١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥٨١ از ٢ تا ١٦ آبان
سايت ابوالحسن بنى صدر
بوش: بعد از 60 سال حمایت از استبداد، اینک از مردم سالاری باید حمایت کرد. پاول: اسلام مخالف مردم سالاری نیست:

انقلاب اسلامی : این فصل را در قسمت از نظر خوانندگان می گذرانیم: در قسمت اول سخنان بوش و پاول و در قسمت دوم ارزیابی این سخنان را توسط ناظران امریکائی و قسمت سوم واکنش اظهارات بوش و پاول در ایران را می خوانید:

 

  اظهارات بوش و پاول در باب ترک حمایت از استبداد و حمایت از مردم سالاری و اسلام و عدم مداخله نظامی در ایران :

انقلاب اسلامی : در 6 نوامبر، بمناسبت بیستمین سالگرد " شالوده ملی دموکراسی " ، به دعوت این مؤسسه، بوش سخنرانی مفصلی ایراد کرده است. در آغاز، ریگان را بسیار ستوده و یادآور شده است که در اوائل 1970، حدود 40 دموکراسی در جهان بود و در پایان قرن، 120 دموکراسی بر قرار شده بود و اطمینان می دهد در آینده ، شمار دموکراسیها بیشتر خواهد شد.
در اینجا، آن بخش از سخنرانی او را می آوریم که به دنیای اسلامی و ربط اسلام با دموکراسی و خاورمیانه مربوط می شود: ● تعهد ما به دموکراسی در خاورمیانه نیز آزموده شد. استقرار دموکراسی در این منطقه، نقطه کانونی توجه من است و باید نقطه کانونی سیاست امریکا در دهه های آینده بشود. در بسیاری از ملتهای خاورمیانه که دارای اهمیت استراتزیک هستند، دموکراسی هنوز مستقر نشده است.
و سئوالی که مطرح می شود اینست: آیا ملتهای خاورمیانه توانائی یافتن آزادی را ندارند ؟ آیا میلیونها مرد و زن و کودک توسط تاریخ یا فرهنگ محکوم شده اند به زندگی در استبداد؟ آیا تنها آنها هستند که هیچگاه آزادی را نشناخته اند و هرگز نیز انتخاب دیگری جز استبداد ندارند ؟ من این ادعا را باور ندارم. باور من بر اینست که هر فردی لیاقت و حق آزاد بودن را دارد.
برحی تردید دارند دموکراسی با سنن اسلام سازگار باشد و برآنند که اسلام با حکومت منتخب مردم خوانائی ندارد .
اما همانطور که روناالد ریگان می گوید: همخوانی فرهنگ با مردم سالاری داستانی دراز دارد. بعد از تسلیم ژاپن در 1945، باصطلاح ژاپن شناسان اصرار ورزیدند که دموکراسی در امپراطوری قدیمی ، "هرگز عمل نخواهد کرد". ناظر دیگری، در 1957 ، اظهار کرد چشم انداز دموکراسی در آلمان بعد از هیتلر، " بسیار نامطمئن است " .
74 سال پیش، تایمز لندن نوشت : نه دهم مردم هند " بی سواد هستند و اهمیتی به سیاست نمی دهند. " اما وقتی دموکراسی هند ، در 1970، در خطر قرار گرفت، مردم هند دلبستگی خویش را به آزادی ، در رفراندومی بروز دادند که دولت مردم سالار آنها را نجات بخشید.
زمان بعد از زمان، ناظران همچنان پرسیده اند که آیا این کشور یا آن ملت آماده پذیرش مردم سالاری هستند؟ چنانکه پنداری آزادی جایزه ای است که شرط دریافت آن رسیدن به استانداردهای پیشرفت غرب است.
در واقع، کار روزانه به دموکراسی ، خود، نیمی از پیشرفت است. همکاری و تعاون را می آموزاند ، مبادله های آزاد را می آموزاند ، حل مسالمت آمیز اختلافها را می آموزاند.
همچنانکه مردان و زنان از بنگلادش تا بوسنی و مغولستان نشان داده اند ، عمل به دموکراسی یک ملت را برای دموکراسی آماده می کند و هر ملتی ، با شروع به عمل به دموکراسی ، نصف کار را کرده است.
من می خواهم برای همگان روشن کنم که اسلام، باوریک پنجم انسانیت ، با دموکراسی خوانائی دارد. پیشرفتهای دموکراتیک در بسیاری از کشورهائی که مردمش مسلمان هستند، انجام گرفته اند: در ترکیه ، در آندونزی ، در سنگال، در آلبانی ، در نیجریه و در سیرآلئون .
مردان و زنان مسلمان شهروندان خوب هند و افریقای جنوبی هستند. مسلمانان کشورهای اروپای غربی و ایالات متحده امریکا نیز شهروندان خوبی هستند. بیشتر از نیمی از مسلمانان در آزادی ، تحت دولتهای دموکراتیک زندگی می کنند.
آنها در جامعه های دموکراتیک مردم موفق شده اند. نه برغم دین خود بلکه بر اثر دین خود. دینی که از فرد می خواهد حساب و کتاب اخلاقی داشته باشد و انسان را به خدا می خواند ، بطور کامل با حقوق و مسئولیت حکومت بر خود ، خوانائی دارد.
با وجود این ، در خاورمیانه امروز، مبارزۀ بزرگی در جریان است. کلام محصلان عرب حاکی است که موج مردم سالار " به دولتهای عرب نیز رسیده است . این دولتها همچنان کسر آزادی دارند. اینها مانع رشد انسان هستند و یکی از زحمت افزا ترین موانع رشد سیاسی هستند. "
کسر آزدای که محصلان دنیای عرب توصیف می کنند پی آمدهای وحشتناک برای خاورمیانه و دنیا دارد.
در بسیاری از کشورهای خاورمیانه ، فقر عمیق و فراگیر است . زنان از حقوق خویش محروم هستند. حق آنها بر تحصیل انکار می شود. در همان حال که جهان به پیش می رود، تمامی این جامعه ها گرفتار رکود رشد هستند. این امر تقصیر فرهنگ یا دین نیست. تقصیر آئین ها ی سیاسی و اقتصادی حاکم است.
از زمانی که دوران استعمار به پایان رسیده است ، خاورمیانه دیکتاتوری های نظامی بخود دیده است. برخی از حکومتگران اصول جزمی سوسیالیسم را پذیرفته اند و بنا بر آن، کنترل مطلق بر احزاب سیاسی و رسانه ها و دانشگاهها بر قرار کرده اند. آنها با اتحاد شوروی و تروریسم بین المللی ، متحد شدند.
دیکتاتورها در عراق و در سوریه وعده دادند که غرور ملی را اعاده کنند و افتخارات گذشته را به کشورهای خود بازگردانند. اما با شکنجه و سرکوب حکومت کردند و فقر و ویرانی ببار آوردند.
مردان دیگر، گروههای دیگر ، در خاورمیانه ، نفوذی بهم رساندند و ایدئولوژی ترور دین سالارانه را مستقر کردند. با سخن گفتن از دین، میل به قدرت سیاسی مطلق است که می پوشانند.
با دسیسه حکومت کردن ، همان سان که طالبان حکومت می کردند، نشان می دهد که برداشت آنها از دین داری، شلاق زدن زنان است در منظر عام و از میان برداشتن هرچه خشونت آمیز تر مخالفان و هرگونه دگر اندیشی و حمایت از تروریسم است. تروریسها را مسلح می کنند و تعلیم می دهند تا بیگناهان را بکشند.
طالبان پاک دینی و غرور ملی را وعده می دادند. در عمل، از روی قرار و قاعده ، جامعه با غرور و کار کن را ویران کردند. آنها رنج و درد و گرسنگی بر جا گذاشتند و رفتند.
بسیاری از دولتهای خاورمیانه اکنون فهمیده اند که دیکتاتوری نظامی و دینی بزرگ راهی مستقیم به نا کجا آباد است. اما برخی از دولتها به عادتهای دیرین کنترل از مرکز چسبیده اند.
... در اینجا، تحول ها را در کشورهای مراکش و بحرین و قطر باز می گوید و به ایران می رسد:

در ایران، خواست دموکراسی قوی و وسیع است. همانطور که در ماه پیش دیدیم، هزاران نفر به استقبال شیرین عبادی، برنده جایزۀ نوبل صلح رفتند که به وطن خویش باز می گشت.
رژیم ایران می باید خواستهای دمکراتیک مردم ایران را برآورد. وگرنه ، واپسین ادعای مشروعیت خویش را بی وجه خواهد کرد.
پس از ایران به فلسطین و دولت سعودی و مصر می پردازد و می رسد به اینجا که
قهرمانان مردم سالاری در منطقه می دانند که دموکراسی کامل نیست. نظام آرمان شهر نیست . اما تنها شیوۀ اداره ایست که توفیق های ملی میسر و شأن و منزلت انسان را اعاده می کند. همچنانکه مراقب اصلاحات در منطقه هستیم و آنها را تشویق می کنیم، از این واقعیت نیز آگاهیم که نوگردانی،غربی گردانی نیست. دولتهای منتخب و معرف جامعه های خود ، ترجمان فرهنگهای ملتهای خویش هستند. آنها نمی خواهند و نباید نگرشی چون نگرش ما داشته باشند. ملتهای دموکرات ممکن است مردم سالاری پادشاهی و یا جمهوری فدرال و یا نظامهای پارلمانی باشند.
دموکراسی نیاز به اجرا و عمل به آن نیاز به زمان دارد تا بسط و کمال پیدا کند. چنانکه دموکراسیهای ما نیز این سان رشد کرده اند. ما 200 سال در دموکراسی عمل کرده ایم تا به انسجام و عدالت برسیم. و این تمرین طولانی ما را بردبار و تفاهم طلب گردانده است. ملتهای دیگر نیز در مراحل مختلف این کار و تجربه هستند.
با وجود این ، اصول راهنمای موفقیت ، در هر فرهنگی ، یکی هستند و ملتهای موفق این اصول را بکار بسته اند.
جامعه های موفق آنها هستند که قدرت دولت و ارتش را محدود می کنند . چنانکه حکومتها پاسخگوی خواست ملت ،و نه خواست نخبه ، بگردند.
جامعه های موفق از آزادی پشتیبانی می کنند. از اجرای بی طرفانه قانون ، بطور مستمر ، حمایت می کنند. و اجازه نمی دهند که قانون گزینشی و برای مجازات کردن مخالفان سیاسی ، اجرا شود.
جامعه های موفق آنها هستند که برای تشکیل و استقرار نهادهای مدنی و احزاب سیاسی و اتحادیه های کارگری و روزنامه ها و صدا و سیمای مستقل ، امکان ایجاد می کند.
جامعه های موفق آنها هستند که آزادی مذهبی را تضمین می کنند . حق بندگی و پرستش خدا را ، بدون بیم از سرکوب، رعایت می کنند.
جامعه های موفق آنها هستند که اقتصاد خود را خصوصی می کنند و حق مالکیت را تأمین می کنند . فساد در دستگاه دولت را ممنوع و مجازات می کنند و در بهداشت و آموزش و پرورش مردم خود سرمایه گذاری می کنند. آنها حقوق زنان را باز می شنا سند و رعایت می کنند.
و بجای کینه و نفرت ورزیدن به دیگران ، جامعه های موفق به توانائیهای مردم خود امید می بندند.
در اینجا، ادعا می کند که این اصول دارد در عراق و افغانستان به اجرا در می آیند... و می رسد به اینجا که
60 سال مستمسک کردن آزادی و جور خود را جور کردن با فقدان آن در خاورمیانه، توسط ملتهای غرب هیچ ما را به صلح و سلم راه نبرد. زیرا در دراز مدت، ثبات را نمی توان به بهای قربانی کردن آزدادی برقرار کرد. تا زمانی که خاورمیانه جائی می ماند که در آن ، آزادی شکوفا نمی شود، سرزمین رکود رشد و کینه و خشونتی آماده صدور باقی می ماند.
و با انتشار اسلحه ای که می تواند برای کشور ما و کشورهای دوست ما، فاجعه ببار آورد، تن دادن به وضعیت موجود، بی پروائی است.
بنا بر این ، ایالات متحده امریکا سیاست جدیدی را اتخاذ کرده است: استراتژی پیشبرد آزدای در خاورمیانه . این استراتژی همان پیگیری و کارمایه را و ارمانگرائی را می طلبد که ما پیش از این نشان داده ایم و همان نتایج را ببار خواهد آورد...
● در 13 نوامبر، بوش اظهار دیگری کرد: مشکل با ایران و مشکل با کره شمالی را نه بطریق نظامی که به طریق سیاسی حل می کنیم.
انقلاب اسلامی : 1 - اظهار دوم بوش بدین معنی است که شمشیر داموکلس حمله نظامی را از سر مردم ایران برداشته است. و 2 - روش پیشبردن امر آزادی و مردم سالاری راست گفتاری و راست کرداری است. اما بسیاری دروغها در اظهار 6 نوامبر بوش هستند. از جمله این دروغ که از مستمسک کردن فقدان آزدای سخن می گوید و حال اینکه در ایران ، با کودتا بر ضد حکومت ملی مصدق، بر ضد آزادی و مردم سالاری کودتا کردند. در ایران بعد از انقلاب نیز با ملاتاریا از در سازش برآمدند و به اعتراف صریح آلسکاندر هیگ، وزیر خارجه ریگان، رژیم صدام را به جنگ با ایران بر انگیختند و... و آنچه در عراق و افغانستان می گذرد غیر از آنست که بوش می گوید و... و 3 - خود می گوید مردم سالاری را یک جامعه خود می باید برقرار کنند و قدم به قدم پیش ببرد. بنا بر این ، کار دوم تضمین صریح سپردن به مردم است که با دولت استبدادی هیچگونه قول و قرار محرمانه (از آنگونه که ریگان و بوش در کار آوردند) در کار نخواهد آورد. و 4 - بنا بر این ، زورپرستانی را که ملتی با انقلابی بی مانند رانده است، بحال خود رها خواهد کرد و 5 - به حمایت از سرکوبگران اسرائیلی پایان خواهد بخشید چرا که اسرائیل مهمترین تکیه گاه استبدادهای حاکم بر کشورهای منطقه است و 6 - سیاست یک بام و دو هوا را رها خواهد کرد . یعنی از استبدادهای سازگار با هدفهایش در منطقه نیز حمایت نخواهد کرد و 7 - در امریکا و غرب ، به سیاست کنونی یکی کردن اسلام با ترور و خشونت پایان خواهد داد.
اگر بوش دست کم مسئولیت امریکا را در روی کار آوردن طالبان می پذیرفت، می شد احتمال داد که " استراتژی آزادی" پوششی برای " استراتژی جنگ پیشگیرانه " و هدفهای سلطه جویانه نکرده است. با وجود این ، 7- دموکراسی را دست آویز القای ایدئولوژی نکند. در همین سخنان ، بوش ادعای خود را که ملتهای خاورمیانه آزادند در محدودۀ فرهنگ و دیدگاههای اقتصادی و غیر آن عمل کنند را نقض می کند و دلخواه اقتصادی خود را القاء می کند: یکی کردن مردم سالاری با خصوصی کردن اقتصاد . و ...
با اینهمه، ما ایرانیان می باید بدانیم که "استراتژی آزادی " در کار نمی آمد اگر مردم منطقه و بیش از همه مردم ایران ، طی 60 سال، با سلطه انگلیس و امریکا مبارزه نمی کرد. امروز نیز، برعهده ما است که امریکا و انگلیس و تمامی غرب را ناگزیر کنیم ، به این استراتژی عمل کند.
● در 11 نوامبر ، در سیتی کولژ نیویورک، کلین پاول، وزیر خارجه امریکا گفته است: سخت سران دولت ایران در برابر فشار روز افزون مردمی قرار دارند که خواستار انجام اصلاحات مردم سالارانه هستند. دیگر مردم منطقه نیز خواستار آنند که انتخابات انجام پذیرند و قانون اساسی جدید نوشته شود و مردم حق حاکمیت و رأی پیدا کنند.
شدت علاقه مردم ایران را به تغییر می توان از جمعیت بزرگی دانست که به استقبال شیرین عبادی ، برنده جایزه نوبل صلح، بهنگام بازگشت به وطن خویش، دانست. در این باره که ایرانیان می خواهند آزادیشان به آنها بازپس داده شود، جای کمترین تردیدی نیست. آزادی علیه اسلام نیست که به ایرانیان باید بازگردد. ایرانیان نمی خواهند اسلام را از زندگی خویش حذف کنند. آنها می خواهند از سلطه کسانی بیاسایند که اسلام را وسیله هدف سیاسی خود کرده اند. در اسلام هیچ چیز مخالف با مردم سالاری و ضد آزادی وجود ندارد. نیمی از جمعیت 3/1 میلیارد نفری مسلمان جهان در کشورهائی با مرام مردم سالاری زندگی می کنند.
ایران مجلس منتخب دارد اما آمریت نهائی از آن رهبری مذهبی است . اما مردم ایران خواستار آزادی هستند.



صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر