گزارش استپاشين.
گزارش استپاشين، با آنكه نمونه بهت آورى از همكارى سرى امريكا و روسيه بعد از دوران جنگ سرد بود، اين سئوال را مطرح مىكند: آيا گزارش مستند است به گزارشهاى منابع ك.گ ب در اروپا و امريكاى شمالى و خاورميانه و يا همانطور كه سفارت امريكا در روسيه نظر ساخته است، "رونويسى از گزارشهاى منتشره در مطبوعات غرب" است.
در هفتههاى بعد از كشف گزارش استپاشين، من با يك منبع موثق دولتى در اروپا كه روابط نزديك با مقامات عالى روسيه داشت، تماس برقرار كردم. به تقاضاى من، او از طرفهاى تماس خود در مسكو، در باره مبانى گزارش استپاشين پرسيد.
ديرتر، منبع به من تلفن كرد. او گفت: روسها اصرار مىورزند كه اطلاع را افراد اطلاعاتى روسيه تحصيل كرده و اطلاع موثق است. منبع اين نظر را كه روسها گزارشهاى منتشره در مطبوعات غرب را، سر هم بندى كرده و در اختيار كنگره قرار دادهاند را مضحك خواند.
منبع افزود: با وجود نياز روسيه به كمك مالى امريكا در اوائل سال 1993، روسها ممكن نبود گزارشى را در اختيار كنگره امريكا بگذارند كه گزارش بى ارزشى باشد. "روسها گزارش استپاشين را "بمب" مىشمردهاند و باور نمىكردهاند كه ناديده گرفته شود".
و هنوز روسها نمىدانستند كه نه تنها كميته تحقيق گزارش استپاشين را ناديده گرفت بلكه آن را در جعبهاى نهاد و بر كف اطاق خانمهاى پيشين، و گاراژ كنگره، رها كرد.
در ماه ژوئن، من با يك ديپلمات روسى عالى مقام كه از گزارش استپاشين آگاه بود، گفتگو كردم. او مداركى را كه گزارش به آنها متكى است نديده بود. اما گفت منابع اتحاد شوروى مقامهاى كليدى، در حكومتهاى غرب، مىداشتهاند و در جريان سازش پنهانى امريكا و ايران بودهاند. هيچ ترديدى در صحت گزارش نيست.
پرسشها:
با توجه به تصميم پرزيدنت يلتسين بر نخست وزير كردن استپاشين، گزارش او، موضوع روز است و دو پرسش در دو زمينه را ايجاب مىكند:
* آيا هاميلتون و اعضاى كمتيه تحقيق، غير مسئولانه، در 1993، يك مدرك مهم گوياى وقوع جرمى دولتى را ناديده نگرفتهاند؟ سند حاكى از آنست كه مقامات بالاى جمهوريخواهها و ايرانيها، بر سر طولانى كردن حبس ديپلماتهاى ربوده شده ايران، تا بعد از انتخابات رياست جمهورى امريكا، سازش كردهاند.
* و يا نخست وزير جديد روسيه، بسا با رونويسى كردن از گزارشهاى مطبوعات غرب، به رؤساى جمهورى، ريگان و بوش و نيز رؤساى سيا، كيسى و گيت، اتهامهاى نابجا وارد كردهاست؟
پاسخها به اين پرسشها مهمند. نه تنها آزمون سلامت بنيادهاى دموكراتيك روسيه، كه آزمون سلامت بنيادهاى دموكراتيك امريكا نيز هستند.
انقلاب اسلامى: مقاله گلزار، جنبه ديگرى از واقعيت را به خواننده مىنماياند: رژيمهاى استبدادى منطقه در بن بست فساد گستر و دستگاه توليد آسيبهاى اجتماعى است: