آيا سخت خطان ايران همكاران امريكا مىشوند؟موضوعهاى
مذاكره و توافق كدامها هستند؟:
مجله امريكائى تايم (18 اكتبر 2003) گزارش مىكند
كه ايرانى كه پرزيدنت بوش «محور شر»ش خواند، ممكن است با امريكا همكارى كند. همكار
شدن سخت خطان ايران يك تحول دراماتيك خواهد بود. دو ملت بر سر مقاصد اتمى ايران در
برخورد هستند. افزون بر اين، واشنگتن تهران را به پناه دادن به سران القاعده نيز متهم
مىكند. در ماه مه، بعد از عمليات تروريستى در عربستان كه القاعده از ايران رهبرى كرده
بود، امريكا مذاكرات با ايران را قطع كرد. اما عبدالله رمضان زاده، سخنگوى پرزيدنت
محمد خاتمى به تايم گفت: تهران به دواير اطلاعاتى غرب و دولتهاى منطقه كه با ايران
دوستى دارند، اطلاعاتى را دادهاست كه از 500 عضو دستگير شده القاعده بدست آمدهاند.
او مىگويد: «اگر امريكائيان به اطلاعى نياز دارند، مىتواند از طريق دولتهاى دوست
ما، از ما، بخواهد. رمضان زاده همچنين اصرار ورزيد سه رهبر القاعده، يعنى فرزند سعد
بن لادن و ايمان الظواهرى و سليمان ابوغيث در ميان دستگير شدههانيستند.
دو طرف، از نو، شروع به گفتگو كردهاند. منابع
به تايم گفتهاند چند مقام پيشين امريكا، بتازگى، گفتگوهاى غير رسمى با ايران بعمل
آوردهاند. از ميان آنها، يكى برنت اسكوكرافت، رئيس مشاوران امور خارجى بوش است. شركت
كنندگان دو طرف، در گفتگوها، به تايم گفتهاند پيرامون برنامه توليد سلاح اتمى ايران،
حمايت ايران از تروريسم و امور ديگر گفتگو كردهاند. در هيچيك از مسائل حل نشدهاند.
اما ايران گفتهاست حاضر است برخى از اعضاى القاعده را به كشورهاى متبوعشان مسترد كند
اگر امريكا اقدام بايسته در باره مجاهدين خلق بعمل آورد. بعد از دريافت شكايت و اعتراض
از تهران، در ماه اوت، دفاتر اين گروه در واشنگتن و لوس آنجلس بسته شدند. اما ايران
مىخواهد امريكا اين گروه را - كه خود آن را ترويست خوانده و بوش دستور خلع سلاحش را
دادهاست -، بطور كامل، خلع سلاح كند. «نيازى به بحران بى پايان در روابط امريكا با
ايران نيست». اما سخت خطان حكومت با هرگونه نرمشى مخالفت مىكنند. مصرند كه سياست امريكا
تنها مىبايد تغيير رژيم در ايران باشد.
استراتفور (14 اكتبر2003) پس از شرح علت زد و خورد
مسلح دو دسته شيعه، يكى به طرفدارى آيةالله سيستانى و ديگرى به جانبدارى مقتدا صدر
و اينكه اين زد و خورد بخاطر بدست آوردن اختيار دو ضريح حضرت امام حسين (ع) و حضرت
عباس (ع)، بودهاست، به اهميت آرامش مناطق شيعه نشين از لحاظ استراتژى امريكا مىپردازد
و خبر مىدهد كه امريكا و ايران، بر سر عراق، گفتگو كردهاند. هدف از گفتگوهايى كه
با رهبران شيعه عراق و ايران بعمل آوردهاند، تحصيل حمايت شيعه عراق است.
در شمال عراق، منطقه كرد نشين، آرامش بر قرار
است اما اگر قرار بر استقرار قواى تركيه در شمال عراق شود، آرامش آن مناطق نيز از دست
خواهد رفت.
با توجه به وضعيت عراق، دشمنان امريكا در منطقه
مىدانند كه براى امريكا، آرام ماندن مناطق شيعه نشين عراق، اهميتى بتمام دارد. اهميتى
كه امريكا به كنترل جنوب عراق مىدهد و اهميتى كه دشمنان امريكا به برانگيختن شيعه
عراق به دشمنى با امريكا مىدهند، اين پرسش را پيش مىآورد: صدر ابزار كداميك از قدرتهاى
خارجى است؟ قدرتى كه سود در بى ثبات كردن عراق و هرچه سنگينتر كردن بهاى اشغال عراق
براى امريكا است. ايران و سازمان القاعده و طرفداران صدام حسين بيشترين سود را در از
دست امريكا بدر رفتن مهار مناطق شيعه نشين دارند. بنا بر اين، صدر مىتواند عامل ايران
باشد.
اوضاع و احوال و زمان بندى فعاليتهاى صدر و
گروه او اين احتمال را بوجود مىآورند كه تهران حامى او است. صدر، در ماه ژوئن، به تهران رفت و با رهبرى دينى
نظام، آية الله على خامنهاى نيز ديدار كرد. در 11 اكتبر، وقتى گزارشى در لوس آنجلس
تايمز منتشر شد كه بنا بر آن، مقامهاى امريكائى و اسرائيلى كه نخواستهاند نامهاشان
برده شوند، اسرائيل در موشكهاى امريكائى تغييرى دادهاند كه امكان مىدهد از زير دريائى
شليك شوند. يك مقام امريكائى گفتهاست كه انتشار اين خبر، بمعناى اخطار به دشنمان اسرائيل
است.
مقتدا صدر ممكن به استقلال و يا با برخوردارى
از حمايت قدرت ديگرى عمل مىكند. اما بعد از تهديد امنيت ايران، تهديدى چنين جدى، بر
ايران است كه توانائى خويش را نشان دهد. امريكا ايران را به اسلحه اتمى اسرائيل تهديد
مىكند تا كه ايران قطعنامه آژانس بين المللى انرژى اتمى را امضاء كند.
با توجه به اين امر كه تثبيت اوضاع درمناطق
شيعه نشين از بار مشكلاتى ميكاهد كه بر دوش امريكا است، ايران خود ناگزير خواست امريكا
را اجابت كرد. با توجه به اين امر، اقدام صدر مىتواند در مخالفت با ايران بعمل آمدهباشد.
بدين خاطر كه ايران از آيةالله سيستانى و مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق حمايت مىكند.