١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥٨۰ از ١٨ مهر تا ٢ آبان
سايت ابوالحسن بنى صدر


انقلاب اسلامى: غير از اختلاف وزارت دفاع و وزارت خارجه بر سر نوع رفتار با رژيم ملاتاريا، غير از بى اطلاعى وزارت خارجه و سيا از اوضاع ايران، لودين چند اطلاع مهم را بروز مى‏دهد: مهمترينشان وجود برنامه ايست كه كه به فعاليتهاى تروريستى رژيم مربوط مى‏شده‏است و اينكه دور بعدى گفتگوها، دو اواسط نوامبر، در ژنو، انجام خواهند گرفت.
و كنگره امريكا دو كميته مأمور سيا كرده‏است. يكى به امر تجديد سازمان سيا مشغول است و ديگرى به گزارش دروغى رسيدگى مى‏كند كه مجوز حمله به عراق شد. رسانه‏هاى غرب نيز، اين روزها، برنامه‏هاى مستند متعددى در باره سيا و روش كار و ناتوانيها و جنايتهايش منتشر مى‏كنند. سالروز گروگانگيرى نيز هست. بنا بر اين، بموقع است يافته‏هاى جديد روبرت پارى را در باره نقش كيسى در "اكتبر سورپرايز"، از نظر خوانندگان بگذرانيم:


روبرت پارى: پولهايى كه به سيروس هاشمى پرداخت شدند و همكارى نزديك او با كيسى در "اكتبر سورپرايز":

 

  در دستشوئى زنانه سابق كنگره، غير از شهادت كوگان و گزارش نخست وزير روسيه (ترجمه آن در شماره پيش از نظر خوانندگان گذشت)،

* نوارهاى شنود اف بى آى از گفتگوهاى تلفنى سيروس هاشمى را يافتم كه مورد اعتناى كميته تحقيق پيرامون "اكتبر سورپرايز" قرار نگرفته بود. برابر نوارهاى شنود، در اواخر سال 1980، سيروس هاشمى 3 ميليون دلار دريافت مى‏كند. پول توسط وكيلى مدافعى مقيم هوستن پرداخت شده‏است. اين شخص شريك بوش، نامزد معاونت رياست جمهورى در انتخابات 1980 بوده‏است.
بعد از انتخابات رياست جمهورى 1980، وكيل نامبرده به سيروس هاشمى تلفن مى‏كند و به او وعده مى‏دهد كه "بوش و اطرافيان او" در مورد سرمايه گذاريهاى شكست خورده سيروس هاشمى، به او كمك خواهند كرد. و كمى بعد از آغاز بكار پرزيدنت ريگان، پرداخت اسرار آميز ديگرى به سيروس هاشمى، با پست كنكورد و از طريق بانك اعتبارات و بازرگانى بين المللى (BCCI)، پرداخت مى‏شود.


* يادداشتهائى در باره دست اندركارى بوش در ايجاد اختلال در گفتگوهاى كارتر، رئيس جمهورى وقت، پيرامون گروگانها، يافتم. بنا بر يكى از اين يادداشتها، مورخ 27 اكتبر 1980، بوش به مشاور سياست خارجى، ريچارد آلن، دستور مى‏دهد آخرين اطلاع در باره گفتگوها بر سر گروگانها را، از طريق تئودور شكالى ShackleyTheodore، معاون سابق مدير عمليات سيا، براى او بفرستد.


* مدارك ديگرى يافتم شامل ثبت‏هاى "سرى" و "فوق العاده سرى" وزارت خارجه امريكا در باره فروش اسلحه به ايران در 1980. يكى از فوق سرى‏هاى حساس شامل گفتگوهاى الكساندر هيگ، نخستين وزير خارجه امريكا با سران كشورهاى خاورميانه، در سفر ماه مه 1981 او به منطقه بود. سران اين دولتها به او گفته بودند كه جريان محرمانه اسلحه از اسرائيل به ايران ادامه دارد.
انقلاب اسلامى: ترجمه يادداشت محرمانه الكساندر هيگ را از نظر خوانندگان گذرانده‏ايم.


* نه تنها مدارك بالا كه گزارش تفصيلى ابوالحسن بنى‏صدر، نخستين رئيس جمهورى ايران، و شهادت داويد آندلمن Andelman، شرح حال نويس آلكساندر دومارانژ، رئيس سازمان جاسوسى و ضد جاسوسى وقت فرانسه، مورد توجه قرار نگرفته‏اند.
در خور يادآورى است كه آندلمن شهادت داده‏است: دومارانژ، به من گفت: ما ديدار ميان ويليام كيسى، مدير تبليغات انتخاباتى ريگان - بوش و ايرانيها را در پاريس، سازمان داديم. بعد از شهادت آندلمن، كميته تحقيق، تلفنى از دومارانژ مى‏خواهد با كميته تماس بگيرد. اما پيش از آنكه دومارانژ تلفن كند، كميته بكارى شگفت دست مى‏زند: خود ارزيابى مى‏كه كه شهادت آندلمن "معتبر" است اما فاقد "ارزش تصديق" است!


* افزون بر اين، اوراق كميته تحقيق فاش مى‏كردند كه گزارش اين كميته، از ديد اعضاى آن نيز، بى پايه بوده‏است. تا آنجا كه مشاور رئيس كميته، اى. لورنش بارسلا E.Lawrence Barcella ، بابت ضعفهاى گزارش، عصبى بوده‏است. در 8 دسامبر 1992، او به معاونان خود دستور مى‏دهد "يك دريچه فرارى" باز كنند تا اگر در آينده، بابت مدارك و شهادتهائى كه بطور گزينشى ناديده گرفته شده‏اند، شكايت شد و يا حقايق رو شدند، بتوان گفت كميته تحقيق احتمال وقوع "اكتبر سورپرايز" را داده بود.
بارسلا دستور مى‏دهد بنويسند "اين گزارش نمى‏بايد و نمى‏توانست هر تحقيق ساده‏اى را هم در خود بگنجاند، هر تلفن ساده‏اى را هم قيد كند، هر تماسى را حكايت كند. و نيز كميته نمى‏توانسته‏است به همه "تصادف"ها، خرده اتهامها و ادعاها، "كنجكاويها" و سئوالهائى كه بر انگيخته شده‏اند، بپردازد". اما مدارك روشن مى‏كنند بسيارى از آن "تصادف‏ها" كه كميته ناديده گرفته‏است، از لحاظ تاريخى بسيار مهم بوده‏اند. در ماجراى اكتبر سورپرايز، يكچند از مهمترين و قدرتمندترين چهره‏هاى سياسى، محرمانه با يكديگر معامله كرده‏اند. مدارك همچنين فاش مى‏سازند تحقيقى به انجام رسيده‏است كه نه تنها معدودى "كنجكاويها" را ناديده گرفته است، نه تنها يك يا دو "نقش" را از قلم انداخته است، بلكه مدام يا مدارك را ناديده گرفته و يا در آنها دستكارى كرده و يا جعل قول كرده‏است.
مدارك گردآورى شده در جعبه‏ها فاش مى‏كنند كه كميته براى گذران كيسى، در تاريخهاى كليدى اكتبر سورپرايز، قولهاى مجعول را سند گردانده‏است. حال آنكه مدارك پيدا شده و نيز شهادتهاى شهود، دروغ بودن آن قولها را مسلم مى‏كنند. كميته شهود معتبر را كه شهادتشان تصديق ادعا (نقش كيسى در اكتبر سورپرايز) است، ناديده گرفته و در عوض، شهادتهاى مشكوك - بسا ساختگى - جمهوريخواه‏ها را پذيرفته است.


* افزون بر اين، مدارك كميته مسلم مى‏كند كه تحقيق گران كميته خود در نتيجه تحقيق، ذينفع بوده‏است. بخصوص رئيس مشاوران، بارسلا. او در 1980، وكيل بانك فاسد BCCI بوده و بابت حمايت از بانك در برابر مطبوعات و تحقيقات دولتى، بانك به او بيشتر از 2 ميليون دلار، پول داده‏است. همزمان، بارسلا شريك پل لاكسالت LaxaltPaul، رئيس مبارزات انتخاباتى ريگان - بوش، در انتخابات رياست جمهورى نوامبر 1980 نيز بوده‏است.
در حقيقت، مدارك موجود در دستشوئى زنان سابق مجلس نمايندگان، نشان مى‏دهند كه فصل جذابى از تاريخ اخير امريكا - تاريخى كه انتخابات رياست جمهورى نوامبر 1980، محور آنست - سخت غلط نوشته شده‏است. حتى اگر هنوز كسى داورى كند كه مدارك بر اثبات "معامله" جمهورى خواهان دلالت قطعى ندارند اما هم او نمى‏تواند انكار كند كه جمهوريخواهان، در طول مبارزات انتخاباتى، در مذاكرات پرزيدنت كارتر در باره گروگانها، اختلالهاى جدى بوجود آورده‏اند.
اما ماجراى پولهايى كه سيروس هاشمى دريافت كرده‏است:

در 23 سپتامبر 1980، بهنگام رقابت ريگان با كارتر بر سر رياست جمهورى، دو مرد اهل بوستن به سيروس هاشمى تلفن مى‏كنند. اين دو پيام رمزى به او ابلاغ مى‏كنند. آنها به بانكدارى كه سيروس هاشمى است اطلاع مى‏دهند كه "ناخداى كشتى يونانى" مى‏خواهد 3 ميليون دلار به شعبه بانك او در آنتيل هلند بسپرد. به هاشمى گفته شده‏است كه نام "ناخداى كشتى يونانى" فيبولوس "Fibolous" است. يكى از اين تكزاسى، قاضى سابق، هارل تيلمن بوده‏است. او خود را دوست 30 ساله ژرژ بوش، نامزد معاونت رياست جمهورى امريكا مى‏دانسته‏است. در آن تاريخ، نقش واسطه اصلى را در كوششهاى پرزيدنت كارتر براى آزاد كردن 52 گروگان امريكائى بازى مى‏كرده‏است. در 20 نوامبر، بعد از شكست كارتر در آزاد كردن گروگانها، تيلمن از نو، به هاشمى تلفن مى‏كند. اين بار، با او در باره خريد يك پالايشگاه نفت صحبت مى‏كند. به هاشمى مى‏گويد با بوش، كه به معاونت رياست جمهورى انتخاب شده‏است، رابطه دارد و با "آدمهاى بوش" در باره ورشكستگى سيروس هاشمى و شريك او، در پى معامله پالايشگاه نفت، واقع در نيوفوندلند مشورت كرده‏است. تيلمن به او گفته‏است: "آدمهاى بوش آماده‏اند در رفع اين گرفتارى، كمك كنند. اما تا پيش از شروع رسمى ريگان و بوش بكار، در 20 ژانويه 1981، نمى‏توانند عمل كنند".
وقتى از تيلمن، در باره تلفنهايش به سيروس هاشمى، در 1980، پرسيدم، گفت: نه دادن 3 ميليون دلار و نه وعده كمك آدمهاى بوش به او را به ياد نمى‏آورد. بياد نمى‏آورد تلفنى به سيروس هاشمى كرده باشد. او بياد مى‏آورد كه بازجويان كميته تحقيق، در 1992، در اين باره از او پرسيده‏اند اما محتواى پرسشهاى آنها و پاسخهاى خود را به ياد نمى‏آورد. اطمينان مى‏داد كه قصد فرار از پرسشهاى مرا ندارد.
با وجود اين، تيلمن بر آن تلفنهاى اسرارآميز، امر واقع تازه‏اى را افزود: او گفت در زمان شركت او در مبارزات انتخاباتى ريگان و بوش، او مشاور حكومت اسلامى راديكال ايران نيز بوده‏است. تيلمن همچنين احساس كرده بود پرزيدنت كارتر در كار گروگانها در مانده‏است. انقلاب اسلامى: درخور يادآورى است كه، در آن تاريخ، رجائى نخست وزير و هاشمى رفسنجانى رئيس مجلس و بهشتى رئيس قوه قضائيه بوده‏اند. آنها از كجا، در امريكا، دوست 30 ساله بوش را يافته و مشاور حقوقى حكومت ايران كرده‏اند؟!
علت پرداخت 3 ميليون پول به سيروس هاشمى - حتى اگر بازپرداخت وجه دريافت شده و يا بهاى معامله‏اى باشد - دليل ديگرى بر وابستگى سيروس هاشمى به جمهوريخواه‏ها است. سيروس هاشمى، با استانلى پوتينگر Stanley Pottinger، كه در حكومت نيكسون صاحب مقام بوده، از نزديك‏همكارى داشته است. با جون شاهين، حرفه‏مند جمهوريخواه و دوست نزديك ويليام كيسى، مدير فعاليتهاى انتخاباتى ريگان و بوش، شريك بوده‏است.
بگفته جمشيد هاشمى، برادر سيروس هاشمى، كيسى با سيروس هاشمى، از بهار 1980، براى جلوگيرى از آزاد شدن گروگانها، همكارى را شروع كرده‏است. گزارش كميته تحقيق مدعى است در نوارهائى كه، بر آنها، اف بى آى گفتگوهاى تلفنى سيروس هاشمى را از سپامبر 1980 تا فوريه 1981، ثبت كرده‏است، كوچك‏ترين اشاره به ماجراى اكتبر سورپرايز نيست. اما من در آن دستشوئى تاريك، نوارهائى را يافتم كه در آنها، براى مثال، از دادن 3 ميليون دلار به سيروس هاشمى صحبت شده‏است و كميته تحقيق كمتر اعتنائى به آن نكرده است. باز نوارهائى يافتم كه حاكى از ارتباطات مالى شاهين و سيروس هاشمى با چهره‏هاى دولتمند فيليپين و خاورميانه و بانك فاسد BCCI و خانواده پهلوى است . اين داده‏ها و شهادتها گوياى اين واقعيت هستند كه هاشمى انگيزه قوى در جلوگيرى از موفق شدن كارتر در حل مشكل گروگانها داشته و ويليام كيسى او را بكار گرفته است.


* در 22 سپتامبر، يك روز پيش از تلفنها از هوستن، هاشمى، تلفنى، در پى يافتن 40 ميليون دلار براى كمك به شاهين بوده‏است تا او بتواند كنترل پالايشگاه را از نو بدست آورد. در همان هفته، سيروس هاشمى و جون شاهين مى‏خواسته‏اند، باهم، بانكى را در آسيا، با شركت سرمايه گذاران فيلى پينى ايجاد كنند.

* در اواسط اكتبر، در همان حال كه سيروس هاشمى، بظاهر، با حكومت كارتر، در حل گروگانها، همكارى مى‏كرده‏است، با جمهوريخواه‏ها نيز در فروش اسلحه به ايران، شروع بهمكارى كرده‏است.
نوارهاى افى بى آى حاكى از دروغى است كه سيروس هاشمى در كار گروگانها گفته است. در 22 اكتبر 1980، افى بى آى گفتگوهاى همسر سيروس هاشمى، هما، با او را ضبط مى‏كند. هما شوهرش را بابت تكذيب گفتگوهايش با نخست وزير ايران، محمد هاشمى، سخت سرزنش مى‏كرده‏است. به او هشدار مى‏داده‏است: "ممكن نيست بتوانى دوچهره داشته باشى و نقش آژان دوبل را بازى كنى".
انقلاب اسلامى: آن زمان، نخست وزير محمد على رجائى بود. اما اگر در نوار، صحبت از محمد هاشمى بوده‏است، يا مقصود هاشمى رفسنجانى رئيس وقت مجلس و يا مراد، برادر او، محمد هاشمى بوده‏است.


* روز بعد، 23 اكتبر 1980، شاهين، از نو، در دفتر كار سيروس هاشمى، بوده‏است. با يكى از تلفنهاى تحت شنود، يك شريك اروپائى خود، ديك گدك Dick Gaedecke،را در باره آخرين فعل و انفعالات گفتگوها بر سر گروگانها، توجيه مى‏كرده‏است. هاشمى از طريق شاهين، كسيى را از جزء به جزء استراتژى كارتر در اين باره، آگاه مى‏كرده‏است. در 24 اكتبر، اف بى آى به استناد شنود مكالمات سيروس هاشمى، يادداشت رمز ديگرى از روابط نزديك سيروس هاشمى با جمهوريخواه معروف ديگرى، ثبت مى‏كند. در يادداشت، دو حرف اول سيروس هاشمى در اين جمله، قيد شده‏اند: "عمليات بانكى س.ه براى ريگان در خارج از امريكا". امكان ارتباطى ميان ريگان و هاشمى اطلاعى كاملاً جديد نيست. خبر از اين ارتباط را نخست رويتر، به استناد منابع خود در اف بى آى داد: نام ريگان در يكى از نوارهائى شنيده شده‏است كه بر آنها مكالمات تلفنى سيروس هاشمى ضبط شده‏اند. اما تحقيق كنندگان كميته تحقيق گفتند در 548 نوارى كه در اختيار كنگره گذاشته شده‏است، نامى از ريگان برده نشده‏است. به استثناى اينكه بهنگام گفتگوى تلفنى، تلويزيون يكى از دو طرف گفتگو باز بوده و اسم ريگان در برنامه تلويزيونى پخش و ضبط شده‏است.
اما تحقيق كنندگان نتوانسته‏اند توضيح بدهند چرا در يك نوار، 8 روز خالى است. 11 روز ديگر نيز پاك شده‏است. بقول متخصصان شنود نوار، بسا از عمد چنين كرده‏اند. با وجود اين، كميته تحقيق هيچ چيز مظنونى در نوارها نديده‏است!
براى پاك گرداندن جمهوريخواهها، كميته تحقيق شهادت احمد مدنى، وزير دفاع سابق ايران را نيز به حساب نياورد. او شهادت داده‏بود كه در به تأخير انداختن آزادى گروگانها تا بعد از انتخابات رياست جمهورى امريكا، سيروس هاشمى، بطور محرمانه، با جمهوريخواهها كار مى‏كرده‏است. هاشمى كيسى را به ديدارى با ايرانيان برده بود براى گفتگو بر سر گروگانهاى امريكائى در تهران. سيروس هاشمى به مدنى گفته بود: "كيسى مى‏خواهد از آب گل آلود، ماهى بگيرد". و نيز، مدنى شهادت داده بود كه هاشمى نقش دوگانه بازى مى‏كرد. در ظاهر براى پرزيدنت كارتر و در باطن براى ريگان - بوش كار مى‏كرد. در دوران انتقالى، يعنى بعد از پيروزى ريگان و پيش از تصدى رياست جمهورى، اف بى آى مكالمات بيشترى را ضبط مى‏كند. اين مكالمات گوياى روابط سيروس هاشمى با جمهوريخواه‏ها هستند. در 20 نوامبر، همان روز كه تيلمن با او از "آدمهاى بوش" تلفنى گفتگو كرده‏است. هاشمى با دوستى ايرانى به اسم محمود معينى از روابط خود با كيسى صحبت كرده‏است. اين زمان، كيسى كارهاى انتقال تصدى رياست جمهورى از كارتر به ريگان را بر عهده داشته‏است. سيروس هاشمى به معينى گفته‏است: من با كيسى، سالهاست دوست هستيم.
سرانجام، حكومت كارتر، سيروس هاشمى را، از گفتگوها بر سر گروگانها، كنار مى‏گذارند. علت اشتغال هاشمى به خريد اسلحه براى ايران بوده‏است. بنا بر آنچه اف بى آى ضبط كرده‏است، در 15 ژانويه 1981، سيروس هاشمى، با مقامات سپاه پاسداران، درلندن ديدار و براى آنها حسابى به مبلغ 87/1 ميليون ليره انگليسى (حدود 3 ميليون دلار) باز مى‏كند. پول اختصاص به خريد اسلحه داشته‏است. در 19 ژانويه 1981، آخرين روز رياست جمهورى كارتر، در يكى از گفتگوهاى تلفنى خود، براى عده‏اى تشريح مى‏كرده‏است كه "توافقهاى بانكى انجام گرفتند براى آنكه گروگانهاى امريكائى در تهران آزاد شوند". هاشمى در باره خريد اسلحه براى ايران نيز با آنها، صحبت كرده‏است. شركاى او پرسيده‏اند: "ترتيب كار با دوستانمان چطور خواهد بود؟" و "من قدرى عصبى هستم. در اينجا همه سعى دارند وارد عمل شوند". و روز بعد، بلافاصله بعد از اداى سوگند توسط ريگان، گروگانها آزاد شدند.
در هفته‏هاى بعد از آن، پولها همچنان به بانك سيروس هاشمى ( CompanyBank and TrustFirst Gulf)سپرده مى‏شدند. در اوائل فوريه 1981، اف بى آى مكالمه‏اى را ضبط مى‏كند كه بنا بر آن، حواله‏اى از بانك BCCI، فردا، از لندن، توسط كنكورد، براى او فرستاده مى‏شود. چند روز بعد از اين مكالمه، دستگاه دادگسترى جديد (تحت امر وزير منصوب ريگان) به اف بى آى دستور مى‏دهد، شنود مكالمات سيروس هاشمى را قطع كند. اف بى آى و دادستانهاى محلى بر آن مى‏شوند مكالمات ضبط شده را براى تحت تعقيب قضائى قرار دادن سيروس هاشمى، به جرم فروش اسلحه، بمدت بيش از 3 سال، مورد استفاده قرار دهند. با اطلاع از اين امر، در ماه مه 1984، وقتى كه مدارك در اختيار هيأت منصفه قرار گرفتند و بنا بر تعقيب سيروس هاشمى شد، وزارت دادگسترى سيروس هاشمى را آگاه مى‏كند و او پرواز خود را به نيويورك لغو و از توقيف شدن مى‏رهد.
كمتر از يك سال بعد، تاجران اسرائيلى فروش اسلحه، آلبرت شويمر
Albert Schwimmer و يعقوب نيمرودى، براى ديدار با سيروس هاشمى، به هتل لوكسى مى‏روند. عدنان قاشوقى و منوچهر قربانى فر نيز براى شركت در اين گردهم آئى، به آن هتل مى‏روند. هاشمى پيشنهاد فروش اسلحه بيشترى را به ايران مى‏كند. او، از نو، با شاهين و كيسى كار مى‏كند و كيسى حالا ديگر رئيس سيا است. يك سال بعد، همچنان در لندن، سيروس هاشمى ناگهان بيمار مى‏شود. بيمارى او سرطان خونى حاد تشخيص داده مى‏شود. او در 21 ژوئيه 1986، مى‏ميرد. اما كارى را كه سيروس هاشمى، در اطاق آن هتل، شروع مى‏كند، چند ماه بعد از مرگ او، از پرده بيرون مى‏افتد و افتضاح ايران گيت نام مى‏گيرد. انقلاب اسلامى: علت به رياست جمهورى رسيدن كسى مثل ژرژ دبل يو بوش را در "تحقيقى" مى‏توان يافت كه با پنهان كردن مدارك، انجام گرفته‏است.اى بسا اگر كميته تحقيق كنگره كار خود را احقاق حق و هدف از آن را بازگرداندن اخلاق سياسى به هر سه قوه مجريه و مقننه و قضائيه مى‏شمرد و حقيقت را فداى مصلحت نمى‏كرد، امريكا مديرانى ديگر مى‏يافت. اما وقتى قدرتى وارد مرحله انحطاط مى‏شود، چشمهاى حقيقت بين مسئولان امور كور مى‏شوند. چنانكه از اينهمه كه بر نوارها ضبط بوده‏اند، اعضاى كميته و تحقيق كنندگان آنها، كلمه‏اى رانمى‏شنوند!. در آنچه به گزارش و اسنادى مربوط مى‏شود كه بنى‏صدر در اختيار اين كميته گذاشت، نه تنها، همه، ناديده گرفته شدند، بلكه در گزارش كميته، قولهاى جعلى را آورده‏اند كه خود ساخته و به بنى‏صدر نسبت داده‏اند. با وجود اين، همانطور كه مى‏خوانيد، كميته ناگزير شده‏است "دريچه فرارى" را باز بگذارد.
لذا گفته‏است نمى‏گويد سازش پنهانى انجام نگرفته‏است. مى‏گويد: مدركى كه وقوع را ثابت كند، يافت نشد!!



صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر