کارشناس
"تحریم انتخابات " در برخی از دموکراسی های اروپائی
مقدمه
در نظام های مبتنی برآرای ملت، امور کشور و سیاستهائی که اعمال می شوند از نمایندگان ملت ناشی می گردند. نمایندگا نی که از احزابی آزاد، در انتخاباتی آزاد و سرتاسری و مستقیم از طرف اکثریت شهروندان مأ موریت می یابند برنامه و پلاتفرم پیشنهادی شان را عملی نمایند.
در این رژیم ها تمامی دارندگان حق رأی " وظیفه " یا " حق " دارند که در انتخابات شرکت نمایند. این شرکت دارای دو وجه است: هم می توانند خود را نامزد انتخابات کنند و هم می توانند در انتخابات به نمایندهء مورد نظر خویش رأی بدهند.
در صورتی که در یک حوزه انتخاباتی معین ( ده ، شهر، استان یا کشور) تمامی واجدین شرایط در انتخابات شرکت کنند، تعداد آرای مأخوذه با تعداد دارندگان حق رأی باید برابر باشد. اما در عمل چنین اتفاقی صورت نمی پذیرد و تعداد آرای مأخوذه همیشه کمتر از تعداد واجدین حق رأی می باشند زیرا که همواره تعدادی از رأی دهندگان، به دلایل متفاوتی ، در انتخابات شرکت نمی کنند. هر اندازه که در صد شرکت کنندگان بالاتر باشد، نهاد انتخاب شده و منتخب یا منتخبین مردم از مشروعیت بالاتری برخوردار خواهند بود.
آنهائی که در انتخابات شرکت نمی کنند دلایل خاص خود را دارند. بعضی به دلیل بیماری یا مسافرت، عده ای به دلیل بی تفاوتی و غیر " سیاسی " بودنشان و بخش دیگری نیز به دلایل سیاسی و آگاهانه از شرکت در انتخابات خود داری می کنند. ما در پائین به گروه آخرکه به دلایل سیاسی و آگاهی به حقوق خود تصمیم به تحریم انتخابات می گیرند خواهیم پرداخت. این گروه کسانی هستند که به پیروی از سیاست پیشنهادی حزب مورد علاقه شان دست به تحریم انتخابات می زنند.
در دو بخش به مسئله تحریم انتخابات می پردازیم. پس از رد وجود " ایدئولوژی تحریم " در بخش اول به این نکته می پردازیم که تحریم انتخابات بوسیلهء احزاب سیاسی ومردم یک استراتژی یا یک تاکتیک انتخاباتی بشمار می آید.
اما قبل از بررسی این دو بخش لازم است تأکید شود که شرایط انتخابات در کشورهای اروپائی با شرایط انتخابات در رژیم های خودکامه و مستبد غیر قابل مقایسه می باشند. لازم است که این نکته را در سرتا سر مطالعه این مطلب در ذهن بسپاریم . زیرا که ما به مطالعهء تحریم انتخابات در شرایطی آزاد و جوامعی دموکراتیک بویژه فرانسه خواهیم پرداخت.
الف: رد وجود " ایدئولوژی تحریم"
در دههء60 میلادی و پس ازآن این تز مطرح شد که در دموکراسی های غربی یک " ایدئولوژی تحریم" وجود دارد که حاملان آن همانا دو گروه فوق افراطی چپ و راست می باشند . خلاصهء این تز عبارت از اینست که افراطیون چون عمیقا ضد دموکراسی و یا ضد انتخابات می باشند بنابراین مخالف رأی دادن و همواره موافق تحریم انتخاباتند.
اما چنانچه با موشکافی به بررسی نظرات و عملکرد این دو گروه فوق افراطی بپردازیم متوجه می شویم که آنها دارای دیدگاههای مشترکی در مورد تحریم انتخابات نمی باشند. در حالیکه راست افراطی ضد دموکراتیک است اما جد اً با تحریم انتخابات مخالف است و بالعکس آنارشیستها که خود را دموکرات واقعی می پندارند گاهاً در انتخابات شرکت کرده اند.
1 - تفکرات راست افراطی
افراطیون دست راستی فر انسه در گروه " آکسیون" فرانسوی جمع شده اند. آنها که افراطی ترین گرایش راست این کشور بشمار میروند خواهان بازگشت به دوران قبل از انقلاب کبیر فرانسه می باشند. علیرغم مخالفت آنها با دموکراسی ، در انتخابات مختلف به خصوص در سالهای فبل از جنگ جهانی دوم شرکتی فعال داشته اند و هرگز از تحریم انتخابات دفاع نکرده اند.
شارل موراس (1952- 1868) تئوریسین افراطی این گروه که از قضا عقایدش به عقاید"فیلسوف" حوزوی خودمان آقای مصباح شباهت عجیبی دارد از مخالفین سرسخت دموکراسی بود و یکی از مدافعین رژیم دست نشانده آلمانهای نازی در فرانسه ( رژیم ویشی) بشمار می آید. او همواره هواداران خویش را به شرکت در انتخابات تشویق می نمود.
تئوری موراس بر مخالفت با دموکراسی و موافقت با رأی محدود استواراست . مخافت او با دموکراسی به این دلیل است که وی به حکومت " اکثریت" یا حکومت " کمی " که بر رأی همگانی در همهء زمینه ها استوار است اعتقادی ندارد. او مسائل را به دو گروه تقسیم می کند . گروه اول مسائلی که رأی همگانی نباید بر آن جاری شود و گروه دوم مسائلی که رأی همگانی می تواند بر آن جاری شود.
او پس از آنکه مواردی که رأی همگانی بر آنها نباید جاری شود را کنار می گذارد به مواردی می رسد که رأی همگانی می تواند اعمال شود و البته درآنجا او موافق رأی گیری است و می گوید که در آن حالات نمی توان از انتخابات اجتناب ورزید.
موراس معتقد است که نمی توان نظر اکثریت ( نظر کمیتی ) را در همهء موارد بکار برد. بنظر او مثلا" برای تعیین رهبر حکومت ( شاه یا هر مقام دیگری ) نباید از رأی کمیتی پیروی نمود. زیرا که در این مورد رأی اکثریت فاقد اعتبار است . او مخالف سرسخت تعیین شاه، حاکم یا رهبر به روالی عادی و ادواری است. بنظر او یکی از مواردی که می توان از رأی همگانی استفاده نمود همانا انتخاب نمایندگان مردم برای یاری رساندن به حکومت است.
او مخالف " ناامیدی " و "یأس" سلطنت طلبان است و از آنها می خواهد که از تحریم انتخابات جدأ پرهیز کنند. مثلا" در انتخابات سال 1919 او می نویسد" دارندگان حق رأی موظفند که رأی بدهند و خوب هم رأی بدهند". او هواداران خویش را به شرکت در انتخابات دعوت نمود.
در دورهء بعدی انتخابات مجلس فرانسه ، در سال 1924 ، می گوید که علیرغم نارضایتی اش از اوضاع براین نظراست که " می بایستی در انتخابات شرکت کرد و به نامزدهائی که بدی کمتری دارند رأی داد . باید رای داد، رأی داد ، رأی داد ، تحریم انتخابات یک اشتباه بزرگ و بلکه یک جنایت است". او اضافه می کند:" همه مان رأی می دهیم ، رأی خود را از دست ندهیم ولو آنکه به دلیل عدم حضور لیست خوب و مورد نظرمان مجبور باشیم به لیستی ضعیف رأی بدهیم. قاعده این باشد که هیچکس انتخابات را تحریم نکند ، هیچکس از ما از یاری رساندن به لیست بد کوتاهی نکند که مبادا گرفتار لیست بدتر شویم". در انتخابات 1928 هم به همین منوال ، افراطیون راست شرکت در انتخابات را تبلیغ کردند. موراس می گفت " ما نباید از انتخابات پرهیز کنیم بلکه از امید به مثمر ثمر بودن انتخابات بپرهیزیم".
اگر راست افراطی غیر سلطنت طلب فرانسه را نیز اجمالا" نگاه کنیم به این نتیجه می رسیم که آنها در قریب به تمامی انتخابات شرکت فعالانه ای داشته اند. و می توان گفت که آنها در تمام انتخاباتی که نامزد شان شرکت داشته و یا با نامزدهای دیگر به توافق انتخاباتی دست یافته اند شرکت کرده اند . آقای لوپن که رهبر راست افراطی غیر سلطنت طلب فرانسه بشمار می آید از همان سالهای 1950 در انتخابات شرکت می کرد. او در انتخابات سال 1956 از طرف " پوژادیست"ها که قریب 5 / 11 در صد آراء را به خود اختصاص دادند به مجلس ملی فرانسه راه یافت و درآخرین انتخابات ریاست جمهوری فرانسه (در بهار2002 ) در دور دوم انتخابات حضور داشت.
2 - گرایشات چپ افراطی - آنارشیستها
افراطی ترین چپ - آنار شیستها - معتقدند که دمکراتهای فعلی در کشورهای دموکراتیک اروپائی دموکراسی های شکلی هستند نه دموکراسی ها ی واقعی .
برخلاف افراطیون راست آنها به دموکراسی اعتقاد دارند ونه تنها مخالف آن نیستند بلکه حتی مدعی اند که دموکراسی همه جانبه فقط در نظامی آنارشیستی صورت تحقق بخود خواهد گرفت. به نظر آنارشیستها رأی گیری رژیم های دموکراتیک هدفشان ایجاد دولت و نمایندگان است که خود را برآمده از ملت جا می زنند در حالیکه مدافع مالکیت ومنافع مالکین و صاحبان ثروتند.
به عقیده باکونین (1876-1814)، " دموکراسی نمایندگی " ( دموکراسی که در آن قدرت از طریق نمایندگان مردم اعمال می شود و نه از طریق خود مردم، یعنی قریب به اتفاق نظامهای دموکراتیک موجود) وسیله ای برای به انقیاد کشانیدن مردم است و انتخابات نه تنها تضمین کننده سیادت مردم نیست بلکه بر عکس به ایجاد یک اشرافیت دائم حکومتی بر علیه منافع مردم منجر می شود. او می گوید پس از هر انتخاباتی ، این موقعیت اشرافیت حکومتی در برابر مردم است که تحکیم و تضمین می شود. انتخابات از دید او وسیله ای برای منکوب مردم تحت عنوان دروغین" ارادهء مردمی " است و تا زمانیکه جامعه در چنگال اقلیت ثروتمند و صاحبین مال و منال اسیر باشد انتخابات سرابی بیش نیست و بر ضد دموکراسی حقیقی است.
آنارشیست ایتالیائی مالا تستا (1932-1853) می گفت:" لعنت بر رأی باد که در همهء حالات مضر به حال مردم است".
با تمام این احوال، آنارشیستها در عمل به تحریم همهء انتخابات نپراداخته اند. مثلا" در سال 1848 پرودن ، آنارشیست فرانسوی ، نمایندهء مجلس فرانسه بود. همین پرودن در کتابی بنام " اندر توانائی طبقات زحمتکش" از انارشیستهادعوت می کند که به نمایندگان کارگری رأی بدهند. یکی دیگر از انارشیستهای معروف"کروپوتکین، " برگهء رأی " را نیز در کنار "بمب" و " خنجر" وسیله ای برای عصیان همیشگی " به حساب می آورد.
آنارشیست ها بر خلاف افراطیون راست مبلغ شرکت همیشگی در انتخابات نبوده اند اما در بسیاری موارداز انتخابات به عنوان فرصتی مغتنم برای ضربه زدن به " مالکیت" که بنظر آنان مترادف با " دزدی " است استفاده نموده اند . و نیز مثلا" آنارشیستهای اسپانیا در انتخابات سال 1931 برای الغای رژیم سلطنتی در این کشور شرکت فعالانه ای داشته اند. بنابراین تحریم انتخابات بوسیله گروههای مختلف آنارشیستها فاقد ویژگی ایدئولوژیکی است. بازماندگان کنونی آنارشیستهای کلاسیک که در برخی ازگروههای محیط زیستی حضور دارند معتقدندکه بایستی از " فرصت انتخاباتی بهره برداری نمود".
صرفنظراز گرایشات آنارشیستی که فاقد انسجام عملی در برابر انتخابات هستند، چنانچه به دیگر گرایشات چپ افراطی در فرانسه نظر بیافکنیم متوجه می شویم که تمامی این گرایشات از بیشتر فرصت های انتخاباتی برای مطرح کردن خویش استفاده کرده اند بطوری که مثلا" در تمام انتخابات ریاست جمهوری فرانسه از سال 1972 به این طرف حضور فعالی ( حداقل در مرحلهء اول انتخابات) داشته اند. در آخرین انتخابات ریاست جمهوری فرانسه در سال 2002 ، اتحاد گرایشات چپ افراطی در فرانسه بیش از ده در صد آراء را بخود اختصاص داد بطوری که یکی از دلایل راه نیافتن نمایندهء حزب سوسیالیست(ژوسپن ) به مرحلهء دوم انتخابات را همین در صد بالای اتحاد گرایشات چپ بشمار می آورند.
با توجه به عملکرد دو گروه افراطی چپ و راست بدین جمع بندی می رسیم که اول مبنای تئوریهای آنها یکی نیست و دوم عملکرد آنها شباهتی به همدیگر ندارند و پدیده ای به نام " ایدئولوژی تحریم" وجود خارجی ندارد و هر چه هست یا استراتژی و یا تاکتیک انتخاباتی است .
ب - تحریم انتخابات: استراتژی یا تاکتیک؟
تحریم انتخابات در نظام های دموکراتیک که هم انتخابات آزاد دارند و هم رأی ملت در تعیین سرنوشتش موثر است از طرف احزاب سیاسی و یا گروههای اجتماعی به عنوان ابزار مورد استفاده قرار می گیرد. تحریم انتخابات گاهی به عنوان یک استراتژی و در بیشتر اوقات بعنوان یک تاکتیک در رقابت های سیاسی از طرف احزاب بکار برده می شود.
1 - تحریم انتخابات: یک استراتژی
تحریم انتخابات، در مواردی ، می تواند به عنوان یک استراتژی، در برابر قدرت حاکم بر جوامع دموکراتیک که شرایط انتخابات آزاد و موثر را فراهم می آورد مورد استفاده قرار بگیرد. در اینجا تحریم به مثابه یک استراتژی دراز مدت مورد استفاده است و گروه یا حزبی که آنرا در دستور کار خود قرار می دهد نه مخالفتی با دموکراسی دارد و نه عنادی با انتخابات و رأی همگانی.
منظور از " تحریم استراتژیک" ، تحریمی طولانی مدت است که شامل نه یک انتخابات خاص که تمامی انتخابات می باشد. هدف عمده آن نیز فشار بر روی یک سیاست کلی است که قدرت حاکم بر اعمال آن پافشاری می کند. بنابراین تحریم استراتژیک بدنبال عقب نشاندن قدرت حاکمه در زمینه یک مسئلهء معین است و ربطی نیز با این یا آن انتخابات ندارد.
تحریم استراتژیک نمونه های زیادی ندارد زیرا که اعمال مفید آن تنها از عهدهء یک نیروی مهم سیاسی - اجتماعی و منسجم بر می آید. نیروئی که با قدرت سیاسی حاکم پیوندی ندارد. مثلا" در جریان جنبش ضد استعماری در الجزایر، " جبهه آزادی بخش ملی " همواره تحریم انتخابات را تبلیغ می کرد . بطوریکه حتی همه پرسی سال 1961 را که مقدمات استقلال الجزایر را فراهم می آورد تحریم نمود." در نتیجهء" 41 در صد دارندگان حق رأی ( غالبا ساکنین مراکز مهم شهری) در الجزایر این همه پرسی را تحریم کردند.
یکی دیگر از نمونه های برجستهء تحریم استراتژیک همانا تحریم انتخابات در ایتالیا بوسیله کلیسا و پاپ بود. این تحریم که از سال 1848 و به دستور پاپ "پی نهم " آغاز شد بیش از نیم قرن بطول انجامید. در واقع کلیسا های ایتاالیا، مسیجیان این کشور را از شرکت در انتخابات چه به عنوان انتخاب شونده و چه به عنوان انتخاب کننده به شدت بر حذر می داشتند. نه به این دلیل که مخالف دموکراسی بودند و یا با اصل رأی گیری همگانی مخالفتی داشتند بلکه به این دلیل که میخواستند نارضایتی و مخالفت عمیق خود را با یکپارچگی و وحدت ایتالیا که منجر به تضعیف قدرت کلیسا و پاپ می شد نشان بدهند. در همان حالی که در ایتالیا انتخابات تحریم می شد، فرانسویان مسیحی به وحدت و همگرائی فرانسه و کاتولیک های آلمان برای ایجاد حزب "دموکرات مسیحی " تشویق می شدند.
تحریم استراتژیک انتخابات ایتالیا بوسیلهء کلیسا از طرف بسیاری از شهروندان رعایت می شد بطوریکه از 12 انتخاباتی که از تاریخ 1870 تا 1904 صورت گرفته یازده تای آن بوسیلهء بیش از 40 در صد مردم تحریم شدند.
اما بیشتر تحریم ها جنبهء تاکتیکی دارند.
2 - تحریم انتخاباتی : تاکتیک
تحریم تاکتیکی انتخابات به این معنی است که یک حزب یا گروه و سازمان سیاسی در مورد یک همه پرسی معین یا یک انتخابات مشخص، مردم را به عدم شرکت در رأی گیری تشویق می نمایند. در رژیم های دموکراتیک که هیچ مانع اساسی برای شرکت آزاد احزاب و گروههای سیاسی در انتخابات وجود ندارد، بیشترین تحریم ها، تحریم های تاکتیکی اند و هر تحریمی دلیل ویژه و مخصوص به خودش را دارد.
مثلا" چون در انتخابات نامزدهائی که به مرحلهء دوم راه پیدا کرده اند، هیچکدام مورد تائید فلان حزب نیست، در نتیجه آن حزب یا گروه سیاسی از هواداران خود می خواهد که در انتخابات مرحلهء دوم شرکت نکنند . برای مثال می توان به آخرین انتخابات ریاست جمهوری در فرانسه در سال 2002 اشاره نمود که در آن برخی از گروههای چپ افراطی دور دوم انتخابات را که در آن دو نامزد راست و راست افراطی با هم به رقابت می پرداختند تحریم نمودند. معمولا" یک حزب که در دور دوم انتخابات نامزدهایش در حوزه X حضور ندارند با حزب نزدیک و دوست به توافق می رسد( یا قبل از انتخابات و یا در فاصلهء بین دو دور انتخابات) که در مقابل حمایت آن حزب از نامزدهایش در حوزه Y به حمایت از نامزدهای حزب دوست و نزدیک در حوزه X بپردازد.
تحریم تاکتیکی ممکن است به این دلیل باشد که حزب یا گروهی که آنرا تبلیغ می کند بخواهد تمامی شهروندانی را که در انتخابات شرکت نمی کنند به عنوان طرفدار خود جلوه بدهذ و از آن استفاده تبلیغاتی بنماید. و یا اینکه بخواهد با تحریم انتخابات مشروعیت نهادی را که انتخابات مربوط به آن می شود زیر علامت سئوال بگذارد.
از نمونه های دیگر تحریم تاکتیکی رأی گیری می توان به همه پرسی سال 1972 در فرانسه که بمنظور تائید عضویت سه کشور جدید ( انگلستان، ایرلند و دانمارک) به بازار مشترک اروپا برگزار شده بود اشاره کرد. این همه پرسی از طرف سوسیالیست ها تحریم شد زیرا که در مورد ورود این کشورها نظری قاطع نداشتند.
در سال 1969 رفراندوم مربوط به مجلس سنا در فرانسه را حزب کمونیست این کشور تحریم کرد.پس از استعفای ژنرال دوگل در همان سال، در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری، ژرژ پمپیدو (راست) و آلن یوهر (مرکز) به رقابت پرداختند. حزب کمونیست فرانسه این انتخابازت را تحریم کرد. تحریم کنندگان اهداف سه گانه ای داشتند.
اول اینکه هیچکدام از کاندیدا ها مورد تایید حزب کمونیست نبودند. دوم آنکه تحریم کنندگان می خواستند نمایندهء مرکز( آلن یوهر) را بخاطر کنار نکشیدنش از دور دوم انتخابات ( و باز گذاشتن راه برای نمایندهء حزب کمونیست که در دور اول مقام سوم را کسب کرده بود) " تنبیه" نمایند.
سوم آنکه حزب کمونیست با تحریم انتخابات می خواست نهاد ریاست جمهوری را تضعیف نماید.
بر " اثر" این تحریم بیش از 40 در صد از رأی دهندگان در انتخابات شرکت نکردند و ژرز پمپیدو با رأی کمی بیش از یک سوم آراء دارندگان حق رأی به ریاست جمهوری رسید و طبیعتا چون مشروعیت اش دچار آسیب شده بود پروژه کوتاه کردن دورهء ریاست جمهوری از 7 سال به 5 سال را ارائه داد که بنا به دلائلی که از حوصلۀ مطلب ما خارج است مسکوت ماند." تحریم تاکتیکی " انتخابات ویژهء احزاب چپ نیست . برای مثال در رفراندوم مربوط به " خود کفائی" نوول کالد ونی که بوسیلهء دولت سوسیالیستی فرانسهء در سال 1988 برگزار شد، بزرگترین حزب راست فرانسه ( R.P.R ( به رهبری ژاک شیراک این همه پرسی را تحریم کرد بطوری که شرکت کنندگان به 37 در صد از دارندگان حق رأی محدود شدند. البته از جمله دلایلی که می توان برای عدم حضور بیش از 63 در صد از رأی دهندگان ارائه داد اینست که سئوال مطرح شده در این رفراندوم برأی شهروندان فرانسوی از اهمیت پائینی برخوردار بوده است.
نتیجه گیری :
در رژیم های دموکراتیک، شرکت در انتخابات یا تحریم انتخابات اهداف سیاسی خاصی را دنبال می کند. انتخابات برای گرفتن تائید از صاحبان اصلی کشور است تا بتوان با آن تائید برنامه و پلاتفرم پیشنهادی که بر آن صحه گذاشته اند را عملی نمود . نهاد منتخب باید بتواند برنامه اش را به اجرا بگذارد و احزاب باید آزادانه به معرفی خود و برنامه و نامزدهایشان بپردازند.
ما در این مطلب سعی کردیم نشان دهیم که " ایدئولوژی تحریم" انتخابات وجود خارجی ندارد و هر چه هست استراتژی یا تاکتیک انتخاباتی است.اما آیا می توان گفت که " ایدئولوژی شرکت" در انتخابات تحت هر شرایطی و به هر قیمتی نیز وجود خارجی ندارد؟ آیا می توان ادعا کرد که عده ای بدون توجه به فلسفه و علت وجودی انتخابات، آن را ( انتخابات را) نه یک وسیله ( برای رسیدن به اهداف مشخص سیاسی ) که یک هدف بخودی خود تصور می کنند و خواهان شرکت در همهء انتخاباتند.