بوش و بازی قدرت سیا
کارتر سیا را تصفیه کرده بود. با به قدرت رسیدن ریگان و بوش، اخراج شده می توانستند بازگردند و انتقام بگیرند. اعضای سیا میل شدیدی داشتند به نشان دادن ضرب شصت خود. ﺁنها میخواستند کاری را که بر سر سران دیگر کشورها می ﺁوردند، بر سر کارتر نیز بیاورند.
کمی بیشتر از یک هفته به انتخابات مانده بود. بوش، نامزد معاونت ریاست جمهوری، عصبی بود. سنجش افکار جدید حاکی از ﺁن بود که مردم به کارتر و ریگان رقبتی ندارند و ریگان بر کارتر پیشی نگرفته است. بوش در حال رفتن به پیتسبورگ برای فعالیت انتخاباتی بود که از فرماندار سابق تکزاس، پیام نگرانی ﺁوری دریافت کرد. کونالی که زمانی عضو حزب دموکراات بود و جمهوریخواه شده بود، پیام میداد که دولتهای نفتی خاورمیانه نگرانند . زیرا شایعه ها بر ﺁنند که بدنبال کوششی طولانی ، کارتر موفق شده است ترتیب ﺁزادی 52 گروگان امریکائی را، پیش از انتخابات ریاست جمهوری امریکا، بدهد. اگر راست باشد، انتخاب ریگان مشکل میشود.
این شد که بساعت 12 :2 بعد از ظهر 27 اکتبر 1980، جورج بوش به ریچارد ﺁلن تلفن کرد. ﺁن زمان، او مشاور ریگان - بوش در سیاست خارجی بود. مأموریت او این بود که مراقب پیشرفت کارتر در کار ﺁزاد کردن گروگانها باشد. بوش از او خواست تحقیق کند ببیند اطلاعی که کونالی میدهد صحت دارد یا خیر؟ یادداشتهای ﺁلن را سالها بعد، من در دستشوئی متروکه مجلس نمایندگان یافتم. این یادداشتها بطور روشن گزارش میکنند که بوش در ماجرای معامله بر سر گروگانها شرکت داشته است .
یادداشت ﺁلن شروع میشود با : "- JBC[Connally] ، Geo Bush " ، معامله میشود. هفته پیش اسرائیل ، از طریق ﺁمستردام، قطعات یدکی به ایران داده است. گروگانها این هفته ﺁزاد میشود. عربهای میانه رو نگرانند. فرانسه به عراق قطعات یدکی داده است و حالا کارتر با ایران معامله میکند. کونالی نگران است. چه میتوان کرد. ﺁلن باید ببیند یا نه ".
در شهادت "سری" که ریچارد ﺁلن در کمیته تحقیق داد، رمز یادداشت خود را اینسان گشود که کونالی شنیده بود پرزیدنت کارتر توانسته است ﺁزادی گروگانها را، با فروش قطعات یدکی توسط اسرائیل به ایران ، بدست ﺁورد. بوش به من دستور داد که در باب صحت اطلاع کونالی تحقیق واز طریق دستیاران نزدیکش، او را از نتیجه ﺁگاه کنم.
"شبح بلوند":
بنا بر یادداشتها، ﺁلن اطلاع را از راه جنیفر، به تد شکالی Ted Shacklee داده است. ﺁلن شهادت داده است که جنیفر فیتزجرالد مدتی دراز دستیار بوش بود. شاکلی تئودور شاکلی بود. مأمور افسانه ای عملیات سری معروف به "شبح بلوند" بود.
در دوران جنگ سرد، شاکلی بسیاری از عملیات شبه نظامی مخالفت برانگیز سیا را ، از ویتنام تا لائوس تا عملیات JMWAVE بر ضد فیدل کاسترو و رژیم او در کوبا، رهبری کرده بود. در 1976 که بوش رئیس سیا بود، شاکلی را به معاونت اداره عملیات محرمانه گمارد . اما خدمت شکالی در سیا، در سال 1979 ، بعد از 3 سال رویاروئی با رئیس سیا، استنفیلد ترنر، پایان یافت. شکالی بر این باور بود که ترنر با تصفیه صدها تن از "بچه های قدیمی " سیا، این سازمان، از جمله کاریر او را ویران میکند.
بعد از بازنشسته شدن، باتفاق یک عضو دیگر سیا، توماس کلینس، وارد تجارت شد. این شخص جاسوسی خشن بود و بعد ها، بخاطر فروش تجهیزاتی که بکار فعالیتهای تروریستی می ﺁمدند، به لیبی، زندانی شد. کلینس در افتضاح ایران گیت نیز بخاطر تقلب مالیاتی تحت تعقیب قرار گرفت. شبح شکالی ، در ﺁن افتضاح نیز، حضور می داشت.
اما در 1980، شاکلی در تقلای ﺁن بود که رئیس پیشین خود، جورج بوش، را روانه کاخ سفید کند تا مگر خود نیز رئیس سیا بگردد. در اوائل 1980، او داوطلب فعالیت بسود بوش شد و مهارتهای معجزه سازش را در اختیار او نهاد. بدینسان بود که او در ماجرائی که اکتبر سورپرایز نام گرفت، نقش پیدا کرد. نقشی که تا این زمان سری مانده بود.
در 1992، اعضای کمیته تحقیق، وقتی شنیدند شکالی نیز دست در این کار داشته است، سخت در شگفت شدند. کمیته تحقیق به این امر پی برده بود که در ستاد تبلیغات انتخابات ریگان و بوش، اعضای سابق سیا، عملیات شبانه روزی را سازمان می دادند که موضع ﺁنها گروگانهای امریکائی در ایران بود. ریچارد ﺁلن جاسوسهای سابق را " انبوهی از افسران بد قلق سیا " می خواند که به بازی پلیس و دزد مشغول بودند.
برخی از تحقیق گران کمیته میخواستند نقش سیا نیز در گزارش قید شود. فصلی "سری" از گزارش کمیته که در گزارش نیامد را در همان دستشوئی زنانه یافتم. در ﺁن، ﺁمده بود که بسیاری از اعضای ستاد تبلیغات ریگان - بوش ] مرکز عملیات[ ، اعضای سابق سیا بودند که نخست برای بوش ، هنگامی که او برای نامزد ریاست جمهوری شدن از سوی جمهوریخواه ها فعالیت می کرد، کار میکردند و به او وفادار بودند. اما این فصل از گزارش حذف شد.
کشف دیگر کمیته تحقیق - که باز از گزارش حذف شد - این بود که روزنامه نگار محافظه کار، میکائل لودین ، شریک دیگر شاکلی ، بطور خصوصی بسود ریگان - بوش ، در موضوع گروگانها، کار می کرده است. این قسمت از گزارش، که سانسور شده است، میگوید لودین عضو غیر رسمی گروه "اکتبر سورپرایز" بوده است. صفحه دیگری از یادداشتهای ﺁلن فاش میکند که لودین به رئیس ستاد تبلیغات انتخاباتی، ویلیام بیل کیسی ، درملاقات 16 سپتامبر، پیوسته است که ﺁن را "طرح خلیج فارس" خوانده اند.
در 1980، شاکلی با لودین هم تیم شدند و، در "بازی جنگ"، برای سازمان اطلاعات ارتش ایتالیا SISMI، که با لژ ماسونی P2 ارتباط داشت ، نقش مشاور را بازی کردند. مبارزات انتخاباتی به پایان خود نزدیک می شد که سازمان اطلاعات ایتالیا ماجرای زیانمندی - که صحتش محل تردید بود - در اختیار لودین گذاشت. داستان مربوط میشد به روابط معاملاتی برادر کارتر با لیبی . او داستان را در نیوریپابلیک انتشار داد بدون اینکه بگوید مشاور SISMI بوده و در مبارزات انتخاباتی ، بسود ریگان و بوش فعالیت میکند. (نگاه کنید به ص 395 David Gregg , The Blond Ghost)
شاکلی روابط نزدیک با بسیاری از افسران سیا که بر کار بودند، داشت. دونالد گرک که در اکتبر سورپرایز نقش داشت، در ویتنام ، زیر دست شکالی بود. در 1980، گرگ رابط سیا با شورای امنیت ملی بود. بنا بر این، در موقعیتی بود که از گفتگوهای محرمانه حکومت کارتر درباره گروگانها ، ﺁگاه میشد. بعد از انتخاب شدن ریگان و بوش، او مشاور امنیتی بوش شد و در افتضاح ایران گیت ، نقشی فرعی یافت.
ماجرای پاریس:
اما پرسش اصلی اینست که ﺁیا بوش و کیسی با ملایان ایرانی، در اکتبر 1980، رویارو گفتگو کرده اند یا نه؟ بنا بر یکی از ادعاها، این دو به پاریس ﺁمده و در دیدار 19 اکتبر، شرکت کرده اند.
چهار مقام اطلاعاتی فرانسه ، از جمله رئیس سازمان جاسوسی و ضد جاسوسی این کشور، ﺁلکساندر دومارانژ، در سخنانش به شرح حال نویس خویش، گفته اند کیسی در پاریس بود و در دیدار و گفتگو با ایرانیها شرکت کرد. اما دو شاهد دیگر ، یکی خلبانی بنام هنریش راپ و دیگری ﺁری بن مناش، افسر اطلاعاتی اسرائیل مدعی هستند که بوش نیز در ﺁن روز ، در پاریس بوده و در گفتگوها شرکت کرده است.بن مناش شهادت داد که بوش و کیسی را افسران سیا که هنوز در خدمت (تحت حکومت کارتر بوده اند) بوده اند، همراهی می کرده اند.
راپ که میگوید کیسی را از ناشینال ارپرت به پاریس برده است، بیاد میﺁورد که هواپیما، دیرگاه شب در حالی پرواز کرد که باران میبارید. در حقیقت، در 18 اکتبر، شب هنگام باران می بارید و ثبت ستاد انتخاباتی ریگان - بوش در ﺁرلینگتون، نشان میدهد که کیسی، در حدود ساعت 30: 11 ، بمدت 10 دقیقه، در مرکز عملیات توقف کرده است. و از این محل به فرودگاه، 5 دقیقه راه است. از ﺁن زمان ببعد، هیچ مدرک معتبری که نشان دهد کیسی بقیه روز را در محل و یا جای دیگری از امریکا گذرانده است، وجود ندارد.
اما داستان بوش دیگر است. او تحت حمایت افراد اداره حفاظت سری بوده است. یادداشتهای سری حاکی از ﺁنند که او روزی را در واشنکتن، در خانه گذرانده است. اما گفته ها ی او در بارۀ گذرانش سر راست نیستند. هیچک از مأموران حفاظت او دو بار از خانه بیرون رفتن ، یکی صبح و دیگری بعد از ظهر 19 ، را بیاد نمی ﺁورند. و دستگاه بوش مانع دسترسی به یکی از دوستان خانواده و پرسیدن از او درباره ادعای بوش شد. بوش مدعی است بعد از ظهر 19 اکتبر به خانه او رفته است. نام او را کمیته تحقیق سیاه کرده است. زیرا قول داده بود اسم ﺁن کس را فاش نسازد و نامی از این دوست خانواده بمیان نیاورد.
کمیته در مقام مبری کردن بوش ، هیچگاه از ﺁن شخص تحقیق نکرد و در نخستین اظهار نظر خود، در 1 ژوئیه 1992، بوش را مبری شناخت.
این تصمیم نشان می دهد که تحقیق کنندگان نیازی به توضیح امر واقع دیگری نمی دیده اند. ما که از سوی PBC Frontline تحقیق می کردیم، کشف کرده بودیم که در 18 اکتبر 1980، خبرنگار شیکاگو تریبون، شخصی بنام جون مک لین، به داوید هندرسون، افسر وزارت امور خارجه، گفته بود که منبع حزب جمهوریخواه ماجرای بس شگفتی را به او گفته است: بوش برای گفتگو با ایرانیها، در بارۀ گروگانها ، در حال رفتن به پاریس است.
بدینسان، دو بیگانه از ماجرا، - مک لین و هندرسون - دقیقاً در 18 اکتبر، با یکدیگر، از سفری گفتگو می کرده اند که دیگران سالها بعد از ﺁن سخن بمیان ﺁورده اند. پس این امر که بوش کشور را ، در ﺁن تاریخ، ترک گفته است، می باید اعضای کمیته تحقیق را به تحقیق در این باره، بر میانگیخت. تحقیق کنندگان می باید از دوست خانواده بوش پرسش می کردند. اما ﺁنها این کار را نکردند. (در یادداشتهای ﺁن هفته ﺁلن ، از دیداری با مک کلین سخن رفته است. اما این روزنامه نگار حاضر نشد نام منبع خود را بگوید).
اعضای کمیته تحقیق این فکر را به خود راه نیز نمی داده اند که در باره این امکان تحقیق کنندکه بسا افسران سابق و لاحق سیا با جمهوریخواهها و دوایر اطلاعاتی خارجی همدستی کرده وکوششهای رئیس جمهوری امریکا ، برای ﺁزاد کردن گروگانها، را ناکام گردانده اند. زیرا اگر تحقیق به این نتیجه میمی رسید که چنین امری روی داده است، معنیش این می شد که سیا کودتای بی سر و صدائی را انجام داده و بی اعتنا به مردم سالاری امریکا، کسی را به ریاست جمهوری رسانده است که می باید دست سیا را در فعالیتهایش باز بگذارد.
اما ﺁنچه در 1980 روی داد و پی ﺁمدهایش ، به یقین، سخط خطان سیا را بسی خوش ﺁمد. در ریاست جمهوری ریگان، کیسی رئیس سیا شد و عملیات پوشیده سیا فراوان گشتند. دهها تن از اعضای تصفیه شده سیا به شغلهای خود بازگشتند. میلیاردها دلار پول مالیات دهندگان امریکا در طرحهای سیا خرج شدند. سیا همچنین دستور العمل کارتر در بارۀ رعایت حقوق بشر را نادیده گرفت و در امریکا ی مرکزی و افریقا، گروههای ﺁدمکشی را بکار انداخت.
اعلان خطر قلابی کونالی:
حال با ملاحظۀ ﺁنچه در پاریس روی داده یا نداده بود، بیاد بیاوریم که گویا در 27 اکتبر، بوش سخت عصبانی بوده است. زیرا کونالی به او خبر داده بود که کارتر با ملاها معامله کرده است. اما اگر اطلاع کونالی راست بود و کارتر چنان پیشنهاد چربی را به ملاها داده بود، ﺁنها نمی باید ﺁن را رد می کردند. اما همانطور که روشن گشت، خبر کونالی دروغ بود. راست بود که چند روز پیش از ﺁن، اسرائیل، از طریق هوا، به ایران قطعات یدکی نظامی فرستاده بود . اما بدون اطلاع کارتر این کار را کرده بود و بخشی از راه حل بحران گروگانها نبود.
در 1992، رئیس جمهوری سابق، کارتر، به تحقیق گران کمیته تحقیق گفت که حکومت حزب لیکود بر اسرائیل، با انتخاب مجدد او به ریاست جمهوری، مخالف بود. بنا بر یادداشتهای دیگری که من در دستشوئی زنانه سابق یافتم، کارتر گفته است: از ماه ﺁوریل، "من احساس کردم که بر سر ریگان است که شرط بندی کرده اند. من حس کردم که از دید رهبران یهودیان ، من زیادی با عربها دوست هستم".
اما کمیته تحقیق علاقه کمی داشت که مجموعه امور واقع را در رابطه با یکدیگر قرار دهد و حقیقت را کشف کند. کشف کند افتضاح سخت زشت در قلمرو امنیت ملی ، روی داده است. از اقبال سیا، رئیس تحقیق گران کمیت تحقیق، لورنس بارسلا شخصی مطلوب جامعه اطلاعاتی بود و از نزدیک با بسیاری از چهره هائی کار کرده بود که در ماجرای اکتبر سورپرایز شرکت داشته اند. برای مثال، بانک اعتبار و بازرگانی بین المللی BCCI بیشتر از 2 میلیون دلار به بارسلا و شرکت وکالت او پرداخته بود تا او را از اتهام فساد مالی و سفید کردن پول مبرا کند. ﺁن زمان، شریک او سناتور سابق ، پل لاکزالت Laxalt بود. این شخص عملیات مالی مبارزات انتخاباتی ریگان را تصدی می کرد و به پرداختهای محرمانه ، از جمله، به پرداختهای فردیناند مارکوس ، دیکتاتور سابق فیلی پین را ، پوشش می داد.
و نیز، بارسلا دوست نزدیک میکائل لودین بود. این دو با هم معاشرت داشتند و خدمتکار مشترکی میداشتند. در 1982 ، وقتی بارسلا در پرونده ادوین ویلسون دادستان بود، لودین یک شب به خانه بارسلا رفت و او را بر ﺁن داشت که شاکلی را از پرونده و تحقیقات قضائی خارج گذارد.
نه بارسلا و نه لودین خطایی در اینکار لودین نمی دیدند. بارسلا به من گفت: او تنها میخواسته است دوسنش بر ثروت خود بیفزاید و لودین گفت: "ما جامعهای هستیم که در ﺁن، افراد به دوستان خود کمک می کند". و شاکلی را بسیار زود از پرونده ویلسون خارج و دستش از ماجرا شسته شد.
در 1993 نیز، بارسلا بر این شد که ثابت "مدرک معتبری" بر وقوع اکتبر سورپرایز نیست. اما همانطور که در شش قسمت پیشین این مجموعه ، نشان دادیم، هرﺁنچه با این مأموریت بارسلا ناسازگار بوده ، کنار گذاشته شده و در گزارش نیامده است. برای مثال، به پولهائی که BCCI محرمانه به کسانی داده است که مظنون به شرکت داشتن در ماجرای اکتبر سورپرایز هستند، اشاره ای نشده است، به لودین و شاکلی و یا دیگر اعضای سیا که به ریگان و بوش در امر گروگانهای امریکائی در ایران، کمک می کرده اند ، اشاره ای نشده است. از نقش لاکزاللت و پول مارکوی و از تلفن بوش، کلمه ای در گزارش نیامده است.
انقلاب اسلامی : اینک به سراغ سخنرانی شیرین عبادی و خبرهای گویای تجاوزها به حقوق بشر می رویم :