در گرجستان، برهمان روش که مردم ایران گل را بر گلوله پیروز کردند، مردم تغییری را که ضرور تشخیص دادند، میسر گرداندند. روش دستگاه تبلیغاتی ملاتاریا، در برابر جنبش همگانی مردم گرجستان، وحشتش را از چنین جنبشی آشکار میکند. این جنبش را "نا آرامیها" میخواند و محرک آنها را امریکا میخواند. اما این امریکا در عراق و افغانستان قشون جرار نیز دارد. چرا در این دو کشور نمیتواند جنبش همگانی پدید آورد؟ آیا مردم ایران هنوز هم تردید دارند جنبش همگانی یک امر است و کسانی دولت مدار میشوند، امری دیگر است؟ اگر فرض کنیم رهبری سیاسی که در گرجستان جانشین میشود تمایل به امریکا داشته باشد، نه جنبش که امثال ملاتاریا است که زیر سئوال میروند. زیرا، مثال گرجستان باردیگر تصدیق واقعیتی می شود که مردم ایران تجربه کرده اند: در رهبری جنبش همگانی، حضور تمایلهای غیر مردم سالار و آنها که به استبدادگرائی و وابستگی شناخته شده اند، خطرناک ترین ضعفها است. بهیچرو نباید پذیرفت که زورپرستان وابسته، ولو مدعی شوند که توبه کرده اند، در این رهبری قرار گیرند. اگر ما ایرانیان تجربه ملی کردن صنعت نفت را قدرشناخته و مانع از آن می شدیم "خط سید ضیاء" در رهبری انقلاب شرکت کنند، امروز، کشور در دست این خط نبود. ...