زلزله بم :
آسیب بزرگ ناتوانی بزرگی را عیان میکند که استبداد است:
انقلاب اسلامی : خبر های این فصل را در دو قسمت می خوانید. در قسمت اول، گزارشی میخوانید که از ایران به ما رسیده است و نیز خبرهای حاکی از ناتوانیهای رژیم در اداره فاجعه بم و در قسمت دوم ، اثر فاجعه را در روابط خارجی رژیم :
70 تا 90 درصد بم از میان رفته است. شمار کشته شدگان را 35 هزار تن و بیشتر گفته اند و دو روزاول، بم نمایانگر ناتوانی استبداد ملاتاریا بود:
● گزارشی را که میخوانید، در روزهای اول و دوم و سوم وقوع زلزله ، از ایران دریافت کرده ایم:
* تا ساعت 2 بعد از ظهر، صدا و سیما منتظر اجازه "مقام رهبری " برای چگونه انتشار دادن خبر وقوع زلزله بود. تا شب روز اول، شهر و روستاهای ویران به حال خود رها بودند. " رهبر " ساعت 8 شب دو سه جمله تسلیت گفت!
* ساعت 4 صبح ، سگها شروع کردند به پارس کردن. آنها که از این ساعت تا ساعت وقوع زلزله بیدار و نگران شدند، توانستند جان سالم بدر برند. ساعت وقوع زلزله را بعضی 30 /5 صبح، جمعه 5 آبان و بعضی زودتر میگویند. بهرحال، مردم هنوز در خواب بودند که زلزله ای با شدتی بیشتر از 6.3 ریشتر ، روی داد. چنان شدید که به بسیاری فرصت بیدار شدن را نیز نداد. ، از خوابشان به خواب ابدی برد.
* ویرانی در شهر بم از 70 تا 80 درصد است. بیشتر هم میگویند. دو دسته خانه ها ویران شده اند : خانه های بسیار قدیمی خشت و گلی و خانه های جدید بدون پی و پایه. خانه هائی که پی داشته اند صدمه جدی ندیده اند.
* روز اول، رژیم زلزله را عادی جلوه داد. اگر چند هزار تن از مردم شهر برای اعتراض جمع می شدند ، از همه جا، پاسدار و بسیجی را ، فوج فوج به بم می رساند . زیرا خفه و خاموش کردن مردم برایشان واجب شرعی است! اما تمام روز از بسیج و سپاه خبری نبود. تصویرهایی هم که تلویزیون لاریجانی از شهر نشان میداد، عدم حضور "امداد گران" را پنهان نمی کردند. البته صدا و سیما فرصتی پیدا کرده بودند برای تبلیغ بر ضد حکومت. روزهای دوم و سوم نیز کشماکش زیاد و امداد ناچیز بودند.
* روستاهای ویران حق آن را نیز نیافتند که نشان داده شوند. آنها که زنده مانده بودند با دست و اگر می یافتند با بیل، آوار بر می داشتند مگر در زیر آن کسان خود را زنده بیابند. این منطقه پر از نخلستان است. در بینابین نخلها خانه هایی ساخته شده اند و در هرخانه چند نفری زندگی میکنند. این خانه ها همه ویران شده اند.
* زلزله بم وجدان ملی ایرانیان را فعال کرد. جنبش همبستگی سراسر کشور را فرا گرفت. امری روی داد که یاد آور اطلاع رسانی در دوران انقلاب بود : ابتکار اطلاع رسانی با صدا و سیما نبود با خود مردم بود. اطلاع رسائی مردم در سطح داخل و خارج از کشور ، صدا و سیما را ناگزیر کرد سانسور را در حد گزارش وسعت مرگ و ویرانی، بشکند. از روز دوم، رژیم در دو زمینه فعال شد : هرچه کوتاه تر کردن دوره عملیات نجات در بم و مهار کردن و کوتاه کردن دورۀ جنبش همبستگی. نگرانی از اینکه جنبش همبستگی ، با مشاهده بی لیاقتی رژیم در مدیرت کمک رسانی و سازمان دادن گروههای امداد ، به عصیان بدل شود، کاملاً مشهود است.
واقعیت آشکارا در معرض دید جهانیان قرار گرفت : تقابل جنبش همبستگی مردم سراسر ایران با بی کفایتی رژیم از سازمان دادن امداد .
* اول کاری که رژیم کرد، بستن راه ها بود. زیرا می باید کنترل آمد شد و بخصوص کمکها را در اختیار میگرفت. اعتماد هم که نیست. اما جز در مواردی نتوانست جلو مردم را بگیرد. هرج و مرج در کمک رسانی مشکل دیگری شده است. فرودگاهها در کنترل قوای خامنه ای هستند. گروههای امداد که بخواهند با هواپیما خود را منطقه برسانند، جلوگیری میشوند. چنانکه کانون نویسندگان، رئیس دانا و کسانی چون او ، 100 پزشگ داوطلب را خواستند به منطقه ببرند به آنها اجازه داده نشد.
ناتوانی رژیم در سازمان دادن کمک رسانی از حد تصور بیرون است. برای مثال، کمکهائی که مردم داده اند و در شهرها انباشته شده اند، زیر باران تلف می شوند.
* تا روز دوم، از خاتمی خبری نبود. صدا ها به اعتراض بلند شد که آیا او در صحنه فاجعه هم جرأت حضور ندارد؟ او معاون اول و چند وزیرش را به منطقه فرستاد. بعضی نیامدن او را به این علت میدانستند که در دست حکومت او برای کمک به زلزله زدگان ، هیچ چیز نیست. امکانات در دست ارتش و سپاه و نیروهای انتظامی است و این قوا نیز تحت امر خامنه ای است. مردم مصیبت زده خطاب به خامنه ای میگفتند : اگر مردم شهر تظاهرات راه می انداختند و شعار مرگ بر خامنه ای سر می دادند ، اینهمه تأخیر در فرستادن قوا میکردی؟ روز سوم گفتند فردا خاتمی به محل میآید. هرج و مرج و ناامنی و سوء مدیریت کمک رسانی بر رنج و عصبانیت مردم افزوده است. دستهای مسلح فرصت را برای دزدیدن و بردن غنیمت شمرده اند.
* از عصر روز دوم، بم را میان ارتش و سپاه تقسیم کردند. اما میان ارتش و سپاه بر سر کنترل شهر ، کشماکش سختی است. شهر را به چند منطقه تقسیم کردند.منطقه ای که بیشترین ویرانی را به خود دیده به ارتش و مناطق دیگر را به سپاه سپردند. با وجود این ، کشماکش بشدت ادامه دارد. میان وزارت کشور و وزارت بهداشت نیز کشمکش است. وزارت بهداشت میگوید باید به کاوش خاتمه داد و وزارت کشور میگوید گروههای امداد از همه جا ی دنیا آمده اند . باید به آنها امکان عمل داد. وزارت کشور که مسئول حوداث غیر مترقبه است، هیچکاره است.
* در این فاصله، بسیاری از سرما و گرسنگی و نرسیدن به بیمارستان، مرده بودند. زخمی های بسیاری در راه مردند. علت هم اینست که از بم به کرمان یک راه دو ردیفه بیشتر نیست. این راه هم خودروهای کسانی پر کرده بود که خودرو برای بردن زخمیهای خود داشته اند.
* دولت آمار کشته ها و زخمی ها را متفاوت گفته است. روز اول ، از 1000 نفر کشته شروع کرد و در روز دوم ، به 70 هزار کشته و زخمی رساند. در روز سوم، کشته ها را بیشتر از 20 هزار نفر گفت. اما ، در محل، تعداد کشته ها را بالای 35 هزار نفر و بیشتر برآورد میکنند. باید محتاط بود. در پایان 4 روز اول معلوم خواهد شد آمار واقعی تر کشته و مفقود و زخمی چیست. بی خانمان شدگان را بیشتر از 100 هزار میگویند. دولتیها اصرار دارند که زودتر پرونده را ببندند. روز سوم گروههای امداد خارجی زنده ای را از زیر آوار بیرون نیاوردند . دولتیها اصرار دارند که به کاوش برای یافتن زنده ها پایان بدهند. بهانه شان اینست که تأخیر ممکن است سبب بروز بیماریهای مسری شود.
اما مردم خواستار کاوش هستند. احساس عمومی اینست که به حال خود رها شده اند و کسی به دادشان نمی رسد.
* هاشمی رفسنجانی و خانواده او حضوری در بم بهم نرساندند. آماج اصلی خشم عمومی او است. میگویند میخواسته است بم را بمنطقه توریستی تبدیل کند. شرکت هواپیمائی ماهان را ایجاد کرد. تأسیسات بسیار ساخت. بجای آنکه پولها را صرف تحکیم بناهای شهر در برابر زلزله کند، میلیاردها تومان خرج باز سازی قلعه بم و تأسیسات توریستی کرد. هم آنها از بین رفتند و هم شهر و هم یک سوم جمعیت شهر و اطرافش نابود شدند.
* خشم قربانیان فاجعه از دو دسته ، یکی دسته خامنه ای و دیگری دسته اصلاح طلب به مردم کشور سرایت کرده است و همه از اینکه بجای پرداختن به قربانیان فاجعه، فاجعه را فرصت سود سیاسی رساندن به خود و زیان سیاسی رساندن به رقیب کرده اند، عصبانی هستند.
* شیرین عبادی حسابی به شماره 8080 در بانک صادرات ، برای کمک به زلزله زدگان گشوده است.
* انجمن پزشکان ایرانی مقیم امریکا برای زلزله زدگان بم کمک جمع آوری میکند. نشانی انترنتی انجمن اینست :
● به گزارش ایلنا در 6 دیماه، با گذشت بيش از 36 ساعت از حادثه زلزله در شهرستان بم، مديريت مناسبي براي كمك به حادثه ديدگان وجود ندارد :
بسياري از مردم و حتي نيروهاي امدادرساني در خيابانهاي شهر سردرگم هستند. به دليل فاصله فرودگاه شهرستان بم از محل حادثه و استقرار برخي از مسؤولين در فرودگاه، هيچ فرد پاسخگويي در شهرستان بم براي رسيدگي به مشكلات مردم وجود ندارد.
به دليل انتقال اجساد از خانههاي تخريب شده به بهشت زهرا يا انتقال مجروحين به بيمارستانها، ترافيك سنگيني در شهر وجود دارد و اين امر امدادرساني را با مشكل مواجه كرده است.
خانوادههاي آسيب ديدگان از كمبود امكانات و نبود مواد غذايي و حتي چادر براي اسكان، گلهمند هستند. مردم خواستار توجه بيشتر مسئولين به امر امدادرساني و دادن مايحتاج اوليه براي اين روزهاي سخت هستند.
●دکتر جواهريان كه با شبكه خبر سيما سخن ميگفت، افزود: شب قبل از حادثه، شمار بسياري از مردم در تماسهاي پيدرپي با اين مركز، اعلام كردند كه صداهاي نابهنجاري از اعماق زمين ميشنوند. پيش از اين نيز در جريان زلزله سال 1369 استان گيلان و زنجان، مردم اين مناطق نيز شنيدن صداهاي نابهنجار از زمين را پيش از وقوع زلزله اعلام كرده بودند. در همين حال، مهندس "سديدخوي"رييس شبكه لرزهنگاري تهران در گفتوگو با "بازتاب" اظهار داشت: اشب پيش از حادثه، تنها يك خانم از بم با كارشناس شبكه لرزه نگاري تهران تماس گرفته و گفته بود كه صداهاي عجيبي از زمين ميشنود. البته چنين تماسهايي معمولا با اين شبكه صورت ميگيرد.
در بيشتر زلزلهها، يك سري پيشلرزه وجود دارد كه دستگاههاي پيشنشانگر، قادر به ثبت آنها هستند، ولي متأسفانه در مجاورت شهرستان بم، هيچ پايگاهي براي ثبت اين پيشلرزهها وجود ندارد. نزديك ترين پايگاه لرزه نگاري به بم، در شهرستان بافق ـ از توابع يزد ـ قرار دارد كه حدود 400 كيلومتر با محل وقوع زلزله فاصله دارد. پيش از وقوع زلزله، علايمي پديدار ميشود كه ميتوان با بررسي آنها، تا حدودي نسبت به وقوع زلزله هوشيار شد.سديدخوي افزود: حدود دو هفته پيش نيز بر اساس همين بررسيها، مؤسسه ژئوفيزيك نسبت به وقوع زلزله در شهرستان گناوه، به مسؤولان اين شهر هشدار داد. با اين حال علم زلزلهشناسي به ويژه در كشور ما، به اندازهاي جوان است كه هنوز انسان قادر به پيشبيني زلزله نيست .
● در 6 دیماه، بازتاب گزارش کرده است : هنگاميکه به تشکيلات حوادث غير مترقبه و مجريان آن در وزارت کشور نگاه مياندازيم، پي ميبريم که اين تشکيلات در چه حد ابتدايي و فاقد کارايي و عمليات مثمر ثمر ميباشد. جمعيت هلال احمر ايران به عنوان بازوي اجرايي و عملياتي اين تشکيلات، به ناوگان هوايي با دو فروند هلي کوپتر Bel- 206 مجهز ميباشد که در زمان پيش از انقلاب خريداري شده بود و يکي از آنها فاقد کارايي لازم است و حداکثر ظرفيت جابجايي آنها کمتر از 2 تن بار در هر سورتي پرواز است. با وجود آنكه قرار بود، هلال احمر هليکوپترهاي قويتر MI-17 و MI-171 روسي خريداري كند که توانايي حمل بار تا ظرفيت 5 تن را دارا ميباشند، اما اين خرید انجام نگرفته است. جمعيت هلال احمر ايران با توجه به گستردگي زمين در ايران، حداقل به 20 فروند هليکوپتر با ظرفيت انتقال بالاتر از 120 تن بار در هر انتقال نياز دارد. كه متأسفانه در 24 سال گذشته با وجود اينکه حداقل 7 ميليون دلار ارز براي خريد هليکوپتر مورد نياز در اختيار جمعيت هلال احمر قرار گرفته، خريدي صورت نگرفته است. اين در حالي است كه با اين مبلغ، خريد 7 دستگاه از هليكوپترهاي امدادي روسي امكانپذيربود.
تجهيز سيستم امداد هوايي کشور در کوتاه مدت به سرمايه گذاري 40 ميليون دلاري نيازمند دارد . اما هيچ اقدامي طی ساليان گذشته بعمل نیامده است.
لازم به ذکر است، در شرايط بروز زلزله وحوادث غيرمترقبه، سريعترين وسيله حمل و نقل هليکوپتر است. ناوگان امداد رساني کشور حتماً ميبايست، مجهز به اين تجهيزات باشد . اما همچنان ، دولت ، از آغاز انقلاب تا کنون، حاضر نبوده است، مبلغ ناچيز 40 ميليون دلار را براي تجهيز اين ناوگان هزينه كند.
گفتني است، كل کادر پروازي جمعيت هلال احمر شامل 4 خلبان ميباشد و تاکنون نيز هيچگونه اقدامي براي افزايش کادر پروازي انجام نشده است .
● باز در 6 آبان، خبرنگار "بازتاب" گزارش داده است : بيتفاوتي و ناهماهنگي مسؤولان ايراني در رسيدگي به وضعيت دهها هزار نفر از هموطناني كه در زلزله هولناك بم مصدوم شدهاند، منجر به كشته شدن و وخامت حال بسياري از اين هموطنان شد.
به دليل اطلاعرساني نامناسب و عدم انتقال ابعاد فاجعه، در زمان مناسب، از طريق رسانهها و مسؤولان، بيش از 12 ساعت از زمان امدادرساني در طول روز از دست رفت و بسياري از هموطنان آسيبديده در بم، شب گذشته در سرماي 5 درجه زير صفر كوير، جان خود را از دست دادند.
مسؤولان محلي در بخش خبري ساعت 14 شبكه اول سيما، در حالي كه 9 ساعت از وقوع زلزله ميگذشت، آن را حادثهاي نه چندان پراهميت جلوه ميدادند و حتي جلسه ستاد بحران با حضور رييسجمهوري نيز در پايان روز برگزار شد و عملاً تصميمات اين جلسه نتوانست در امر امدادرساني روز حادثه تغيير محسوسي ايجاد كند.
ضعف و كندي عملكرد مسؤولان در مقابله با اين فاجعه انساني در مقايسه با ديگر كشورهاي جهان بيسابقه است.
تاكنون هيچ يك از مسؤولان عاليرتبه جمهوري اسلامي در رده وزير، معاون رييسجمهور يا فرماندهان درجه اول نظامي و انتظامي، در محل حادثه حاضر نشدهاند.
ناهماهنگي بين نهادهاي مختلف امدادرساني نيز به حدي بود كه شب گذشته در حالي كه اولين هواپيماي حامل مجروحان حادثه ـ كه در آستانه مرگ بودند ـ در باند فرودگاه مهرآباد، در انتظار پلكان تخليه هواپيما بود. اين هواپيما كه مجروحان در راهروي آن انباشته شده بودند، حدود 30 دقيقه منتظر پلكان تخليه فرودگاه مهرآباد بود.
يكي از مجروحان حادثه به خبرنگار شبكه خبر گفت كه پيكرهاي مجروحان در باند فرودگاه بم چيده شده و هواپيمايي براي انتقال آنان وجود ندارد.
حضور مقيمي معاون وزير کشور، نوربالا رييس هلال احمر و تلاش گسترده نيروهاي سپاه وبسيج کرمان به ويژه لشگر 41 ثارالله و پس از ساعاتي نيروهاي ارتش، از نکات مثبت امدادساني روز اول حادثه بود.
● در 6 آبان، ایلنا گزارش کرده است : امروز پس از عمليات جديد امداد رساني در شهرستان بم، تعداد اجساد پيدا شده از زير آوارها، افزايش چشمگيري داشته است.
به گزارش ايلنا به بم، به دليل سرماي شب گذشته و تاريكي هوا عمليات امدادرساني به مجروحين زلزله بم، داراي پيشرفت كندي بوده است.
بر اساس اين گزارش، با اعزام گروههاي جديد امداد و نيز كمكهاي مردمي، كار يافتن اجساد از زير آوارها همچنان ادامه دارد.
به گفته فرماندار بم، تعداد كشتههاي اين زلزله حدود 15 هزار نفر است، اين در حالي است كه آمار اوليه ارائه شده در خصوص كشته شدگان اين حادثه 4 هزار نفر بوده است.
بر اساس اين گزارش، مردم شهرستان بم معتقدند؛ با توجه به اينكه امدادرساني به زلزله زدگان شكل تازهاي به خود گرفته است، آمار تلفات اين حادثه بيش از 17 هزار نفر خواهد بود.
اين گزارش ميافزايد: اجساد كشته شدگان زلزله بم به بهشت زهراي اين شهر منتقل شده و گروههاي مردمي در حال دفن اين اجساد هستند.
بهشت زهراي شهرستان بم مملو از اجسادي است كه بر روي زمين افتادهاند و به علت كمبود جا، در اين قبرستان، اجساد به صورت دسته جمعي دفن ميشوند.
لودرهاي موجود در بهشت زهراي شهرستان بم، مشغول حفر چالههاي بزرگي هستند تا اعضاي يك خانواده در آن، به صورت دستهجمعي دفن شوند.
خانوادههاي كشته شدگان زلزله بم نيز به وسيله ابزاري مانند بيل و كلنگ اقدام به حفر قبر و دفن جسدها ميكنند.
یک شهروند ایرانی گفته است که شهرداری ایرانشهر بابت هر یک نفر کشته شده در زلزله بم را که در این شهر دفن میکند مبلغ 18 هزار تومان از بازماندگان وی طلب میکند!
کریمی استاندار کرمان در گفتگویی با خبر رادیو اعلام کرد تاکنون بیش از 5500 نفر در بم دفن شده اند و بیش از 10 هزارنفر مجروح نیز به خارج از این شهر منتقل شده اند.
کریمی مشکل اصلی را در حال حاضر کمبود ماشین آلات راه سازی بویژه بیل مکانیکی ولودر عنوان کرد که بوسیله آن مجروحان واجساد از زیر آوار خارج شوند.
● در 27 دسامبر (6 آبان ) خبر گزاری فرانسه از قول وزیر بهداشت ، شمار کشته و زخمیها را 70 هزار تن گزارش کرد. در همین روز، شب هنگام، از قول مقامات رسمی ایران ، شمار کشته ها 20 هزار و شمار زخمی 50 هزار گزارش شد. لوموند همین روز ، شمار کشته ها را 25000 تن نوشت. روز چهارم دفن شدگان 25 هزار تن شدند. و صحبت از 90 درصد خرابی میشد. روز پنجم شماره دفن شدگان را 30 هزار و تعداد کشته شدگان را احتمالاً 50 هزار نفر گفتند.
در روز چهارم ، نخست خامنه ای بمدت سه ساعت و سپس خاتمی به بم رفتند. در روز پنجم، خاتمی شمار کشته شدگان را 30 هزار تن گفت.