ميدل ايست آن لاين خبر مىدهد كه القاعده به اعضاى
خود در خليج فارس پيام دادهاست عمليات بزرگى را در خليج فارس تدارك ببينند. بنا بر
سازمانهاى اطلاعاتى كشورهاى اين منطقه، پيام از بن لادن است. همزمان، ويدئوئى حاوى
اظهارات جديد بن لادن، توسط فرستنده تلويزيونى الجزيره پخش شد. در آن، بن لادن وعده
عمليات بر ضد قواى امريكا و متحدانش در عراق را دادهاست. بن لادن تنها از كويت نام
بردهاست. از اين رو احتمال مىرود عمليات تروريستى در كويت انجام بگيرد.
اينتليجنس آن لاين (3 تا 16 اكتبر) خبر مىدهد
كه اردن نقش مهمى را در اجراى سياست امريكا در عراق پيدا كردهاست. در ديدار دوروزه،
ملك عبدالله دوم با بوش، در كامپ داويد، توافقى انجام گرفت كه يك قسمت علنى و يك قسمت
سرى دارد. قسمت علنى را عبدالله خود اظهار كرد: 30000 از افراد ارتش و پليس عراق در
اردن تعليم خواهند گرفت. قسمت سرى مربوط مىشود به فعاليت اطلاعاتى و جاسوسى. هم اكنون،
200 تن از اعضاى سازمان اطلاعات اردن در عراق هستند و بخصوص در مناطق سنى نشين فعاليت
مىكنند. قرار است سازمان امنيت اردن با سيا در تعليم افراد سازمان اطلاعات جديد عراق
همكارى كند. بخلاف امريكا، اردن بر اين نظر است كه تمامى اعضاى حزب بعث نبايد كنار
گذاشته شوند.
اينتليجنس آن لاين گزارش مىكند كه از 8 تا 10
سپتامبر گذشته، سيا در لندن اجتماعى را با شركت نمايندگان انتليجنت سرويس و سازمانهاى
اطلاعاتى اسپانيا و ايتاليا و لهستان و هلند و مجارستان و اوكراين و بلغارستان تشكيل
دادهاست. هدف اين اجتماع يافتن روشهاى جلوگيرى از هجوم افراد گروههاى مسلح به داخل
عراق و حملههاى مسلحانهايست كه آنها و عراقيها به قواى امريكا و متحدانش در عراق
مىكنند. افراد اين گروههاى از مرزهاى ايران و سوريه و عربستان عبور مىكنند و وارد
عراق مىشوند. بيشترين افراد از مرزهاى سوريه وارد مىشوند و فسلطينى هستند. عربستانى
و يمنى نيز هستند اما ايرانيان كم شمارند. رئيس گروههاى اسلام گرا نزديك به القاعده،
ابومصيب الزرقاوى، اهل اردن است. اين گروهها با طرفداران صدام ائتلاف كردهاند. نماينده
سازمان اطلاعات لهستان كه در دوران جنگ نيز در عراق بوده و ناظر سازمان يافتن مقامت
مخفى بر ضد قواى امريكا بودهاست، شمار افراد نظامى و سازمان امنيت عراق را كه به عمليات
مسلحانه بر ضد قواى امريكا و متحدانش روى آوردهاند را چندين هزار برآورد كردهاست.
تشكيل ذخاير نفتى از سوى كشورهاى بزرگ جديد، يعنى
چين و هند، يكى از عناصر بنيادى امنيت انرژتيك جهان گشته است. قرار است در ژانويه آينده،
گروه ارزيابى و پيش بينى امور فورى آژانس بين المللى انرژى اجتماعى را، در دهلى نو،
ترتيب دهد. موضوع بحث تشكيل ذخيره نفتى هند است. مسئولان حكومت هند و شركتهاى هندى
و نيز نمايندگان امريكا و انگليس، در آن، شركت مىكنند. اين گروه كه كلوس جاكوبى
Klaus Jacoby آن را رهبرى مىكند. در 19 سپتامبر، در برلين، كنفرانسى با شركت مديران
شركتها و سازمانهاى ذخيره ساز نفت در كشورهاى غرب و نيز چين و هند تشكيل داده بود.
در حال حاضر، هند تنها براى 15 روز ذخيره نفت
دارد. اما مصمم است ذخيره نفتى خود را به ميزان مصرف 45 روز افزايش دهد. امريكا به
هند توصيه كردهاست ميزان ذخيره نفتى خود را در اولين فرصت افزايش دهد. هند خود نيز
نگران آنست كه در صورت پيش آمد جنگ با پاكستان، كشورهاى مسلمان هند را تحريم نفتى كنند.
ديلى استار (17 اكتبر) گزارشى را در باره گروه
رجوى و زيانى كه از سقوط صدام كرده، انتشار دادهاست. چند نكته از آن گزارش را مىآوريم:
* سازمان مجاهدين بزرگترين بازنده جنگ امريكا با
رژيم صدام است. از دست رفتن پايگاه عراق و حمايتهاى رژيم صدام، يكى از بد بياريهاى
اين سازمان است. با وجود اين، مشكل اصلى اين گروه داخلى و حاصل فرقه شدنش و مرام فرقوى
پيدا كردن است.
مطالعه جامعه شناسانه در باره صعود و سقوط
سازمان مجاهدين را اروند آبراهاميان بعمل آوردهاست. او سير تحول سازمان را از يك جنبش
تودهاى به يك فرقه، پى گرفته است. با وجود اين، نتوانسته مكانيسم اين سقوط را توضيح
دهد.
* چگونه سازمان مجاهدين به يك فرقه تبديل شد؟ عامل
اصلى اين تغيير، «انقلاب ايدئولوژيك» رجوى در 1985 است. اين «انقلاب» مجوز ساز ازدواج
مسعود رجوى با مريم عضدانلو، همسر مهدى ابريشم چى بود. به دنبال آن، رهبرى سازمان زوج
مسعود - مريم شد.
وفاداران به رجوى مىگويند اين «انقلاب» هم
استراتژيك و هم تاكتيكى بود. از لحاظ استراتژيك، به سازمان امكان داد، با ارتقاى زنان
و گماردن آنها به مقامات سازمانى، سازمان را زن مدار كند. اين كار سازمان را آنتى تز
رژيم زن ستيز جمهورى اسلامى گرداند. از نظر تاكتيكى نيز واواك رژيم را دچار سرگيجه
كرد و كار نفوذ دادن عناصر خود را در سازمان، بسى مشكل ساخت. اما در واقع، هدف تصفيه
گسترده سازمان بود. صدها تن از اعضاى سازمان آن را ترك گفتند چرا كه پى آمدهاى «انقلاب
ايدئولوژيك» را مىدانستند و نمىتوانستند با آن موافقت كنند. آنها مىدانستند اين
«زن گرائى» ظاهرى، در باطن، تدبيرى است براى تحكيم موقعيت رجوى. «انقلاب ايدئولوژيك»
نه تنها رابطه مجاهدين را با دنياى بيرون از سازمان قطع كرد، بلكه آنها را تا اعماق
فساد و تباهى سقوط داد. كار شبه زن گرائى به آنجا كشيد كه وسيلهاى شد بر ضد هر ايدهاى
از هويت جنسى.
* گزارش توضيح مىدهد چسان، در 1991، بلافاصله بعد
از جنگ اول خليح فارس (جنگ امريكا و متحدانش با رژيم صدام بر سر كويت)، رجوى گرفتار
ترس از انحلال سازمان خود شد. با «انقلاب ايدئولوژيك دوم» او مدعى شد آنچه بيش از همه
سازمان را تهديد مىكند، دلبستگى اعضاء به خانوادهاست. راه حل جنگ كامل با سكس و هويت
جنسى است.
بدين سان، رجوى با «سك زدائى» گروه خود، تحول
به فرقه را ميسر ساخت... و اينك همان عامل، سازمان را از درون در معرض تلاشى قرار دادهاست.