نقد جوابیه قاضی مرتضوی :
انقلاب اسلامی: در شماره 580 ، متن گزارش کمیسیون اصل 90 مجلس را خواندید . در این شماره، گزارش قاضی سعید مرتضوی را می خوانید. این دو گزارش در یک امر اشتراک دارند: جنایت را مأموران رژیم ملاتاریا مرتکب شده اند. اما وقتی جنایت از پرده بیرون افتاده ، بر آن شده اند که " توپ را در زمین یکدیگر بیاندازند". شدت فساد و جرم پیشگی این رژیم ، بنا بر این دو گزارش، اندازه نمی شناسد. زیرا یک مأمور نیست که جرم خویش را به گردن دیگری می اندازد. دو دستگاه قضائی و امنیتی هستند که جرم را به گردن یکدیگر می اندازند: بنا بر گزارش کمیسیون اصل 90، شاهرودی ، "رئیس" قوۀ قضائیه ، بنام مصلحت نظام ، عضو واواک را قربانی می کند و بنا بر جوابیه قاضی مرتضوی یکی از معاونان واواک دستور می دهد : توپ را به زمین دادرسرا بیاندازید. به یاد خوانندگان می آورد که در مورد
" قتلهای زنجیره ای نیز همین رویه را بکار بردند و نتیجه آن لوث شدن خون قربانیان جنایتکاری سازمان ترور به رهبری خامنه ای و هاشمی رفسنجانی شد. بنا بر این ، به احتمال نزدیک به یقین، بهای این بازی را زهرا کاظمی و بازماندگان او می پردازند. این خون نیز لوث می شود.
اما در جوابیه قاضی مرتضوی دروغها و سکوتهائی آشکاری وجود دارند که پرده از این واقعیت بر می دارد که او مأمور ساختن پرونده جاسوسی بوده است:
1 - می گوید کمیسیون اصل 90 در اموری که به عامه مردم مربوط می شود، باید در مجلس قرائت شود. بدین قرار ، از دید این "مدعی العموم" جنایت قتل به عموم مردم مربوط نمی شود. از دید این "قاضی مسلمان" کشتن یک تن کشتن تمامی بشریت نیست. گویا پاسخ را هم او تهیه نکرده است زیرا از آغاز تا پایان ، اموری هستند که به امنیت قضائی شهروندان ایرانی مربوط می شوند. این قسمت از پاسخ او گویای این واقعیت است که او خود را نماینده عموم مردم در دادستانی نمی داند بلکه نماینده "رهبر" می شمارد و هست.
2 - می گوید کمیسیون اصل 90 حق ورود در ماهیت دعوا را ندارد. بنا بر اصول قانون اساسی ، این کار بر عهدۀ قوۀ قضائیه است. این قسمت از پاسخ او نیز روشن می کند او نمی داند رسیدگی قضائی چیست و ورود در ماهیت دعوا یعنی چه. زیرا موضوع گزارش اصل 90 پرونده سازی و نقش سعید مرتضوی در پروندی سازی منتهی به مرگ و مجبور کردن مدیر کل وزارت ارشاد اسلامی به صدور اطلاعیه دروغ بوده است. صدور اطلاعیه ای که جوابیه قاضی مرتضوی نیز تصریح می کند بر دروغ بودنش. پس موضوع کار کمیسیون، رسیدگی به اعمالی بوده است که سعید مرتضوی و مأموران او، خارج از محدودۀ صلاحیت قضائی خود مرتکب شده اند و کمتر ربطی به ماهیت دعوا ندارد. سکوت او نسبت به موضوع رسیدگی کمیسیون اصل 90 و طرح کردن اموری که یا هیچ و یا ربط اندکی به موضوع کار کمیسیون دارد، اعتراف به ارتکاب جرائمی است که قاضی مرتضوی و مآمورانش به ارتکاب آنها متهم هستند.
3 - طرفه این که از یاد می برد که به چه خاطر به کمیسیون اصل 90 اشکال گرفته است. از یاد می برد که گویا "قاضی" و "دادستان" است . از یاد می برد که اصل بر برائت است و مراجعه کنندگان به این کمیسیون و شهادت دهندگان در محضر آن را اراذل و مجرمان و... می خواند!
4 - گزارش کمیسیون را سراپا کذب می خواند و در همان حال، سخن معاون کمیسیون را و هر کس دیگر را که سخنش را باب طبع خویش می یابد، راست می خواند!
5 - از هیأت قضائی کذائی سخن بمیان می آورد که شاهرودی مأمور رسیدگی به دعوای او و واواک کرده است. اما اعضای این کمیسیون از همانندهای قاضی مرتضوی هستند. از روباه پرسیدند: شاهد تو کیست گفت دمم! اعضای کمیسیون محسنی اژه ای از اعضای چند وظیفه ای سازمان ترور است و الهام ، کسی که قوۀ قضائیه برای عضویت در شورای نگهبان معرفی کرد و تنها 4 رآی به او داده شد. یعنی اقلیت مجلس هم که از جبهه خامنه ای و هاشمی رفسنجانی هستند، به او رأی ندادند. نفر سوم هم رئیسی است که کمتر از این دو نفر نیست.
6 - ایراد می گیرد به کار خاتمی که هیأت معین کرده است برای رسیدگی به ماجرای قتل زهرا کاظمی . با وجود این، گزارش هیأت را تأیید می کند. در این صورت، بخش سانسور شده هم صحیح بوده است و بخش سانسور شده که قاضی مرتضوی نسبت به آن سکوت می کند، تکذیب جوابیه او در آنچه مربوط می شود به احضار خوشوقت و دادن دستور به او برای تهیه اطلاعیه مطبوعاتی. امری که او نسبت به آن سکوت می کند و واجد بیشترین اهمیت است، سانسور قسمتی از گزارش هیأت است. او باید می گفت: الف - کدام مقام دستور سانسور را داده است و ب - اگر او مرتکب جرمی نشده بود، چه نیازی به سانسور بخشی از گزارش هیأت برگزیده "رئیس جمهوری" بود؟
7 - از موضوع اصلی گزارش کمیسیون اصل 90، تنها در یک بند و کوتاه پاسخ گفته است: مدعی است خوشوقت ، خود، دو بار به دادسرا آمده است. در اطلاعیه ، دروغ مربوط به مرگ زهرا کاظمی را نیز قاضی مرتضوی تصحیح کرده است. در این قسمت از جوابیه ، یک سکوت گویا تر از بیان و چند اعتراف وجود دارند: الف - نمی گوید پاسخ خوشوقت به خبرگزاری ، چرا نیاز به مراجعه او به دادسرا داشته است؟ چرا او از خبرگزاری خواسته است اطلاعیه را منتشر کنند و نتیجه را اطلاع بدهند؟ ب - اطلاعیه ای که او می گوید دیده و حتی در یک قسمت تصحیح کرده، با وجود علم به دروغ بودنش ، تذکر نداده و اقدامی بعمل نیاورده است؟ ج - اگر زهرا کاظمی تحویل واواک بوده است چرا خوشوقت بجای همآهنگی با واواک، با او همآهنگی کرده است؟ ج - چرا گفته بود جاسوس گرفته ایم و به جاسوسی هم اعتراف کرده است؟ و...
8 - می گوید: در اتوموبیل، سرپرست دادسرای ناحیه هفت ، قول یکی از معاونان واواک را شنیده است که مخاطب خود می گفته است: " توپ را بیانداز توی زمین دادسرا" . گزارش اصل 90 نیز می گوید شاهروی به معاون واواک گفته است مصلحت نظام ایجاب می کند مأمور واواک متهم شود. مرسوم اینست که می گویند قول در برابر قول است. اما یا راست در برابر دروغ است و یا دروغ در برابر دروغ. از اینکه قوۀ قضائیه مأمور واواک را متهم می کند و جنایت واقع شده است، پس یکی از دو قول راست و دیگری دروغ است. اما قول قاضی مرتضوی تناقض در بردارد: الف - شاهد او دم او است. او از زبان کسی ادعا می کند که مأمور زیر دست او است. ب - اگر سرپرست دادسرای ناحیه 7 چنین سخنی را شنیده ، پس جرم مشهود و او شاهد وقوع آن بوده است. چرا اقدام نکرده و تا پیش از گزارش اصل 90، کلمه ای از آن ، بر زیان قاضی مرتضوی و هیچ مقام قضائی دیگری نیامده است؟ ج - خود او و مأمورانش، در عمل، توپ را به زمین واواک انداخته اند. زیرا اعتراف می کند زهرا کاظمی در دست مأموران او بوده و سپس تحویل مأموران واواک شده است. مدعی است بقوت تحویل شدن، سالم بوده است. اما او لا او باید بگوید چرا زهرا کاظمی را دستگیر کرده است و چرا تحویل واواک داده است؟ بنا بر این، دروغ او فاحش است.
9 و 10 - نظر دکتر پزشکیان را که اگر کاظمی بموقع به بیمارستان رسانده می شد ، زنده می ماند ، دلیل می آورد بر اینکه هنگام تحویل کاظمی به واواک، زنده بوده است. اما نمی گوید آیا زمان تحویل به واواک سالم هم بوده است؟ استناد می کند به اینکه در نامه واواک آمده است که کاظمی شکایتی از بد رفتاری نداشته است، پس سالم بوده است. چگونه است که نامه واواک مدرک سلامت کاظمی است اما قولهای دیگر همین ساواک بی اعتبار هستند؟ افزون بر این، کسی دچار ضربه مغزی منجر به خون ریزی شده بود، اگر می دانست نمی گفت: دچار خون ریزی مغزی شده ام مرا فورا به بیمارستان برسانید وگرنه می میرم؟ و او که قاضی است کدام تحقیق را انجام داد برای اینکه بداند ضربه چه وقت بر سر زهرا کاظمی وارد شده است؟ او تعیین هیأت را دخالت در کار قوۀ قضائیه می خواند اما چرا نمی گوید اگر آن هیأت عمل نمی کرد، آیا او جنازه را بدون تعییین علت مرگ، دفن نمی کرد؟ اگر گزارش هیأت نبود، از دید او، اصلا جرمی واقع شده بود؟ پیش از گزارش هیأت کدام اقدام قضائی را بعمل آورده است؟ و اگر خبر وقوع جنایت در خارج و سپس داخل کشور منتشر نمی شد، هیأتی مأمور رسیدگی به جنایت می شد؟
11 - طرفه اینکه می گوید دروغ به دفتر " رهبر " نسبت داده شده است. اما چرا دفتر "رهبر " تا این زمان نگفت مأموریت "آّیة الله " خوشوقت چه بوده است؟
این کشف دروغ، کشف تمامی دروغهای قاضی مرتضوی نیست. اما آشکار ترین آنها هست. و اینست وضعیت " عدالت اسلامی " در رژیمی که به خود صفت اسلامی می دهد.
انقلاب اسلامی : نوبت می رسد به خبرهای تجاوزها به حقوق بشر: