انقلاب اسلامى: در شماره پيش، قسمتى از مصاحبه هاشمى
رفسنجانى را، با همشهرى، نقل كرديم. قسمتى را كه ناقض دروغهاى خود او در باره جنگ بود.
در پى مصاحبه با همشهرى، محسن رضائى دروغ او را تكذيب كرد. اين نخستين بار است كه دو
ايران گيتى با يكديگر، در تعارض آشكار قرار گرفتهاند و ناگزير به بخشى از حقيقت، در
باره يكى از مهمترين و بسا مهمترين امر واقع بعد از انقلاب، يعنى جنگ، اعتراف كردهاند.
حقيقتى در كه تعارض اين دو، قابل مشاهده شدهاست، ناگفته نيست. اما درخور بيشترين توجه
ايرانيان است هم بخاطر اينكه ببينند زمان چسان زورپرستها را نيز ناگزير مىكند لب به
گفتن حقيقت بگشايند و هم بخاطر نقشى كه جنگ، در بازيهاى سياسى درون رژيم پيدا كردهاست.
اما چرا جنگ 8 ساله مسئله روز شدهاست؟ هم بدين
خاطر كه يك نسل ايرانى در جنگى قربانى شدهاست كه هنوز مسئولان طولانى كردن آن تمام
حقيقت را در باره اينكه چرا روى داد و چرا 8 سال بطول انجاميد و مسئول زيانهاى عظيم
انسانى و مالى آن كيست، نمىگويند و هم بدين خاطر كه يكى از مسئولان طراز اول آن خيانت
و جنايت و فساد در كار بحران سازى است و اگر به حال خود گذاشته شود و بتواند بحران
بسازد، مردم ايران هستند كه مىبايد بهاى سنگين بحران سازى را بپردازند. لذا، در فصل
اول، ادعاهاى هاشمى رفسنجانى و تكذيبهاى رضائى را مىآوريم و نقد مىكنيم و بيشترين
توجه خوانندگان را به دو مصاحبه و نقدشان، جلب مىكنيم.
در فصل دوم، اطلاعات گوياى اعتبار باختن حكومت
بوش و نيز ترسش از معامله پنهانى با ملاتاريا را مىآوريم. همين جا، يادآور مىشويم
كه وقتى حكومت بوش از بيم افكار عمومى خويش نمىتواند با ملاتاريا معامله علنى كند،
مردم ايران به وجدان جهانى بها بدهند و نه حكومتهاى بى اعتبار و بدانند در حركت جمعى
خود براى آزادى، از حمايت اين وجدان برخوردار هستند.
در فصل سوم، به مسئله «برنامه اتمى»
رژيم و قطعنامه شوراى حكام مىپردازيم و مىكوشيم
براى اين پرسش پاسخ بجوئيم: آيا ملاتاريا بنا بر رويه، تا آخر يعنى سركشيدن جام زهر
ديگرى مىرود؟
در
فصل چهارم، گزارشى از ايران حاوى خبرهاى مهم و ارزيابى وضعيت رژيم و پيشنهاد رفراندوم
از سوى منتظرى و جبهه جمهورى و مردم سالارى از سوى دانشجويان را مىآوريم.
در فصل پنجم، دادههاى اقتصادى و نظرهاى اقتصاددانان
را در باره وضعيت اقتصادى كشور و ربط آن با توسعه نابسامانيهاى اجتماعى را نقل مىكنيم.
و در فصل ششم، خبرهاى تجاوزها به حقوق بشر را
مىخوانيد.