١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥۷۷ از ٢۰ شهريور تا ٤ مهر
سايت ابوالحسن بنى صدر
سخنان گويا در باره وضعيت كنونى و «چه بايد كرد؟» بهنگام روزه سياسى:

 

    24 شهريور 82 در مراسم افطارى "روزه سياسى" در محل دفتر مركزى حزب مشاركت، علوى تبار گفته است:

     مسؤوليت اقدامات دستگاه قضايى به طور مستقيم متوجه مقام رهبرى است. عليرضا علوى‏تبار سخنانش را با اين جمله كوتاه آغاز كرد: هيچ راز و رمزى در سياست ايران وجود ندارد.  همه ما مى‏دانيم كه چه كسى دستور اين اقدامات را مى‏دهد. چرا كه صورت مسأله روشن است: در جمهورى ولايى ايران، رئيس قوه قضائيه توسط مقام رهبرى منصوب مى‏شود و كسى جز او امكان اصلاح وى را ندارد. در اين شرايط، يك قاعده مديريتى وجود دارد مبنى بر آن كه هر كس به اندازه‏اى كه اختيارات دارد، مسؤول است. بنابراين، مسؤوليت رفتار دستگاه قضايى با شخص رهبرى است. اگر اين دستگاه به عدالت عمل كند، اجر آن براى رهبرى خواهد بود و اگر به ظلم عمل كند، او بايد در دنيا و آخرت پاسخگو باشد.

     هرگاه دوستان به من مى‏گويند كه اقدامات دستگاه قضايى در چارچوب شرع و قانون اساسى نيست، پاسخ من اينست كه اين دستگاه نه نماينده دين است و نه قانون، بلكه نماينده قدرت است.

   علوى تبار گفت: در اين شرايط، ديگر تحليل و افشاگرى درباره مسائل نتيجه نمى‏دهد. بلكه اينك زمانى است كه بايد عمل كرد و در اين چارچوب، تنها راه ايجاد قدرت همسنگ با قدرت اقتدارگرايان است كه از طريق دستگاه قضايى اعمال مى‏شود.   وى در مورد چگونگى شكل‏گيرى اين قدرت گفت: ما نه سلاح داريم و نه ثروت. تنها ابزار ما، تعداد و تشكيلات مى‏تواند باشد. اگر اين تشكيلات گسترده را ايجاد كرديم، مى‏توانيم در برابر اقتدارگرايان بايستيم وگرنه تا ابد بايد التماس كنيم و آنها هم كار خود را بكنند.

     او خطاب به اصلاح طلبان گفت: اگر سكوت و بى‏عملى ما ادامه يابد، فضا از آنچه كه هست، بدتر خواهد شد. بنابراين، بايد عمل كنيم و اينك زمانى است كه به وحدت و همدلى ميان همه نيروهاى اصلاح‏طلب نياز داريم.

  و نيز، علوى تبار مقاله‏اى در سايت امروز (1 مهر) انتشار داده‏است كه «چه بايد كرد؟» پيشنهاديش اينست:

 4- تعميق اصلاحات‏

    اصلاح طلبان اگر مانند گذشته و در همان چارچوب عمل كنند، نتيجه‏اى جز لجن‏مال شدن از نظر اعتبار و حيثيت و فلج شدن از نظر عمل نخواهند گرفت. اين‏دو يعنى حذف گزينه‏اى به نام اصلاحات از ميان انتخاب‏هاى ممكن مردم. اگر اصلاحات تنها راه نجات ماست و اگر اصلاحات به صورت كنونى به پايان خط خود رسيده است، پس تنها راه آغاز كردن دوران تازه‏اى از اصلاحات طلبى است. اما اين دوران تازه چه مشخصاتى بايد داشته باشد؟ اگر خواهان حضور فعال مردم و نخبگان در صحنه‏ايم، اگر خواهان تصفيه صف اصلاح‏طلبان از فرصت‏طلبان و عاشقان قدرتيم، اگر خواهان فاصله گرفتن از خطمشى‏هاى ساده‏انگارانه و پيشگيرى از تكرار خطاها هستيم، اگر نمى‏خواهيم قدرت‏هاى سلطه‏گر خارجى با معرفى ايران به عنوان كشورى تحت تسلط اقتدارگرايان بنيادگرا زمينه را براى آسيب به منافع ملى ما فراهم آورند و اگر خواهان جايگزين شدن روش‏هاى خشونت‏آميز به جاى اصلاحات و مسالمت نيستيم، چاره‏اى جز «راديكال كردن اصلاحات» نداريم. اما راديكال كردن اصلاحات به چه معناست؟ ريشه‏نگر شدن اصلاحات به طور حتم به معناى تغيير روش اصلاح طلبانه و رفتن به سوى روش‏هاى قهرآميز و خشونت‏گرايانه نيست. ريشه‏نگر شدن اصلاحات بايد در زمينه «هدف» و «نگاه» اتفاق افتد. از نظر هدف، اصلاحات تاكنون شعار حفظ «جمهورى ولايى» (تركيب نظام جمهورى و نظام ولايت انتصابى مطلقه فقيه) و انجام اصلاحات مردمسالارانه در چارچوب آن را داده است. اما تجربه نشان داده است كه ظرفيت اين نظام حكومتى آنقدر نيست كه بتواند طرفداران مردمسالارى با همه پيامدها و لوازم آن را راضى كند. از اين‏رو در ميان اصلاح‏طلبان دو گزينه ديگر به عنوان هدف مى‏تواند طرح گردد. يك گزينه «جمهورى اسلامى بدون ولايت فقيه» است. ساختار اين نظام شبيه چيزى است كه در پيش نويس قانون اساسى جمهورى اسلامى طراحى شده بود. شكلى از مردمسالارى كه به دليل اكثريت داشتن مردم ديندار در آن خط مشى‏گذارى عمومى با الهام و تأثيرپذيرى از ارزش‏ها، آرمان‏ها و دغدغه‏هاى دينى صورت مى‏پذيرد. برخى نيز از اين فراتر مى‏روند و يك «جمهورى مردمسالار و غيرايدئولوژيك» را پيشنهاد مى‏كنند كه طبيعى است در جامعه‏اى كه اكثريت آن را دينداران تشكيل مى‏دهند، نمى‏تواند نسبت به ارزش‏هاى دينى بى‏تفاوت باشد و در جهت ضديت با آنها گام بردارد.

    به هر حال هر كدام از دو گزينه فوق مستلزم نوعى اصلاح در قانون اساسى موجود است. البته برخلاف آنچه تبليغ مى‏شود، هيچ‏كدام به معناى بيرون كردن دين از عرصه عمومى و جدا كردن دين از سياست نيست. دومين بستر ريشه‏نگر شدن به نوع «نگاه» بازمى‏گردد. اصلاح‏طلبان به جاى آنكه ريشه مشكلات سياسى - اجتماعى را در خطمشى‏ها و مديران و مسئولان جست و جو كنند، بايد به ساختارهاى مشكل‏آفرين نظر داشته باشند. تغيير يك خطمشى يا يك مدير و كارگزار سياسى ممكن است مشكل را تخفيف دهد و در كوتاه‏مدت به كاهش تنش‏ها بيانجامد، اما كماكان ريشه را حفظ خواهد كرد.

     به علاوه نقد ساختار قدرت و عملكرد حكومت را نبايد از دوم خرداد 1376 آغاز كرد بايد به نقد شجاعانه همه گذشته پرداخت و اگر عملكردهاى كنونى ريشه‏اى در گذشته (پيش از دوم خرداد 76) دارند بايد آنها را مكشوف ساخت و بى‏هراس به نقد آنها پرداخت. البته نبايد پيشاپيش فرض كرد كه در گذشته هيچ عنصر قابل دفاعى وجود ندارد. نقد گذشته مترادف انتقام گرفتن از گذشته نيست. اگر قرار بر تعميق اصلاحات (از نظر هدف و نگاه و گفتمان) باشد، آنگاه براى پيشبرد چنين اصلاحاتى بايستى «حاملين» متفاوت و «راهكارهاى» جديد جست‏وجو كرد. بدون آنكه به ستيز با جبهه دوم خرداد و تلاش براى جايگزين كردن آن پرداخته شود، بايستى به ساماندهى جديدى انديشيد. جبهه تازه‏اى كه پيرامون منشورى حداقلى با محوريت گذار به مردمسالارى و جمهوريت شكل گرفته است و به گونه‏اى مردمسالارنه و جمعى اداره مى‏شود، قالب مناسبى براى اين كار است. جبهه اقدام براى مردمسالارى مى‏تواند در بر گيرنده بخش پيشرو جبهه دوم خرداد (طرفداران تغيير ساختار قدرت)  و نبردهاى مردمسالار و اصلاح طلب ملى - مذهبى و جمهوريخواه باشد. ايرانيان اصلاح طلب و طرفدار جمهورى مردمسالارانه مقيم خارج از كشور نيز در چنين جبهه‏اى جايگاه والاى خويش را خواهند داشت.

 

  محمد رضا خاتمى:

     اگر "روزه سياسى" نتيجه ندهد، راه‏هايى ديگر و گسترده‏تر را براى اعتراض در پيش خواهيم گرفت‏

   "روزه سياسى" اولين اقدام نيروهاى اصلاح‏طلب در اعتراض به بازداشت‏هاى غيرقانونى و وضعيت نگهدارى زندانيان سياسى است و اگر اين اقدام با پاسخ مثبت مواجه نشود، راه‏هاى ديگر و گسترده‏ترى را در پيش خواهيم گرفت".

     حاضران در اين جلسه تاكنون، به اشكال مختلف از مقاله نوشتن تا فرياد زدن و بيانيه دادن، همه، يك سخن را گفته‏اند و آن اينكه قانون بايد اجرا شود. ما ديگر از حكومتگران اجراى قانون را هم نمى‏خواهيم، بلكه همچون امام حسين(ع )كه مى‏فرمود اگر دين نداريد، لااقل آزادمرد باشيد، از آنان مى‏خواهيم كه دست‏كم حداقلى از انسانيت و اخلاق را رعايت كنند.

     خاتمى در ادامه نسبت به شكل‏گيرى يك فاجعه درون زندان‏ها هشدار داد و گفت: اخبار نگران كننده‏اى كه از وضعيت زندانيان چون عبدى، سازگارا، رحمانى، رضوى فقيه و ديگران مى‏رسد، چنان است كه به نظر مى‏رسد قتل زهرا كاظمى در برابر فاجعه پيش‏رو، اتفاقى كوچك باشد.

 

  كديور گفته است:

 دستورهاى رهبر جامعه نفوذ ندارد يا در پشت پرده دستورهايى ديگر مطرح مى‏شود؟

 وى گفت: ميزان بازداشتى‏هاى سياسى و مطبوعاتى در ايران به حدى رسيده كه جايگاه كشور ما را نه تنها در خاورميانه بلكه در ميان كل كشورهاى درحال توسعه، مثال زدنى كرده است.

    وى با اشاره به در زندان ماندن دانشجويان بازداشتى با وجود صدور دستور "مقام رهبرى" گفت: «وقتى دستور داده مى‏شود كه دانشجويان آزاد شوند، ليستى مى‏آورند و مى‏گويند كه شاخص‏ترين دانشجويان زندانى، دانشجو نيستند. آيا "سعيد رضوى‏فقيه و مهدى امينى زاد دانشجو نيستند؟ چرا وقتى كه براساس متنى كه در هيچ كجا هم منتشر نشده، دستور اعمال رأفت در مورد هاشم آقاجرى داده مى‏شود، باز هم او در بند كارگرى اوين به سر مى‏برد و از تحويل دارو به او جلوگيرى مى‏شود؟ آيا رهبر جامعه نفوذ كلام ندارد تا دادگسترى جمهورى اسلامى دستوراتش را اجرا كند و يا وضع به گونه‏اى است كه دستوراتى علنى و در صفحات مطبوعات داده مى‏شود و دستورات ديگرى هم در پشت پرده وجود دارد؟

 

  مهندس سحابى گفته‏است:

  حاكمان فعلى مى‏خواهند كه اگر خود رفتنى هستند، مملكت را هم برباد دهند.

    در روزگار سختى، قرار گرفته‏ايم. من در تاريخ معاصر يعنى از زمان قاجار تاكنون زمانى چنين خطير و خطرناك را سراغ ندارم. زمانه‏اى كه در آن كشور هم با تهديد خارجى مواجه است، هم مخاطرات داخلى و هم پوسيدگى و فساد در نظام اجتماعى-اقتصادى در سطوح پايين وجود دارد.

     در 28 مرداد 57، محمد رضا شاه پهلوى مصاحبه‏اى داشت با مك دالاس آمريكايى. او در اين مصاحبه مخالفان حكومت را "مشتى سگ كه واق‏واق مى‏كنند" معرفى كرد: اما كمتر از سه ماه بعد در 13 آبان همان سال، كار او به جايى رسيد كه با حالتى اشكبار در تلويزيون رسمى اعلام كرد كه "اى مردم! من صداى انقلاب شما را شنيدم".

    من در دادگاه اعلام كردم كه ما به دنبال حضور و تأثير اخلاق، معنويت و دين در زندگى اجتماعى شهروندان هستيم اما نمى‏خواهيم كه اين حضور و تأثير تحميلى و از بالا باشد. چرا كه مى‏بينيم همين قانون اساسى و ولايت فقيه - كه ما خود را ملتزم به آن مى‏دانيم - به دين ضربه مى‏زند.

     وى تأكيد كرد: عملكرد جمهورى اسلامى به گونه‏اى بوده كه حكومت فعلى ديگر نه تنها "جمهورى" نيست، بلكه "اسلامى" هم نيست. چون ما اين رفتارها را مطابق اسلام نمى‏دانيم.

 سحابى  با تكرار شعر حافظ

 " رسيد مژده كه ايام غم نخواهد ماند

 چنان نماند و چنين نيز هم نخواهد ماند"

 ابراز اميدوارى كرد كه "چنين نماندن "به معناى فروپاشى، جنگ داخلى و تجزيه نباشد و اگر قرار است حاكمان فعلى بروند، مملكت را هم با خود بر باد ندهند. چرا كه ما شنيده‏ايم آنها چنين تهديدهايى را هم مطرح كرده‏اند

 

  عماد الدين باقى گفته‏است:

     در زمان انقلاب، ما هيچگاه تصور نمى‏كرديم كه كسى در رژيم آينده به جرم بيان عقيده و ديدگاهش زندانى شود، گفت كه اين در حالى است كه طبق بررسى‏هاى وى، تنها در تهران 39 زندانى سياسى، عقيدتى و مطبوعاتى حضور دارند، ضمن آنكه هنوز آمار دقيقى از وضعيت زندانيان شهرستانى موجود نيست.

   باقى با بيان اينكه نام بسيارى از اين زندانيان براى افكار عمومى و حتى فعالان سياسى ناآشنا از مطبوعات، نهادهاى مدنى، احزاب و مردم به خاطر آنكه اهتمام كافى به امور زندانيان نمى‏شود گلايه كرد.

     يكى از مطالبى كه در محافل اقتدارگرايان بسيار شنيده مى‏شود اين است كه ما افراد را زندانى مى‏كنيم و پس از مدت سر و صدا، آنها فراموش مى‏شوند. اين مطلب خود نشانگر عملكرد ضعيف و قابل نقد مطبوعات و نهادهاى مدنى اصلاح طلب است كه بايد درصدد رفع آن برآمد.

 وى با بيان اينكه در آينده نزديك حكومت با زبان قهر و خشونت مواجه خواهد شد، گفت: گويا اقتدارگرايان كه خود را رفتنى مى‏دانند، مى‏خواهند زمينى سوخته را تحويل مردم و اصلاح‏طلبان دهند. اميد كه چنين فرصتى پيدا نكنند.

 

  در 25 شهريور، محمد خاتمى خود گفته‏است:

    اگر به دوم خرداد اميد بستيد و ما شكست خورديم و نتوانستيم به وعده‏هاى  خود جامه عمل بپوشانيم، ولى به مردم دروغ نگفتيم و خيانت نكرديم.

    خاتمى تصريح كرد كه ايران مشغول "تجربه" نظام مردم سالارى  دينى است و گفت در اين نظام قدرت و حكومت براساس اراده مردم شكل مى گيرد و بايد در برابر مردم پاسخگو باشد.

     در دنياى امروز حكومت اسلامى و مردمى  ما با توجه به مذهب و براساس اراده مردم شكل گرفت و رئيس جمهور نماينده برگزيده مردم است كه مردم هرگاه نخواستند مى‏توانند وى  را كنار بگذارند. وى  با مقايسه دو مكتب سكولاريزم و ليبراليزم تاكيد كرد: كسانى  كه به دموكراسى حمله مى‏كنند آن را با ليبراليزم مقايسه مى‏كنند، در حالى كه در مكاتب سكولاريزم، برخلاف ما به حكومت جداى از دين مى‏انديشد. 


در اين شماره

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر