١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥۷٦ از ٦ تا ٢۰ شهريور
سايت ابوالحسن بنى صدر
حال و آينده «اصلاح طلبان» و رژيم و آينده‏اى كه از آن بديل مردم سالار است؟:

 

 

 

 انقلاب اسلامى: اين فصل را در سه قسمت مى‏خوانيد. در قسمت اول، مقاله‏اى را مى‏خوانيد از حميد رضا جلائى پور، عضو شوراى مركزى حزب مشاركت. اين نوشته از دو جهت، در خور توجه است: يكى از اين جهت كه پراكندگى «اصلاح طلبان» و شكست اصلاح‏طلبى در محدوده رژيم ملاتاريا را پنهان نمى‏كند و ديگر اينكه، پنهان نمى‏كند كه، از اين پس، روياروئى ، روياروئى استبداديان و مردم سالاران است. در قسمت دوم واكنش «اقتدارگرايان» را به اينسان بيان آشكار واقعيت و در قسمت سوم اطلاعاتى را مى‏خوانيد كه ما دريافت كرده‏ايم. در قسمت چهارم، وسعت پايگاه اجتماعى بديل مردم سالار يا خط آزادى و استقلال را ارزيابى مى‏كنيم:

 

 حميدرضا جلائى‏پور

 

 عاقبت جنبش دوم خرداد

 

    يك جنبش اجتماعى را مى‏توان از زاويه نتايج "خواسته" و "ناخواسته" آن مورد ارزيابى قرار داد. هدف اين نوشته فقط ارزيابى جنبش دوم خرداد از زاوية نتايج خواسته آن، و آن هم از جنبه سياسى، است. (1) خواسته‏هاى سياسى جنبش دوم خرداد چه بود؟ ايده و شعار اصلى محمد خاتمى، بعنوان نماد اين جنبش و جبهة سياسى دوم خرداد (يا گروههاى سياسى 18 گانه) بعنوان حاملان سياسى و رسمى اين جنبش، "توسعه سياسى" در چارچوب ساز و كارهاى قانونى جمهورى اسلامى بود. طبق اين شعار قرار بود حقوق مساوى شهروندان به رسميت شناخته شود، مخالفانِ سياسى حاكمان، آزادى داشته باشند، مطبوعات مستقل از دولت آزاد باشند، نظام رقابتى حزبى شكل گيرد، نتيجه آراى انتخاباتى مردم در مديريت كشور نافذ باشد، و قس على هذا. اما با مرعوب كردن مداوم روشنفكران، روزنامه نگاران، دانشجويان، فعالان سياسى و مسؤلان جدى اصلاح طلب توسط مخالفان توسعه سياسى، جنبش دوم خرداد از يك سال پيش به گِل نشست. (2) در چنين فضايى، محمد خاتمى و جبهه سياسى دوم خرداد تحقق شعار توسعة سياسى را در دو لايحه (انتخابات و اختيارات رئيس جمهور) خلاصه كردند تا با تصويب آنها حداقلى از توسعه سياسى و مردم سالارى در جامعة سياسى ايران تضمين شود.

    آيا جبهه دوم خرداد در تحقق خواسته‏هاى سياسى فوق موفق بود؟ غير از تأسيس شوراهاى اسلامى شهرها، تحقق اغلب مؤلفه‏هاى توسعه سياسى با ناكامى روبرو شده است. (3 ) حتى مخالفان اصلاحات به اين وضع هم راضى نشدند و از طريق نهادهاى انتصابى حكومت، با صراحت كامل با لوايح دو گانه خاتمى مخالفت شد و احتمالاً واكنش درخورى هم از سوى محمد خاتمى رخ نخواهد داد. لذا با صراحت مى‏توان گفت: جبهه دوم خرداد، در تحقق شعارهايى كه وعده داده بود، شكست خورده است. غير از ناكامى جبهه دوم خرداد، پنج علامت نيز خبر از خاموشى جنبش دوم خرداد مى‏دهد: اول - اين جنبش هواداران ميليونى خود را از دست داده‏است. انتخابات شوراهاى شهر در 9 اسفند 81 نشان داد كه 90% طرفداران دوم خرداد كه در انتخابات گذشته شركت كرده بودند، در پاى صندوقهاى رأى حاضر نشدند.(4) دوم افول كاريزماى دموكراتيك خاتمى است. در سالهاى گذشته نه فقط خواص جامعه بلكه ميليون‏ها نفر از مردم ايران تحقق آرزوهاى خود را در سخنان و شخصيت جذاب او مى‏ديدند. ولى هم اكنون چنين وضعيتى در ميان مردم نيست. (5) سوم، جبهه سياسى دوم خرداد عملاً متفرق شده‏است. بخشى از آن‏ها دربند و گرفتار پرونده‏هاى قضايى، بخشى در ترديد و گيجى، بخشى راه كارهاى موجود را مناسب پيشبرد مطالبات مردم‏سالارانه مردم نمى‏دانند و بخشى هم شتر ديدى نديدى (و بى‏خيال از وعده‏هاى اصلاحى كه به مردم داده شده) به تدريج در پى آماده شدن براى رقابت انتخاباتى مجلس هفتم هستند. به بيان ديگر هم اكنون در جبهه دوم خرداد اراده واحد سياسى وجود ندارد. علامت چهارم، ايده اصلاح امور از درون نظام سياسى به شدت در ميان نخبگان و اقشار اجتماعى جامعه رنگ باخته است. به تعبير ديگر ايده اصلاحى جنبش دوم خرداد كاملاً زير سؤال رفته است.

 

 آيا شكست جبهه دوم خرداد و خاموشى جنبش دوم خرداد به معناى پيروزى مخالفان اصلاحات (يا محافظه‏كاران) است؟

 خير، وضعيت محافظه‏كاران به شدت اسف‏بارتر است. اگر دوم خردادى‏ها فقط شكست خورده‏اند ولى در مقابل محافظه‏كاران در داخل و خارج بى‏آبرو شده‏اند. محافظه كاران وقتى پيروز بودند كه در يك انتخابات آزاد رقباى دوم خردادى خود را شكست مى‏دادند. در صورتيكه آنان در رويارويى با جنبش دوم خرداد به ارعاب و زندان متوسل شدند و رد لايحه انتخابات از سوى آنان نشان داد كه همچنان در هر انتخاباتى به دوپينگ نظارت استصوابى نيازمندند. اين نوع رويارويى، اگر جبهه دوم خرداد را شكست داده‏است اما هزينه‏اش براى محافظه‏كاران فوق‏العاده سنگين بوده است. از لحاظ داخلى، محافظه‏كاران همچون هفت سال گذشته از پايين‏ترين سطح پايگاه مردمى برخوردارند و براى تداوم قدرتشان همچنان به ارعاب و زندانِ اقشارِ مؤثر جامعه نيازمندند. از لحاظ خارجى، هم محافظه‏كاران موقعيت بين‏المللى ايران را تا سطح كره شمالى و عراق دوره صدام فرو كاسته‏اند. (6) هم اكنون ائتلاف جهانى، متشكل از آمريكا، اروپا، ژاپن و حتى روسيه، عليه مواضع محافظه‏كاران ايرانى، يكى از كابوسهاى اين نيروى سياسى است.

 

 آيا خاموشى جنبش دوم خرداد به معناى پايان هر گونه جنبش اجتماعى (و خصوصاً جنبش اصلاحى) است؟:

    اگر مطالبات جنبش دوم خرداد (حداقل در سطح لايحه انتخابات) به نتيجه مى‏رسيد و روالمند Routinize() مى‏شد، احتمال ظهور جنبش اجتماعى كه كل نظام سياسى را به چالش بكشد به حداقل مى‏رسيد. اما در شرايط خاموش شدن جنبش اصلاحى دوم خرداد، جامعه سياسى ايران همچنان مستعد عمل جنبش اجتماعى است و آينده جامعه سياسى آن نا معلوم است. در جوامعى كه جامعه سياسى آن (با قبول سازوكارهاى مردم‏سالارى) روالمند شده، پيش‏بينى آينده آن مشكل است. (7) و در جامعه ايران كه با معضل عدم روالمندى جامعه سياسى نيز روبرو است، مشكل پيش‏بينى، مضاعف مى‏شود. با اين همه، و با احتياط و ذكر احتمال، مى‏توان آينده جامعه سياسى و جنبش اجتماعى ايران را در چهار وضعيت محتمل دانست:

 1 - وقوع حالت اول به حركت مجدد جبهه دوم خرداد مربوط مى‏شود و اين به واكنش محمد خاتمى و دو نيروى مؤثر جبهه سياسى دوم خرداد در ماههاى آينده بستگى دارد. به رغم اينكه محمد خاتمى در پيشبرد مؤلفه‏هاى توسعه سياسى مسلوب الاختيار است و به رغم اينكه در جبهه دوم خرداد، اراده واحد و منسجم سياسى وجود ندارد، با اين همه، هنوز اين احتمال وجود دارد كه كاسه صبر محمد خاتمى لبريز شود و صادقانه "حرف‏هاى مگو" را با مردم در ميان بگذارد و به اعتراض از خانه خود بيرون نيايد و از سمت خود كناره‏گيرى كند. يا اينكه در جبهه دوم خرداد، دو گروه سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى و جبهه مشاركت صادقانه به مردم اعلام كنند كه نتوانستيم وعده‏هاى مردم سالارانه‏اى را كه در روزهاى انتخابات اعلام كرديم، متحقق كنيم و با اعتراض به اقدامات انسدادى محافظه‏كاران كرسى‏هاى مجلس را ترك كنند. وقوع چنين واكنش‏هايى از سوى دوم خردادى‏ها ممكن است آثار آنى در جامعه سياسى نداشته باشد اما در ميان مدت جنبش اجتماعى مردم را همچنان اصلاحى نگه مى‏دارد. و بازنده شدن مجدد كاريزماى خاتمى و صداقت گروههاى سياسى دوم خردادى، "جامعه" در برابر مخالفان اصلاحات براى پيشبرد مؤلفه‏هاى توسعه سياسى قوى‏تر مى‏شود. (البته به نظر نگارنده احتمال واكنش مؤثر سياسى خاتمى ضعيف است اما احتمال اينكه اكثر اعضاى سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى و بخشى از اعضاى جبهه مشاركت با انحصار طلبان هم سفره نشوند و طرف مردم را بگيرند و واكنش درخور نشان دهند كم نيست.)

 2 - حالت دوم، حالتى است كه محافظه كاران براى وقوع آن لحظه شمارى مى‏كنند: يعنى جامعه‏اى بدون جنبش. آنان به دنبال اين هستند كه با دوپينگ نظارت استصوابى، اصلاح طلبانِ جدى دوم خردادى را در انتخابات مجلس هفتم رد صلاحيت كنند و مجلس رام و گوش بفرمان هفتم را شكل دهند. محافظه كاران معتقدند پس از شكل گيرى چنين مجلسى، آفتاب خاتمى هم كاملاً غروب خواهد كرد و آنان از شر هر چه اصلاح طلب و جنبش اصلاحى است راحت خواهند شد. (آرزوى محافظه كاران اين است كه تا پايان مجلس ششم، "دوم خردادى‏ها "واكنش درخورى نسبت به انسداد سياسى موجود از خود نشان ندهند تا پروژه شكست دوم خردادى‏ها با پروژه لجنمال و ...  مال شدن آنان در نزد افكار عمومى تكميل شود. (در چنين شرايطى، محافظه‏كاران معتقدند با اتكا به حمايت 15 درصد از جمعيت منسجم و مذهبى ايران، در برابر 85 درصد جمعيت ناراضى و نامنسجم ايران)، با اتخاذ يك برنامه اقتصادى ضربتى و با انجام مذاكره با آمريكائيان، بحرانهاى كنونى جامعه ايران را پشت سر بگذارند. حتى محافظه‏كاران آمادگى دارند بدون اينكه آزادى هاى سياسى را براى همه ايرانيان به رسميت بشناسند، اما اداى اصلاح‏طلبان را دربياورند و آزادى‏هاى اجتماعى را بيشتر كنند و به گروههاى سياسى اصلاح طلب و روزنامه هاى شبه دوم خردادى هم ميدان بدهند و بدينسان شكلى از يك دموكراسى آبكى را براى ايرانيان و جهانيان نيز به نمايش بگذارند.

    به نظر نگارنده اگر چه احتمال وقوع حالت دوم از حالت اول بيشتر است، اما تحقق اين وضعيت با دو مشكل اساسى روبرو است. يكى اينكه اداره 85 درصد جمعيت ناراضى مردم ايران در آينده كار ساده‏اى نيست. اين نارضايتى‏ها، تاكنون، با وعده‏هاى اصلاح طلبانه خاتمى و دوم خردادى‏ها عملاً مديريت مى‏شد. اما در شرايطى كه شكست سياسى دوم خردادى‏ها آفتابى شده و كاريزماى خاتمى بى‏فروغ شده‏است، معلوم نيست كه اين نارضايتى‏ها از كجا سر بيرون خواهد زد. (8) معضل دوم بى‏اعتمادى مطلق جامعه جهانى به محافظه كاران ايرانى است. در جهانِ جهانى شده، جامعه جهانى نيز از گروهى كه مى‏تواند در مقابل بيست ميليون رأى مردم بايستد، مجازات قاتلان روشنفكران و ضاربان دانشجويان را ماسمالى كند، مى‏ترسد. از نظر جامعه جهانى، اگر اين گروه بتواند همچنان بى‏دريغ از امكانات دولت پنهان، با اتكا به درآمدهاى نفتى، استفاده كند، امنيت منطقه و جهان تضمين نخواهد شد. (9) لذا، صرفنظر از اينكه اين برداشت جامعه جهانى درست يا غلط باشد، نفس اين برداشت در جامعه جهانى يكى از موانع اساسى محافظه‏كاران در تحقق حالت دوم است.

 3 - حالت سوم، با شكست سياسى دوم خردادى‏ها، ايده انجام اصلاحات بر اساس قانون اساسى موجودِ جمهورى اسلامى هم رنگ مى‏بازد. اما اين به معناى آن نيست كه نيروهاى اسلامى نوانديش، كه هم حاملانِ انقلاب اسلامى و هم حاملان جنبش دوم خرداد بوده‏اند، دست از آرمانهاى انسانى و اسلامى خود بر مى‏دارند و دركنج خانه‏هاى خود غزلت پيشه مى‏كنند. بلكه اين نيرو به تدريج پيگير ايده انجام اصلاحات از روزنه‏هاى ديگر خواهد شد. بعنوان نمونه، هم اكنون عده‏اى از همين نوانديشانِ دينى از پيگيرى اصلاحات بر اساس پيش نويس اول قانون اساسى جمهورى اسلامى (كه به تأييد امام (ره) نيز رسيده بود) دفاع مى‏كنند. به عبارت ديگر، اين نيرو طرفدار جمهورى اسلامى موجود نيست بلكه طرفدار آن جمهورى اسلامى است كه امام در هنگام انقلاب در پاريس وعده آن را مى‏داد. از اين‏رو، اگرچه حالت سوم بر خلاف حالت اول و دوم، جنبه جنينى دارد اما به نظر مى‏رسد، با حذف اصلاح‏طلبان در مجلس هفتم، اين وضعيت جنينى به وضعيتى فعال در جامعه سياسى در خواهد آمد. اين نيروى نهفته در جامعه سياسى در آينده قادر است بجاى جبهه دوم خرداد جبهه اصلاحات را (بر اساس نگاهى جديد) در خدمت جنبش اجتماعى قرار دهد.

 4 - حالت چهارم به فرصتهايى كه ممكن است در آينده در اختيار نيروى سياسىِ جمهورى خواهان لائيك، كه در يكى دو سال اخير در خارج از كشور منسجم شده‏اند، قرار گيرد، مربوط مى‏شود. اين نيرو از سه ويژگى برخوردار است: يكى اينكه بخشى از جمعيت شهرى ايران كه از اقدامات بنيادگرايان مذهبى، كه جمهورى اسلامى را به گروگان گرفته‏اند، خسته شده‏اند از ايده جمهورى لائيك دفاع مى‏كنند. (اگرچه اين جمعيت در شرايط فعلى حاملانِ فعال سياسى در داخل ندارد.) ويژگى دوم، ايده جمهورى لائيك براى جامعه جهانى قابل فهم‏تر و قابل قبول‏تر است. ويژگى سوم، اگر نيروهاى نوانديش دينى توسط محافظه‏كاران بيش از اين مرعوب و سركوب شوند، اين نيروى لائيك الترناتيو جدى بنيادگرايان مذهبى خواهد شد. اما جداى از سه ويژگى مذكور، مهمترين مشكل جمهورى خواهان لائيك، در شرايط كنونى، اين است كه محافظه‏كاران در ايران اجازه كوچك ترين فعاليتى به آنان نمى‏دهند و هر حركتى از سوى آنان را در نطفه خفه مى‏كنند. با اينهمه، بعيد نيست با شكست جبهه سياسى دوم خرداد و با توجه به شرايط داخلى و خارجى موجود ايران، فرصتهايى براى عمل مؤثر سياسى در اختيار اين نيرو قرار گيرد و نقش محورى در هدايت جنبش و مطالبات مردم ايران پيدا كند. (10)

     همانطور كه اشاره شد، به طور قاطع نمى‏توان گفت آينده جنبش اجتماعى و جامعه سياسى ايران به كداميك از چهار حالت فوق نزيك‏تر است. گويى هر يك از اين حالت ها مثل تخم مرغ‏هايى است كه مرغ جامعه ايران، در يك آب و هواى طوفانى، بر روى آن خوابيده است. اينكه كداميك از اين تخم‏مرغ‏ها سر باز كرده و به جوجه برسد و كداميك در حوادث جامعه از بين برود به عوامل شناخته شده و نشده‏اى بستگى دارد كه  احصا دقيق آن ممكن نيست. با اين همه، باز بايد تأكيد كرد كه اگرچه عاقبت جنبش دوم خرداد، خاموشى و شكست سياسى جبهه دوم خرداد بود، اما اين شكست نه به معناى پيروزى محافظه كاران است و نه به معناى اين است كه جنبش اجتماعى ديگرى در جامعه ايران شكل نگيرد. همچنان تمام مؤلفه‏هاى يك جنبش اجتماعى و خواهان تغيير سياسى در جامعه ايران وجود دارد. اين جنبش وقتى فرصت سياسى پيدا مى‏كند به سطح جامعه مى‏آيد و مثل سالهاى گذشته در جامعه سياسى ايران قابل رويت است. يا وقتى به آن فرصت ندهند بصورت "مقاومت اجتماعى "در درون خانواده‏ها و در درون روابط و شبكه‏هاى غير رسمى جامعه به حيات خود ادامه مى‏دهد تا دوباره فرصت سياسى پيدا كند. اتفاقاً چالشهايى كه محافظه‏كاران از قبول لايحه انتخابات متحمل مى‏شدند به مراتب كمتر از چالشهايى است كه در آينده (و در حالاتى كه تصوير شد) با آن روبرو خواهند شد. ولى محافظه‏كاران چون سر مست از كاربرد قدرتِ عريان سياسى خود، از طريق نهادهاى انتصابى هستند، همچنان از واقع بينى سياسى محرومند و همچنان با اعتقاد به گزاره «الحق لِمن غلَب»، از اقدامات انحصار طلبانه خود، خشنودند.

 

  پى‏نوشت‏ها

 1 - اساساً بحثِ نتايج و پيامدهاى جنبش‏ها، نسبت به بحث عللِ جنبش‏ها، بحث جديدترى در جامعه شناسى متأخر است. در اين بحثها در انواع طبقه بندى‏ها از نتايج جنبش‏هاى اجتماعى بحث مى‏شود. مثلاً از نتايج خواسته و ناخواسته، از پيروزى يا شكست، از نتايج سياسى، اجتماعى، فرهنگى و اقتصادى جنبش‏ها بحث مى‏شود. در اين نوشته، فقط از منظر نتايج "خواسته" سياسى جنبش دوم خرداد بحث مى‏شود. البته بحث از اين منظر نيز براى همه اهميت دارد. زيرا اغلب علاقمندان به جنبش دوم خرداد از همين منظر به آن نگاه مى‏كنند و مورد ارزيابى قرار مى‏دهند. نگارنده به پاره‏اى از نتايج "ناخواستة" جنبش دوم خرداد، خصوصاً نتايج اجتماعى آن، در كتاب جامعه شناسى جنبش‏هاى اجتماعى، كه از سوى انتشارات طرح‏نو به چاپ رسيده‏است، اشاره كرده‏است.

 2 - وقتى خاتمى براى اولين بار با بيست ميليون رأى رئيس جمهور شد، جنبش دوم خرداد نيز اوج گرفت. اين جنبش بطور غير منتظره‏اى توانست تمام نهادهاى انتخاباتى جمهورى اسلامى را بدست بگيرد. اما محافظه‏كاران از طريق نهادهاى انتصابى، در برابر اين نهادهاى انتخاباتى ايستادند. با اقدامات شوراى نگهبان مجلس ايران را قفل كردند. با اقدامات دستگاه قضايى و نهادهاى موازى اطلاعاتى قوه اجرائيه و نهادهاى مدنى و مطبوعاتى را مختل كردند. از طريق شوراى انقلاب فرهنگى نهادهاى فرهنگى كشور را فلج كردند. و قس على هذا. تقريباً در شرايط فعلى ما نهاد انتخابى‏اى كه فلج نشده باشد، نداريم. ولى در برابر ضعفِ نهادهاى انتخابى حكومت يك جامعه‏اى كه در برابر انحصار سياسى مقاومت مى‏كند وجود دارد و اين همان معضل غير قابل حل محافظه‏كاران است.

 3 - غير از تأسيس شوراهاى شهر، دولت خاتمى تحمل زيادى نسبت به شنيدن انتقادات منتقدين از خود نشان داد. اين ويژگى به فرهنگِ پاسخگويى از سوى دولت كه در تاريخ ايران سابقة ضعيفى دارد، كمك مى‏كند.

 4 - يك مقايسه بخوبى نشان مى‏دهد كه دوم خردادى‏ها 90 درصد از هوادران خود را از دست داده‏اند. در انتخابات دوره اول شوراى شهر تهران (1378)، عبدالله نورى، به عنوان كانديداى اول دوم خردادى‏ها، ششصد هزار رأى آورد ولى در انتخابات دوره دوم (1381) مصطفى تاج‏زاده، به عنوان كانديداى اول دوم خردادى‏ها،  شصت هزار رأى آورد.

 5 - در سال‏هاى پيش، مردم كوچه بازار بيشتر مى‏گفتند كه "نمى‏گذارند "خاتمى كار كند. با اين همه، در دوره دوم باز مردم به او اميد داشتند و به او رأى دادند. ولى، درشرايط فعلى، مردم بيشتر مى‏گويند او "نمى‏تواند" و حتى عده‏اى هم مى‏گويند او "نمى‏خواهد" و دستش با انحصارگران در يك سفره است. اين سير نزولى در ميان اقشار نخبه جامعه وضع بدترى دارد.

 6 - صرف نظر از صحت و سقم دعاوى دادگاه آرژانتين در متهم كردن ديپلماتِ جمهورى اسلامى (آقاى هادى سليمان‏پور) در انفجار مركز يهوديان در اين كشور، اينكه پس از چند سال كه از اين حادثه مى‏گذرد در شهريور سال 82 اين ديپلمات توسط يك كشور ثالث، يعنى توسط پليس دولت انگستان، موقتاً دستگير مى‏شود، خود خبر از پايين بودن نفوذ بين‏المللى ايران در جامعه بين الملل مى‏دهد.

 7 - بعنوان نمونه در همين كشور آمريكا هنگامى كه جورج بوش با تفاوت كمى (حدود دويست، سيصد رأى) از رقيب دموكرات خود پيشى گرفت، هيچ صاحبنظرى در آمريكا پيش بينى نمى‏كرد كه در آينده نزديك دولت آمريكا جولانگاه سياست‏هاى افراطى نو محافظه كاران شود. در صورتيكه يك سال بعد فاجعه تروريستى 11 سپتامبر چنين فرصت طلايى را در اختيار نو محافظه‏كاران قرار داد.

 8 - فهمِ سر باز كردن نارضايتى از جايى كه از قبل معلوم نيست، چيز پيچيده‏اى در جامعة ايران نيست. بعنوان نمونه، در بهار سال 82، محافظه كاران فكر مى‏كردند با حمايت از شعارهاى صنفى دانشجويان خواهند توانست اداى يك جنبش عدالت خواهانه دانشجويى را در آورند. آنان خبر نداشتند وقتى اين مطالبه صنفى به راه بيفتد ناآرامى‏هاى مردمى در هشت شهر بزرگ كشور آنهم در ده شب متوالى تداوم پيدا خواهد كرد.

 9 - اين برداشت جامعه جهانى از محافظه‏كاران ايرانى را مى‏توان در يادداشت‏ها و تحليل‏هاى رسانه‏هاى كشورهاى غربى، مثل واشنگتن پست، تايم، سى اِن‏اِن، بى‏بى‏سى در شش ماه گذشته مشاهده كرد.

 10 - البته حالت پنجمى هم بود كه بخاطر كم اهميت بودن آن در متن نوشته به آن اشاره نكردم. اين حالت همان رؤيايى است كه سلطنت طلبان در سر دارند. آنان پس از 11 سپتامبر و جنگ آمريكا عليه افغانستان و عراق، خيلى علاقه دارند اين جنگ به ايران هم كشيده شود. تا آنان با اتكا به قدرت نظامى آمريكا، نقش تأثيرگذار در سياست ايران پيدا كنند. آنان مى‏خواهند با لباسِ آمريكائيها در ايران داماد شوند!

 انقلاب اسلامى: برابر ارزيابى جلائى پور، از چهار حالت، سه حالت در برابر يك حالت (حاكميت استبداديان با حذف اصلاح طلبان) قرار مى‏گيرد. اما از 15 درصدى كه در «انتخابات شركت مى‏كنند، به استناد «انتخابات» شورى‏ها، بسيار كمتر از نيمى از رأى دهندگان به زورپرستها رأى مى‏دهند (در تهران، به نفر اول كمى بيشتر از يك سوم رأى داده‏اند). به سخن ديگر، پايگاه اجتماعى زورپرستهاى حاكم، 5 درصد بيشتر نيست.

 



صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر