آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥٨۷ از ٢۷ بهمن تا ١١ اسفند
سايت آقاى ابوالحسن بنى صدر
هاری و. مارتین

نقش بوش (پدر) در مجهز کردن عراق به اسلحۀ شیمیائی و نقش اسرائیل در اکتبر سورپرایز و ایران گیت و فاش کردنش ؟:

 

 
● پوشش از میان رفت و خطاهای مقامات عالی حکومت شروع کردند به بر ملاء شدن. اما چطور شد که اطلاعات مربوط به سفر بوش به پاریس و افتضاح اینس لاو INSLAW از پرده بیرون افتادند؟
در ماجرا ، پای سه ملت در میان بود. ایران و عراق و اسرائیل . حکومت بوش (پدر) بنای سیاست خارجی خود را در خاورمیانه ، بر حمایت از عرب به زیان اسرائیل گذاشت. در حقیقت، بنا بر مدارک دادگاه ، حکومت امریکا از تولید اسلحۀ شیمیائی توسط عراق حمایت کرده است. زیرا مجهز شدن عراق به این اسلحه را بر قرار شدن تعادل قوا با اسرائیل ارزیابی می کرده است. بوش و حکومت او، بخاطر روابطی که با دولتهای نفتی عرب می داشت، از سیاست ایجاد تعادل جانبداری می کرد.

● در سال 1980، پیش از انتخابات ریاست جمهوری امریکا ، اداره کنندگان مبارزات انتخاباتی ریگان به این نتیجه رسیدند که پرزیدنت کارتر به تحصیل ﺁزادی امریکائیانی که در ایران به گروگان گرفته شده بودند، توانا است و در این صورت، در انتخابات پیروز می شود .
حکومت کارتر مشغول مذاکره با ایران بود و ﺁزادی گروگانها میسر می نمود. ریگان و بوش نگران " اکتبر سورپرایز "ی بود که کارتر با ﺁزاد کردن گروگانها می توانست بوجود ﺁورد. حکومت ایران از گروگانگیری خسته بود و می خواست پولها و قطعات یدکی خریداری شده اش را از توقیف خارج کند. تا با تجهیز قوای نظامی خویش، تهدیدهای رژیم عراق به جنگ را بی اثر بسازد. کارتر بر ﺁن بود قوای کماندوئی دیگری را مأمور ﺁزاد کردن گروگانها کند اما مقامات امریکا به ایرانیها اطلاع دادند و ﺁنها گروگانها را در شهرهای مختلف ، پخش کردند . (1)
اداره کنندگان مبارزات انتخاباتی ریگان - بوش نگران برگ برنده بودند که کارتر بر زمین بزند و در انتخابات برنده شود. بخصوص مک فارلین که در مری فلوور هتل و کیسی که در مادرید با فرستاده های دولت ایران ، گفتگو کرده بودند، بر ﺁن شدند که خود "اکتبر سورپرایز" ی بر ضد کارتر بوجود بیاورند. پیشنهاد دادن اسلحه در ازای ﺁزاد نکردن گروگانها تا بعد از انتخابات ریاست جمهوری امریکا، می توانست بدین کار ﺁید. بنا بر شهادت اسرائیل ، در سپتامبر 1980، ایران ﺁماده بود گروگانهای امریکائی را ﺁزاد کند. اما جمهوریخواه ها می خواستند پیش از انتخابات نوامبر 1980، گروگانها ﺁزاد نشوند.دیدار مادرید پر بار شد و زمینه دیدار پاریس در فاصله 18 تا 22 اکتبر و انعقاد موافقنامه محرمانه ای را فراهم ﺁورد. در دیدار پاریس بود که توافق انجام شد و 40 میلیون دلار ، از طریق بانک لوکزامبورک ، به طرف ایرانی پرداخت شد.
دو خلبان شهادت دادند که کیسی و دونالد گرک که تحت امر بوش بود و بوش را ، در بعد از ظهر 19 اکتبر 1980، به پاریس برده اند. بنا بر قول خلبان نیروی دریائی، کاپیتن گونتر روسباچر Gunther Pussbacher ، بوش پس از چند ساعت اقامت در پاریس، به امریکا باز گشت. روسباچر میگوید با پرواز SR71 ، با پرنده سیاه Blackbird، از پاریس به پایگاه هوائی مک گیر MacGuire ، در نیوجرسی بوش را در 20 اکتبر به امریکا بازگردانده است.
امر شگفت اینکه در ﺁن تاریخ، بوش را کسی در امریکا ندید . و تا امروز نیز او نگفته است در ﺁن 21 ساعت در کجا بوده است. در 21 اکتبر، ایرانیها در گفتگوهای خود با حکومت کارتر موضع خویش را بطور کامل تغییر دادند. علت معامله ای بود که با جمهوریخواه ها انجام داده بودند . (2)
اسرائیل نقش واسطه را میان ایرانیها و حزب جمهوریخواه امریکا را بازی می کرد. از اسرائیل برای فرستاده تجهیزات نظامی به ایران استفاده می شد. یک نوبت، روسها هواپیمای ﺁرژانتینی را ساقط کردند که تجهیزات نظامی از اسرائیل به ایران می برد. بیشتر تجهیزاتی که به ایران داده شدند، در هفته های بعد از تصدی ریاست جمهوری از سوی ریگان ، از انبارهای ناتو در اروپا به ایران حمل می شدند.
وقتی ریگان - بوش متصدی ادارۀ امریکا شدند، سیاست طرفداری از عرب و در حقیقت، طرفداری از نفت را درپیش گرفتند. این سیاست اسرائیلیها را عصبانی کرد. ﺁنها احساس کردند حکومت ریگان - بوش به ﺁنها خیانت می کند. اسرائیل معامله ای با اتحاد شوروی انجام داد. روابط نزدیک تری با شوروی بر قرار کرد و امکان بیشتری را برای مهاجرت یهودیان به اسرائیل بدست ﺁورد. این مهاجران عامل بقای حزب لیکود در قدرت می شدند. عمال اسرائیل بودند که سفر محرمانه مک فارلین به ایران را از طریق روزنامه لبنانی الشراع ، فاش ساختند . این کار را بر ضد بوش انجام دادند. باز اسرائیلیها بودند که در باره معامله اسلحه با ایران و انتقال نرم افزار پرومایس متعلق به اینسلو را شهادت دادند. . در شهادتهای ﺁنها، همان دو نام، ایرل بریان و دونالد گرگ ، ابراز شدند.

● و امریکا برای ایجاد تعادل قوا و تثبیت این تعادل در خاورمیانه، عراق را برگزید.اسرائیل و عراق همکاری خوبی با یکدیگر داشتند همانطور که ایران و اسرائیل این همکاری را داشتند. با اینهمه ، امریکا با کمک به صنعت سلاح شیمیائی عراق ، میخواست تعادل قوائی میان دنیای عرب و اسرائیل بوجود ﺁورد. اما صدام حسین شروع کرد به نشان دادن منش خویش : او " امر بر" نبود. نتیجه ﺁن شد که جنگ خلیج فارس لازم گشت. با وجود جنگ، امریکا نمی خواست صدام حسین را از قدرت براند.

● کلمه رمز جورج بوش در ایران ، باتری بوچ Bosch Batteries بود. نامی بود که وقتی از معامله پنهانی اسلحه با امریکا ، سخن بمیان بود، بکار می رفت. و نیز در گفتگو از معامله پاریس و حضور چند ساعته او ، در 19 اکتبر 1980، این نام بکار می رفت. بعد از انتخابات ریاست جمهوری امریکا، بوش مکرر تکذیب کرده است که او برای معامله بر سر 52 گروگان امریکائی ، به پاریس رفته است. بر حضور او در پاریس کسانی شهادت داده اند که در تدارک معامله نقش داشته اند.
اما روباچر تنها کسی نیست که میگوید بوش به پاریس رفته و باز گشته است. عضو سابق اداره عملیات سیا، میچل ریکونوسکویتوس Michael Ricconoscuito به تحقیق گران کنگره گفت : ﺁن کس که 40 میلیون دلار را به بانک لوکزامبور انتقال داد، من بودم.
اما چرا او در زندان بود؟ زیرا شهادت داده بود که وزارت دادگستری امریکا به سیا و دکتر ایرل بریان که شریک نزدیک ادوین میز، وزیر دادگستری، بود، اجازه داده بود از نرم افزار پرومایس استفاده کنند. او ، در کمیسیون دادگستری مجلس نمایندگان ، که در باره نرم افزار پرومایس تحقیق می کرد، شهادت داد و بدین خاطر توقیف شد. یک هفته پس از شهادت او و انتشار شهادتش در سن لوئی پست دیسپاچ و ناپا سانتینل، او را اداره مبارزه با مواد مخدر، بدون دلیل توقیف کرد. بیشتر مدارک او ضبط شدند. بنا بر قول ریکونوسکویتوس علت ﺁنکه به ایرل بریان اجازه استفاده از نرم افزار پرمایس داده شد، این بود که پول لازم در اختیار بریان بخاطر معامله بر سر گروگانها قرار بگیرد.

● در امریکا، بسیار زود تر از ﺁنکه کنگره به تحقیق در بارۀ اکتبر سورپرایز بپردازد، وسائل ارتباط جمعی امریکا کوشیدند توجه افکار عمومی را به معامله بر سر گروگانهای امریکائی ، جلب کنند. در سالهای اول حکومت ریگان، کوششی بعمل ﺁمد تا چگونگی اداره مبارزات انتخاباتی ریگان ، موضوع تحقیق قرار گیرد. یادداشت های کارتر برای مناظره با ریگان را نیز مبنای کار کردند. اما موفق به جلب توجه افکار عمومی نشدند. (3 ) حتی جون استکول ، عضو سابق ادارۀ عملیات سیا ، گفته بود : ریگان انتخابات را خواهد برد زیرا "مواد ﺁهنی " کار خود را کرده اند (کنایه از معامله اسلحه در ازای ﺁزاد نشدن گروگانها ) . اما ﺁنچه از ﺁب بیرون افتاده بود، قسمتی از یخ بود. وسائل ارتباط جمعی بر مسئله غلطی متمرکز شده بودند و ﺁن اینکه ستاد تبلیغات ریگان - بوش اطلاعاتی از کاخ سفید در جریان انتخابات 1980، بدست ﺁورده اند. بنا بر ﺁن، می دانسته است که پرزیدنت کارتر در کار ﺁنست که پیش از انتخابات ریاست جمهوری، گروگانها را ﺁزاد کند. ویلیام کیسی ، با استفاده از مأموران اطلاعاتی ، از فعالیتهای کاخ سفید ﺁگاه می شده است. در حکومت کارتر ، بیشتر مأموران سیا که تحت ریاست بوش کار کرده بودند، در سیا و شورای امنیت ملی ، شاغل بودند. برخی از اعضای سیا و شورای امنیت ملی ، بطور مستقیم، به کیسی گزارش می دادند. او نیز ، گزارشهای دریافتی را به ریگان و بوش ، بطور عمده به بوش ، تسلیم می کرد. ریگان از جزئیات کارها ﺁگاه نمی شد.
یکی از اطلاعات مهمی که به کیسی داده شد، طرح گسیل گروه کماندوئی برای ﺁزاد کردن گروگانها بود. این گروه کماندوئی با شکست مفتضحانه ای رو برو شد. گزارشهائی که رو شده اند حاکی از ﺁنند که بسا در عملیات کماندوئی ، خرابکاری شده است.
مدیر مرکز مطالعات استراتژیک و بین المللی و انجمن افسران اطلاعاتی سابق، استفن هالپر ، به حساس ترین اطلاعات دسترسی داشته است. ریچارد ﺁلن که با انتخاب ریگان به ریاست جمهوری، نخستین مشاور امنیتی او بود و بعد مغضوب شد، روزمره ، از فعالیتهای کاخ سفید ﺁگاه می شد. سیا منصوب اول کارتر به ریاست این سازمان را وتو کرد و او را ناگزیر کرد استانفیلد ترنر را رئیس سیا کند. باور بر اینست که ترنر در اکتبر سورپرایز نقشی کلیدی بازی کرده است. او بر این باور بود که ریگان او را در مقامش ابقا خواهد کرد.
نطفۀ سیاستهای بعدی امریکا ، ایران گیت و معامله اسلحه با مواد مخدر و حتی جنگ با عراق ، در انتخابات ریاست جمهوری 1980، بسته شد. ریچارد ویرتلین، کسی که برای ریگان سنجش افکار انجام می داد گفته است : اگر گروگانها پیش از انتخابات ریاست جمهوری امریکا ﺁزاد می شدند ، کارتر از 5 و 6 تا 10 درصد بیشتر رأی می ﺁورد و به ریاست جمهوری انتخاب می شد .
انقلاب اسلامی :1 - بدین قرار، پیش از حمله عراق به ایران ، نگرانی نسبت به این حمله و لزوم تقویت قوای مسلح برای مقابله با ﺁن وجود داشته است . کوشش برای ﺁسودن ایران از گروگانگیری که ایران را به گروگان امریکا در ﺁورده بود و تقویت قوای دفاعی کشور را چه کسانی و چرا ناکام گذاشتند؟ به خمینی چه کسی اطمینان داده بود که عراق به ایران حمله نمی کند که در ارزیابی گزارش اطلاعات ارتش در بارۀ تدارک عراق برای حمله به ایران ، به رئیس جمهوری گفت : هیچ کس به ایران حمله نمی کند. این دروغها را نظامیها می سازند تا پای ﺁخوند را از ارتش قطع کنند ؟ پاسخ این پرسش روشن است : بهشتی و رفسنجانی و خامنه ای (معروف به سه مفسدین) بودند که با شعار " از گروگانها می باید مثل یک ﺁتو بر ضد بنی صدر و کارتر استفاده کرد " و پیشنهاد طرح انحلال ارتش به شورای انقلاب و به اجرا گذاشتن این طرح از راه دستگیریهای وسیع و... از سوئی مانع از حل مشکل گروگانها شدند ( در واقع بطریق دیگر و از راه معامله با ریگان و بوش حل کردند ) و از سوی دیگر زمینه را برای تجاوز خارجی و جنگی که ﺁن را "نعمت " خواندند، فراهم ﺁوردند.

2 - وقتی به زمان دو " اظهار نظر" ، یکی از هاشمی رفسنجانی و دیگری از رجائی باز می گردیم ، از خود می پرسیم : چگونه شد در این تاریخ و با وجود شدت ضربات ارتش متجاوز ، اینها سخنگوی ایران شدند و گفتند : ما اسلحه و قطعات یدکی امریکائی را نمی خواهیم ؟ با ﺁنکه حکومت کارتر حاضر بود اسلحه و قطعات یدکی خریداری شده را تحویل بدهد. و نیز در می یابیم چرا در روز انتخابات ریاست جمهوری امریکا (4 نوامبر 1980) هاشمی رفسنجانی در مجلس گفت : " در ﺁینده به ما خواهند گفت شما باعث انتخاب ریگان شدید "
3 - افکار عمومی امریکا ﺁمادگی نداشت زیرا الف - زخم روانی گروگانگیری شدید بود و ب - ماجرای واتر گیت سابقه ای را بوجود ﺁورده بود که تکرار ﺁن را مشکل می ساخت و ج - بخصوص که " اکتبر سورپرایز " معامله پنهانی بر سر اتباع امریکائی برای انتخاب شدن به ریاست جمهوری بود. پذیرش رسمی واقعیت، بمعنای غیر قانونی بودن ریاست جمهوری ریگان بود . از این رو، حتی وقتی هم چاره جز تشکیل کمیته تحقیق نماند، مجلس نتوانست واقعیت را ابراز کند زیرا می باید دوره های ریاست جمهوری ریگان و بوش را غیر قانونی اعلام می کرد. با توجه به این واقعیت بود که بنی صدر روش اظهار حقیقت به تدریج و پیوسته را اتخاذ کرد. او که در اولین روز مهاجرت گفته بود برای افشای روابط ارگانیک خمینیسم و ریگانیسم به فرانسه مهاجرت کرده است، از روز ورود تا امروز، ، افشای این معامله پنهانی را که خیانت به ایران و جنایت بر ضد ملت ایران بود و نیز روابط پنهانی ملاتاریا و سلطه گران امریکائی را ، بطور مداوم ، ادامه داده است. نخستین کتابی که از جمله بر اساس اطلاعاتی تألیف شد که نویسنده از بنی صدر گرفت ، در 1982 ، منتشر شد. نام نویسنده مارک هولبرت و اسم کتاب Interlock است. چکیده این کتاب ، در "سیر تحول سیاست امریکا در ایران کتاب دوم اکتبر سورپرایز " نوشته ابوالحسن بنی صدر ﺁمده است.
انقلاب اسلامی : نوشته ای محل پیدا می کند که خطاب به بهزاد نبوی و همانندهای او نوشته شده است. نویسنده ﺁنها را به ابراز کامل حقایقی فراخوانده است که به نسل انقلاب و نسل امروز تعلق دارند و این دو نسل ، به یمن شفاف دیدن وضعیتی که در ﺁنند، می باید راه بیرون رفتن از استبدادی را بجویند که فضای زندگییشان را خفقان ﺁور کرده است. و نیز نوشته واجد اطلاعات در خور توجه است :



صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر