آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥٨٦ از ١٣ تا ٢۷ بهمن
سايت آقاى ابوالحسن بنى صدر
ژاله وفا و مهران مصطفوی
از مجامع اسلامی ایرانیان
انتخاب درست شما

 

  . در قسمت اول این نوشتار به بررسی بیلان مجلس ششم پرداختیم و ملاحظه شد که این بیلان در جنبه های مختلف بطور عمده منفی بوده است . با در نظر گرفتن این بیلان محلی برای تکرار این تجربه و شرکت در انتخابات باقی نمی ماند ، اما همانطور که در پایان نوشتار اعلام کردیم با وجود این بیلان منفی استدلالهای مختلفی از سوی موافقان شرکت در انتخابات مطرح شده است که اینبار آنها را نقد و بررسی مینماییم .
هر چند در فاصله این دو نوشتار اوضاع سیاسی کشور دستخوش تحولاتی گردیده که بسیاری از موافقان شرکت در انتخابات بخصوص اصلاح طلبان حکومتی اکنون ندای تحریم سر میدهند: منتهی بر قرار خود ماند ه و ابتدا به نقد استدلالهای موافق شرکت در " انتخابات" میپردازیم .
آقای تاج زاده در مقاله مبسوطی که در سایت رویداد انتشار یافته است ، کوشیده است به دلايل مخالفان شركت در" انتخابات" و نقد آنها بپردازد. هر چند دلایل عدم شرکت در انتخابات را از میان استدلال های طیف دوم خرداد جمع آوری کرده است والبته به آن سلسله استدلالهای مطرح شه از سوی کسان و گروههایی که در بیرون حاکمیت، کل نظام ولایت فقیه را نا مشروع و نیز غیر قابل اصلاح از درون میدانند ،نپرداخته است . ما در این نوشتار پاسخ های وی( به نمایندگی از طرف موافقان شرکت در انتخابات درطیف دو خرداد ) را به دلایل عدم شرکت در " انتخابات " به مثابه استدلالهای این طیف برای شرکت در انتخابات قلمداد میکنیم و به اهم آنها ( 3 مورد )پاسخ میدهیم .
این استدلالها فهرست وار بدینگونه اند:

1 - مردم نبایستی به بهانه یکپارچه شدن حاکمیت در این انتخابات شرکت نکنند، چرا که در صورت اصلاح‌ناپذير بودن حكومت و یکپارچه شدن آن ما به يكي از سه راه مي‌رسيم:
الف: سياست صبر و انتظار، ب: انقلاب ج: منجي خارجي "در باره مدعای "الف"،آقای تاج زاده اینگونه استدلال مینماید : " يا بايد صبر كرد تا محافظه‌كاران خود داوطلبانه قدرت را توزيع و دموكراسي را به ملت هديه كنند. بر اين مبنا شكست اصلاحات از درون به معناي شكست پروژه دموكراسي‌خواهي در كوتاه مدت است. نمي‌دانم چرا معتقدان به تحريم نتايج انتخابات سال پيش را تحليل نمي‌كنند و به طور مشخص پاسخ نمي‌دهند كه اگر قرار است انتخابات مجلس هفتم شبيه انتخابات دوره دوم شوراها در شهرهاي بزرگ شود، در آن صورت آيا بخش انتصابي عقلاني و دموكراتيك خواهد شد؟ آيا مردم به آينده كشور دلگرم‌تر مي‌شوند يا اگر ناراضي هستند، به ا حزاب خواهند پيوست و به مقاومت مدني خواهند پرداخت؟ آيا موقعيت بين‌المللي كشور بهتر خواهد شد؟ آيا ضريب امنيت و ميزان سرمايه‌گذاري خارجي و ملي افزايش خواهد يافت؟ آيا بيكاري و تورم كاهش خواهد يافت؟ آيا دانشگاهها فعال‌تر و مطبوعات آزادتر خواهند شد؟ آيا فعالان سياسي و فرهنگي و فعاليت‌هاي سياسي و فرهنگي و علمي از امنيت بيشتري برخوردار مي‌شود و ... ؟ در جامعه‌اي كه نهادهاي مدني در آن ضعيف است، اجازه تركتازي به حكومت دادن، به نفع كشور و مردم نيست. در حال حاضر هيچ نهادي نداريم كه در صورت بروز بحران محور وحدت شود و جامعه را بدون كاربرد زور، اداره يا تماميت كشور را حفظ كند."
اما سیاست صبر و انتظار پیشه کردن در واقع تا به حال سیاست اصلاح طلبان در تمامی برهه های 6 سال اخیر بوده است .نسبت دادن آن به مردم ، نشاگر دید اصلاح طلبان حکومتی به نقش مردم است . در ذهن اصلاح طلبان حکومتی پیوسته این قدرت است که فعال ما یشاء است و مردم محلی از اعراب جز سیاست صبر و انتظار پیشه کردن و بطور منفعل ناظر عملکرد قدرت بودن ندارند ! ایشان فرض را بر این میگذارد که مردم بعد از نا امیدی از اصلاح طلبان ،حال از جناح راست متوقع احقاق حقوقشان می باشند . غافل از اینکه اگر مردم از امامزاده جناح راست معجزه میطلبیدند که در 2 خرداد بجای آقای خاتمی به نماینده جناح راست یعنی آقای ناطق نوری رای میدادند! عملکرد مردم در دوم خرداد 1376 اعتراض وجدان جمعی مردم به وضع موجود بود و رای به آقای خاتمی را تنها باید به يك رأی سلبی و اعتراضی تعبیر کرد . اصلاح‌طلبان اين رأی را ايجابی تفسير و رای به خود تصور کردند . این رای سلبی و اعتراضی نشان این امر بود که دایره زیست در این نظام برای مردم در تمامی وجوه سیاسی - اقتصادی - اجتماعیش تنگ شده بود و مردم عدم احترام به حقوق خود و سلب حق حاکمیت بلامنازعه خود را از طرف هر جناحی باشد نمی پسندیدند . و برای مشکلات موجود راه حل عاجل میطلبیدند . این مشکلات در محدوده نظام ولایت فقیهی که خود بوجود آورنده آن معضلات بوده است کجا قابل حل میبود ؟ بسیار شگفت است که آقای تاج زاده بر خود واجب می بیند امری را که خود و طیف دوم خرداد دیر متوجه شده اند( همانا اصلاح ناپذیری نظام ولایت فقیه ) به مردم گوشزد کند !که اگر ما نباشیم جناح راست بذل و بخشش آزادی و دموکراسی نخواهد کرد وبدین سان با زبر دستی از پاسخ گویی به علل عدم عملکرد به موقع طیف خود در تمامی موارد فوقی که خود بر میشمارد، اعم از کم کاریشان در ایجاد و گسترش نهاد های مدنی (که حداقل آقای حجاریان در مصاحبه ای اخیرا بدان اذعان د اشت )،عدم اقدام حکومت اصلاح طلب خاتمی در جهت رفع شکلات اقتصادی کشور اعم از بیکاری و تورم ، عدم حمایت عملی اصلاح طلبان در دفاع از حقوق مطبوعات و دانشجویان و دانشگاهیان و ...طفره میرود ! در پاسخ به این مدعا بایستی خاطر نشان آقای تاج زاده و معتقدان به این استدلال نماییم که علت اصلی رویگردانی مردم از شما همین دادن وعده های مجازی بوده است که بعلت دگماتیسم شما بر" اصلاح پذیربودن نظام " اصولا نه تنها قابل عملی شدن نبوده ،بلکه نتیجه مترتب بر آن "فرصت سوزی یک نسل" بوده است که مسئولیت آن از جمله بر دوش شماست !
ایشان دراستدلال دیگر خود ( ب ) ، همانا " رخ دادن انقلاب در صورت اصلاح ناپذیری نظام "معتقد است :" چنانچه اصلاحات از درون نتيجه ندهد، انقلاب جاي آن را خواهد گرفت كه اصلاح از بيرون است و هزينه‌هاي آن به مراتب بيش از فوايد آن است" ابتدا بایستی با ایشان یاد آوری کرد که مردم انقلاب خود را با اندیشه و اصول راهنما و اهدافی کاملا شفاف انجام دا ه اند و لزومی بر انقلاب دوباره نیست. منتهی نظام ولایت فقیه به مثابه مانعی برای تحقق آن اهداف و تغییرات ساختاری در بنیادهای سیاسی - اقتصادی - اجتماعی و فرهنگی قرار گرفته است و کار باقی مانده بر داشتن آن مانع است تا راه بسوی استقرار و نهادینه کردن نظامی مردم سالار هموار گردد. درثانی ایشان ابتدا باید ثابت کنند که در تاریخ حیات ملتها هر انقلابی لزوما روش آن " خشونت " و هر اصلاحی "ضد خشونت " بوده است ؟! و ثانیا آیا وظیفه اول ایشان نیست که کسانی و جناح هایی که عملکردشان در راستای باز سازی استبداد مخوف ولایت مطلقه فقیه و تثبیت آن و جایگزینیش با اهداف انقلاب 57 مردم بوده است را بر شمارد ؟! و سپس نسبت" مخرب و پر هزینه بودن "به انقلابی را بدهد که به صفت "کم خشونت ترین انقلاب و انقلاب پیروزی گل بر گلوله " شهره آفاق شد؟آیا هزینه ای بالا تر از سوخته شدن فرصت یک نسل برای رشد وجود دارد ؟مسئولان این فاجعه چه کسانی هستند ؟ آقای تاج زاده در جایی دیگر از مقاله خود مینویسد:" در مجلس چهارم فراكسيون اقليت داشتيم اما چون متكي به افكار عمومي نبود، نتوانستيم منشاء اثر جدي شويم " آیا جای این پرسش از ایشان که اینچنین انقلاب مردم را مشوه و خشونت بار جلوه میدهد نیست که در مجلسی که به اذعان خودتان متکی به افکار عمومی نبوده است ، از اینرو انتخاباتی فرمایشی و قلابی بوده است ،شما جز با پشت کردن به مردم و انقلابشان و تکیه بر قدرت چگونه میتوانستید به خود اجازه دهید به آن مجلس راه یابید ؟! و اگر بجای تثبیت نظامی مردمی، نظامی مخوف همچون ولایت مطلقه فقیه بر انقلاب تحمیل شده است ، چه کسانی مسئول به انحراف کشیده شدن انقلاب و اهدافش میباشند ؟! خود شما مگر در جایی دیگر در مقاله خود اذعان نمیکنید که: "پيروزي و حاكميت مجدد محافظه‌كاران انديشه اصلي انقلاب و اصلاحات را به خصوص درباره پيوند اسلام و دموكراسي در سطح ملي، منطقه‌اي و جهاني با ناكامي مواجه مي‌كند" پس در انقلابی که اندیشه آن پیوند زدن بین اسلام( به مثابه مرام اکثریت مردم ایران )و دموکراسی بوده است ،کجا خشونت راه دارد ؟خشونت صفت انقلاب مردم بوده است و یا صفت رفتار تشنگان قدرتی که بدون اتکا به آرای مردم در مجلس هایی نا مشروع خود را "نماینده " مردم قلمداد کردند و بدینسان بزرگترین زور و خشونت را به اهداف آن انقلاب وارد ساختند ؟! در طول حیات مجلس ششم ستون فقرات نظام را خشونت تشکیل میداد یا رحمت ؟! از ایشان و امثال ایشان جز کمی انصاف در بررسی های خود و اعتقاد به حافظه و شعور تاریخی ایرانیان توقع نیست ! در نوشتار قبلی میزان خشونتی که تفکر اصلاح طلبی نظام ولایت فقیه گریبان گیر مردم ایران کرده است را به تفصیل بر شمردیم و از تکرار میپرهیزیم .
ایشان در استدلال دیگر خود "ج" معتقدند:" چنانچه حاکمیت یکپارچه گردد مردم در صورت رخ ندادن دو فرض فوق به انتظار منجی خارجی خواهند نشست !"در فوق نشان دادیم که چگونه وقتی کسی یا گروه و جناحی مردم را تنها در نقش منفعل به ذهن می آورد و برای آنها حداقل منزلت و حقوق در دفاع از آرمانهای خود خصوصا اصول آزادی و استقلال قائل نمی شود ، ناگزیر مجبور است متمسک به فروضی شود که در آنها قدرت ( حال یا داخلی و یا خارجی ) فعال مایشاء است !اگرحیات استبداد نظام ولایت فقیه با زدو بند پنهانیافتضاح آمیز با آمریکا تحت نام " اکتبر سورپرایز " و " ایران گیت "آغاز نشده بود و در طول ادامه عمر این نظام علی الدوام سیاست خارجی محور تعیین سیاست داخلی قرار نگرفته بود و زد و بند و معاملات پنهان با قدرتهای خارجی همواره حقوق ملی را به نفع قدرتهای خارجی بر باد نداده بود و شمشیر داموکلس حمله قدرت خارجی پیوسته در 25 سال اخیر بعنوان عامل اصلی القای ترس و ایجاد مدار بسته بر گردن ملت نگاه داشته نشده بود ، شاید میشد همانند آقای تاج زاده استدلال کرد که با خروج اصلاح طلبان از قدرت، مردم ایران "رستم دستان" نجات خود ر ا از دست میدهند و چاره ای جز روی آوردن و امید بستن به قدرت خارجی برای راهبریشان بسوی سعادت وجود ندارد !! آیا جای آن نیست که به کلیه کسانی که به این قبیل استدلالها متمسک میشوند وظیفه مهمشان را یاد آور شویم که ملتی که از موهبت روشنفکران و کادرهای سیاسی استوار و وفادار به اصول انقلاب خود، همانا آزادی و استقلال و رشد بر خوردار باشد ، که حقوق ملی را هیچگاه و تحت هیچ شرایطی در مقابل منافع قدرتهای داخلی و خارجی ذبح شرعی نکنند و بر آن مرجح دانند ، به هیچ روی چشم امیدش را از آنها بر نمیتابد تا به قدرت خارجی به مثابه منجی بدوزد؟و آیا وظیفه حد اقل هر گروه و جناحی که خود را دلسوز آینده ملت میداند این نیست که بجای القای ترس در مردم ، در بازسازی اخلاق سیاسی خود و پایبندی خود به اصول و ارزشهای انسانی و ملی و نیز بازسازی ظرفیتها و تواناییهای ملت کوشا شود ؟ شما اصلاح طلبان تمام سطوح عمل در جهت نهادینه کردن فهم و درک رفتار دموکراتیک از دست نهادید و آن را تنها به سطح سیاسی تقلیل دادید . و حال خود فغان بر می آورید که " در حال حاضر هيچ نهادي نداريم كه در صورت بروز بحران محور وحدت شود و جامعه را بدون كاربرد زور، اداره يا تماميت كشور را حفظ كند." آثینده ایران را در دایره تنگ حضور و یا عدم حضور خود محدود و محاصره کردن بزرگترین جفایی است که اصلاح طلبان حکومتی بر فهم و شعور و ظرفیتها و تواناییهای ملت ایران روا میدارند.
2 -ایشان معتقدند که استدلال مخالفان شرکت در انتخابات این است که : "دروضعيت كنوني نمي‌توان جلوتر رفت و وقتي مجلس و دولت و شوراها در اختيار اصلاح‌طلبان بود و نتوانستند كار مهمي انجام دهند ،حال با اين وضعيت چگونه خواهند توانست اقدامات مفيدي انجام دهند، در حالي كه فاقد حمايت گسترده مردمي مانند گذشته هستند؟" و در پاسخ بدان استدلال می آورد : "طرفداران تحريم،‌ استدلالي اقامه نمي‌كنند كه در صورت حاكميت بر مجلس، اگر نتوانيم بيش از اين پيش رويم، چگونه خواهيم توانست وضع كنوني و دستاوردهاي اصلاحات را حفظ كنيم و چه تضميني در كار است كه اوضاع كشور به قبل از سال 76 و حتي بدتر از آن برنگردد؟ پس ممكن است بيشتر از اين نتوانيم جلو برويم ولي اين مساله نبايد باعث ‌شود كه دستاوردهاي گذشته راد ر معرض نابودي قرار دهيم. به عكس بايد آنها را تثبيت كنيم. "
در پاسخ به این استدلال بایستی بگوییم که چنانچه ایشان به جای القای دوباره ترس به مردم که اوضاع در صورت عدم حضور اصلاح طلبان به قبل ازسال 76 باز میگردد ، قدری در عملکرد جناح خود تامل کند که چگونه 6 سال تمام ایران را در حالت فلجی نگاه داشته اند که به قول خود ایشان اوضاع نه از سال 76 بهبود یافته و نه جلو میرود ؟! اگر در اوضاع و احوال قبل از سال 76 که با محکومیت کل نظام ولایت فقیه در دادگاه برلین( معروف به دادگاه میکونوس ) به جرم اعمال تروریسم دولتی ، و با بازخوانی سفرای کشورهای اروپایی از ایران ، نظام ولایت فقیه علاوه بر از دست دادن مشروعیت داخلی ، مشروعیت خارجی را نیز از دست داده بود .اما شما اصلاح طلبان حکومتی به اذعان آقای حجاریان به نجات این نظام بر نخواسته بودید ، این نظام به مثابه مانع بر سر راه استقرار مردم سالاری در اوج بی مشروعیتی بی کمترین خشونتی قابل کنار گذاشتن بود . طیف شما که به مردم وعده اصلاح طلب بودن نظام را از درون دادید به اقرار خود جز ایجاد حالت فلج کاری کارستان نکردید ( و نمیتوانستید هم بکنید چرا که اکنون حد اقل تجربه بایستی به شما ثابت کرده باشد که ماندن در محدوده این نظام جزحالت فلج نمی تواند ببار می آورد ) براستی شگفت است که اکنون بجای اقرار به اشتباه نظری خود ، و در صدد جبران بر آمدن ،تازه مردم را از بازگشت به شرایط قبل از سال 76 میترسانید؟!

3- استدلال دیگر موافقان شرکت در انتخابات این است که :"حتي اگر در مجلس آينده اصلاح‌طلبان اكثريت را از دست بدهند تاثيرگذاري خود را خواهند داشت. زيرا متكي به افكارعمومي‌اند.بزرگترين تريبون آزاد ملي مجلس است. به خصوص به دليل آسيبي كه دانشگاه و مطبوعات به عنوان دو بال جنبش اصلاحات ديده‌اند، مجلس به عنوان پايگاه و خانه ملت نقش مهم‌تري ايفا مي‌كند و نمايندگان مي‌توانند طرح‌هايي ارائه و مواضعي اتخاذ كنند كه هيچ انجمن دانشجويي يا روزنامه‌اي قادر نيست در دفاع از حقوق مردم چنين سخن گويد و در عين حال گوينده از امنيت نسبي برخوردار باشد." تنزل مقام مجلس که در هر کشوری محل شور و اتخاذ تصمیمهای کلان و استراتژیک برای راهبری کشور است ، به مقام نازل "تریبون !" تنها در نظام ولایت فقیه ممکن است ! در این استدلال آقای تاج زاده خود به اوج فلج مطبوعات و دانشگاه تصریح میکند که حاصل دگماتیسم نظری خود همانا اصلاح پذیری نظامی اصلاح ناپذیر است و تناقض موجود در این استدلال تا بدانحد واضح است که نیازی به پاسخگویی ندارد !اقای تاج زاده معتقدند متکی به افکار عمومی اند . آیا نتایج انتخابات شورا ها ایشان را به عمق بی اعتمادی و احساس فریبی که در بین مردم بوجو آورده اند راهبر نمیشود ؟

● سه استدلال فوق اهم دلایلی بود که موافقان شرکت در"انتخابات " اقامه میکردند و تحریم انتخابات را موجه نمی دانستند . اما همانگونه که اشاره شد،رد صلاحیت گسترده اصلاح طلبان توسط شورای نگهبان و آشکار شدن تصلب نظام ولایت فقیه در عدم تحمل حتی طیف منجی خود یعنی اصلاح طلبان حکومتی ، تا به حدی اصلاح ناپذیری نظام را شفاف در معرض اذهان قرار داد که اکنون تحریم " انتخابات " در محدوده این نظام به فکر غالب در میان مردم بدل شده است و جنبش تحریم فعال گشته است . بیم تقلبی بودن آشکار " انتخابات " که در آن تنها لیست محبوب "رهبری "نظام از صندوقها بیرون آورده شود، تا بدانحد است که نمایندگان رد صلاحیت شده دست به تحصن زده اند . اما تحصن"نمایندگان "رد صلاحیت شده، با استقبال مردم مواجه نشده است. چرا که این اقدام را عموم مردم دیر هنگام میدانند. سوال آنها این است که چرا در هنگام گسترش قتل‌هاي زنجيره‌اي، پرونده آن را مجلس با قاطعیت پی نگرفت؟ چرا ، حادثه كوي دانشگاه را جهت شناسایی مسببینش پی گیری نکردید و تنها دانشجویان بودند که حقشان ضایع شد؟چرا در زمان ، تعطيلي گسترده مطبوعات و دستگیری فعالان سیاسی - مطبوعاتی از این نوع تحصن ها را نکردید؟و چرا در زمانی که حقوق ما مردم توسط گروههاي فشار سازماندهی شده وسازمان‌هاي امنيتي و اطلاعاتي موازي تضییع شد. شما که خود را نماینده ما میدانستید دست به تحصنی جدی نزدید؟ و اکنون که نوبت تضییع حقوق خودتان رسیده به فکر اعتصاب و تحصن افتاده اید؟ اصلاح طلبان مصداق چوپان دروغگو شده اند .به نحوی که وعده خلاف و قول عمل کردن و کم کاری آنان و محدود شدن عملکرد آنان تنها وعده و عید های غیر عملی شده ، زمینه باورمردم را نسبت بدانان حتی اگر در تحصن خود نیز اینبار جدی باشند، ستانده است . البته خود" نمایندگان" نیز از خود علاقه ای به بسط دامنه اعتراض خود به جامعه و تبدیل آن به یک "اعتراض ملی" بروز نداده اند . صدور بیانیه توسط متحصنین بی آنکه مفاد رایزنی های و بده و بستهانهای پشت پرده را بر مردم اشکار کند ، نشانگر این امر است که باز در دید اصلاح طلبان حکومتی رایزنی پشت پرده بر مشارکت ملت مرجح است . اما در بحبوحه ای که عزم جناح راست در برگزاری انتخاباتی آشکارا تقلبی و بی اعتنایی به مردم و ارسال ماموران خود ( روحانی و لاریجانی )برای کسب توافق غرب در سکوت در برابرانتخابات فرمایشی در قبال دادن وعده خور و برد از منابع ایران ، بر همگان اشکار شده است ،می بایستی تجربه به اصلاح طلبان ثابت می کرد که تن دادن به انتخاباتی تا بدین حد فرمایشی ، جز مفتضح کردن خود آنان در نزد افکار عمومی ایران و جهان نتیجه ای به بار نمی آورد.اما از آنجا که حساسیت مردم از گزیده شدن چند باره از یک سوراخ بی دلیل نبوده ، اصلاح طلبان با ارائه یک طرح سه فوریتی که عقب نشینی اشکاری بود& تزلزل خود را درایستادگی بروز دادند .چرا که هر چند در بیانیه های ابتدایی متحصنین از عدم عقب نشینی خود دم میزدند ولی در این طرح بدست خود نظارت استصوابی را قانونی کردند .اصلاح طلبان در طرح سه فوريتی خود به تفسير شورای نگهبان تن دادند به اين اميد که نمايندگان فعلی و چهره های برجسته خود را نجات دهند . آری از یک طرف " وزیر " کشور حکومت آقای خاتمی ، در 6 بهمن اعلام میکند :" جريان سياسي پنهاني تلاش مي‌كند تا رقيب را تمام و كمال از صحنه خارج كند و در اين وضعيت، ما به عنوان مجري انتخابات، امكان برگزاري انتخابات رقابتي و سالم را نداريم."و نمایندگان متحصن"منجمله آقای آرمین به مردم قول میدهد :" انتخابات غيرقانوني مسلما برگزار نخواهد شد . " همچنین آقای محمد رضا خاتمی اظهار میدارد :اگر وضعيت فعلي تداوم يابد يا تغيير چشمگیری در آن ایجاد نشود ، حاضر نخواهيم شد در مجلس بمانيم و نظاره‌گر برگزاري انتخاباتي غيرقانوني و فرمايشي باشيم. " و نیز نمایندگان متحصن در آخرین بیانیه خود ( شماره 13 ) خطاب به مردم قول میدهند :"حاضر نيستيم به قيمت تكيه زدن بر صندلي‌هاي مجلس، ننگ سكوت و تمكين در برابر روش‌هاي استبدادي را بپذيريم و اين لكه سياه را در تاريخ ايران پرافتخار به نام خود ثبت كنيم . سازش نمي‌كنيم چون حق نداریم به شما ملت خيانت کنیم "و بالاخره آقای تاجرنيا نیز عضو کمیسون امنیت ملی اعلام میکند :" با رد طرح سه فوريتي چاره‌‏اي جز استعفاي دسته جمعي و تحريم انتخابات نداريم."
ولی آقای محمد خاتمی در روز چهارشنبه 8 بهمن درپایان جلسه دولت اظهار میدارد : معتقدم در سطح بالايی در شورای نگهبان به‌خصوص برخی از اعضای محترم آن، بالاخص آقای جنتی سعی دارند كه مشكل حل شود و فعلا زمان تحصن نيست!" و با این حرف آشکار میسازد که معامله با اقتدارگرایان را بر حقوق ملی ترجیح میدهدو بدینسان هر گونه سازشی اصلاح طلبان را متهمان اصلي سناريوي فريب معرفي خواهد کرد .
مردم و جنبش دانشجویی ( از جمله اطلاعیه اخیر دفتر تحکیم وحدت و ... ) نسبت به مشروعیت دادن به خودکامگان از طرف اصلاح طلبان حساسیت شدید نشان میدهند و چنانچه اصلاح طلبان آخرین فرصت موجود در دست خود را همانند بقیه فرصتهای ناب بر باد دهند و بجای کنشی در راستای تحقق خواسته های مردم به واکنشی منفعلانه تن دهند ، بایستی بدانند که مردم منتظر آنها و عمل آنها نمی ماند .جنبش مسیر و راه خود را یافته و به پیش میرود و هیچ ملتی تاب تحمل زیست در حالت فلج را آنهم برای مدتی طولانی ند ارد . و در این صورت تنها اصلاح طلبان هستند که خود را از پیوستن به قافله مردم محروم خواهند کرد و تنها استقامت تا ابراز عزم ملی به پایان بخشیدن به ولایت مطلقه میتواند به نتیجه مطلوب مردم بیانجامد ..در آمدن از محدوده تنگ نظامی چنین ضد مردمی که نفع خود را در زد و بند با قدرتهای خارجی میداند و نه اعتنا به حقوق ملت،حداقل کاری است که اصلاح طلبان در جهت جلب اعتماد عمومی می توانند انجام دهند .حال که اصلاح طلبان بخاطر دست اندرکاری خود و حکومت خاتمی در امتیاز دادنها و بخاطر سکوت در برابر رانت خواران ، فاقد این توانایی شدنه اند که قلمرو اقتصادی را وسیع ترین عرصه آگاه کردن مردم از نقش ضد رشد نظام موجود کنند، میدان خالی را جناح راست در دست گرفته و وعده اصلاحات اقتصادی از نوع چینی را میدهد. این وعده مهمل است و با ساختار سیاسی- اقتصادی این نظام قابل جمع نیست چرا که الگو برداری حتی در حد تقلید صرف بدون در نظر گرفتن ویژه گی های ایران ، اول از هر چیز نیازمند باز ساختن فضا است که این کار در محدوده نظام ولایت فقیه و ایدئولوژی زدگی آن نه از نظر سیاسی ممکن است و نه از نظر اقتصادی و نه از نظر دینی و فرهنگی . از اینرو در ایران امروز کمتر کسی را دچار توهم تحقق خواهد کرد . از طرفی چشم انداز زیست ایرانی در خارج از محدوده نظام ولایت فقیه و ایجاد زمینه تحقق نظامی مردم سالار با همه ضعفهای اولیه اش بسیار مثبت تر از آن است که با القای ترس بتوان آن را در دیده ها تیره و تار جلوه داد .و در شماره اینده به بررسی این مهم مپیردازیم .
باری هر انسان و یا جمعی میتواند در معرض انجام رفتاری خطا قرارگیرد اما نه مردم ایران و نه تاریخ کسانی را که فرصت جبران خطا را ( که همیشه در اختیار نیست و گاهی بسته به برهه خاصی دارد) مغتنم نمی شمارد، نخواهند بخشید.از اینرو جبران خطا بایستی بموقع و با صداقت و شفافیت تمام رخ دهد تا خود عملی والا و با ارزش تلقی شود. ما صادقانه به شما اصلاح طلبان پیشنهاد میکنیم به جنبش مردم سالاری در خارج از حاکمیت برای تغییر نظام بپیوندید .این انتخاب درست شماست . در این ساعات حساس، میهن کهن ما برای استقرار مردم سالاری واقعی نیاز به همه انسانهایی دارد که مساله اشان حقوق مردم و سربلندی ایران است و مسلما این حقوق در محدوده نظام فاسدی چون ولایت مطلقه فقیه تامین نمی گردد !



صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر