انقلاب اسلامی: یافته جدید روبرت پاری با اطلاعات این مجموعه سخت میخواند :
روبرت پاری :
ﺁیا هاشمی رفسنجانی با کلینتون وارد معامله پنهانی بر سر دادن مدارک "اکتبر سورپرایز " شده بود؟ :
از زمان انتخاب شدن به ریاست جمهوری در 1992، پرزیدنت کلینتون چندین بار تماسهای غیر مستقیم با عالی ترین مقامات ایران برقرار کرد. بنا بر قول منابع نزدیک به او قصد او این بود که بداند همکاریهای ممکن کدامها هستند؟
ابتکارهای پنهانی بخشی از سیاست احتیاط ﺁمیز کلینتون در باره ایران بود. دولت رادیکال ایران به سه رئیس جمهوری پیش از او صدمه زده بود. در عین پرهیز از خطرهای سیاسی ، کلینتون محطاطانه وارد گفتگو و معامله با ایران شد. او به ایران، برای فرستادن اسلحه به بوسنی ، چراغ سبز داد و این کار در سالی شد که سال انتخابات بود و برای کلینتون درد سر بوجود ﺁورد.
سناتور بوب دآل ،کلینتون را متهم به داشتن سیاستی دو رو و ریکارانه کرد و گفت : این سیاست موجب نقض تحریم بین المللی ارسال اسلحه به بوسنی و باز شدن پای ایران به شرق اروپا شده است . نیوت گینگریج Newt Gingrich ، رئیس مجلس نمایندگان امریکا پیشنهاد می کرد کمیته تحقیقی برای رسیدگی به " سیاست بی پروا" ی کلینتون تشکیل شود. گینگریج هشدار می داد : " دعوت از ایران به ورود در اروپا ، برای امریکا پی ﺁمدهای فاجعه ﺁمیز خواهد داشت.
اما حکومت کلینتون از سیاست خویش دفاع می کرد و ﺁن را قانونی می خواند . استدلال می کرد که پرزیدنت کلینتون از ایران استمداد نکرده است. تنها گفته است حکومت چشم خویش را بر ارسال اسلحه به بوسنی ببندد. در واقع، سیاست کلینتون به مسلمانان بوسنی امکان داد از خود، در برابر صربهائی که بهتر مجهز بودند دفاع کنند و تا حدودی تعادل قوائی میان ﺁنها و صربها بوجود ﺁید. در همان حال، فشار ﺁورد تاکه گفتگوهای صلح انجام گیرند و جنگی چنان خون ریز پایان پذیرد.
● تماسهای محرمانه :
موافقت با جریان اسلحه از ایران به بوسنی ، بریدن از سیاست خصومت مداوم با دولت اسلامی ایران ، بلحاظ حمایت از تروریسم بین المللی بود. بنا بر قول منابع، حکومت کلینتون از راه واسطه های غیر دولتی ، تماسهای ادواری با ایران بر قرار کرده بود.
در چند فرصت، کلینتون از ایران ، پیرامون سازش پنهانی اکتبر سورپرایز میان رژیم ایران و گروه ریگان - بوش ، پیش از انتخابات ریاست جمهوری 1980 ، اطلاع دریافت کرد. منابع نزدیک به کلینتون به ما گفته اند که مقامهای بالای ایران ، کسانی که از نزدیکان علی اکبر هاشمی رفسنجانی هستند ، به کلینتون گفته اند : این امر که جمهوریخواهان، با ایران ، در قفای کارتر، بر سر به تأخیر انداختن ﺁزادی 52 گروگان امریکائی تا بعد از انتخابات ریاست جمهوری امریکا، همکاری و معامله کرده اند صحت دارد. از سوی ﺁن گروه، بوش نامزد معاونت ریاست جمهوری و ویلیام کیسی ، رئیس ستاد انتخاباتی ریگان و بوش ، طرف معامله بوده اند.
کلینتون از تهران خواست مدارک قطعی بر وقوع معامله را در اختیار او بگذارد. زیرا هرگونه اقدام رسمی در گشودن پرونده اکتبر سورپرایز نیاز به مدارک قطعی داشت. اما ایرانیها نپذیرفتند و اطمینان دادنهای شفاهی خود را بر اینکه وقوع معامله حقیقت دارد ، کافی خواندند .
یک منبع به ما گفت : رجوع ایران به کلینتون ، در بارۀ اکتبر سورپرایز ، پیش از عهده دار شدن ریاست جمهوری، بعمل ﺁمده است. در دوران انتقالی، بعد از انتخاب شدن کلینتون به ریاست جمهوری در نوامبر 1992، یک واسطه نزد حکومت ایران فرستاده شد تا بپرسد مدارکی در بارۀ اکتبر سورپرایز تسلیم میکند یا خیر؟ ال گور هم که به معاونت ریاست جمهوری انتخاب شده بود، با تحصیل مدرک موافق بود. او ، در مقام سناتور، از موافقان تحقیق سنا در باره اکتبر سورپرایز بود. جز او، معاون وقت وزارت امور خارجه ، استروب تالبوت نیز موافق تحصیل مدرک در بارۀ اکتبر سورپرایز بود.
●ملاها معامله پیشنهاد کردند:
ایرانیها در جا گفتند که معامله پنهانی بر سر گروگانهای امریکائی صحت دارد . اما در گفتگوی دو طرف، هیچیک خود را به توقع دیگری ﺁشنا نمی کرد. دموکراتها مدارک در بارۀ معامله بر سر گروگانها می خواستند و ایرانیها امتیازهای اقتصادی از امریکا توقع داشتند. بخصوص خواستار ﺁزاد شدن میلیاردها دلار پول توقیف شده ایران بودند. این پولها به دنبال گروگانگیری ، توقیف شدند.
یک منبع که خود در تماسهای کلینتون - تهران شرکت داشته است، رفتار ایرانیها را اینسان تفسیر کرد : " ملاها بدون عوض، هرگز چیزی به کسی نمی دهند ".
اما حکومت کلینتون حاضر نشد در برابر گرفتن مدارک، کمترین ما به ازائی بدهد. در حقیقت، بسیاری از مقامات عالی رتبه حکومت کلینتون با هرگونه تماس با تهران ، تا وقتی که دست از حمایت از تروریسم برنداشته است، مخالف بودند. بنا بر این، ﺁن تماسها بی نتیجه و بی دنباله شدند تا اینکه در 1993، حکومت کلینتون بر رژیم ایران سخت گرفت.
گفتگوهای اوائل حکومت کلینتون جای خود را به اظهارات و تصمیمات ضد دولت ایران داد. وارن کریستوفر، وزیر امور خارجه امریکا، جمهوری اسلامی ایران را بخاطر حمایت از تروریسم بین المللی مورد انتقاد سخت قرار داد. او سیاست مهار دوجانبه را در مورد رژیمهای ایران و عراق شدت بخشید.
با وجود این، بعضی از مقامات حکومت کلینتون همچنان جانبدار تماسهای محدود با ایران به قصد یافتن زمینه های همکاری بودند . محدود کردن قلمرو برنامه اتمی ایران و سلب موافقت از تروریسم ، دو زمینه همکاری بودند و تماسهای محدود را ایجاب می کردند. در 1994 ، ایرانیها باز ، بطور غیر مستقیم با حکومت کلینتون تماس گرفتند. موضوع تماس همچنان " اکتبر سورپرایز" بود. یکبار دیگر گفتند ﺁن معامله واقعیت داشته است. اما همچنان از تحویل مدارک خودداری کردند .
( در ریاست جمهوری کلینتون ، کاخ سفید حاضر نشد به پرسش کتبی ما در بارۀ قول منابع پیرامون تماسهای محرمانه پاسخ بگوید )
● احساسات سخت :
سوء ظنهای عمیق سیاستمداران امریکا نسبت به حاکمان ایران ، از جمله کریستوفر ، ناشی از بلاهائی بود که بر سر سه رئیس جمهوری امریکا، کارتر و ریگان و بوش ﺁمدند. کوشش ﺁنها این بود با انقلابی اسلامی مبارزه کنند که رژیمهای جانبدار امریکا را در منطقه تهدید می کرد. کوششهائی که از راه تنبیه کردن و یا همکاری کردن بعمل ﺁمدند ، برای ﺁنها ، بد فرجام شدند.
وقتی ، در نوامبر 1979، دیپلماتهای امریکائی به گروگان گرفته شدند، کارتر نخست از در مذاکره وارد شود. نتیجه نداد ، یک نیروی کماندوئی را مأمور رها کردن گروگانها کرد اما مأموریت به شکست انجامید. در مبارزات انتخاباتی 1980، بوش و دیگر جمهوریخواه ها بر ﺁن شدند نگذارند کارتر در ﺁزاد کردن گروگانها ، پیش از انتخابات ریاست جمهوری، موفق شود. کارتر از ﺁزاد کردن گروگانها ناتوان شد و انتخابات را باخت.
کمی بعد از ﺁنکه ریگان ریاست جمهوری را بر عهده گرفت، حکومت او شروع کرد به روابط غیر مستقیم با ایران برقرار کردن. نخست موافقت کرد اسرائیل به ایران اسلحه بفروشد . و نیز موافقت کرد اسلحه امریکائی نیز محرمانه به ایران فروخته شوند. قسمتی از پول فروش اسلحه به ایران به کنتراها پرداخت شد.
وقتی پرده از فروش محرمانه اسلحه در 1986 بر افتاد و افتضاح ایران گیت را بوجود ﺁورد. در انتخابات 1988، بوش ( پدر )، معاون رئیس جمهوری ، تنها وقتی توانست نامزد ریاست جمهوری شود که او را در ایران گیت بی نقش گرداندند.
با وجود افتضاح ایران گیت، منابع ﺁگاه میگویند : وقتی بوش ( پدر )به ریاست جمهوری رسید، هم به دلایل سیاسی و هم به دلایل استراتژیک ، با ایران روابط پنهانی بر قرار کرد. بوش ، بعد از اینکه در ژانویه 1989، مقام ریاست جمهوری را بر عهده گرفت، 560 میلیون دلار از پولهای توقیف شده ایران را ﺁزاد کرد. مجلس به این عمل او اعتراض کرد و هیچگاه توضیح داده نشد چرا این پول ﺁزاد شد.
بعد ، در اوائل 1990، تیم امنیت ملی بوش کمک ایران به ﺁزاد کردن گروگانهای امریکائی در بیروت را بدست ﺁورد. اما ایرانیها از اینکه امریکا امتیازهای بیشتری به ایران نداده است، ابراز نارضائی کردند . یک منبع که به این تیم نزدیک بود ، گفت: بوش همواره نگران ﺁن بود که نکند همکاریش با ایران از پرده بیرون افتد .
بوش در انتخابات ریاست جمهوری سال 1992 ، شکست خورد. پیش از ﺁن، او در دو کنفرانس مطبوعاتی ، به پرسشها در بارۀ اکتبر سورپرایز ، پاسخ گفت و خواست دامن خود را از ﺁن مبری کنند. کمیته تحقیق مجلس درخواست او را اجابت کرد . اما شهود همچنان شهادت می دهند که بوش در ﺁن معامله نقش اول را داشته است.
همچنین ، بوش مانع از ﺁن شد که به نقش او در ایران گیت ، رسیدگی شود. او از قاضی مستقل، لورنس والش، موافقت گرفت که تا بعد از انتخابات ریاست جمهوری 1992، مورد سئوال قرار نگیرد.
اما در جمعه پیش از انتخابات ریاست جمهوری ، مدرکی از وزیر دفاع سابق، وارن کریستوفر را انتشار داد. این مدرک نشان میداد قول بوش که از ماجرای ایران گیت برکنار و از ﺁن بی اطلاع بوده است، دروغ است. کلینتون 5 درصد بیشتر از بوش رأی ﺁورد و بر او پیروز شد.
بعد از انتخاب شدن به ریاست جمهوری، کلینتون حواس خود را بر اقتصاد امریکا متمرکز کرد. تاریخ سیاستهای امریکا در بارۀ ایران و دیگر کشورهای خاورمیانه ، برای بسیاری از دموکراتها ، مجهول باقی ماند. از ﺁنجا که بعضی از اعمال ریگان و بوش جرم بودند، جمهوریخواهها ، بهنگام ترک ریاست جمهوری و قوه اجرائی ، هیچ مدرکی گویای سیاستهای خویش برجا نگذاشتند.
بعلت فقدان مدارک گویای تاریخ سیاست امریکا در خاورمیانه، حکومت کلینتون ناگزیر شد به دولتهای خاورمیانه مراجعه کند و از ﺁنها اطلاعاتی بخواهد . از جمله این دولتها، یکی دولت ایران بود . این دولت که هاشمی رفسنجانی رئیس جمهوری ﺁن بود، وجود معامله اکتبر سورپرایز را تصدیق کرد و دادن مدارک را در گرو گرفتن امتیازهای اقتصادی قرار داد و کلینتون نپذیرفت.
انقلاب اسلامی : غیر از امثال هاشمی رفسنجانی و خامنه ای چه کسی را میتوان سراغ کرد که با جمهوریخواه بر ضد دموکرات معامله پنهانی کنند و سپس اطلاع و سند مربوط به همان معامله را به دموکرات به معامله بگذارند ؟!