مصاحبه روزنامه "داگنزنرينگزليو" (22
سپتامبر 2003) با مهدى هاشمى رفسنجانى:
مهدى هاشمى رفسنجاننىِ 33 ساله مىگويد نام
و شهرت خوب من در اين ماجرا لكه دار شده است. شما من و خانوادهام را محكوم كردهايد.
ما در طبقه هفتم ساختمان يكى از شركتهاى زير مجموعهٌ
شركت ملى نفت ايران هستيم. رئيس آن مهدى هاشمى از خبرنگار روزنامه "داگنزنرينگزليو
"دعوت كردهاست با او مصاحبه كند.
او تكذيب مىكند كه مشاور استاتول يا هورتون
بودهاست و تكذيب مىكند كه از اين شركتها پول دريافت كرده است.
سؤال: در صورتى كه صحت نداشته باشد، فكر مىكنيد
چرا استاتول مىگويد شما مشاورش بودهايد؟
جواب: از خودشان سؤال كنيد. يك مشاور قرارداد امضاء
شده دارد و براى كار انجام داده پول دريافت كردهاست. استاتول بايد ثابت كند كه من
مشاور آنها بودهام يا كه هستم. من نيستم.
سؤال: نظر شما راجع به فىيل چيست؟
جواب: من فكر مىكنم كه او از كارمندانش گول خوردهاست.
يا اينكه اشتباه مىكند. يا اينكه او بد فهميدهاست. يا اينكه زيردستانش به او اطلاعات
غلط دادهاند. من نمىدانم كدامشان.
ولى هاشمى تأييد مىكند كه او چندين ملاقات با
كارمندان استاتول داشته است. اما اين ملاقاتها مستقيماً به حرفه او ربط داشتهاند:
بهترين استفاده از گاز بعنوان سوخت. او مىگويد: چندين ملاقات، در دفترش، با ريچارد
هوبارد رئيس بخش بين المللى استاتول كه استعفاء داد و نيز با ويلى اولسن مشاور بازنشسته
فىيل و با تور ايوار پدرسن، يكى از رؤساى
استاتول، ملاقات داشتهاست. اين اشخاص نفش اصلى در روابط استاتول با ايران داشته اند.
سؤال: چه كسى شما را به استاتول معرفى كرد؟
جواب: دفتر استاتول در ايران دو سال پيش با من تماس
گرفت. آنها به دفتر من آمدند و پس از آن، من را به نروژ دعوت كردند. در نروژ مىخواستم
كارمندان شركت سينتف SINTEFرا هم ملاقات كنم.
سؤال: چه موقع براى اولين بار اسم شركت هورتن اينوست
را شنيديد؟
جواب: از طريق وسائل ارتباط جمعى.
سؤال: عباس يزدى را مىشناسيد؟
جواب: من كسى را به اين اسم نمىشناسم.
سؤال: منظورتان چيست؟
جواب: ممكن است كه او را بشناسم ولى نه به اين اسم،
نمىدانم. من كسى را به اسم عباس يزدانپناه مىشناسم. ولى نمىدانم كه آيا او در لندن
زندگى مىكند يا نه. او در اروپا زندگى مىكند و فكر كنم ده دوازده سال پيش، به آنجا
رفتهاست. من دو سه بار در سال با او صحبت مىكنم. ولى جديداً با او صحبت نكردهام
و من نمىدانم كه آيا يزدى همان يزدانپناه است يا نه.
وقتى خبرنگار داگنزنرينگزليو يك هفته و نيم
پيش يزدى را در لندن ملاقات كرد، او گفت كه يكى از نام خانوادگيهايش يزدانپناه است.
يزدى مىگفت كه او چند روز پيش از آن، تلفنى با هاشمى در مورد جريانات استاتول صحبت
كرده است. يزدى مىگفت او هاشمى را به استاتول معرفى كرده است.
سؤال: آيا بازرسهاى پليس نروژ با شما تماس گرفته
اند؟
جواب: چرا با من تماس بگيرند؟
سؤال: بخاطر ادعاى استاتول كه شما يك مشاور اصلى
هستيد؟
جواب: بله من با كمال ميل با بازرسها همكارى مىكنم.
آنها بايد با من تماس بگيرند. اداره جات ايران هم همكارى خواهند كرد.
سؤال: آيا با پدرتان در اين مورد صحبت كردهايد؟
جواب: بله، او مىگويد كه وقتى انسان بى تقصير است،
نبايد به اين حرفها توجه كند. ما در گذشته هم با اينجور شايعات روبرو بوده ايم. هاشمى
ادامه مىدهد كه اگر او از استاتول رشوه مىخواست، مىتوانست ملاقاتها با افراد استاتول
را مخفى نگهدارد. ولى ملاقاتها كاملاً رسمى بودهاند.
او مىگويد نگران شهرتش است. او انتظار دارد
كه استاتول و همهٌ وسائل ارتباط جمعى كه در اين ماجرا دست داشتهاند از او عذرخواهى
كنند. او از بازرسان پليس تقاضا مىكند به
ايران بيايند. ولى او نمىخواهد به نروژ سفر كند.
سؤال: آيا ترس داريد كه دستگير شويد؟
جواب: كه مىداند.
او
مىگويد: از استاتول پول نگرفتهام و براى
اثبات ادعاى خود، مىگويد: ثروتمند نيستم.
منزلش را به ما نشان مىدهد. هاشمى، در طبقهٌ دوم زندگى مىكند كه به قول او
200 متر مربع است. او مىگويد او و خانوادهاش قبل از انقلاب بيشتر ثروت داشتهاند.
سؤال: آيا ثروتمند هستيد و تعريف شما از ثروتمند
جيست؟
جواب: من ثروتمند نيستم ولى ميزان ثروت ما راز خانوادگى
است.
او مىگويد: مجلهٌ آمريكائى فوربس Forbesجديداً او را بعنوان پنجمين ثروتمند دنيا معرفىكرده است.
انقلاب اسلامى: اين مصاحبه را از آن رو نقل كرديم
كه گويا است: در نروژ، رئيس هيأت مديره و رئيس كل شركت و رئيس قسمت بارزگانى شركت بخاطر
رشوه دادن به مهدى هاشمى رفسنجانى استعفاء كردهاند. در ايران، هاشمى رفسنجانى به پسر
خود مىگويد: اعتنائى به اين حرفها نكنيد! و او از شركت رشوه دهنده، مدرك مطالبه مىكند
اما جرأت رفتن به نروژ را از بيم دستگير شدن ندارد. خانواده رفسنجانى ثروت ندارد و
در همان حال، ثروت خانواده يك راز خانوادگى است! و...